
فرمت فایل : WORD (قابل ویرایش)
تعداد صفحات:151
پایان نامه برای دریافت درجه کارشناسی ارشد
گرایش : تصویرسازی
فهرست مطالب:
عنوان صفحه
مقدمه .........................................................................................................................................................1
فصل اول: کلیات طرح
1- 1 بیان مسئله.....................................................................................................................................3
1-2 اهمیت موضوع تحقیق و انگیزه ی انتخاب آن ..........................................................................3
1-3 اهداف تحقیق...................................................................................................................................4
1-4 سوالات یا فرضیات تحقیق .........................................................................................................5
1-5 چهار چوب نظری تحقیق ..............................................................................................................5
1-6 روش تحقیق ...................................................................................................................................6
1-7 پیشینه پژوهش .............................................................................................................................6
1-8 روش تجزیه و تحلیل اطلاعات .....................................................................................................6
1-9 واژگان کلیدی ..................................................................................................................................6
فصل دوم- کانسپت آرت و دیزاین
2-1 تاریخچه- تاریخچه و تعریف کانسپت و دیزاین..................................................................................7
2-2 دیزاین- ایجاد ارتباط و تعیین ساختار واحدگرافیکی میان عناصر .....................................................10
2-3 طراحی فضا........................................................................................................................................15
2-4 طراحی کاراکتر...................................................................................................................................19
2-5 تخیل اساطیری در انیمیشن...................................................... .........................................................36
2-6 شخصیت قهرمان..............................................................................................................................48
2-7 هنر" انیمیشن کارخانه ی هیولا ها "..................................................................................................57
2-8 فیلم نامه..............................................................................................................................................79
2-9 فیلم نامه ی مصور...............................................................................................................................81
فصل سوم- تکنولوژی و عرصه ی دیجیتال
3-1 نگه داشتن تاریخ................................................................................................................................89
3-2 کامپیوتر و جادوگر زمان...................................................................................................................94
2-3 از ایده تا اجرا.................................................................................................................................... 98
فصل چهارم – هنرمندان
4-1 برونو بزتو.................................................................................................................................101
4-2 دیلن کول.................................................................................................................................103
4-3 رب راپل.................................................................................................................................109
4-4 سهیل دانش اشراقی .................................................................................................................118
نتیجه گیری ......................................................................................................................................121
فهرست منابع ...................................................................................................................................137
گزارش کار عملی ...........................................................................................................................140
مقدمه
تولید و ساخت یک محصول در غالب تصویر متحرک اعم از فیلم، انیمیشن، گیم و... نیازمند طراحی اصولی و از پیش تعیین شده بر مبنای تصویر به منظور ایجاد ارتباط موثرتر میان تمامی بخش های سازنده و نیز توسعه و بهبود روند کار دارد. تصاویر طراحی شده بر این مبنا «کانسپت آرت» نامیده می شود.
کانسپت آرت ، شاخه ای از تصویر سازی است و واضح است که هر اثر بصری مفهوم گرا و قابل نمایش به شیوه های گوناگون را می توان کانسپت آرت به حساب آورد. اما محقق سعی دارد آن بخش از هنر مفهومی که هدف اصلی آن توصیف بصری از یک ایده، تصویر، فیلم نامه و مواردی از این قبیل به منظور ساخت یک اثر تصویری متحرک است را مورد پژوهش قرار دهد و نیز با توجه به داشتن زمینه لازم و علاقه شخصی بر آن شده که موضوع رساله حاضر را به «رابطه تصویر سازی با مفهوم گرایی در فرایند تصوبر متحرک» اختصاص دهد.
«هنر در تکنولوژی رقابت می کند و تکنولوژی به هنر الهام می بخشد.» عرصه ساخت محصولات تصویری متحرک مخصوصا انیمیشن در سرزمین ما پیشرفت قابل توجهی نسبت به گذشته تا به امروز داشته است. اما از زمان ورود آن به عرصه هنر دیجیتال دیری نمی پاید و شایان ذکر است که شاید هنوز تعریف درست و روشنی از کانسپت آرت به عنوان بخش مهمی در تولید تصویر متحرک وجود ندارد و اغلب یکی از مشکل ترین قسمت های مربوط به تولید، ایجاد تصویری است که بتواند ایده حقیقی آن اثر را نمایش دهد.
با توجه به اهمیت این موضوع و به منظور شناخت بیشتر و بهتر این مهم، محقق این موضوع را برای رساله خویش در نظر گرفته است.
کلیات طرح
1-1 بیان مسئله
تولید و ساخت یک محصول در غالب تصویر متحرک اعم از فیلم، انیمیشن، گیم و... نیازمند طراحی اصولی و از پیش تعیین شده بر مبنای تصویر به منظور ایجاد ارتباط موثرتر میان تمامی بخش های سازنده و نیز توسعه و بهبود روند کار دارد. تصاویر طراحی شده بر این مبنا «کانسپت آرت» نامیده می شود.
کانسپت آرت، شاخه ای از تصویر سازی است و واضح است که هر اثر بصری مفهوم گرا و قابل نمایش به شیوه های گوناگون را می توان کانسپت به حساب آورد. اما محقق سعی دارد آن بخش از هنر مفهومی که هدف اصلی آن توصیف بصری از یک ایده، تصویر، فیلم نامه و مواردی از این قبیل به منظور ساخت یک اثر تصویری متحرک است را مورد پژوهش قرار دهد و نیز با توجه به داشتن زمینه لازم و علاقه شخصی بر آن شده که موضوع رساله حاضر را به «رابطه تصویر سازی با مفهوم گرایی در فرایند تصوبر متحرک» اختصاص دهد.
