فرمت فایل : word(قابل ویرایش)
تعداد صفحات:110
چکیده:
ازدواج
ازدواج یکی از مهمترین نهادها برای افراد و جامعه بشمار میرود. برای افراد، یکی از معنیدار ترین و خاطرهانگیزترین رخدادهای دوره زندگی و نیز مهمترین پایه تشکیل خانواده میباشد. ازدواج معبری است که آغاز جدایی فرد از والدین را مشخص مینماید و به لحاظ اجتماعی تداوم نسل و به لحاظ اقتصادی استقلال به دنبال دارد. از نظر اجتماع، ازدواج افراد مختلف از خانوادههای گوناگون را در یک جا متحد مینماید و به عنوان یک واحد مصرف کننده و تولید کننده کالاها و خدمات عمل میکند. در بسیاری از جوامع، ازدواج زمان و بسته قابل پذیرش برای زاد و ولد به حساب میآید. سن ازدواج بصورت خاص مورد توجه است زیرا گذر به بزرگسالی را در بسیاری از جوامع مشخص مینماید و آغاز دوره منظم در معرض بارداری و بچهداری قرار گرفتن میباشد. زنانی که زودتر و در سن کمتری ازدواج مینماید و به طور متوسط دورهی بیشتری در معرض بارداری هستند و اغلب به زادو ولدهای بیشتر نیز میانجامد. پراکندگی در سن ازدواج به توضیح تفاوتها در زاد و ولد جمعیتها نیز کمک مینماید و یکی از عوامل تعیین کننده رفتار زاد و ولد جوامع میباشد. (coale1971,lesthaeghe etal1989)
ازدواج زودتر با بچهداری زودتر نیز مرتبط است با توجه به اینکه در بیشتر موارد خصوصاً جوامع مدرن، هدف از ازدواج داشتن فرزند میباشد. بارداری در سنین کم خطرناک و نگران کننده است و با سلامت مادر وفرزند ارتباط دارد وحتی میتواند منجر به مرگ و میر مادران به هنگام زایمان شود.(zabin and kiragm,1998)
تاخیر در ازدواج نیز مستقیماً زادوولد را از طریق کاهش تعداد سالهای ممکن برای بچهداری تحت تاثیر قرار میدهد. از سویی ازدواج دیرتر به زنان اجازه میدهد تا تحصیلات خود را تکمیل کرده و یا ادامه دهند، مهارتهای کاری برای حضور در بازار کار کسب نمایند و جذابیتهای شغلی و درآمدی که رقیبی برای داشتن بچه میباشد را توسعه دهند. این جذابیتهای شغلی ممکن است، زنان را به داشتن خانوادههای کوچکتر ترغیب نماید.
افزایش در سن ازدواج، با تغییرات مهم ساختاری – اجتماعی مانند افزایش در دستیابی به تحصیلات شهرنشینی و ظهور نقشهای جدید برای زنان مجرد مرتبط میباشد. (Kaufman & meekers,1998, united nation,1987)
ارتباط تئوریک تحصیلات و ازدواج
تحصیلات از طرق مختلفی میتواند بر زمان ازدواج تاثیر بگذارد . افراد با تحصیلات بالا زمان وسالهای بیشتری را در مدرسه و دانشگاه سپری میکنند. با ثبت نام و شرکت در مدرسه و دانشگاه دانشآموزان دانشجویان که اغلب جوان نیز هستند هم به لحاظ اینکه ازدواج در آن مقطع برای تحصیل آنان مزاحمت ایجاد میکند و هم اینکه به لحاظ مالی و نداشتن درآمد پایدار نمیتوانند از عهده تشکیل خانواده برآیند. (توانایی خانوار در تامین مالی مزدوجین جوان و یا حمایتهای مالی دولت چرا؟)
بنابراین تحصیل مانع مهم ازدواج در سنین پایین میباشد بعلاوه معمولاًَ هنجارهای اجتماعی نیز در برخی جوامع(از جمله ایران) وجود دارد که افراد مزدوج را در تحصیل خصوصاً در میان دختران با دیگر دختران منع میکند. (دورههای شبانه)
از سوی دیگر آموزشهای تحصیلی دختران را از محیطهای داخلی و خانوادگی جدا کرده و با تخریب ارزشهای سنتی حاکم و ایجاد ایدههای نوین، سیستم ارزشی جدیدی را بر باورهای آنان حاکم میکند که معمولاً با سنتهای قدیمی سازگار نیست و با ازدواج زودهنگام منافات دارد (westoff 1992)
نتایج مطالعات بر مبنای دادههای DHS کنیا،حاکی از این امر است که سن متوسط ازدواج در میان زنان ازدواج کرده 49-25 سال که تحصیلات دبیرستانی داشتهاند 22 سال و در میان زنان ازدواج کردهای که تحصیلاتی نداشتهآند فقط 17 سال میباشد. (NCPD etal 1999)
