
** دانلود متن کامل پایان نامه با فرمت ورد word **
پایان نامه
برای دریافت درجه کارشناسی ارشد
در رشته: مطالعات منطقه ای (گرایش خاورمیانه )
موضوع:
عوامل موثر بر سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران با
دولت اسلامگرای ترکیه در قبال دولت جدید عراق
پیشگفتار:
تحولات نظام بین الملل با فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی سابق، کشور عراق را به دلیل موقعیت ممتاز ژئوپلتیکی، ژئواستراتژیکی و ژئواکونومیکی به مجموعه پیچیده ای تبدیل کرد که صرف نظر از قدرت های همسایه و منطقه ای از اولویت و تقدم بسیار بالایی در سیاست خارجی قدرت های فرامنطقه ای برخوردار شد. تهاجم این کشور به کویت نیز مزید برعلت گردید و با حضور فیزیکی کشورهای غربی در منطقه خلیج فارس به طور عملی در چالش عمیقی فرورفت. عراق به عنوان یکی از همسایگان جمهوری اسلامی ایران با توجه به اشتراکات تاریخی، مذهبی و فرهنگی و قومی با مردم ایران، از جایگاه ویژه ای در سیاست خارجی ایران برخوردار است به طوریکه نمی توان از آثار امنیتی حضور و دخالت بازیگران فرامنطقه ای بر امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران چشم پوشی نمود. تحولات عراق هم چنین بر مسایل امنیتی و اقتصادی ترکیه تأثیر بسزایی دارد. رساله حاضر تلاشی است برای درک و فهم واقع بینانه از مسایل عراق و شناخت اهداف و منافع و زمینه های تعارض و تعامل آن در ارتباط با منافع ملی دو قدرت منطقه ای ایران و ترکیه.

دا
عنوان : طراحی الگوی مدیریت بلایا برای ایران
بیان مسئله : بُعد جهانی
: بُعد ایران
80% تلفات زلزله درجهان مربوط به 6 کشور است، که ایران در زمره آنها است.
اهداف ویژه :
3 – شناخت مکانیزم برنامه ریزی مدیریت بلایا، درکشورهای دارای سیستم مدیریت بلایا
5- شناخت تربیت نیروی انسانی مدیریت بلایا، درکشورهای دارای سیستم مدیریت بلایا
6 – شناخت شیوه اجرای مدیریت بلایا ، در کشورهای دارای سیستم مدیریت بلایا
7 – شناخت مقولات پایش و ارزیابی مدیریت بلایا، در کشورهای دارای سیستم مدیریت بلایا

دانشگاه آزاد اسلامی
واحد علوم و تحقیقات
رساله دکتری رشته حقوق خصوصی (Ph.D)
موضوع
مسوولیت قراردادی پزشک در برابر بیمار
نگارنده
سیاوش شجاعپوریان
چکیده
تعهداتی که پزشک در درمان بیمار دارد، اعم از این که با رضایت بیمار یا بدون رضایت او شروع به درمان او نماید، یکسان است و میزان خسارت قابل جبران نیز در هر دو صورت، بطور مقطوع در قانون مجازات اسلامی تعیین شده است، لذا تعیین نهائی قراردادی یا قهری بودن مسؤولیت پزشک مشکل است. تأکید قانونگذار بر ضرورت حصول رضایت بیمار در مشروعیت اعمال پزشکی و پیش بینی شرط برائت، نظریه قراردادی بودن مسؤولیت پزشک را تقویت مینماید و تعهدات قانونی و حرفهای پزشک به عنوان تعهدات قانونی مترتب بر قرارداد بحساب میآیند.
رابطه پزشک و بیمار، قرارداد خصوصی موضوع ماده 10 قانون مدنی است و با در نظر گرفتن طبیعت خاص خود تابع شرائط عمومی صحت قراردادها است. پزشک به موجب قرارداد مذکور متعهد به درمان بیمار میگردد و در راه رسیدن به شفای بیمار، با رعایت موازین فنی و علمی و نظامات دولتی و آگاه نمودن بیمار از آثار و نتایج معالجه تلاش مینماید. بدست نیامدن نتیجه مطلوب، فی نفسه دلالتی بر نقض قرارداد و تحقق مسؤولیت پزشک ندارد و باید تقصیر پزشک ثابت گردد (مسؤولیت مبتنی بر تقصیر).
قانونگذار بنا به مصالحی، صرف ورود خسارت به بیمار را اماره تقصیر ومسؤولیت پزشک قرارداد (ماده 319 قانون مجازات اسلامی) و پزشک برای رهائی از مسؤولیت باید عدم تقصیر خود و به طریق اولویت قطع رابطه سببیت را ثابت نماید. برای تعدیل مسؤولیت مفروض پزشک درماده 322 همان قانون، اجازه داده شده است که پزشک قبل از شروع به درمان از بیمار تحصیل برائت نماید. شرط برائت باعث معافیت پزشک از مسؤولیت ناشی از تقصیر خود نمیگردد و فقط اماره تقصیر وفرض مسؤولیتی را که از ماده 319 استنباط گردید تا حد «مسؤولیت مبتنی بر تقصیر» تقلیل میدهد.
بدین ترتیب نه مسؤولیت پزشک مسوولتی مطلق و بدون تقصیر است و نه شرط برائت رافع تقصیرات پزشک در درمان است.
مقدمه
1- تبیین موضوع
پزشکی در بین مشاغل و حرفههای انسانی، جایگاه خاصی داشته است و با هالهای از احترام و تقدیر که زمانی به تقدیس نیز میرسید، برخوردار بوده است. زیرا این حرفه با جسم بشری و برای کم کردن درد و بیماری آن ارتباط دارد. پزشک تنها انسانی است که با اراده خود به وی اجازه میدهیم که با گرانترین شی وجودی ما یعنی؛ سلامتی بدنی و روحی ما تماس داشته باشد. به همین دلیل عجیب نیست که حرفه پزشکی ارتباط زیادی با دین داشته باشد و همسان علم خداشناسی باشد. در زمانهای قدیم به پزشک کاهن گفته میشد و بیمار بهبودی خود را در کنیسه جستجو میکرد که کاهن افسونگر با خواندن ورد و جادو تلاش میکرد تا خشم خدایان را که علت بیماری میدانستند فرو نشاند. در نتیجه همین قداست و راز آلودگی حرفه پزشکی، رابطه پزشک و بیمار رابطهای برابر نبوده است؛ پزشک ارادهای مقتدرانه و آمرانه داشت و مسؤولیت جایی نداشت و بیمار تسلیم محض و اطاعت کور کورانه.
با این همه، فاصله بین پزشک و بیمار، سابقاً کمتر بوده است و حتی تا نیمه قرن نوزدهم، بیمار همان اندازه از بیماری خود میدانست که پزشک بدان آگاهی داشت؛ پزشک از طریق بعضی داروهای ساده تلاش میکرد تا از شدت برخی از بیماریها مثل سرفه کردن و دل پیچه بکاهد، ولی در بیشتر حالات قادر به جلوگیری از پیشرفت طبیعی بیماری نبوده است. بیماریهای ساده خودبخود به سبب قدرت جسمی بشر برای پیروزی بر آن بهبودی مییافت و بیماریهای خطرناک بیمار را از پا در میآورد، بدون اینکه پزشک بتواند کمکی به بیمار نماید.
امورزه از افسونگری و غیبگوئی، در عمل چیزی برای پزشکان باقی نمانده است. در مقابل، علم پزشکی به دستاوردهای عظیمی رسیده است، به گونهای که میتوان گفت ظرف سی سال اخیر معادل سی قرن گذشته پیشرفت نموده است؛ امکانات و تجهیزات پیچیده و داروها و ترکیبات شیمیائی، علم پزشکی را تبدیل به معجزه نموده است. به گونهای که شاید بتوان گفت در آن امر محالی وجود ندارد. بسیاری از بیماریهای لاعلاج سابق، مثل طاعون و وبا و بیماریهای قلب و مغز و سرطان که روزگاری نسل بشر را کشتار مینمود با استفاده از دستاوردهای علمی جدید پزشکی به راحتی درمان میگردد.
