فرمت فایل : WORD (قابل ویرایش)
تعداد صفحات:90
فهرست مطالب:
عنوان صفحه
فصل اول
1-1- مقدمه 2
2-1- طرح مسئله و بیان موضوع پژوهش 4
3-1- فرضیههای پژوهش 8
4-1- متغیرهای پژوهش و تعاریف عملیاتی آنها 8
5-1- اهمیت نظری و کاربردی پژوهش 9
فصل دوم
1-2- مقدمه 12
2-2- هیجان چیست 14
3-2- نظریه جیمز- لانگه 15
4-2- دیدگاه شاختر 16
5-2- کارکردها و جلوههای هیجان 19
6-2- هیجان بعنوان تکانههایی برای عمل کردن 20
7-2- اساس هوش هیجانی از نظر زیستی 21
8-2- هماهنگی هیجان و فکر 23
9-2- رابطه هوش هیجانی با موفقیت 25
10-2- نوع متفاوتی از هوش 27
11-2- کنترل تکانه 35
12-2- خوش بینی 39
13-2- منبع کنترل 40
14-2- نظریههای منبع کنترل 42
15-2- شکلگیری منبع کنترل 45
16-2- کنترل درونی- بیرونی و بهداشت روانی 47
17-2- منبع کنترل و تغییر پذیری 47
18-2- منبع کنترل و اثر بخشی عملکرد 48
19-2- کنترل درونی- بیرونی تقویت 49
فصل سوم
1-3- روش پژوهش 52
2-3- جامعه پژوهش 52
3-3- نمونه و روش نمونه گیری 52
4-3- معرفی ابزار پژوهش 52
5-3- روش اجرای تحقیق 59
فصل چهارم
تجزیه و تحلیل اطلاعات 61
فصل پنجم
خلاصه نتایج پژوهش 65
پیشنهادات 70
محدودیتها 72
منابع 73
ضمائم 75
فصل اول
1-1- مقدمه
در سالهای اخیر، الگویی علمی از ذهن هیجانی پدیدار شده که نشان میدهد اعمال ما تا چه اندازه منشاء هیجانی دارند، این که چطور زمانی بسیار منطقی و لحظهای بعد بسیار غیر منطقی هستیم و این که هیجانها، دلایل و منطق خاص خود را دارند. گاهی اوقات شنیدهایم که از خودگذشتگی شخص باعث نجات یک انسان دیگر شده است، یا تلاش قهرمانانه پدر و مادر که با از دست دادن جان خود، کودکشان را از مرگ نجات دادهاند. در توجیه این گونه موارد میتوان به عوامل متفاوتی اشاره کرد، به عنوان مثال زیست شناسان تکاملگرا از خود گذشتگی والدین را در خدمت (بقای نسل) و انتقال ژنهای فرد به نسلهای آینده میدانند.
همچنین این نمونههای رفتار هدف و تفاوت هیجانها را بر ما نمایان میسازد. زیست شناسان اجتماعی در توجیه این گونه مسائل به اهمیت قلب و عشق نوع دوستانه اشاره میکنند.
از آنجا که در طول تکامل بشر، این موقعیتها همواره بارها و بارها تکرار شدهاند، نقش بستن مجموعه هیجانها در سلسله اعصاب، به شکل گرایشهای فطری و خودکار قلب آدمی، گواهی بر ارزش حیاتی آنهاست (پارسا، 1380). حال سئوال مهمی که در اینجا مطرح میشود این است که زمانی که هیجانها بر منطق و عقل چیره شوند چه روی میدهد.
اینکه هیجانها بر عقل و منطق چیره میشوند، نشان دهنده تأثیر چیزی است که بشر در طی دوران تکامل خود در هزاران نسل گذشته بدست آورده است. به عنوان مثال ترس که یکی از هیجانهای اساسی و اصلی انسان است محصول تمدن کنونی نیست، بلکه در توجیه آن میتوان به دیدگاه تکاملی روی آورد که به نوعی انسان اولیه توسط ترس و اجتناب از موقعیتهای خطرناک جان خود را نجات داده است و امروزه ترس نه به شکل گذشته بلکه به نوعی دیگر مبدل شده و خود را در صورتهای مختلف نشان میدهد.