با قرار گرفتن دختران در معرض نقشهای غیر سنتی و فراهم آوردن شرایطی به منظور گسترش دادن آلترناتیوهای قابل توجه در مقایسه با ازدواج آنان، آنها را زودتر آنان آنها میتوانند با داشتن تحصیلات بالاتر فرصتها و انتخابهای زندگیشان را گسترش دهند. بنابراین تاثیر تحصیلات بر زمان ازدواج ممکن است مربوط به توسعه ارزش مداری و سلایق باشد که تقدم و ترجیحات رضایتمندی زمانیکه با دستیابی به اهداف و آرزوهای بلندمدت فرد سازگار نباشد به تاخیر خواهد افتاد. Brzvher&santow,1998))
تحصیلات همچنین میتواند سن اولین ازدواج را از طریق استفاده موثرتر از وسایل ضدبارداری تحت تاثیر قرار دهد. مطالعات زیادی نشان میدهدکه زنان تحصیلکرده تمایل بیشتری در استفاده از وسایل ضدبارداری نسبت به زنان غیرتحصیلکرده دارند. تحصیلات آنها را در دسترسی مفید به اطلاعات و وسایل مدرنتر پیشگیری از بارداری واستفاده بهتر از و موثرتر از آنها کمک شایانی میکند. استفاده موثرتر از این وسایل و اطلاعات آنها را از بارداریهای ناخواسته نجات میدهد که ممکن است آنها را وادار به ورود زودتر از زمان مورد نظرشان به ازدواج مینماید. ]البته قابل ذکر است که این ابزار، هم میتواند ورود زودتر آنان را به ازدواج از طریق تاخیر در بارداری و کاهش هزینههای فرصت ناشی از ان تسهیل و تسریع نماید و هم ارتباطات جنسی قبل از ازدواج آنان را پوشانده و باعث تاخیر در ازدواج شود.[
همچنین تحصیلات از طریق تاثیری که بر افراد تحصیلکرده راجع به درک خود از خود و درک جامعه از آنها میگذرد و نیز ارزش فرزند در جامعه مدرن میتواند بر زمان ازدواج تاثیر بگذارد.(Caldwell etal,1983) در جوامع سنتی زنان اغلب بر ازدواج و بچهداری بعنوان راههایی برای به دست آوردن شرایط اجتماعی، احترام و قدرت در خانواده و نیز در صفحههای ارتباطی دیگر، تکیه میکردند. بنابراین ازدواج زودتر و به دنیا آوردن بچه در جوامع سنتی بسیار ارزشمند بود. (Caldwell and Caldwell (1987 درحالیکه با مزایای تحصیلات از زنان تحصیلکرده هم در جامعه و خانواده محترم هستند و هم از شرایط و وضعیت اجتماعی لذت میبرند، حال چه ازدواج بکنند و چه ازدواج نکنند. در کنیای امروز به تحصیل زنان به عنوان یک سرمایهگذاری انسانی و احساسی و اساسی نگریسته میشود و راهی برای استخدام و دریافت حقوق، استقلال قدرت تصمیمگیری، و فرصتها و شرایط وسیع اجتماعی میباشد. بنابراین زنان تحصیلکرده دیگر به ازدواج و به دنیا آورده بچه به عنوان تنها راه عملی برای رسیدن به شرایط اجتماعی و استقلال اقتصادی نمینگرند.
متغیرهای توضیحی دیگری نیز با سن ازدواج ارتباط دارند.منطقه اقامت نوع مکان اقامت مذهب ونژاد و قومیت. بهطور مثال منطقه اقامت ونژاد یکی از مهمترینپیشبینی کنندههای الگوی سن ازدواج در تایلند و مالزی به شمار میرود. (palmor,1983)
مشابهاًدر موزامبیک نژاد یکی از تعینکنندههای مهم سن ازدواج است(arnaldo,2004)
مناطقی که به لحاظ اقتصادی اجتماعی توسعهیافته تر باشند انتظار میرود دیرتر ازدواج کنند تا مناطقی که کمتر توسعه یافتهاست زیرا که عمده آنان آموزشیافتهترند و فرصتهای شغلی خارج از خانه بیشتر برایشان فراهم میباشد.
مناطق مختلف و نژادهای مختلف تفاوتهای فرهنگی با هم دارند و ایدئولوژیهای فرهنگی اجتماعی آنان در مورد ازدواج و زاد و ولد متفاوت است. ایدئولوژیها ترکیبی از هنجارها، اعتقادات و ارزشهای و باورهای یک جامعه یا فرهنگ است که به روی نهادهای اجتماعی و خانواده و نوع نگرش به آنها دخیل میباشد. بنابراین گروههای هنجارها، ایدهها و باورها برای توضیح پراکندگی نژادی و تفاوت در سن مربوط به ازدواج و بارداری به کار میرود. (goldscheder,1971,adbai,tronato1999)
نوع مکان اقامت نیز مهم است، زیرا عموماً در مناطق روستایی زودتر ازدواج میکنند. مردمی که در شهرها زندگی میکنند در معرض شیوههای زندگی متنوعتر و کنترلهای اجتماعی ضعیفتری نسبت به مردمان مناطق روستایی میباشد. در مناطق روستایی تمایل به ساختارهای نهادی و هنجاری مانند خویشاوندی و خانوادههای گسترده بیشتر وجود دارد که ازدواج و بچه آوردن را ترغیب مینماید.