با این همه حرفه پزشکی هرگز خالی از خطا نبوده و نیست و بسیاری از روشهای درمانی و داروهای تولیدی که مورد استفاده پزشکان قرار میگیرد موجب افزایش تهدید سلامتی جسمی بیماران گردیده است و پیشرفت علوم پزشکی هم قربانیانی بجا میگذارد. مداخلات غیر درمانی، مثل عملهای سقط جنین غیر درمانی، جراحیهای زیبائی، ساختن اعضای مصنوعی بدن و عملیات باروری پزشکی و آزمایشگاهی و تجربیات انسانی هم به حوزه فعالیت علوم پزشکی رخنه نموده است.
با پیشرفت علوم پزشکی، فاصله بین پزشک و بیمار زیاد شد، به گونهای که امروزه آنها در خصوص مسائل معالجه با زبان واحدی با هم سخن نمیگویند و فاصله میان آنها، سالیان طولانی تحصیل و خبرویت علمی و تخصصی است. دگرگونی روشهای درمانی نیز بر این افزایش فاصله کمک نمود؛ در بیشتر حالات، درمان بیماران در چارچوب بیمارستانهای عمومی یا خصوصی صورت میپذیرد و طب را از حرفهای که ارتباط بین پزشک و بیمار، رابطهای شخصی و مبتنی بر اعتماد و صداقت بود، به حرفهای گروهی کشاند و بسیاری از عملیات طبی و جراحی توسط گروههای پزشکی متشکل از پزشکان،دستیاران و تکنسین و پرستاران و … که هر کدام درانجام عمل حرفهای خود استقلال عمل دارد صورت میپذیرد و بسیاری از آنان را بیمار از قبل نمیشناسد. بدین ترتیب رابطه انسانی پزشک و بیمار به حد ضعیفی تنزل یافته است. شکی نیست که این عوامل، توازن بین طرفین را مختل نموده است و بیمار کماکان تابع هیمنه و اقتدار پزشک باقیمانده است.
در مقابل این نابرابری عملی، قانونگذاران بر برابری پزشک و بیمار تأکید مینمایند و اولین وسیله برای تحقق این برابری، وضع مسؤولیت کیفری و مدنی پزشک از خطاهای فنی است که در هنگام انجام اعمال پزشکی مرتکب میشوند. این امر باعث از بین رفتن مصونیت تام پزشکان که در طول قرنهای مدید از آن بهره مند بودند گشت. در گذشته، پزشک بعلت عدم دستیابی به راهکارهای درمان فقط ناظر درد و مشقت انسانی بیمار بود، اما در حال حاضر که امکانات وسیع و پیشرفته در اختیار او قرار گرفته است عذر او پذیرفته نیست. همانگونه که انسانهای امروز دیگر تمام مصیبتهای خود را به حساب قضا و قدر نمیگذارد و در صورتی که درمانش با شکست مواجه شود تردیدی در سرزنش پزشک و اقامه دعوی برای مطالبه خسارت ناشی از خطای پزشک نمینماید.
حمایت از بیمار که طرف ضعیفتر در رابطه خود با پزشک است تنها با وضع مسؤولیت در خطاهای فنی در درمان بیمار برقرار نمیگردد. زیرا عمل پزشکی مشتمل بر دو جنبه است که هر کدام دیگری را تکمیل مینماید : جنبه فنی و جنبه انسانی؛ از جنبه فنی، پزشک متعهد است در درمان بیمارش تلاش صادقانه و موافق با دستاوردهای علمی پزشکی اقدام بنماید و از جنبه انسانی نیز لازم است شخصیت بیمار را احترام نماید و به اراده او اعتناء نماید و به تبع بدون حصول رضایت بیمار نمیتواند عمل پزشکی بر روی جسم او انجام دهد. انسان بر جسم خود سلطه مطلق و آزادی کامل دارد و حق حیات و سلامتی جسمانی از مهتمرین حقوق مربوط به شخصیت است و هیچ کس حتی به بهانه معالجه آن نمی تواند جسم دیگری را مورد تعرض و صدمه قرار دهد. هر چند قانون بخاطر مصلحت عمومی که در سلامتی افراد جامعه وجود دارد اعمال پزشکی را مباح گردانیده است، ولی این اباحه را مشروط به حصول رضایت بیمار یا نماینده قانونی وی نموده است، به گونهای که هر عمل طبی که بودن تحقق این شرط صورت پذیرد مشروعیت خود را از دست می دهد و موجب مسؤولیت می گردد ( بند2 ماده 59 قانون مجازات اسلامی ).
این سؤال از دیر باز مطرح شده است که رابطه پزشک و بیمار تابع وجود یک قرارداد فیما بین است و حقوق و تکالیف طرفین از قبل مورد توافق آنها قرار گرفته است یا رابطه ای قانونی است که تعهدات طرفین بموجب قانون مشخص شده است؛ تعهداتی که پزشک در معالجه بیمار دارد اعم از اینکه قراردادی وجود داشته باشد یا نداشته باشد یکسان است، لذا تعیین نهائی قراردادی یا قانونی بودن مسؤولیت پزشک با مشکل مواجه می گردد. با این همه بنظر می رسد تاکید قانونگذار بر ضرورت حصول رضایت بیمار قبل از شروع به درمان، نظریه قراردادی بودن مسؤولیت پزشک را تقویت می نماید و مصلحت اجتماعی و حمایت از بیماران که در موقعیت ضعیفتری قرار گرفتهاند اقتضاء می کند تعهدات قانونی و حرفهای پزشکان نیز در زمره تعهدات قراردادی بحساب آیند (ماده 220 قانونی مدنی)
نقض تعهدات پزشک و ارتکاب خطای پزشکی موجب ورود خسارات مادی و معنوی به بیمارمی گردد. این مشکلات همیشه ناشی از عوامل قهری و ناخواسته نیست، بلکه در غالب موارد ناشی از سهل انگاری پزشک و تقصیر وی می باشد. آیا بیمار زیان دیده حق دارد خسارات مذکور را مطالبه نماید وتحت چه شرایطی پزشک مسؤولیت دارد؟
امروزه روابط پزشک و بیمار گسترش یافته است و پیشرفت تکنولوژی علوم پزشکی اقتضا می کند تا ساز و کاری مناسب در نظر گرفته شود که بر اثر آن امنیت جانی و سلامتی بیماران تأمین گردد و پزشک با کوتاهی و تقصیرخود، جان و تن بیماران را به مخاطره نیفکند و پزشک خطا کار مسوول باشد و جامعه نیز از خدمات پزشکان محروم نگردد. تحمیل مسؤولیت سنگین بر پزشکان، آرامش خاطر آنها را زدوده و از درمان بیماران استنکاف مینمایند. تمامی سخن در یافتن مبنایی علمی و منصفانه برای مسؤولیت و برائت پزشک است؛ مبنایی که با حقوق مدرن تطابق داشته باشد و با مبانی فقهی و نظریات فقها سازگاری داشته باشد. قانون بدون مبنای علمی، دوام و بدون سازگاری با عرف و مذهب مقبولیت عمومی نمی یابد.
2- سؤالات اصلی تحقیق
این تحقیق براساس سؤالهای مشخصی انجام می شود که بیان سؤالهای جزئی آن در اینجا امکان پذیر نیست و لذا به ذکر سؤالهای اساسی این پژوهش علمی می پردازیم:
1- با توجه به ماهیت دو بعدی تعهدات پزشک که هم قراردادیاند و هم حرفهای؛ آیا نقض تعهدات مذکور موجب مسؤولیت قراردادی است یا مسؤولیت قهری؟
2- در مورد سؤال فوق، در صورتی که مسؤولیت پزشک قراردادی باشد، آیا قرارداد پزشکی از جهت شرایط عمومی صحت، همسان سایر قراردادها است و با کدامیک از عقود معین قابلیت تطبیق دارد؟
3- قرارداد مذکور چه تعهداتی را بر پزشک تحمیل می نماید؟
4- شرائط مسؤولیت قراردادی پزشک کدام است و تقصیر چه نقشی در مسؤولیت و برائت پزشک دارد؟
3- فرضیههای تحقیق
با توجه به سؤالهای اساسی تحقیق، فرضیههای تحقیق به صورت زیر به اثبات خواهد رسید:
1- علی الا صول مسؤولیت پزشک در برابر بیمار مسؤولیت قراردادی است و اگر توافق طرفین بر معالجه نباشد پزشک در برابر بیمار هیچگونه مسؤولیتی ندارد. استثنائاً درمواردی که پزشک بدون رضایت بیمار شروع به درمان او می نماید مسؤولیت پزشک قهری است.