1-2 اهمیت موضوع تحقیق و انگیزه انتخاب آن :
«هنر در تکنولوژی رقابت می کند و تکنولوژی به هنر الهام می بخشد.» عرصه ساخت محصولات تصویری متحرک مخصوصا انیمیشن در سرزمین ما پیشرفت قابل توجهی نسبت به گذشته تا به امروز داشته است. اما از زمان ورود آن به عرصه هنر دیجیتال دیری نمی پاید و شایان ذکر است که شاید هنوز تعریف درست و روشنی از کانسپت آرت به عنوان بخش مهمی در تولید تصویر متحرک وجود ندارد و اغلب یکی از مشکل ترین قسمت های مربوط به تولید، ایجاد تصویری است که بتواند ایده حقیقی آن اثر را نمایش دهد.
با توجه به اهمیت این موضوع و به منظور شناخت بیشتر و بهتر این مهم، محقق این موضوع را برای رساله خویش در نظر گرفته است.
1-3 هدفهای تحقیق
هدف از تحقیق حاضر ، همانطور که از نام آن پیداست بررسی و پژوهش در مورد رابطه تصویر سازی با مفهوم گرایی در غالب تصویر متحرک در تعریفی جامع و دقیق است به طوری که بتوان گامی موثر در جهت بهبود فرایند نهایی کار برداشت.
در این راستا نمی توان تاثیری که هتر دیجیتال و پیشرفت تکنولوژی در کیفیت، جذابیت و سرعت در این زمینه گذاشته است را نادیده انگاشت.
1-4 سوالات یا فرضیه های تحقیق
پرسش های این پژوهش عبارتند از :
1- وجود کانسپت در خلق یک مجموعه تصویری متحرک تا چه اندازه مهم است و در صورت نبودن آن چه مشکلاتی در مراحل ساخت یک اثر به وجود می آید؟
2- آیا یک تصویر ساز تنها با تکیه بر دانش خود می تواند در ساخت یک اثر متحرک، به عنوان یک پدید آوردنده در بخش کانسپت آرت، سودمند واقع شود؟
3- آیا تکنولوژی دیجیتال برای بخش مربوط به کانسپت ساخت تصویر متحرک صرفا وجه ابزاری دارد یا وسیله ای است که علاوه بر تکنیک ، به بهبود روند تولید و انتقال مفاهیم کمک می کند؟
4- تکنیک های مختلف در کانسپت تصویر متحرک چه تاثیری در شیوه ارائه ی آن دارد؟
با توجه به پرسش های فوق فرضیه های زیر مطرح می شود :
1- نیاز به حضور کانسپت همیشه ضروری نیست. در واقع این مسئله با موضوع خطی داستان تصویر متحرک رابطه مستقیم دارد و بیشتر از همه برای موضوعاتی همچون علمی تخیلی، خیالی و فانتزی استفاده می شود. این حضور باعث می شود که خط مشی ساخت از همان ابتدا مشخص شود تا بخش های دیگر تولید بتوانند با تکیه بر آن کار خود را پیش ببرند.
2- این زمینه وجود دارد که اکثر مردم تفاوت بین کانسپت آرت و تصویر سازی را نمی دانند، بله آنها هردو تصویری ایستا از موضوع هستند اما تفاوت در معنی، مقصود و مخاطب است. تصویر ساز با تمام مهارتی که دارد همیشه نمی تواند به عنوان یک کانسپت آرتیست ظاهر شود چراکه یک تصویر ساز اغلب نمی تواند در واقعیت حضور داشته باشد و دید مخصوص به خود را دارد، این در حالی است که آنچه که برای یک کانسپت آرتیست اهمیت دارد این است که ساختار ها بی نقص و قابل تشخیص و دارای فضایی صحیح و منطقی باشد.
3- در سال های اخیر کانسپت آرت پیوند بسیار عمیقی با تکنولوژی از لحاظ ابزاری چه نرم افزار و چه سخت افزار برقرار کرده است. تا قبل از این از شیوه های دستی و سنتی استفاده می شد اما با روی کار آمدن این ابزار ها، کانسپت آرتیست قادر شد تا با مهارت خود و بهره گیری از این تکنولوژی کار خود را همچون بوم نقاشی به نمایش گذارد. به طبع استفاده از این صنعت خارق العاده در کیفیت، جذابیت و سرعت تاثیر بسزایی دارد.
4- استفاده از تکنیک های مختلف ارتباط مستقیم با موضوع و حجم کار با توجه به زمان ساخت دارد.
1-5 چهارچوب نظری تحقیق :
تعریف دقیق و جامعی از کانسپت آرت در ساخت تصویر متحرک
شناخت سبک و تکنیک و دیگر مراحل پیش از تولید یک اثر بصری در غالب تصویر متحرک
بررسی نحوه تاثیر پذیری کانسپت آرت از هنر دیجیتال در شیوه ارائه ی اثر و مقایسه آن با روش های سنتی
بررسی کانسپ آرت و جایگاه آن در کشور های توسعه یافته و مقایسه آن با آثار خلق شده در این زمینه در ایران
1-6 روش تحقیق :
جمع آوری مطالب بنیادی ، علمی و تئوریک رساله ، به روش کتابخانه ای صورت می پذیرد . اما جمع آوری نمونه های مطالعاتی برای بخش تجزیه ، تحلیل های تصویری و توصیفی به روش کتابخانه ای ومکاتبات و مصاحبه با اشخاص به نام و فعال در این عرصه تصویری صورت می پذیرد.
1-7 پیشینه پژوهش :
در جستجوهای صورت گرفته ، و با توجه به معاصر بودن موضوع مورد پژوهش و تا حدی عدم شناخت کافی در این مبحث در
سرزمین ما ، این مسئله هنوز جایگاه اصلی خود را پیدا نکرده است لذا منابع مورد پژوهش بسیار اندک و محدود به منابع لاتین می باشد. سرفصل های ارائه شده بر اساس منابعی از این دست صورت گرفته است.