منبع کنترل نیز از جمله مسائل مهمی است که رفتارهای مختلف افراد را تحت تأثیر قرار میدهد. منبع کنترل به معنای آن است که افراد چه نقشی در تعیین سرنوشت خود دارند. آیا افراد خود تصمیمگیرنده هستند و خود را عامل موفقیت یا شکست میدانند یا اینکه برعکس عامل شانس را در زندگیشان مهم میدانند.
مطالعات بسیاری نشان دادهاند که بین منبع کنترل و عملکرد افراد رابطه وجود دارد. به عنوان مثال فایندلی و کوپر ، در یک بررسی در شرایط تحصیلی به این نتیجه رسیدند که بر اساس شواهد بسیار مهم، افراد با منبع کنترل درونی در آزمونهای مختلف تعیین پیشرفت عملکرد بهتری داشتند. همچنین در تحقیقات دیگری معلوم شده است که عملکرد افراد طبقات پایین اجتماعی و اقلیتها، بیشتر تحت تأثیر منبع کنترل بیرونی است (پارسا 1381).
این یافتهها در پژوهشی که با ملت آفریقایی بوتسوانا انجام گرفت تکرار شدند در آنجا نوجوانان مرد و زن سیاه از نوجوانان سفید آمریکا، نمرههای بالاتری در منبع کنترل بیرونی کسب کردهاند.
در هر دو کشور، نوجوانانی که مرتبه اجتماعی – اقتصادی بالاتری داشتند از آنهایی که مرتبه اجتماعی پایینتری داشتند، نمرههای بالاتری در منبع کنترل درونی به دست آوردند.
بنابراین یافتهها نشان میدهد که موفقیت شغلی و عملکرد افراد به عوامل گوناگونی بستگی دارد که هوش هیجانی و منبع کنترل درونی میتواند از عوامل مهم در این امر باشد. با توجه به تعریفی که از هوش هیجانی آمده است و همچنین خصوصیاتی که برای افراد منبع کنترل درونی قائل هستند شباهتهای نظری وجود دارد، به نظر میرسد که افراد موفق از هوش هیجانی بالاتری برخوردار باشند و این افراد برخوردار از خصوصیات منبع کنترل درونی هستند.
پژوهشهای زیادی نشان میدهد که برای موفقیت در شغل صرفاً نمیتوان به هوش بهر بالا یا نمرات تحصیلی خوب اکتفا کرد. زیرا همانطور که قبلاً گفته شد هوش هیجانی نیز در موفقیت افراد و سرنوشت آنان عامل مهمی تلقی میشود. زیرا افرادی که دارای هوش هیجانی بالایی هستند احساسات خود را به خوبی میشناسند و میتوانند احساسات دیگران را درک کنند، و موقعیت را به خوبی ارزیابی کنند و از مهارتهای عاطفی لازم برای حل مشکلات بهره گیرند. (پارسا 1381).
2-1- طرح مساله و بیان موضوع پژوهش:
هدف اصلی این پژوهش بررسی نقش هوش هیجانی و منبع کنترل در میزان موفقیت اقتصادی شغل میباشد. رابطه هوش هیجانی با منبع کنترل و بررسی نقش این عوامل در موفقیت شغلی در دو بخش مورد بررسی قرار گرفته است. در بخش اول تلاش پژوهشگر بر آن است که ابتدا به بررسی رابطه منبع کنترل با هوش هیجانی بپردازد و سپس در بخش دوم میزان تأثیر پذیری موفقیت شغلی از روی دو عامل هوش هیجانی و منبع کنترل به طور جداگانه مورد بررسی قرار دهد.
عقیده عمومی بر این است که برای موفق شدن عواملی مانند هوشبهربالا، عزت نفس، تلاش مستمر و... دخالت دارند. این که بتوانیم افرادی دارای هوشبهر خالص و بدون هوش هیجانی (عاطفی) پیدا کنیم یا برعکس دارای هوش هیجانی بالا بدون هوشبهر بیابیم تقریباً غیر ممکن است. زیرا دارا بودن هوشبهر خالص بدون هوش هیجانی یعنی انسانی بدون عاطفه و سرد که تنها میتواند در تحصیلات یا امور ذهنی پیشرفت کند که چنین چیزی جزء استثناعات و نابهنجار است. اما در مقابل میتوان چنین اذعان داشت که افراد با هوش متوسط از هوش هیجانی بالایی برخوردارند یا افراد زیادی یافت میشوند که از هوش سطح بالا بهره میبرند و از هوش هیجانی در حد متوسط یا پایین برخوردار هستند.