2- قرارداد پزشکی با نظر گرفتن طبیعت خاص خود تابع شرائط عمومی قراردادها است و قرارداد مذکور با هیچ یک از عقود معین مطابقت ندارد و قراردادی خصوصی است.
3- قرارداد پزشکی موجب ایجاد تعهداتی بر دوش پزشک می گردد. هر چند غالب تعهدات مذکور، تعهد قانونی یا حرفهای میباشند، ولی تعهدات مذکور منتسب به قراردادند (ماده 220 قانون مدنی) و نقض آنها تخلف قراردادی به شمار می رود.
4- در صورت نقض تعهدات قراردادی، پزشک مسوول جبران خسارت وارده بر بیمار است. مبنای نظری مسؤولیت پزشک نظریه تقصیر است. بنا به مصالحی صرف ورود ضرر به بیمار «اماره تقصیر» پزشک شناخته شده است. «شرط برائت» در قرارداد پزشکی باعث جابجائی بار دلیل اثبات تقصیر پزشک و رجوع به نظریه تقصیر میگردد. در یک کلام مبنای مسؤولیت پزشک تقصیر ثابت شده یا مفروض پزشک است و در صورت تقصیر شرط برائت کارآئی ندارد.
4-ضرورت و هدف تحقیق
مسؤولیت پزشک در برابر بیمار هر چند از موضوعات قدیمی طرح شده در حقوق اسلامی است، اما پیشرفتهای بدست آمده در علوم پزشکی و گشودن بابهای جدید در رابطه پزشک و بیمار، معالجه بیمار توسط پزشک را از یک رابطه فردی قدیمی شناخته شده درفقه خارج ساخته است. دولت با وضع قواعد و مقرارت آمره، این رابطه را تنظیم نموده است. هماهنگی فقه و حقوق اسلامی و مقتضیات زمان، دغدغه اصلی همه اندیشمندان مسلمان قرن حاضر است؛ ازیکسو باید حقوق جدید را شناخت و مطالعه تحولات حقوقی دیگر کشورهای دنیا ضروری است و از سوی دیگر جستجوی مبنایی در حقوق موضوعه که بتواند نیاز امروز جامعه را بر طرف کند و در عین حال، با تحولات حقوقی دیگر کشورها سازگاری داشته باشد و همزمان با مبانی فقهی مباینتی نداشته باشد، لازم است.
تلاش برای الحاق مسؤولیت پزشک به یکی از دو ماهیت مسؤولیت قراردادی یا قهری، در نظام حقوقی شرعی که از یکسو مرز قاطعی میان مسؤولیت کیفری و مدنی دیده نمیشود و دیه واجد و صف دوگانه مسؤولیت است و از سوی دیگر تفاوتی میان مسؤولیت قراردادی و قهری دیده نمیشود، شاید در ظاهر عبث بنظر میرسد. اما در همه دنیا، میان این دو نظام مسؤولیت تفکیک قائل شدهاند و از نظر عملی آثار متفاوتی بین آنها دیده میشود و قانونگذار ایران نیز جدائی دو مسؤولیت را پذیرفته است. ناگزیر باید با کاروانی که به سرعت میگذرد همگام شویم. این تحقیق در صدد روشن نمودن وضعیت حقوقی مسؤولیت مدنی پزشک و شرائط و آثار نظریه پذیرفته شده میباشد.
یکی از مهمترین دغدغههایی که انگیزه این تحقیق شده است، شناخت مبانی نظری مسؤولیت پزشک و نقش تقصیر در مسؤولیت و برائت اوست. نگارنده به عنوان پاسخ به دغدغه ذهنی خود بر آن شد تا ضمن بررسی نظریه مسؤولیت محض پزشک که به تبعیت از نظریه مشهور فقهای امامیه،در میان حقوقدانان پذیرفته شده است،بی اعتباری آن را مدلل دارد و قرائتی نو از مواد قانون مجازات اسلامی در خصوص مبنا قراردادن تقصیر در مسؤولیت پزشک و بیاعتباری شرط برائت در صورت تقصیر پزشک را ارائه نماید. با عنایت به ابهامات موجود در قانون مجازات اسلامی در این خصوص، ضرورت انجام تحقیق به خوبی احساس میشود. این تحقیق برای عموم افراد جامعه، بویژه قضات و وکلای دادگستری، دانشجویان حقوق، پزشکان و بیمارستانها میتواند مفید واقع شود و نتیجه گیریها نیز میتواند مورد توجه قانونگذار واقع گردد.
علاقه شخصی نگارنده به مطالعه در مسؤولیت مدنی پزشک نیز در انتخاب موضوع بیتأثیر نبوده است؛ در مقطع کارشناسی ارشد، پایان نامه تحصیلی تحت عنوان «مسؤولیت مدنی ناشی از خطای شغلی پزشک» تحت راهنمائی استاد گرانقدر دکتر ناصر کاتوزیان این علاقه فعلیت پیدا کرد.
5- پیشینه تحقیق
در زمینه مسؤولیت پزشک – صرف نظر از قراردادی یا قهری بودن آن – بصورت نامنظم تحقیقات فقهی و حقوقی صورت گرفته است؛ فقها در کتب فقهی د رلابلای فروعات فقهی، مسؤولیت پزشک را مورد بحث قرار دادهاند؛ اساتید حقوق نیز به عنوان چهرهای خاص از مسؤولیت مدنی، مبحث یا گفتار یا مقالهای را به این امر اختصاص دادهاند. بعضی از نویسندگان حقوقی یا پزشکی نیز در قالب تألیف یا تصنیف یا ترجمه، مسؤولیت پزشک یا پارهای از اعمال پزشکی مثل، باروی مصنوعی، سقط جنین، ژن درمانی و یا خطای پزشکی و علل آن را مورد بحث قرار دادهاند. پارهای از پایان نامههای تحصیلی دانشجوئی در مقطع کارشناسی ارشد به بررسی مسؤولیت مدنی یا کیفری پزشک اختصاص یافته است. با همه اینها،بنظر میرسد تا بحال تحقیق جامعی درزمینه موضوع مورد بحث، به صورتی که در این طرح به آن اشاره شده است صورت نگرفته است. در این تحقیق از تمامی تألیفات مذکور که نگارنده بدانها دسترسی داشته است استفاده نموده است. با وجود تلاش فراوان به رویه قضائی ایران دسترسی کاملی حاصل نشد و آنچه بیشتر مورد کنکاش قرار گرفته است آراء صادره از دادگاههای خارجی است. نگارنده بدلیل عدم بضاعت علمی قادر به مراجعه مستقیم به منابع خارجی بویژه فرانسوی نبوده است و فقط به ترجمه و تألیفهایی که به زبان عربی صورت گرفته است مراجعه نموده است و محدودیت مذکور، بی تردید در سرنوشت این تحقیق بی تأثیر نبوده است.
6- روش تحقیق
به طور کلی شیوه تحقیق حاضر، روش توصیفی، تحلیلی و به صورت کتابخانهای است. در بخشی از تحقیق به توصیف پدیدههای مورد نظر پرداخته شده است. در بخشیهای دیگر با استفاده از روش فوق روابط حقوقی ناشی از این پدیدهها مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. با توجه به اینکه نوع تحقیق «نظری و کاربردی» است در هنگام برخورد با مسائل جدید و یا کشف موارد ابهام راه حلهایی ارائه میگردد.