1-8 روش تجزیه و تحلیل اطلاعات :
بررسی نقش کانسپت آرت در فرایند تصویر متحرک–بررسی تاثیرات صنعت دیجیتال بر کانسپت آرت در مرحله پویا نمایی بررسی تفاوت های میان تصویر سازی و کانسبت آرت
1-9 واژه های کلیدی :
انیمیشن، مفهوم، دیجیتال، تصویر متحرک، استوری بورذ، اسطوره ، نمایش، کانسپت آرت، کاراکتر

تمامی وسایل قابل حمل دارای خصوصیات مشترکی می باشند.
نمایشگرLCD برای نمایش اطلاعات،کیفیت صدای متفاوت،
استفاده از برقDC که در باطریشان ذخیره شده و سهولت در جابجایی.
اصطلاح Laptop برای تمامی سیستمهای قابل حمل .
جایگزین سیستمهای رومیزی نشدند ولی بین کاربران گسترش یافتند.
تاریخچه
جایگزین سیستمهای رومیزی
PDA ها
جدول
ارتقاء سیستمهای قابل حمل
PC Card
رابطهای usb و fire wire
Port replicator
Docking station
RAM
هارددرایوها
Cpu ها
نگهداری از سیستمهای قابل حمل
باطریها
مدیریت برق
تکنولوژی Centrino
کارتهای Express
نکات
منابع
شامل 30 اسلاید powerpoint


تعداد صفحات :252
عنوان و موضوع این پژوهش «ابهام در مورد معامله ولزوم رفعآن » است ، پس ابتدا باید دیــد منظور از مورد معامله چیست ؟ ابهام و جلوه های آن ، در مورد معامله کدامند ؟ ابهام در مورد چــــه معامله ای مورد بحث می باشد ؟
و کدامیک از جلوه های ابهام درمورد معامله ، در قلمرو بحث این موضوع ، واقع می شود ؟ و پیرو آن ، برای پیشگیری از ابهام ، احراز چه شرایطی در مورد معامله ، ضروری است ؟
بخش اوّل : کلیّات و مفاهیم
در این بخش ، ابتدا مورد معامله را تعریف نموده ، سپس تحت عنوان ابهام به مفهوم جهل و انواع آن ، خواهیم پرداخت تا محدوده ی بحث در موضوع این نوشتار تبیین گردد .
الف) تعریف مورد معامله (موضوع قرارداد )
در متون فقهی از مورد معامله به « معقود علیه» تعبیر می شود ودر تعریف آن گفته اند :
«معقود علیه ، هر چیزی است که تحصیل یا استیفای آن، به وسیله ی عقد انجام می شود »[1]
امّا چنین به نظر می رسد که در اینجا تسامحی رخ داده است زیرا عقد ، متضمّن تعهّد و تعهّد متعلّق به مال یا عمل است. پس مال یا عمل ، با یک واسطه موضوع عقد قلمداد می شود . بدین ترتیب «مورد معامله» به معنای موضوع تعهّد است که ممکن است مال یا عمل باشد ، و مال یا عین معیّن است و یا کلّی در معیّن ویا کلّی در ذمّه ! عین معیّن نیز یا « عین حاضره یا مرئیّه » است و یا « عین غائبه » اهمیّت این تقسیم ها ، از آن روست که نحوه ی رفع ابهام در اقسام گوناگون ، یکسان نیست .اما در بیع ، مثمن باید عین باشد نه منفعت و عمل ونه حق ! و از آنجا که عمل . مالیّت ندارد ، فقها گفته اند عمل شخص آزاد و برده را نمی توان فروخت یا ثمن قرار داد .
خلاصه آن که مورد معامله ، اقسام گوناگون ، داشته و عارض شدن ابهام و رفع آن در همه ی آنها ، یکسان نیست .
ب) معامله
هرچند که برخی از قدما ، در تقسیم بندی کتابهای فقهی ، معاملات را در معنای عام خود -شامل عقود و ایقاعات- قسیم عبادات و احکام قرارداده اند ولی در محدوده ی بحث این پایان نامه ، منظور از معامله ،عقد بیع است و چنانچه در پاره ای از مشترکات از سایر عقود ، سخنی به میان آید ، استطرادی است که برای روشن شدن جوانب بحث ، ضروری بنظر می رسد .
از آنجا که موضوع این نوشتار ، بررسی ابهام در عوضین است ، جهت روشن شدن جایگاه موضوع در بیع ، بطور گذرا تعریف مشهور آن را مرور می کنیم .
در تعریف بیع گفته شده است :« مبادلهُ مالٍ بمالٍ » بیع ، مبادله ی مالی با مال دیگر است . با وجودی که در تعریف بیع از هریک از عوضین با نام «مال» تعبیر کرده اند ؛ در بحث از شرایط عوضین ،نیز «مالیّت » داشتن عوضین را شرط نموده اند ! به عبارت دیگر چنانچه احراز مالیّت عوضین از مقوّمات ماهیّت بیع باشد ، چیزی که در قوام ماهیّت ، دخیل است ، نمی تواند از شروط آن ، محسوب شود ! زیرا رتبه و جایگاه شروط ،متأخّر از اصل ماهیّت و مقوّمات آن است .بنابراین ،بهتر است که مالیّت و مانند آن ، از مقوّمات ماهیّت بیع محسوب شوند نه از شروط عوضین !