(goode1963,Dixon 1971,united nations 1988,1990)
این ساختارها و شبکههای اجتماعی در مناطق شهری کمتر موثرند. افراد ومردم مناطق شهری نیازمند توسعه مهارتها، بدست آوردن منابع و پختگی بیشتری هستند تا بتوانند یک خانواده مستقل را اداره نمایند بنابراین ازدواج را به تاخیر میاندازند. بعلاوه زنان شهری نسبت به زنان روستایی بیشتر تمایل دارند که تحصیلات بالاتری داشته باشند و حقوق و درآمد مستقلی داشته باشند. در کنیا همانند سایر کشورهای در حال توسعه، مناطق شهری معمولاً سهم بیشتری از جمعیت تحصیلکرده و بادرآمد بالا را در خود دارند و نیز تسهیلات آموزشی و بهداشتی بهتری در اختیار دارند. بنابراین، اقامت در مناطق شهری با انتظار ورود دیرتر به ازدواج مرتبط خواهد بود.
با توجه به اینکه ویژگیهای اکولوژیکی، اقتصادی- اجتماعی و فرهنگی محیط دوران کودکی یک زن یا محل تولد او، سلامتی و نیز باورها، آرزوها وشیوه کار او را تحت تاثیر قرار میدهد و نوع نگاه و نگرش او به تشکیل خانواده و بزرگسالی را منعکس مینماید بنابراین، این متغیر را نیز باید در نظر گرفت.
این تحقیق تاثیرات فعالیت جنسی قبل از ازدواج و تولد فرزندان قبل از ازدواج و سن اولین ارتباط جنسی را بر روی سن ازدواج بررسی مینماید. فعالیت جنسی قبل از ازدواج و بارداری قبل از ازدواج ممکن است موجب ازدواج زودتر شود. البته برخی مطالعات نیز خلاف آنها نشان دادهاند. (chiswick and lehrer 1990,bennet etal 1995)
سال تولد نیز به منظور کنترل روند شیوع و رواج ازدواجها در طول زمان به مدل اضافه میشود. در نهایت تاثیر مذهب نیز بر روی سن ازدواج بررسی میشود. هنجارها و باورهای مذهبی جهتگیری فرد در قبال ازدواج و فرزند را تحت تاثیر قرار میدهد.
متد و تحلیل دادهها
دادههای مربوط به برنامهDHS (Demographi Health Survey) سال 1998 کنیامیباشد که شامل مجموعهای از دادههای مربوط به زاد و ولد، برنامهریزی خانواده، سلامت مادر و کودک و اطلاعاتی راجع به ایدز میباشد. دادهها از 7881 زن بین 15 تا 49 سال جمعآوری شده است.
متغیر وابسته سن اولین ازدواج بر حسب سالهای کامل شده سن میباشد. سن اولین ازدواج بعنوان سنی که فرد از وضعیت تجرد به وضعیت تاهل تغییر میکند،تفسیر میشود. به هنگام مصاحبه اگر زنی هنوز ازدواج نکرده باشد، در تحلیل آماری ما مورد استفاده قرار نمیگیرد. وجود این موارد حذف شده رفتار خاصی را در تخمین زمان در معرض واقعه قرار گرفتن، ایجاب مینماید و روالهای مربوط به رگرسیونهای معمولی مناسب نمیباشد. (Alison,1995) بنابراین ما از تکنیکها تحلیل زمان پیوسته تاریخ واقعه استفاده میکنیم (Alison,1984,1995). بطور خاص، مدل نسبت به ریسک عمومی cox برای دستیابی به تاثیرات آموزش و دیگر متغیرها بر زمان ازدواج مورد استفاده قرار میگیرد. مدل بصورت کلی زیر میباشد:
H( t,x1,… , xn) = h. (t). exp(b1.x1 +…. Bn. xn)
که h(t,,,) برآیند ریسک را با توجه به مقادیر متغیرها x1,… , xn)) و نیز زمان (t) نشان میدهد. H0 (t) ریسک پایه نامیده میشود که افراد زمانیکه مقادیر سایر متغیرها صفر است با آن مواجهند استفادهاز رگرسیون cox در مطالعه فرآیندهای جمعیتی مانند ازدواج کاملا در ادبیات موضوع معمول میباشد.