7- تقسیمات
موضوع اصلی بحث این تحقیق «مسؤولیت قراردادی پزشک در برابر بیمار» است و ناگزیریم که پارهای از مسائل حقوقی مرتبط با قرارداد پزشکی، تعهدات ناشیه از قرارداد مذکور و مسؤولیت قراردادی پزشک را مورد بحث قرار داده و تجزیه و تحلیل نمائیم. فصل اول را به کلیات اختصاص داده و فواید عملی تمیز مسؤولیت قراردادی و قهری و ماهیت مسؤولیت مدنی پزشک و انتخاب و جمع میان مسؤولیت قراردادی و قهری پزشک مورد بحث قرار میگیرد. در فصل بعدی پس از تعریف قرارداد پزشکی، شرائط عمومی قراردادها، و تطبیق آن با قرارداد پزشکی و ماهیت حقوقی و اوصاف قرارداد پزشکی مورد بحث قرار میگیرد. درفصل سوم به تعهدات قراردادی پزشک در برابر بیمار شامل تعهدات فنی و انسانی مورد مطالعه قرار میگیرد. سرانجام در آخرین فصل، شرائط مسؤولیت قراردادی پزشک شامل نقض تعهدات (خطای پزشکی) و ورود خسارت و رابطه سببیت بیان خواهد گردید. در مبحثی جداگانه شرط برائت و تأثیر آن در مسؤولیت پزشک مورد بررسی قرار میگیرد.
فصل اول : کلیات
مسؤولیت در لغت مؤاخذه و بازخواست است و مسوول به کسی اطلاق میشود که از او سئوال کنند و او را مورد بازخواست قرار دهند[1]. مسؤولیت در اصطلاح حقوقی نیز بدین معنا است و هر شخص باید پاسخگوی آثار و نتایج اعمال خود باشد. در همه مکاتب حقوقی، اصلیترین وظیفه حقوق در جامعه، جلوگیری از ارتکاب اعمال زیانبار و اتخاذ تدابیر لازم برای جبران خسارت ناشی از آن است.
بسته به مرجع پاسخگوئی، نوع مسؤولیت تفاوت میکند: اگر پاسخگوئی دردرگاه خداوند و یا در پیشگاه وجدان صورت گیرد مسؤولیت اخلاقی نام میگیرد و اگر در برابر حقوق موضوعه، مسؤولیت حقوقی یا قانونی نامیده میشود. مسؤولیت قانونی نیز خود بر دو نوع است؛ مسؤولیت کیفری و مسؤولیت مدنی. مسؤولیت کیفری عبارت است از التزام شخص مکلف، به پاسخگوئی آثار و نتایج زیان بار فردی و اجتماعی عمل مجرمانهای که انجام داده است یا ترک کرده است[2] و در هر مورد که شخص ناگزیر از جبران خسارت دیگری باشد میگویند در برابر او مسؤولیت مدنی دارد.[3]در مسؤولیت مدنی ضرر وارده متوجه یک شخص خصوصی است ولی در مسؤولیت کیفری ممکن است علاوه بر شخص خصوصی که مستقیماً اثر زیان بار عمل ارتکابی متوجه اوست جامعه نیز از عمل زیان بار آسیب ببیند و یا بطور کلی آسیب متوجه جامعه باشد و اشخاص خصوصی از آن متأثر گردند. مسؤولیت مدنی در معنای اعم در برابر مسؤولیت کیفری شامل مسؤولیت ناشی از قرارداد و مسؤولیت خارج از قرارداد (قهری) میشود.
مسؤولیت قراردادی، وظیفهای است که در اثر تخلف از انجام تعهد قراردادی و به هدف جبران خسارت ناشی از تخلف بر عهده شخص ثابت میشود[4]. کسی که به عهد و پیمان خود وفا نمیکند و باعث ضرر طرف قرارداد خود میشود باید از عهده خساراتی که به بار آورده است برآید. ضمانی که متخلف در این باره پیدا میکند به لحاظ ریشه تعهد اصلی « مسؤولیت قراردادی» نامیده میشود[5]. به عبارت دیگر مسؤولیت قراردادی التزام به جبران ضررهای وارده در نتیجه عدم اجرای قرارداد توسط متعهد و جزای عهدشکنی و نقض قرار داد است[6]. مسؤولیت قهری وظیفهای است که قانون در اثر انجام یا عدم انجام عملی مستقیماًَ بر عهده شخص قرار میدهد. ریشه این مسؤولیت، پیمان بین عامل زیان و زیان دیده نیست، تخلف از تکالیف قانونی است که برای همه وجود دارد. قواعد مربوط به مسؤولیت قهری، درصدد ایجاد تعادل در آزادی میان افراد است، ولی قواعد مربوط به مسؤولیت قراردادی حقوق، و تکالیف اشخاصی را که یکی از آنها در برابر دیگری متعهد به انجام یا عدم انجام عملی شده است معین میسازد.
عناصر مشترکی در انواع مسؤولیت اعم از قراردادی و قهری وجود دارد، مثلاً ارکان دو مسؤولیت یکسان است؛ ارتکاب فعل زیان بار یا تقصیر و خسارت و رابطه سببیت بین آنها ضروری است. وجود همین شباهتها این نظریه را مطرح نموده است که هر دو نظام مسؤولیت را میتوان یکجا و تحت عنوان «مسؤولیت مدنی» بررسی کرد.
به نظر طرفداران نظریه یگانگی، دو مسؤولیت هیچ تفاوت اساسی با هم ندارند: مسؤولیت قراردادی نیز، مانند الزامات ایجاد دین میکند و منبع تعهد است و از این حیث تفاوتی بین آن دو وجود ندارد. تعهدی که در اثر عهد شکنی برای مدیون ایجاد میشود، به کلی مستقل از تعهد اصلی است؛ تعهد مربوط به جبران خسارت از مسؤولیت متخلف ناشی میشود و نباید آن را دنباله یا بدل التزام اصلی به شمار آورد: برای مثال، فرض کنیم پزشکی به موجب قرارداد درمان بیماری را بر عهده میگیرد واز اجرای آن خودداری میکند و در نتیجه به جبران خسارت محکوم میشود. در این مورد چه شباهت و رابطهای بین تعهد اصلی او به درمان و تعهد به جبران خسارت وجود دارد و چگونه میتوان خسارت را معادل تعهد قراردادی شمرد؟[7]. در الزامات خارج از قرارداد نیز ایجاد مسؤولیت همین وضع را داراست.پیش از ایجاد ضرر، به موجب قانون هر کس متعهد است که به دیگران زیان نرساند، از نظام اجتماعی تخلف نکند و محتاط باشد. ولی، اگر از این تکالیف تخلف شود، تعهد جدیدی به وجود میآید که بر طبق آن باید خسارت ناشی از این تخلف جبران شود. بنابراین، در هر دو مورد عهد شکنی است که مسؤولیت به بار میآورد: در مسؤولیت قراردادی، نقض عهدی که مسوول خود پذیرفته بوده است، و در مسؤولیت غیر قراردادی، تخلف از تعهدی که قانون بر اشخاص تحمیل کرده است[8].
از نظر طرفداران یگانگی، مفهوم خطا در هر دو مسؤولیت یکسان است و به پیروی از پلنیول حقوقدان فرانسوی که تقصیر را نقض عهد تعریف کرده است میگویند: چه تفاوت می کند که شخص از تعهدی که خود پذیرفته است سرپیچی کند یا از تعهدی که قانون برعهده او نهاد. قانون همگان را مکلف ساخته است که با احتیاط رفتار کنند و به کسی زیان نرسانند[9]. استدلال بر اینکه یکی از عقد و دیگری از قانون است در واقع بیشتر راجع به تفاوت منشا تعهد است نه راجع به تفاوت مفهوم خطا در دو مسؤولیت. مفهوم خطا در هر دو، نقض یک تعهد است و چیزی که منشا و مبنای مسؤولیت است همین نقض عهد میباشد، چه عهد قراردادی باشد یا قانونی.[10]
در فقه به عنوان منبع حقوق مدنی نیز، آنچه که در باب مسؤولیت واجد اهمیت است، جبران خسارت متضرر است و در این امر فرقی میان مسؤولیت قراردادی و غیر قراردادی نیست. در فقه تنها سخن ازضمان قهری درباره اتلاف یا غصب مال دیگری است و درباره ضمان ناشی از عدم اجرای قرارداد عنوانی وجود ندارد.[11] معیار هایی که در حقوق غرب برای جدایی مسؤولیت قراردادی از غیر قراردادی ارائه شده است در فقه ناشناخته است و در هر حال حقوق سنتی ایران بیشتر نظریه یگانگی مسؤولیت عقدی و غیر عقدی پذیرفته شده است[12].