آنگاه شاید جای این مناقشه باشد که مالیّت عوضین از مقوّمات ماهیّت بیع نیست بلکه مبادله ی دو چیز ، گاهی به خاطر مالیّت آنهاست و گاهی برای اغراض دیگر ! و براین اساس ، باید ملتزم شد که مالیّت ، غایت و غرض مبادله است نه از مقوّمات ماهیّت بیع ! سپس بر فرض که مالیّت عوضین ، در صدق ماهیّت
بیع ، مؤثّر باشد ، لزومی ندارد که در نزد عرف هم «مال» محسوب شود بلکه اگر چیزی ،نسبت به
گروهی و لو معدود ، مال به شمار آید ، در صدق عنوان بیع نسبت به ایشان کفایت می کند .
سپس اگر مالیّت ، شرط عوضین باشد نه مقوّم ماهیّت بیع و صدق آن ! در صورت شک در مالیّت هریک از عوضین ، نمی توان به ادلّه و عمومات ، جهت صحّت بیع و تجاره تمسّک نمود زیرا عقد بیع یک عقد واحد است و با شک در بیع ، علم به تحقّق عقد معنا ندارد تا چه رسد به وجوب وفای به آن ! چرا که بیعی ، تحقّق نیافته تا فروعات آن واجب گردد .
امّا بر فرض اعتبار مالیّت در ماهیّت بیع ، ملاک مالیّت عرفی است ، پس اگر چیزی در نزد شارع مقدّس ، مال محسوب نشود ولی در نظر عرف ، مال باشد ؛ به صدق عنوان بیع ضرر نمی رساند و شارع فقط می تواند از آن- مطلقاً یا فی الجمله - سلب آثار مالیّت نماید نه سلب اعتبار عرفی ! چنانچه که خمر وخنزیر در نزد عرف ، مال به شمار می آید ، درحالی که شارع مقدّس ، آثار مالیّت نماید نه سلب اعتبار عرفی ! چنانچه که خمره خنزیر در نزد عرف ، مال به شمار می آید ، درحالی که شارع مقدّس ، آثار مالیّت آنها را ساقط نموده است بگونه ای که ضمانی در اتلاف آنها نیست و بیع آنها شرعاً صحیح نمی باشد .
نکته دیگر اینکه نسبت میان مال و ملک ، عموم مطلق نیست که گفته شود چیزی که مالیّت ندارد و قابل خرید و فروش نیست ، پس ملک هم به حساب نمی آید ! چنانکه در کلام شیخ انصاری (ره) د راعتبار مالیّت به حدیث نبوی (ص):« لابیع الّا فی ملک» استناد شده ! زیرا اثر ملکیّت منحصر به بیع و سایر معاملات نیست ، بلکه اگر کسی ،مشتی خاک را هم حیازت کند، آن را به ملکیّت خود در آورده است و کسی حقّ تصرّف در آن را ندارد تا جایی که تیمّم به آن هم باطل می باشد ، باوجودی که مال به حساب نمی آید تا ملک محسوب شود !
دیگر اینکه مال از حیثیّات واقعیّه محسوب نمی شود ! پس اگر یک حبّه ی گندم ، مال نباشد ؛
همه ی حبّه ها به هر تعداد که باشند ، مال محسوب نمی شوند زیرا ضمیمه کردن وافزودن چیزی که مالیّت
ندارد به چیزی که مالیّت ندارد ، افاده ی مالیّت نمی کند ! بنابراین ، این امر ، چیزی جز خلط بین تکوین واعتبار نیست .پس در امور اعتباری باید اعتبار عقلا ملاحظه شود .چنانچه که بدون اشکال ، یک کف از آب یا مشتی خاک ، مال محسوب نمی شود .پس همچنانکه معروف است -نسبت بین مال و ملک ، عموم من وجه است .امّا ملکیّت ، از مقوّمات ماهیّت بیع نیست و نیز از شرایط صحّت ، بیع هم نمی باشد .[2]
نکته دیگری که قابل ذکراست ، اینکه عقد بیع در حقیقت مرکّب از دو خلع و دو اضافه است : خلع رابطه ی مالک با مبیع و اضافه ی آن به مشتری ، خلع رابطه ی مشتری با ثمن و اضافه ی آن به بایع . نتیجه آنکه بیع تبدیل در ملکیّت است انشاءاً نه اینکه مبادله ی در ملکیّت باشد انشاءاً ، چه اینکه مبادله ، حاصل و نتیجه ی بیع است نه خود بیع ! [3]
پس از بررسی اجمالی تعریف بیع ، ذکر این نکته لازم است که زمانی بربیع ، آثار شرعی مترتّب می شود که عوضین ومتعاقدین واجد شرایط لازم بوده وصیغه ی عقد انشا گردد . دراین نوشتار به تناسب موضوع ، به شرایط عوضین خواهیم پرداخت .
ج) ابهام و جلو ه های آن در مورد معامله
ابهام یا جهل به این است که طرف قرارداد ، تصوّر درستی از موضوع نداشته باشد و مقصود آن نیست که موضوع عقد ، از هر جهت ،مجهول باشد زیرا کمتر موردی یافت می شود که طرف قرارداد ، هیچ گونه
شناختی از آنچه دریافت می کند ، نداشته باشد ،[4] بلکه آن چه بیشتر مورد گفت و گو است ، مجهول نسبی
است ، یعنی مورد معامله ازیک جهت معلوم و از جهات دیگر مجهول باشد .
از سوی دیگر ، مقصود از علم به مورد معامله ، آن نیست که موضوع تعهّد باید ازهمه ی جهات ، حتّی آنچه که از دید دو طرف ، بی اهمیّت است ؛ معلوم باشد ، چرا که احاطه ی کامل به مورد معامله - معلوم مطلق - اغلب حتّی برای مالک آن ، غیر ممکن است . پس باید دید کدام مجهول نسبی ، موضوع تعهّد قرار می گیرد و کدامیک از ویژگیهای مورد معامله باید مشخص شود تا قرارداد ، از حالت غرری بودن خارج گردد ؟ معیار های مختلف در این زمینه ، در بحث های آینده، ارائه و بررسی می گردند .
