یارا فایل

مرجع دانلود انواع فایل

یارا فایل

مرجع دانلود انواع فایل

دانلود مقاله جهانی شدن

اختصاصی از یارا فایل دانلود مقاله جهانی شدن دانلود با لینک مستقیم و پرسرعت .

دانلود مقاله جهانی شدن


دانلود مقاله جهانی شدن

 

 

 

 

 

 

 



فرمت فایل : word(قابل ویرایش)

تعداد صفحات:23

چکیده:

مفهوم جهانی شدن (globalization) گستره ی وسیعی از روندهای سیاسی، اقتصادی و فرهنگی را دربر می گیرد. امروزه "جهانی شدن" به یکی از واژگان کلیدی بحث های سیاسی و آکادمیک بدل شده است. در بحث های مردم پسند، اغلب جهانی شدن به  این معانی است: دنبال کردن سیاست های  لیبرال کلاسیک  در عالم اقتصاد (یا "بازار آزاد")، تکثیر فنآوری های جدید اطلاعاتی ("انقلاب اینترنتی")، و نیز این انگاره که بشریت در آستانه ی تحقق جامعه ی واحدی  قرار دارد. جامعه ای که در آن موجبات عمده ی تنش های اجتماعی رخت بر می بندند ("همبستگی جهانی").  خوشبختانه، امروزه نظریه پردازان اجتماعی مفهوم دقیق تری از جهانی شدن ارائه نموده اند. اگرچه اختلاف نظرهای عمده ی  میان شرکت کنندگان در بحث مداوم جهانی شدن همچنان باقی است،  اما اغلب نظریه پردازان اجتماعی معاصر این دیدگاه را می پذیرند که جهانی شدن راجع به تغییرات بنیادی در نمایه (contour) های فضایی و زمانی حیات اجتماعی است. تغییراتی که به موجب آنها اهمیت فضا یا قلمرو تحت شعاع شتاب فزاینده ی ساختار زمانی شیوه های اصلی فعالیت بشر قرار گرفته است. امروزه فاصله ی جغرافیایی عموماً با مقیاس زمانی سنجیده می شود. با کاهش زمال لازم برای برقراری ارتباط میان دو نقطه ی جغرافیایی دور از هم، فاصله یا فضا فشرده یا "نابود" می شود.  تجربه ی آدمی از فضا، بسیار به ساختار زمانی فعالیت هایی وابسته است که به واسطه ی آنها فضا را تجربه می کنیم. تغییر زمانمندی های فعالیت بشر به ناگزیر تجربه ی دیگرگونه ای از فضا یا قلمرو ایجاد می کند.  در مورد اینکه دقیقاً چه عواملی موجب جابجایی های اخیر در نمایه های  حیات بشر شده اند، میان نظریه پردازان جهانی شدن اختلاف نظر وجود دارد. با این حال، عموماً می پذیرند که تغییر تجربه ی آدمیان از فضا و زمان، در بسیاری از حیطه های زندگانی اهمیت مرزهای محلی و حتی ملی را زایل می کند.  از آنجا که جهانی شدن پیامدهایی درازدامنه ای درتقریباً همه ی جنبه های حیات بشری دارد، نیاز به بازاندیشی پرسش های نظریه ی سیاسی هنجاری  را ناگزیر می سازد.

 

 