نویسندگانی که مبنای مسؤولیت قراردادی را از الزامات جدا میبینند، در توجیه نظر خود میگویند که، قسم نخست، زیان دیده و مسوول به وسیله قرارداد با هم ارتباط داشتهاند و در نتیجه همین ارتباط یکی مدیون دیگری شده است. اجرا نشدن تعهدی که از پیمان آنان ناشی شده باعث میشود که طلبکار جبران زیانی را که از این رهگذر دیده است از هم پیمان خود بخواهد. پس در چنین موردی ریشه تعهد قرارداد است و مسؤولیت از آثار این تعهد و بدل آن است[13]. در مسؤولیتهای خارج از قرارداد، اجرای مفاد پیمانها و احترام به اراده اشخاص مطرح نیست؛ نظم عمومی ایجاب میکند که قانون کسی را که به طور نامشروع به دیگری ضرر زده است مسوول قرار دهد. پس تنها قانون است که شر ایط و نتایج این تعهد را معین میکند. به بیان دیگر، د ر مسؤولیت قهری،کار نامشروع است که ایجاد التزام میکند و به همین اعتبار در زمره منابع تعهد است. بر عکس، در قراردادها، اراده مبنای تعهد و تعهد مبنای مسؤولیت: توافق دو طرف، نه تنها تعهد اصلی را ایجاد میکند، به طور ضمنی نیز به نتایج اجرا نشدن آن و چیزی که باید بدل تعهد اصلی قرار گیرد نظر دارد و منبع این تعهد معادل نیز هست. بنابراین، در این مورد، برخلاف مسؤولیت قهری که منبع تعهد است، مسؤولیت اثر تعهد قراردادی است و نه منبع آن[14]. عصاره و دلایل طرفداران یگانگی مسؤولیت این است که مبنا در هر دو مسؤولیت چیزی جز نقض عهد نیست و تفاوتی نمیکند که عهد ناشی از قانون باشد یا قرارداد و در مقابل نیز طرفدارن دو گانگی مسؤولیت، قرارداد را منبع مسؤولیت قراردادی میدانند.
بررسی دلایل طرفین نشان میدهد، هر کدام از نظریات پارهای از حقیقت را همراه خود دارد: انکار نمیتوان کرد که مسؤولیت مربوط به جبران خسارت ناشی از عدم اجرای تعهد، متعلق قصد مشترک طرفین قرار نگرفته است و در زمره آثار قرارداد نمیباشد و به قانون بیشر ارتباط دارد تا به توافق آنان. با این همه، شکی نیز وجود ندارد که مسؤولیت قراردادی ضمانت اجرائی است که از طرف قانون برای تأمین اجرای درست قرارداد وضع شده است. هر چند منبع مستقیم مسؤولیت قانون است ولی قرارداد نیز زمینه حکم قانونگذار و شرط اعمال آن میباشد. ارتباط و ملازمه عقد را با مسؤولیت از این قضیه بخوبی میتوان دریافت که «اگر عقد وجود نداشت مسؤولیت نیز ایجاد نمیشد[15]». به همین جهت است که در قانون مدنی، خسارات ناشی از عدم انجام تعهد قراردادی از الزامات به کلی جدا شده است و بدین ترتیب در حقوق ما نظریه دو گانگی مسؤولیت قراردادی از قهری پذیرفته شده است.
جهت تبیین جایگاه و ماهیت مسؤولیت مدنی پزشک و پاسخ به این سئوال که آیا مسؤولیت پزشک قراردادی است یا قهری، ابتدائاً آثار عملی پذیرش هر یک از نظریات را مطرح نموده و سپس نظریات راجع به ماهیت مسؤولیت مدنی پزشک را بررسی مینمائیم و نهایتاً این فرض مطرح میشود چنانچه عمل پزشک واجد اوصاف مسؤولیت قراردادی و مسؤولیت قهری توأماً باشد آیا امکان انتخاب و جمع بین آنها وجود دارد یا خیر؟ . لذا این فصل در سه مبحث ارائه میشود:
مبحث اول: فواید عملی تمیز مسؤولیت قراردادی و قهری.
مبحث دوم: ماهیت مسؤولیت مدنی پزشک
مبحث سوم: انتخاب و جمع مسؤولیت قراردادی و قهری پزشک.
مبحث اول: فواید عملی تمیز مسؤولیت قراردادی و قهری
حقوق ایران ،مانند بسیاری از کشورهای دیگر دوگانگی میان مسؤولیت قراردادی و قهری را پذیرفته است و در قوانین مدون خویش اعمال کرده است . مواد 221 و 226 تا 230 قانون مدنی در مبحث «اثر معاملات »از باب اول ازقسمت دوم مربوط به عقود و تعهدات به مسؤولیت قراردادی اختصاص یافته است و مواد 307 به بعد قانون مذکور مربوط به ضمان قهری در باب دوم از قسمت دوم تحت عنوان «الزامات خارج از قرارداد» مطرح شده است.
هر چند تمیز مسؤولیت قراردادی قهری راجع به چند موضوع اساسی مثل مفهوم تقصیر و اثبات آن و مبنای مسؤولیت بیش نیست، ولی پذیرش تفکیک مسؤولیت قراردادی و قهری آثار عملی متفاوتی دارد؛ پارهای از تفاوتها با این که راجع به ارکان مسؤولیت نیستند، اما چنان با مسؤولیت آمیختهاند که آنها را جزء جنبههای ماهوی مطرح مینمائیم و بعضی از تفاوتها نیز بیشتر مربوط به امور شکلی است که آنها را تفاوت شکلی مینامیم[16].

فصل اول : طرح تحقیق
1-1- مقدمه .................................................................................................................................................... 2
1-2- بیان مسئله ....................................................................................................................................... 3
1-3- ضرورت و اهمیت تحقیق ............................................................................................................. 5
1-4- اهداف تحقیق ................................................................................................................................... 6
1-4-1- هدف کلی ............................................................................................................................. 6
1-4-2- اهداف اختصاصی ............................................................................................................... 7
1-5- فرضیه های تحقیق ................................................................................................................................. 7
1-6- روش انجام تحقیق .................................................................................................................................. 8
1-7- محدودیت های تحقیق .......................................................................................................................... 9
1-8- تعریف واژه ها و اصطلاحات ................................................................................................................... 10
فصل دوم : مبانی نظری و پیشینه تحقیق
2-1- مقدمه ....................................................................................................................................................... 13
2-2- مبانی نظری تحقیق ........................................................................................................................... 13
2-2-1- مکانیزیم فعال شدن سلول های قشر فوق کلیوی ......................................................... 15
2-2-2- ریتم شبانه روزی ترشح گلوکوکورتیکوئیدها ................................................................. 15
و ....