2) انواع جهل در مورد معامله
مجهول بودن مورد معامله ، به صورت های گوناگون بروز می کند ، گاهی ذات مورد معامله و زمانی ، مقدار و سایر اوصاف مورد معامله ، مجهول است ، گاهی نیز ، وجود یا امکان دستیابی به موضوع تعهّد مورد تردید می باشد که به تعریف هریک از اقسام ، اشاره می کنیم :
-مجهول بودن ذات مورد معامله
ابهام در ذات مورد معامله ، به این است که ماهیّت و حقیقت آن ، مجهول باشد . حقیقت شیء ، گاهی به ماده ی تشکیل دهنده ی آن است مثل شمعدانِ مورد معامله که طلا یا نقره بودنش معلوم نیست . و گاهی حقیقت یک چیز به صورت نوعیّه ی آن است مثل اینکه مورد معامله ، معلوم نیست رادیو یا ضبط صوت است . در این جا ، ماهیّت تشکیل دهنده ، چندان اهمیّتّی ندارد . آن چه که ماهیّت موضوع تعهّد را معیّن می کند ، چگونگی ترکیب مواد و ترتیب قرار گرفتن ابزارهای گوناگون است که از آن ، به « صورت نوعیّه » تعبیر می کنند .پس مقصود از لزوم رفع ابهام از ذات مورد معامله ، رفع ابهام از جنس وحقیقت موضوع معامله است .
-مجهول بودن اوصاف مورد معامله
گاهی ذات مورد معامله ، معلوم است ولی خصوصیّات آن ، مبهم می باشد مثلاَ موضوع تعهّد ، یک خروار گندم است ولی اینکه متعهّد ، از گندم خوزستان یا گندم ورامین ویا غیر از اینها خواهد پرداخت ، معلوم نیست و یا در بیع نسیه ، مقدار ثمن ، مشخص است ولی اجل یا سررسید آن ، مبهم می باشد .
از آنجا که ابهام در هریک از عناصر تعیین کننده ی موضوع تعهّد ، موجب برانگیخته شدن نزاع ، میان طرفین است ؛ شارع مقدّس ، رفع ابهام از اوصاف موضوع معامله را لازم دانسته است . در بحث های آینده خواهیم دیدکه در این مورد ، بین بیع سلم و بیع حالّ تفاوت وجود دارد . درباب معیار رفع ابهام از اوصاف ، نظریه های گوناگون مطرح گردیده که بررسی خواهد شد .
در اینصورت ، ذات مورد معامله ، معلوم و ویژگی های آن نیز مشخّص است ولی مقدار آن ، مبهم می باشد . این مسأله ،مصادیق زیادی دارد ، به عنوان مثال پیمانه ای را که معلوم نیست چقدر گنجایش دارد ویا سنگی را که وزن آن ، نا معلوم است ، ملاک رفع ابهام قرار می دهند ، یا در تعیین مقدار مورد معامله ، به وزن یا کیل یا عدد یا ذرع یا مساحت یا مشاهده ،عرف بلد راملاک قرار می دهند که مقصود از عرف بلد باید مشخّص شود ، عرف محلّ وقوع عقد ،ملاک است یا محلّ تسلیم مورد تعهّد یا … ؟اینها مسائلی است که در بحث از نحوه ی رفع ابهام ازمقدار معامله ، باید بررسی شود .
مجهول بودن مورد معامله ، از جهت های دیگری نیز قابل تصوّر است ،گاهی جهل ،مربوط به اصل وجود چیزی است نظیر کبوتری که پرواز کرده و تا کنون بازنگشته است و احتمال می رود طعمه ی حیوانی شده باشد . آیا می توان این کبوتر را موضوع تعهّد و انتقال قرار داد ؟[5]
گاهی نیز جهل ، مربوط به حصول یک چیز وامکان دستیابی به آن است مانند پرنده ای که بعد از بازشدن درب قفس،از آن فرار می کند و برشاخه می نشیندکه دست یافتن به آن ، مورد تردید است . گاهی هم بقای شئ ،مشکوک است مثل فروش میوه قبل از «بدوّ صلاح» که معلوم نیست تا وقت چیدن ، سالم باقی بماند .
اگرچه در سه قسم اخیر ، مهم ترین دلیل فقهی بر لزوم رفع ابهام از مورد معامله ،قاعده ی غرر است ولی موضوع این نوشتار ، تنها مجهول بودن مورد معامله است و با دقّت در هر سه قسم ،معلوم می شود که مورد معامله در آنها به خودی خود ، مجهول نیست زیرا چه بسا دو طرف قبلاً پرنده را دیده وبر خصوصیّات آن آگاهی کامل دارند ولی وجود یا امکان دستیابی ،به آن ویا بقای مورد معامله نامعلوم است .لذا برای مورد معامله ، باید دو شرط جداگانه ذکر شود : یکی ،قدرت بر تسلیم مورد معامله که در آن ، سه مسأله اخیر مطرح شود و دیگری معلوم بودن مورد معامله که تحت این عنوان ، از سایر انواع جهل ،بحث و بررسی به عمل آید .