  1. جهانی شدن در تاریخ اندیشه

واژه ی جهانی شدن تنها ظرف دو دهه ی اخیر  رواج عام یافته است. اما مفسران دانشگاهی که از دهه ی 1970 این واژه را به کار گرفتند اهمیت آن را به فراست دریافتند (مودلسکی، 1972). با این حال، دست کم از آغاز ابداع سرمایه داری صنعتی، گفتمان روشنفکری مملو از اشاره به پدیده هایی بوده که به طور چشمگیری مشابه با پدیده های مورد توجه نظریه پردازان متأخر جهانی شدن هستند. فلسفه، ادبیات، و تقریظ های اجتماعی قرن نوزدهم و بیستم آکنده از ارجاع  به آگاهی از تجربه ی نوپدیدی از فاصله و فضاست. با ظهور اَشکال سریع حمل و نقل (مانند راه آهن و مسافرت هوایی)  و ارتباطات (تلگراف یا تلفن) که امکان تماس آدمیان را از خلال تقسیمات جغرافیایی و سیاسی به طرز شگرفی سرعت بخشیده اند، این تجربه به ناگزیر دستخوش تغییر شده است (هاروی،  1989؛ کِرن، 1983). بسی قبل از آن که اصطلاح جهانی شدن در بحث های عمومی و دانشگاهی متأخر مطرح شود، ظهور صور سریع  کنش اجتماعی موجب شد تا بسیاری کسان درباره ی فشرده شدن فضا به اظهار نظر بپردازند.

 

یک روزنامه نگار انگلیسی به سال 1839 تصور خود را ازاثر مسافرت با قطار بر حس فاصله چنین بیان می کند: "گستره ی کشورمان، چنان که پیش تر بود، نابود می شود. اندازه اش آن قدر آب می رود تا آنکه بیش از یک کلان شهر نباشد" (هاروی، 1996: 242). چند سال بعد، هاینریش هاینه، شاعر مهاجر آلمانی-یهودی، همان تجربه را چنین بیان می کند: " فضا به دست راه آهن به قتل می رسد. احساس می کنم انگار کوه  و جنگل های همه ی کشورها جز حاشیه ای بر پاریس نبودند. حتی اکنون، می توانم رایحه ی درختان زیرفون آلمان را احساس کنم؛ امواج دریای شمال پشت در خانه ام در خروش اند" (شیولبوش، 1978: 34). مهاجر آلمانی دیگری، که همان نظریه پرداز نامدار سوسیالیسم، کارل مارکس باشد، به سال 1848 نخستین تبیین نظری احساس فشردگی قلمروها را چنان صورت بندی نمود که معاصران اش را بسیار مقبول افتاد. در نظر مارکس، ضرورت تولید سرمایه داری به ناگزیر بروژوازی را "به جا خوش کردن در همه جا، اقامت در همه جا، و ارتباط برقرار کردن در همه جا" وا می دارد. نیروی مهیب سرمایه داری صنعتی  ابتدایی ترین منابع فنآوری را به نابودی فضا واداشته، تا راه را برای "مبادله با همه سو، و هم- وابستگی جهانشمول ملت ها" هموار سازند. روندی که درست بر خلاف محلی گرایی تنگ نظرانه ای بود که قرن ها بشریت را متوقف کرده بود (مارکس، 1979[1848]: 476). فنآوری های جدید، به رغم شرّ بودن شان به خاطر اینکه ابزار استثمار سرمایه داری هستند، به دلیل افزودن امکانات برهمکنش آدمیان را از خلال مرزها نهایتاً نیرویی پیشرو در تاریخ می باشند.  این فنآوری های ارتباطی زیرساخت های لازم برای تمدن جهان وطن سوسیالیستی آینده را فراهم می آورند، در عین اینکه در حال حاضر هم وسیله ی سازماندهی طبقه ی کارگر برای تدارک انقلابی محتوم هستند. انقلابی که برای آن اهمیت تقسیم بندی های سنتی قلمروهای جغرافیایی  بیش از اهمیت مرزها  نزد  نظام استثمار سرمایه داری نیست.