چکیده
حرفه مربیگری فوتبال یکی از مشاغل پرمخاطره در جهان محسوب می شود و فشارهای روانی ناشی از ماهیت این حرفه موجب درمانده شدن مربیان حرفه ای فوتبال شده است. هدف پژوهش حاضربررسی تأثیرفشار روانی مسابقه بر غلظت کورتیزول،تستوسترون،ایمونوگلوبولین A بزاقی و ضربان قلب مربیان برنده و بازنده لیگ برتر فوتبال ایران در فصل مسابقات (84-83) بود. آزمودنی های این تحقیق را 16 نفراز مربیان حرفه ای لیگ برتربا میا نگین سنی
(18/9±27/52)، سابقه مربیگری درلیگ (01/6±67/11) سال و ضربان قلب با میا نگین (91/5±40/64) ضربه در دقیقه تشکیل دادند. نمونه های بزاقی در روز مسابقه در پنج مرحله (یک ساعت قبل از مسابقه، قبل از مسابقه،بین دو نیمه،پایان مسابقه ویک ساعت بعدازمسابقه) جمع آوری شد.برای تعیین غلظت کورتیزول و تستوسترون بزاقی از روش رادیو ایمو نو اسی و برای نعیین میزان ایمونوگلوبولینَA از روش نفلومتری ودستگاه می نی نف استفاده شد.ضربان قلب مربیان در زمان استراحت و در جریان مسابقه با استفاده از دستگاه اندازه گیری ضربان قلب گروهی تیم پولارثبت گردید.همچنین لحظات حساس مسابقه (گل زدن،گل خوردن،ضربه پنالتی،ضربات آزاد اطراف محوطه جریمه،در گیری بازیکنان با داور) در فرم مخصوص ثبت شد.داده های حاصل از تحلیل آزمایشگاهی نمونه های بزاقی با استفاده ازآزمون تحلیل واریانس با اندازه گیری های مکرر (ANOVAI )وآزمون تعقیبی شفه وهمچنین t مستقل جهت آزمون فرضیه ها مورداستفاده قرارگرفت. سطح معنی داری 05/0> p .نتایج این پژوهش نشان دادکه بین میزان غلظت کورتیزول بزاقی مربیان در زمان استراحت با یک ساعت قبل از مسابقه، قبل از مسابقه ، بین دو نیمه و یایان مسابقه و همچنین بین دو نیمه با یک ساعت بعد از مسابقه تفاوت معنی داری وجود داشت. تفاوت معنی داری بین میزان غلظت کورتیزول بزاقی مربیان برنده وبازنده دیده نشد. همچنین بین میزان غلظت تستوسترون بزاقی مربیان دریک ساعت قبل از مسابقه با پایان مسابقه ، پایان مسابقه با یک ساعت بعد از مسابقه تفاوت معنی داری وجودداشت که این تفاوت بین مربیان برنده وبازنده نیزدیده شد. اما تاثیرمعنی داری برغلظت IgA بزاقی مربیان نداشت. همچنین یافته های این تحقیق نشان داد که در کلیه موارد اختلاف معنی داری بین ضربان قلب در لحظات مختلف بازی نسبت به ضربان قلب استراحت وجود داشت، این اختلاف در لحظات حساس مسابقه بسیار چشمگیر بود.میانگین ضربان قلب مربیان در لحظات حساس مسابقه (49/9± 80/135) ضربه در دقیقه بود که این میزان نسبت به زمان استراحت یک اختلاف 70 ضربه ای را نشان داد.
واژه های کلیدی: فشار روانی مسابقه،کورتیزول، تستوسترون ،IgA، ضربان قلب، مربیان برنده،مربیان بازنده
مقدمه
در سالهای اخیر، علوم ورزشی با استفاده از مفاهیم علمی رشتههای مادر خود، مثل بیومکانیک، بیوشیمی، فیزیولوژی، روانشناسی و جامعه شناسی به خوبی جای خود را باز کرده است و روز بروز بر تکامل و پختگی علوم ورزشی افزوده و کاربرد آنها بیشتر مشهود میشود. علوم ورزشی، مشکلات هر یک از رشتههای ورزشی را بصورت خاص در نظر دارد. یکی ازاین کاربردهای ویژه، به ورزش فوتبال اختصاص دارد. فوتبال ورزشی است که بخش عظیمی از جمعیت جهان را به خود جلب کرده است. مربیان و مدیران باشگاههای امروز با مجموعهای از خواستهها و ضرورتها در موقعیتهای گوناگون مواجهند. بسیاری براین باورند که نقش آنها از هدایت جلسه تمرینی فراتر رفته است زیرا نقش گسترش یافتهمربی و پذیرش مسئولیت ورزشکاران بیرون از محیط تمرین یا مسابقه و همچنین آگاهی از وضعیت اجتماعی و روانی آنها و سرنوشتی که ممکن است به جهت کسب نتایج ضعیف در انتظار مربیان باشد، شرایطی را برای آنان بوجود آورده است که حاصل آن فشار روانی است که بسیاری از مربیان در روز مسابقه آن را تجربه کرده اند. با توجه به ضرورتهای فیزیکی، روانی و محیطی بازی فوتبال، درکاین موضوع که چرا فوتبال رقابتی، بازیکنان و تماشاگران را تحت فشار زیاد روانی قرار میدهد، دشوار نخواهد بود (3). اهمیت برنده شدن، تعداد و شدت برخوردهای پر استرس را در جریان بازی افزایش داده است، لذا مربیان ناچار به کنار آمدن با رویدادهای استرس زا در جریان مسابقه هستند (57).
مطالعات پژوهشگران نشان داده است که استرس، خواه فیزیکی خواه روانی، موجب تغییراتی در عملکرد قلب و ترشح هورمونهای استرسی میشود (58). افزایش ضربان قلب و تغییرات هورمونی میتواند عوارض فیزیولوژیکی خطرناکی داشته و عوارض آن بر روی سیستم عصبی قلبی ـ عروقی وایمنی بدن بسیار نگران کننده باشند. ازاین رو حرفه مربیگری یکی از مشاغل پرخطر در جهان تلقی میشود.ازطرف دیگر شرایط مسابقه به این علت مربیان را زیر فشار شدید روانی قرار میدهد که ارزیابی اولیه مربیان ازنیازهای مسابقه ،اغلب باتوانائی های تیم همسونمی باشد( 3)
در مطالعات پیترو گازز[1](2004) برروی30 تن از مربیان فوتبال و بسکتبال در جریان مسابقه، ضربان قلب مربیان با روش رادیو الکتروکاردیوگرافی ثبت گردید. نتایج تحقیق افزایش 42 ضربه در دقیقه نسبت به میانگین زمان استراحت را نشان داد. به نظراین دو محقق افزایش ضربان قلب مربیان قبل و در جریان بازی ناشی از اضطراب و فشار روانی مسابقه بوده است (58). کوگلر و همکاران[2] ( 1996) در مطالعهای به اثر استرس در رقابتهای ورزشی برایمونوگلوبولین A و کورتیزول بزاقی در مربیان فوتبال پرداختند. دراین مطالعه که بر روی 17 مربی فوتبال در لیگ حرفهای آلمان انجام شد، نمونههای بزاقی قبل، حین و بعد از مسابقه جمع آوری گشت. هیجان و تنش بیشتری در مربیان فوتبال هنگام مسابقه در مقایسه با افراد گروه کنترل مشاهده شد. با شروع مسابقهاین هیجان و تنش افزایش و یک ساعت پس از پایان مسابقه کاهش یافت. در زمانهای مختلف نمونه گیری، مقدار بزاق در مربیان و گروه کنترل تغییر معنی اداری نیافت. غلظت ((IgA در مربیان فوتبال طی مسابقه تغییرمعنی داری نداشت اما با افزایش معنی داری در سطوح کورتیزول بزاقی همراه بود. اوج غلظت کورتیزول بین دو نیمه مشاهده شد، که 100% افزایش یافت و یک ساعت پس از مسابقه به شرایط طبیعی بازگشت (38). در همین راستا دراین پژوهش سعی شده است تا تاثیر فشار روانی مسابقه را بر برخی از پارامترهای فیزیولوژیک چون کورتیزول، تستوسترون،ایمونوگلوبولین A و ضربان قلب مربیان برنده و بازنده لیگ برتر فوتبال در لحظات مختلف مسابقه مورد بررسی قرار گیرد تا با مقایسهاین تغییرات بتوان به اطلاعاتی دراین خصوص دست یافت.
1 – 2 . بیان مسئله
مربیگری شغلی متنوع، پویا و پیچیده ای است که در برگیرنده نقشهای متفاوتی است که نیاز به مهارتهای بسیاری دارد. حرفه مربیگری برای بعضی از مربیان بخشی و برای مربیان حرفهای همه زندگی است.به هرجهت مربیان حرفهای میبایستی پاسخگوی همه مشکلات تیم باشند(6).