گاهی نیز مورد معامله بین دو چیز که از هر جهت معلوم اند ،مردّد می باشد ؛ خواه آن دو از لحاظ جنس ، اوصاف و مقدار یکسان بوده و ارزش آنها برابر باشدو یا از دو جنس مختلف وبا قیمت متفاوت ، مورد معامله قرار گیرند . امّا این صورت نیز از محدوده ی موضوع نوشتار حاضر ، خارج است زیرا در این حالت ،نسبت به مورد معامله ، هیچگونه جهلی وجود ندارد و موضوع تعهّد بین دو شئ معلوم ، مردّد می باشد .امّا اجمالاً درباره این مورد ، برخی از فقیهان ،دلیل عدم جواز بیع فرد مردّد را مجهول بودن آن دانسته اند .[6] ولی چنین به نظر می رسد که دلیل بطلان آن ، جهل نیست ! زیرا صلح فرد مردّد ،تأصّل خارجی ندارد و «یکی از دو شئ » قابل تملیک نیست .[7] و یا بخاطر این است که عقدی که مورد معامله در آن مردّد است ؛ خطری و نزاع برانگیز است .زیرا طرف عقد ، خصوص یکی از دو شئ را اراده کرده ،نه اینکه به صورت کلّی معامله کرده باشد .در نتیجه ،هنگام تحویل ، بین دوطرف در تعیین مصداق مبیع نزاع در می گیرد .[8]
در هریک از این دو دلیل ، جای بحث و تردید است ، چنانچه که شیخ انصاری (ره) نیز در تمامی دلایل اشکال کرده و تنها آن را به دلیل اجماع - بر فرض ثبوت آن - پذیرفته است .
گاهی منشأ ابهام در مورد معامله ، جهل و اشتباه متعاملین است که ممکن است تصوّر درستی از مورد معامله نداشته باشد واین امر،اراده و قصد آنها و در نتیجه تطابق ایجاب وقبول را با اخلال روبرو کند . دراین صورت نیز اگرچه مورد معامله در واقع معلوم است ولی ابهام بخاطر جهل و اشتباه متعاملین یا یکی از آنها (نسبت به عوضین) سرنوشت معامله را تحت تأثیر خود قرار می دهد بطوری که ترتّب آثار شرعی بر معامله را نا ممکن می نماید .
پس از بررسی موضوع اصلی (مجهول بودن عوضین ) حکم این صورت را بطور اختصار جهت تتمیم و تکمیل نوشتار مرور خواهیم کرد .
[1] - اصول الفقه -ص 337 .
[2] -البیع - ج3-ص 3 و4و5 .
[3] - از اضافات استاد معظم ، حضرت آیه ا… موسوی بجنوردی که استاد راهنما در تدوین این مجموعه می باشند .
[4] - به نظر برخی ، مجهول مطلق در خارج امکان پذیر نیست .مثلاً وقتی می گوید : انگشتر خود را درقبال آنچه که در این صندوق است ، می فروشم . نفس بودن در این صندوق ، مورد معامله را از حالت مجهول مطلق بیرون می آورد .( شهید اوّل - القواعد والفوائد -ص 253 -قاعده 205)
[5] -شیخ انصاری (ره) غرر ناشی ازجهل به «وجود» مورد معامله را مهم تر از سایر موارد غرر دانسته است.مکاسب -ص 250- سطر 4 0
[6] -محقّق اردبیلی - مجمع الفائده -ج8- ص 182 .
[7] - میرفتّاح مراغی - عناوین الاصول -ص 226 .
[8] - شهید اوّل - القواعد و الفوائد - ترجمه ی مهدی صانعی - ج2- ص787 - قاعده 268 .

تعداد صفحات :106
میزان ذخایر« نفت خام در جای» کشور حدود 450 میلیارد بشکه تخمین زده می شود. از این میزان، تا پایان سال 1380 جمعاً حدود 54 میلیارد بشکه از مناطق خشکی و دریایی برداشت شده است.
میزان ذخایر بالفعل نفت خام کشور با توجه به ذخایر کشف شده جدید، حدود 37 میلیارد بشکه است. این رقم بر اساس گزارش های ارائه شده از مناطق خشکی و اطلاعات نگارنده از مناطق دریایی است. ارقام رسمی ارائه شده با توجه به حجم میعانات گازی و حجم نفت خام بالقوه از حدود 92 میلیارد بشکه تا 130 میلیارد بشکه بوده است.
میزان ذخایر بالقوه نفت خام ( برداشت ثانویه) کشور حدود 50 میلیارد بشکه است. این رقم، حدود 5 میلیارد بشکه نفت قابل بهره برداری- که در 50 تاقدیس شناخته شده کوچک، واقع شده است ـ را شامل میشود که هنوز حفاری اکتشافی در آنها شروع نشده است؛ 45 میلیارد بشکه دیگر نیز در مخازن نفتی شناخته شده واقع شده است.
تنها راه بالفعل نمودن حدود 45 میلیارد بشکه نفت موجود در مخازن ایران، تزریق گاز به میزان لازم و کافی در آنهاست. میزان گاز مورد نیاز جهت تزریق در این مخازن به منظور بالفعل نمودن این ذخایر، حدود 20 میلیارد پای مکعب در روز است. چنین حجمی از گاز مورد نیاز را می توان از ذخایر پارس جنوبی، پارس شمالی ( مخازن گاز کشف شده G و F واقع در خلیج فارس)، گازهای همراه که قسمت اعظم آن سوخته می شود و سایر مخازن گاز ایران تامین نمود. بر اساس محسبات مهندسی مخازن انجام شده قبل و بعد از انقلاب، به ازای تزریق 5/2 تا 4 هزار پای مکعب گاز می توان یک بشکه نفت اضافی از مخازن نفتی ایران به دست آورد.
بنابراین اگر قیمت نفت را حدود 24 دلار برای هر بشکه فرض نماییم « قیمت سایه ای» هزار پای مکعب گاز، حدود 6 تا 10 دلار است. قیمت گاز صادراتی ایران به ترکیه بر اساس قیمت نفت 24 دلار، کمتر از 3 دلار برای هر هزار پای مکعب در نظر گرفته شده است، ضمن آنکه فاصله آن حدود 1000 کیلومتر دورتر از محل تزریق است. علاوه بر این، باید به این نکته توجه کرد که گاز تزریقی برای نسل های آینده باقی خواهد ماند.