 

افسون تجربه ی فشردگی قلمرو، محدود به روشنفکران اروپایی نبود. همین مضمون در اندیشه ی آمریکایی ابتدای قرن بیستم هم نقشی کلیدی ایفا نمود. هنری آدامز، چهره ی ادبی آمریکایی به سال 1904 برای توضیح تغییرات سریع نمایه های فضایی و زمانی کنش آدمی،  وجود "قانون شتاب" را مبنای کار توسعه ی اجتماعی دانست و گفت که جامعه ی مدرن را تنها هنگامی می توان به درستی شناخت که  نقش محوری شتاب ظاهراً مقاومت ناپذیر فنآوری ها و فرآیند های اجتماعی را در نظر داشته باشیم. (آدامز، 1931 [1904]) جان دیویی [فیلسوف بزرگ سنت پراگماتیسم آمریکایی] هم در سال 1927   احتجاج می کرد که روندهای فعلی اقتصادی و تکنولوژیک حاکی از ظهور "دنیای جدید" ی است که اهمیت آن کمتر از گشوده شدن آمریکا به روی فتوحات و استعمار اروپاییان در سال 1492 نیست. در نظر دیویی، اختراع موتور بخار، به کارگیری  الکتریسیته و تلفن، چالش سترگی پیش روی صورت های  نسبتاً پایا و یکنواخت زندگی اجتماعات محلی می نهد. اجتماعاتی که دیرزمانی تنها صحنه ی تماشاخانه ی فعالیت های بشری بودند. فعالیت اقتصادی چنان به نحو فزاینده ای حصار زیستی اجتماعات محلی را شکافت که موجبات شگفتی پیشینیان مان شد. برای نمونه، کشتی های بخار، خطوط آهن، خودروها، و مسافرت هوایی به گونه ای چشمگیر نرخ تحرک جغرافیایی را افزودند. اما دیویی ازتأکید بر تغییر نمایه های فضایی و زمانی کنش بشری فراتر می رود و می گوید فشردگی فضا پرسش هایی بنیادی پیش روی دموکراسی نهاده است. او ملاحظه می کند که اکنون دیگر جوامع سیاسی کوچک- مقیاس (مثلاً شهرک های نیوانگلند)، که پیش تر نقاط مهمی برای مشارکت دموکراتیک کارآمد محسوب می شدند، در قیاس با مسائل بزرگ جهانی همبسته نقشی حاشیه ای  یافته اند. شبکه های پیوندهای اجتماعی  با تراکم فزاینده شان صورت های محلی خودگردانی را ناکارآمد ساخته اند. دیویی این سئوال را مطرح می کند که "می توان پرسید، چگونه می توان اجتماعی را سامان داد، درحینی آن اجتماع اصلاً در یک مکان نمی ماند؟" (دیویی، 1954 [1927]: 140). اگر کمینه ی نیاز برای تحقق شهروندی دموکراتیک را امکان کنش هماهنگ با دیگران بگیریم، در عالمی که امکان شگفت انگیز جابجایی و تحرک شهروندان در آن هرچه افزون تر می شود، چگونه می توان شهروندی را حفظ نمود؟ به نظر دیویی، فنآوری های جدید و پرسرعت، به حیات اجتماعی خصیصه ای گریزپا و متغیر داده اند  که اثر مستقیم آن بر تغییر و تحول شتابناک بسیاری عرصه های زندگی (و چه بسا مهم تر ازهمه در عرصه ی اقتصاد) مشهود  است و موجب سیالیت و بی ثباتی نسبی روابط اجتماعی شده است. اما اگر شهروندی مستلزم اندکی ثبات و پایداری در حیات اجتماعی باشد، آیا نمی توان گفت که تغییرات اخیر در شرایط فضایی و زمانی کنش انسانی، برای مشارکت سیاسی بد شگون اند؟ چگونه شهروندان جوامع معاصر می توانند گرد هم آیند و به کنش هماهنگ بپردازند درحالی که " جنون حرکت و سرعت" حتی بازشناسی یکدیگر را نیز برای مردم دشوار ساخته است، تا چه رسد به تشخیص اهداف و دغدغه های مشترک؟  (دیویی، 1954 [1927]: 140).


دانلود با لینک مستقیم

نظرات 0 + ارسال نظر
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.