اهمیت و قدر و ارزشی که برای برنده شدن در بازی فوتبال متصوراست، به فراوانی و شدت برخوردهای پراسترس میافزاید (3). فشارهای روانی ناشی از ماهیت حرفه مربیگری، توقع دائمی پیروزی از آنها، قضاوتهای بیرحمانه علاقه مندان و هواداران تیم، لزوم مسافرتهای پی در پی، ضرورتایفای نقشهای متفاوت و داشتن اضطراب و ترس از شکست قبل از مسابقه،تدریجاموجب درماندگی مربیان می شود. استرس فرایندی است که در هر زمان متناسب با رویدادهای خاص، مرحلهای از آن آشکار میشود. فشارهای روانی ناشی از مسابقه و تحملاین فشارها موجب تغییراتی از قبیل تغییرات هورمونی و افزایش ضربان قلب در بدن میشود که میتواند عوارض فیزیولوژیک خطرناکی داشته و مشکلاتی برای مربیان بوجود آورد. عوارض فیزیولوژیک ناشی از فشارهای روانی مسابقه بر روی دستگاه عصبی، قلبی عروقی وایمنی بسیار خطرناک است. به همین جهت در دو دهه اخیر توجه پژوهشگران علوم ورزشی به تغییرات هورمونها، بویژه هورمونهای استرسی هنگام برگزاری مسابقات ورزشی رو به فزونی نهاده است.
بسیاری از تحقیقات در خصوص ارتباط بین هورمون ها و رفتار در مردان بر سطوح کورتیزول، تستوسترون وایمونوگلوبولینها بویژهایمونوگلوبولین A متمرکز شدهاند. فشارهای ناشی از رقابت نیز بر سطوح کورتیزول، تستوسترون و همچنین ضربان قلب اثر گذار است (7). یکی از اجزاء رقابت، برد و باخت میباشد. میزر و همکاران[3](1998) افزایش سطوح تستوسترون را متعاقب رقابت برای برندگان و کاهش آنرا برای بازندگان پس از مسابقه گزارش کردند (47). در حالیکه کلاد و همکاران[4] (2001) دراین خصوص پیشنهاد نمود ند. برنده شدن عامل اصلی درایجاد پاسخ هورمونی نمیباشد بلکه ادراک فرد از بردن ممکن است سطوح تستوسترون را تغییر دهد (7).
هر چند تاثیر رقابت بر هورمونها آشکار شده است ولی تفسیر روانشناختی آن ناشناخته مانده است. در کل تفسیر تغییرات سطوح هورمونها متعاقب برد و باخت مشکل است زیرا عوامل مختلفی دراین رابطه اثر گذارند، که میتوان به اهمیت مسابقه، احساس برد و باخت قبل از مسابقه، ادراک مربیان و بازیکنان از دشواری مسابقه، کسب جایگاه اجتماعی، اعتقاد به نقش شانس وتاثیرقضاوت داور درایجاد نتیجه مسابقه اشاره داشت. با توجه به مطالب فوق و وجود تناقضاتی دراین حیطه , تحقیق حاضر جهت پاسخگوئی به سئوالات زیر طراحی شد که عبارتند از:
الف: فشار روانی یک مسابقه فوتبال با توجه به ماهیت خاص آن چه تاثیری بر غلظت کورتیزول، تستوسترون،ایمونوگلوبولین A بزاقی و ضربان قلب مربیان فوتبال دارد.

مقدمه…………………………………………………………………………………………………………………………………. 1
فصل اول: مروری بر مقوله تشخیص و طرح درمان، مروری بر آناتومی محیط دهان
1ـ مروری بر مقوله تشخیص و طرح درمان……………………………………………………………… 2
ـ روشهای تشخیص
ـ نکات مهم و مؤثر در تشخیص
(انسان ساپورت کننده، استخوان فکین، مخاط)
ـ ساپورت و انساج ساپورت کننده پروتز………………………………………………………………….. 5
ـ ملاحظات آناتومیک مندیبول از نظر نواحی ساپورت کننده………………………………….. 6
ـ ملاحظات آناتومیک ماگزیلا از نظر نواحی ساپورت کننده…………………………………….. 8
ـ آناتومی استخوانهای ساپورت کننده فکین ……………………………………………………………… 9
ـ فیزیولوژی استخوان………………………………………………………………………………………………… 12
ـ مخاط……………………………………………………………………………………………………………………………. 14
ـ نواحی آناتومیکی بافت نرم در بیماران بیدندان فک بالا…………………………………….. 17
ـ نواحی آناتومیکی بافت نرم در بیماران بیدندان فک پایین………………………………… 19
فصل دوم: مسائل مربوط به عدم موفقیت پروتز کامل و مشکلات پس از تحویل آن
قسمت اول (I): مسائل مربوط به بیمار که به منظور جلوگیری از عدم موفقیت پروتز کامل بایستی در نظر گرفت
الف) شرایط، خصوصیات ویژه و خواستههای بیمار…………………………………………….. 22
ب) مسائلی که دندانپزشک در مورد بیمار باید در نظر داشته باشد…………………….. 23
ـ مرحله تحویل پروتز
ـ دستورالعملهای ویژه برای بیمار
قسمت دوم (II): اشکالات و مسائلی که در ضمن کار برای دندانپزشک بوجود میآیند و باعث عدم موفقیت پروتز کامل میشوند…………………………………………………………………………………………………………………………. 27
1ـ گیر پروتز………………………………………………………………………………………………………………… 28
عوامل مؤثر بر گیر پروتز…………………………………………………………………………………………… 30
2ـ روابط فکین……………………………………………………………………………………………………………… 31
ـ اشکال در تعیین ارتفاع عمودی و عوارض ناشی از آن……………………………………….. 32
3ـ منطقه خنثی (Neutral Zone)……………………………………………………………………………….. 33
4ـ پلن / سطح اکلوژن…………………………………………………………………………………………………. 34
ـ مشکلات ناشی از تعیین نادرست پلن اکلوژن……………………………………………………….. 34
5ـ بالانس اکلوژن…………………………………………………………………………………………………………. 34
ـ مشکلات ناشی از اکلوژن………………………………………………………………………………………….. 34
ـ عدم بالانس اکلوژن…………………………………………………………………………………………………… 35
ـ عادات پارافانگشنال……………………………………………………………………………………………………. 36
ـ اکلوژن تروماتیک………………………………………………………………………………………………………. 36
قسمت سوم (III): تجزیه و تحلیل مسائلی که پس از ساخته شدن پروتز و تحویل آن به بیمار پیش میآید
1ـ بررسی مشکلات مربوط به فقدان گیر پروتزها…………………………………………………. 37
الف) بررسی مشکلات مربوط به فقدان گیر پروتز فک بالا……………………………………. 37
ـ هنگام تحویل آن…………………………………………………………………………………………………………. 37
ـ هنگام باز کردن کامل دهان……………………………………………………………………………………….. 38
ـ هنگام صحبت کردن، خواندن سرود یا آواز…………………………………………………………… 38
ـ افتادن یا جابجایی پروتز در سمت بالانس…………………………………………………………….. 39
ـ هنگام خندیدن…………………………………………………………………………………………………………….. 39
ـ هنگامیکه بیمار میخواهد سوت بزند……………………………………………………………………… 40
ـ هنگام بریدن لقمه غذایی…………………………………………………………………………………………… 40
ـ نقش افزایش و کاهش بزاق بر گیر پروتز…………………………………………………………….. 40
ـ لق بودن کلی پروتز………………………………………………………………………………………………….. 41
ب) بررسی مشکلات مربوط به فقدان گیر پروتز فک پایین
ـ جابجایی پروتز فک پایین بطرف بالا هنگام زیاد باز کردن دهان………………………. 43
ـ حرکت پروتز فک پایین که با حرکات مختلف زبان ایجاد میشود………………………. 43
ـ خارج شدن پروتز هنگام فانکشن…………………………………………………………………………….. 44
2ـ بررسی مشکلات مربوط به عدم ثبات پروتز……………………………………………………… 44
ـ عوامل مؤثر بر ثبات پروتز……………………………………………………………………………………… 44
III) عدم ثبات پروتز هنگام بریدن غذا………………………………………………………………………. 48
3ـ بررسی آزردگیهای بافت مخاطی توسط پروتز……………………………………………….. 48
ـ آزردگی در بافتهای دهان توسط پروتز…………………………………………………………………. 49