ملاحظه می شود که تزریق گاز در مخازن نفتی، با صرفه ترین نحوه استفاده از آن است. در عین حال، این روش از نظر اصول، تنها راه صیانت از مخازن نفتی و تبدیل نفت بالقوه به نفت بالفعل برای نسلهای آینده کشور است.
ذخایر واقعی نفت عربستان حدود 200 میلیارد بشکه است، در حالی که ذخایر نفت و گاز ایران 37 میلیارد بشکه نفت بالفعل و 50 میلیارد نفت بالقوه و حدود 800 تریلیون پای مکعب گاز را شامل میشود. در نتیجه، مجموع حجم نفت و گاز ایران حدود 220=133+37+50 میلیارد بشکه ( معادل نفت خام) است. در صورتی که فرض شود ایران روزانه به طور متوسط 5/3 میلیارد بشکه نفت و عربستان به طور متوسط روزانه حدود 10 میلیون بشکه نفت بهرهبرداری می کند در نتیجه در 15 سال آینده، ذخایر نفت ایران در حدود 201=19-220 میلیارد بشکه و ذخایر نفت عربستان حدود 145=55-200 میلیارد بشکه خواهد بود.
ملاحضه می شود که در 15 سال آینده، ایران در مقام اول و عربستان در مقام دوم از نظر ذخایر نفت و گاز در خاورمیانه خواهند بود. لازم به تذکر است ذخایر گازی که احتمالاً در عربستان در فرایند اکتشاف تولید خواهد شد، به مصارف داخلی، شامل تولید برق و تهیه آب آشامیدنی ( شیرین سازی آب) خواهد رسید. ایران نیز امکان کشف ذخایر گازی جدید را داراست.
اعتبار سیاسی در منطقه بدون امکانات و توانایی اقتصادی ممکن نیست. از طرف دیگر تقاضای گاز در جهان در 15 سال آینده به نحو شدیدی افزایش خواهد یافت علت این امر کمبود عرضه نفت در برابر تقاضا از یک طرف و بالا رفتن روند مصرف گاز در سالهای آینده میباشد. بنابراین ارزش گاز در آن زمان به میزان بیشتری در مقایسه با ارزش فعلی آن ـ یعنی هزار پای مکعب گاز معادل حرارتی یک ششم قیمت یک بشکه نفت ـ خواهد رسید. ضمن آنکه باید توجه داشت که ما نمی توانیم هم روزانه 20 میلیارد پای مکعب گاز در مخازن خود تزریق کنیم و هم حجم قابل ملاحظه ای از گاز را صادر نماییم.
در این جا لازم است توضیح داده شود که 800 تریلیون پای مکعب ذخایر گاز ایران، گازهای همراه نفت و کلاهک گازی مخازن نفتی و مخازن مستقل گازی را شامل می شود. حجم گازهای همراه با میزان نفت استخراجی متناسب است. بنابراین تنها از میدانهای مستقل گازی است که می توان با حجم بالایی گاز استخراج نمود.
باید توجه داشت که در کشورهای غربی از هم اکنون برنامه تامین انرژی مصرفی خود را 25 سال آتی، برنامه ریزی می کنند. بنابراین باید راههای موجود و مطمئن تامین آن را با کم ترین قیمت ممکن بررسی و برنامه ریزی نمایند. لذا تامین منابع گازی غرب از سال 2015 به بعد ایجاب می کند که ایران موضوع تزریق گاز را در مخازن خود فراموش نموده و از هم اکنون در راه صادرات گاز به کشورهای همسایه اقدام کند.
برنامه ریزی شرکت های خارجی در تزریق آب به مخازن سیری، درود، سروش، نوروز، سلمان و غیره به جای گاز، از نمونه های روشن در راستای چنین سیاستی است. این در حالی است که بالاتر بودن ضریب بازدهی نفت از طریق تزریق گاز در مخازن مختلف جهان در مقایسه با آب به اثبات رسیده است.متخصصان شرکت « توتال ـ فیناـ الف» و « شل» در مقالات مختلف خود از طریق کارهای آزمایشگاهی و عملی نشان داده اند. که حتی تزریق هوا در مخازنی که شبیه مخازن ایران است در مقایسه با تزریق آب از بازدهی به مراتب بیش تری برخوردار است. با وجود این، سیاست همین شرکت ها در تجویز تزریق آب به مخازن ایران در چارچوب قرارداد های بیع متقابل، موجب شده است که گاز آن مخازن سوزانده شود. مثلاً در حالی که شرکت نفت توتال در مخزن « ابوالبخوش» ابوظبی گاز تزریق می کند، با تزریق آب در میدان سلمان موافقت شده است، در حالی که این دو مخزن (ابوالبخوش و سلمان) در واقع مخزنی مشترک و با موقعیتی کاملاً مشابه است. متاسفانه قرار است گاز طبقه خوف میدان سلمان جهت فروش به ناحیه عسولیه منتقل شود و در مقابل، آب به مخزن سلمان تزریق گردد! همچنین متاسفانه در حال حاضر میدان های سروش و نوروز از طریق آب روانی و تزریق آب، بهرهبرداری می شود و گاز آنها به جزیره خارک جهت فروش منتقل می گردد! سایر پروژهای بیع متقابل نیز عمدتاً چنین نقایصی دارند.