به طور کلی کسانی که در هر دو سطح هوشبهر و هوش هیجانی دارای نمره بالایی باشند به احتمال زیاد در زندگی خود، در زمینههای مختلف موفقتر خواهند بود. البته این که بتوان موفقیت شغلی شخص را به هوش هیجانی بالای وی نسبت داد مشکل مینمایاند، اما باید این مسئله را در نظر داشت که دارا بودن هوش هیجانی (رجوع شود به فصل دوم) در سطح بالا میتواند انگیزه پیشرفت و مهارت لازم را در فرد بوجود آورده که در نهایت به موفقیت زندگی منجر گردد.
گلمن اعتقاد دارد که هوش هیجانی مفهوم جدیدی است، اما دادههای موجود در برگیرنده این مسئله است که این مفهوم میتواند به اندازه IQ و حتی در برخی اوقات بیش از آن قدرتمند باشد. به طور کلی افرادی که دارای هوش هیجانی بالایی هستند احتمال دارد که در انجام تعهدات خود موفق باشند.
گلمن ویژگیهای شخصیتی از جمله خوش بینی، پشتکاری و توانایی به تعویق انداختن لذت را نیز در این مورد مهم میداند، او اظهار میدارد (نقش اول من به عنوان نظریه پرداز (EI) این بود که تئوریهای مربوط به عملکرد را ارائه دهم که بر مبنای عدل اساسی استوار باشد و آن را طوری انطباق دهم تا سودمندی شخصی فرد را در محیط کار و رهبری پیشبینی نماید. (پارسا1381).
گلمن اجزاء هوش هیجانی را در خود آگاهی، خود نظم دهی، همدلی، و مهارتهای اجتماعی در شغل میبیند. منظور او از خودشناسی، توانایی تشخیص و درک هیجانات و انگیزشهای فرد و اثرات آن بر دیگران است.
اما در زمینه مفهوم منبع کنترل و تأثیر آن بر رفتارهای افراد، تحقیقات بسیاری انجام شده است. فرضیات یادگیری اجتماعی و مفهوم منبع کنترل از چهار چوب نظریه پا فراتر گذاشته و اعتقاد به کنترل درونی و بیرونی و اثرات آن در رفتارهای فردی بطور گستردهای تعاریف کاربردی پیدا کرده است.
مفهوم منبع کنترل در روانشناسی اجتماعی هم به عنوان عاملی که موجبات پاسخ رفتاری در یک موقعیت خاص را فراهم میکند و هم به عنوان انتظار تعمیم یافته که موقعیتهای زندگی فردی را تحت پوشش خود نگاه میدارد، شناخته شده و در واقع به عنوان یک وجه مشخص شخصیتی در نظر گرفته میشود. با توجه به نتایج مطالعات کشورهای غربی که افراد معتقد به کنترل درونی را با مشخصاتی از قبیل : ساعی در رسیدن به هدف، کنترل کننده محیط و... به شمار میآورند (در مقایسه با افراد منبع کنترل بیرونی)، میتوان به کسب اطلاعات بیشتر و کاربرد مفید آن در محیطهای اجتماعی، محیطهای آموزشی و حرفهای و غیره پرداخت.
منبع کنترل فرایندی است که به منبع علیت حاکم بر رفتار اشاره دارد و بین طیفی از درونی تا بیرونی در نوسان است. در این تحقیق نکته مهم این است که منبع کنترل و هوش هیجانی چگونه موفقیت اقتصادی افراد را تحت تأثیر قرار میدهد. به نظر میرسد که افراد دارای منبع کنترل درونی از هوش هیجانی بالاتری برخوردار باشند. زیرا همانطور که در ادامه (فصل دوم) خواهد آمد از جمله ویژگیهای افراد دارای هوش هیجانی بالا میتوان به کنترل عواطف، اعتقاد به تلاش شخصی، اعتماد به نفس و همدلی اشاره کرد که خود به نوعی از خصوصیات افراد دارای منبع کنترل درونی است. همچنین در این تحقیق میخواهیم بدانیم که هوش هیجانی چه تأثیری در موفقیت شغلی افراد دارد. موفقیت شغلی به عوامل متعددی بستگی دارد که یکی از این عوامل هوش هیجانی است.