ـ اشکال، علائم و نشانههای آزردگیهای مخاط تحمل کننده فشار………………………. 49
ـ علائم و آزردگیهای مخاط بستر پروتز کامل………………………………………………………. 50
ـ نواحی ایجاد آزردگی در بافتهای دهان ………………………………………………………………….. 52
ـ گاز گرفتن لب، گونه و زبان……………………………………………………………………………………… 63
ـ ضایعات مخاط دهان ناشی از پروتز کامل…………………………………………………………….. 64
4ـ بررسی مشکلات مربوط به فانکشن…………………………………………………………………….. 67
الف ـ اشکال در بلع………………………………………………………………………………………………………. 67
ب ـ حالت تهوع……………………………………………………………………………………………………………… 68
ج ـ صدای بهم خوردم دندانها (Clicking)…………………………………………………………………… 70
د ـ خستگی عضلات جونده…………………………………………………………………………………………. 71
ح ـ ضایعات و درد در T.m.j……………………………………………………………………………………….. 71
* احساس کلی ناجور بودن پروتز (در صورتیکه دردی وجود ندارد)………………… 71
5ـ بررسی مشکلات مربوط به زیبائی……………………………………………………………………… 72
* زیبایی…………………………………………………………………………………………………………………………. 72
1ـ برجستگی (پری زیربینی)…………………………………………………………………………………….. 73
2ـ فرورفتگی قسمت میانی لب و شیار بین لبی (فیلتروم)……………………………………. 73
3ـ لب بالا فرو رفته (تو افتاده) است…………………………………………………………………………. 73
4ـ مقدار زیادی از دندانها دیده میشوند………………………………………………………………….. 74
5ـ مصنوعی بنظر رسیدن پروتز (نمای مصنوعی)……………………………………………….. 74
6ـ مقدار کمی از دندانها در معرض دید هستند………………………………………………………… 74
7ـ عدم تقارن صورت………………………………………………………………………………………………….. 74
8ـ رنگ دندانها………………………………………………………………………………………………………………. 74
6ـ بررسی مشکلات مربوط به تکلم………………………………………………………………………….. 75
I ـ اشکال در ادای حروف لینگو ـ آلوئولار مانند (س)……………………………………………. 76
IIـ اشکال در ادای حروف لبی (ب م پ)…………………………………………………………………….. 77
III ـ صداهای «ف» و «و» مشخص نیستند………………………………………………………………. 77
IV ـ اشکال در ادای حروف زبانی ـ کامی (د (ز) ـ ت)…………………………………………….. 77
7 ـ بررسی مشکلات ناشی از عدم راحتی پروتز و علل آن ………………………………….. 78
1) نواحی زخم شده …………………………………………………………………………………………………….. 79
2) درد ……………………………………………………………………………………………………………………………. 79
3) احساس سوزش در 24 ساعت اول یا در طول 2 هفته اول ……………………………… 80
4) احساس سوزش در زبان – کام و گلو …………………………………………………………………. 81
5) قرمزی نسوج زیر پروتز یا استوماتیت ناشی از پروتز ………………………………….. 82
6) قرمز آتشین بودن تمامی نواحی مجاور پروتز همراه زبان و گونه ………………. 83
7) جمع شدن غذا زیر پروتز ……………………………………………………………………………………… 84
8) ارتباط بین پروتز، بزاق و ناراحتی های ایجاد شده در دهان (برسی کمیت و کیفیت بزاق) 84
9) اختلال در گیرنده های حسی ………………………………………………………………………………… 85
10) آزردگی در عضلات ……………………………………………………………………………………………… 85
فصل سوم
مروری بر مقالات………………………………………………………………………………………………………….. 86
نتیجه و خلاصه………………………………………………………………………………………………………….. 108
بشر همواره در این آرزو بوده که تا حد امکان به نحوی از انحاء از دست رفتن دندانهای خود را جبران نموده و از این طریق مشکلات مضغی و زیبایی خود را جبران نماید و در این راستا سعی و کوشش فراوانی نموده است که ادامه آن تلاشها به نسل امروزی سپرده شده و حق این است که ما نیز تمام تلاش و توانائیهای خود را در راه تکامل این علم بکار بریم.
امروزه پیشرفت در جنبههای مختلف پزشکی و امکانات رفاهی بیشتر منجر به افزایش سن متوسط مردم گشته است، از طرفی علیرغم پیشرفتهای غیرقابل انکاری که در علم دندانپزشکی در جهت نگهداری و حفظ دندانهای طبیعی بعمل میآید، افراد جامعه در سنین پایینترین دندانهای خود را از دست میدهند و همین دو موضوع یعنی افزایش متوسط سن و از دست دادن دندانها در سنین پایینتر سبب شده است تا روز به روز بر تعداد افرادیکه از پروتزهای کامل استفاده میکنند افزوده گردد.
انتقال از مرحله داشتن دندانهای طبیعی به مرحله بیدندانی کامل، دورانی است بس حساس و ناشناخته برای بیماران و باید دانست، غالباً افرادی که دندانهای خود را از دست میدهند از نظر جسمی از سلامت کامل برخوردار نمیباشند و استخوانهای خود را از دست میدهند از نظر جسمی از سلامت کامل برخوردار نمیباشند و استخوانهای فکین آنها تراکم لازم را ندارند. از طرفی واکنشهای ترمیمی در اینگونه افراد نقصان پیدا کرده است. در این بیماران به جای الیاف پریودونت، مخاط نقش نگهداری و پشتیبانی دندانهای مصنوعی را بعهده میگیرد، که باید برای بیماران توضیح داده شود، زیرا آنان انتظار دارند که پروتز کامل همچون دندانهای طبیعی عمل کند که مشکلی است مزید بر مشکلات دیگر.
در برخورد با بیماران بیدندان بایستی با معاینه دقیق، بررسی حالات جسمانی و روانی بیمار و با توجه به خواستههای بجا و نابجای بیمار طرح درمان مناسبی تعیین کرد و با تکنیکی صحیح و اصولی اقدام به درمان کرد، البته با پیشبینی نتایج احتمالی درمان و در نظر گرفتن تمام شرایط مساعد و نامساعد محیط دهان بیمار.
حفره دهان محیطی است که اعمال مختلفی را انجام میدهد و درمان با پروتز صرفاً یک درمان ساده نسجی و ساختمانی نیست، بلکه بایستی با جایگزین کردن دندانهای از دست رفته حالات تشریحی، فانکشنهای طبیعی و فیزیولوژیک این ناحیه از بدن را تا حد امکان احیاء و بازسازی کرد.
در برخی از موارد با وجود اینکه عمل کننده نهایت سعی خود را در بکار بردن اصول لازم در ساختن پروتز کامل ایدهآل مینماید، معهذا چه در ضمن کار و چه پس از قرار دادن پروتز در دهان بیمار با مشکلاتی مواجه میگردد که به سختی میتواند به علت اصلی آن پی ببرد و با اظهار ناراحتی و شکایت بیمار روبرو میشود و علی رغم اصلاحات متعددی که انجام میدهد باز مشکلات بیمار پاربرجا میماند.
اشکالات و ناراحتیهایی که بعد از قرار دادن پروتز کامل در دهان بیمار ایجاد میشود متنوع هستند، در ضمن واکنش بیماران نیز در مقابل آنها مختلف است، که بستگی به وضع سلامت عمومی جسمی و روانی، وضعیت حفره دهان و طرز تفکر و شخصیت آنان دارد. بعضی از بیماران در برابر کوچکترین آزردگی و تحریک خارجی عکسالعملهای شدیدی از خود نشان میدهند و بعضی با داشتن شخصیتی قوی و کنترل عصبی خوب حتی زخمهای شدید پروتز را بدون شکایت تحمل میکنند که هر دو اینها برای بیمار مفید نیستند.
دندانپزشک باید با آگاهی بر علوم آناتومی، پاتولوژی، روانشناسی و داشتن مهارتهای لازم، عکسالعملهای بافت نرم را در حالت طبیعی و پاتولوژیک تشخیص داده و بتواند یک اشکال موضعی را از مشکلات عمومی جسمی و روانی بیمار تمیز دهد.