متاسفانه نه قبل و نه بعد از انقلاب، کوششی جدی برای طراحی سیاست روشن منطقه ای و جهانی در بخش نفت و گاز کشور صورت نگرفته است. کشور ما از این بابت، فرصت های زیادی را از دست داده و ضررهای هنگفتی را تحمل نموده است، به عنوان مثال، عدم برنامه ریزی جهت جلوگیری از انعقاد قرارداد ارسال گاز قطر به دبی ـ که چندین سال قبل از شروع آن، نگارنده مراتب را به استحظار مقامات وقت رساندم ـ نمونه ای از این موارد است. در آن گزارش نحوه جلوگیری از قرارداد مذکور را از طریق فروش گاز میدان سلمان ( در مقابل گاز میدان قطر) که با سرمایه گذاری کمتری قابل اجرا بود، پیشنهاد نمودم، اما متاسفانه اقدامات مقتضی صورت نگرفت. همین امر موجب شد که ارتباط شیخ نشین های منطقه که همیشه با یکدیگر در زمینه ارسال گاز اختلاف داشتند، بهبود یابد؛ به گونه ای که با ارسال گاز قطر به آن کشور، ضمن بهتر شدن روابط، به برداشت سهمیه بیش تر قطر از میدان گازی مشترک با ایران نیز کمک شد.
لذا باید تردید داشت که برنامه ریزی سیاسی، فنی و اقتصادی انرژی در کشورمان به معنی واقعی آن وجود داشته باشد. فروش گاز به کشورها همسایه و نزدیک مانند ترکیه، هند و پاکستان بدون توجه به احتیاجات داخلی و بدون برنامه ریزی سیاست انرژی منطقه ای و جهانی اتخاذ شده است. فقدان چنین سیاستهایی موجب می شود که نتوان ذخایر بالقوه نفت ایران را به ذخایر بالفعل تبدیل کرد. بدیهی است در چنین وضعیتی، کشور ما از صادر کننده نفت به صادر کننده گاز تبدیل خواهد شد که طبعاً هزینه ها و اثراتی بسیار سنگین برای نسل های آینده به دنبال خواهد داشت.
در دوران قاجار، سفرای کشورهای بزرگ غربی سیاست های استعماری خود را از نزدیک در ایران پیاده کردند، ولی امروزه تحمیل سیاست های مورد نظر غرب به کشورهای در حال توسعه به شیوه ها و طرق پیچیده تری انجام می پذیرد. این ابزارها عبارتند از:
روابط نابرابر کشورهای پیشرفته صنعتی با کشورهای در حال توسعه، موجب شده است که کشورهای ضعیف در وضعیتی قرار بگیرند که بالا جبار مواد اولیه مورد نیاز کشورهای ثروتمند را با پایین ترین قیمت عرضه کننده و دانسته یا ندانسته برنامه های توسعه اقتصادی و سیاسی خود را چنان طراحی نمایند که تعارضی با اهداف کشورهای پیشرفته صنعتی نداشته باشد. ثمره چنین ساختاری این بوده است که نه تنها کشورهای در حال توسعه به فنآوری های بالا دسترسی نیافته اند بلکه تبدیل به بازارهای مصرف برای تولیدات کشورهای صنعتی شده اند.
1-5- ایجاد محیط استعماری
مدرسه فنی آبادان که مدرسه ای حرفه ای بود در سال 1327 شروع به کار کرد سالیانه تعداد حدود 30 نفر دانش آموز مورد نیاز را از طریق کنکور از بین فارغ التحصیلان کلاس یازدهم انتخاب می شدند. دوره کامل این مدرسه فنی جمعاً 4 سال بود و لذا فارغ التحصیلان این مدرسه حرفه ای دارای 5 سال ارشدیت در مقایسه با مهندسان فارغ التحصیل سایر دانشگاههای داخلی و خارجی بودند. تعدادی از شاگردان سال اول این مدرسه حرفهای به بیرمنگام (انگلستان) اعزام می شدند و طی برنامه خاصی پس از دریافت مدارک تحضیلی ـ که عموماً در رشته شیمی بود ـ با ارشدیت چندین ساله در پست های بالا گماشته می شدند. لازم به تذکر است که این مدرسه فنی تنها در بخش بالادستی درس های علمی را آموزش می دادند ولی تعدادی از فارغ التحصیلان رشته شیمی دانشگاه بیرمنگام در پستهای بالادستی منصوب شدند.
این گروه تشکیلاتی به نام « گروه شام مینا» داشتند و پست های بالای شرکت نفت، عموماً در اختیار آنان بود. مدیر اکتشاف و تولید، مدیر امور بین الملل، مدیر پتروشیمی، مدیر امور غیر صنعتی در جنوب، مدیر پروژه IGAT، رئیس پخش، رئیس فروش و صادرات نفت، رئیس تحقیقات و غیره عضو این گروه بودند.
مدیر اکتشاف، تولید، پالایش و پخش شرکت ملی نفت ایران، عضو هیات مدیره کنسرسیوم بود و تصمیمات اتخاذ شده در جلسات شش ماهه کنسرسیوم را در شرکت ملی نفت ایران پیاده می نمود.
شرکت های عامل با اعمال روش تحقیر و به کار بردن فشارهای روانی و شکستن شخصیت و انگیزه ملی و حرفهای، به جای استخدام مهندس نفت و یا مهندسان نزدیک به رشته نفت، تعداد 20 نفر از فارغ التحصیلان دانشکده علوم تهران را که اطلاعی از نفت نداشتند استخدام نمودند و پس از سال ها کار در مناطق نفتی و اعزام بعضی از آنان به دورههای چند ماهه، در واقع افرادی نیمه فنی تربیت نمودندکه بدون درک اصول علمی مربوطه، همیشه محتاج به کمک افراد خارجی باشند.
از زمان شروع کار دکتر اقبال، فراماسیونرها نیز چندین پست غیر فنی مانند فروش نفت را در اختیار گرفتند و ارتباط نسبتاً دوستانهای با گروه شام مینا داشتند.