یارا فایل

مرجع دانلود انواع فایل

یارا فایل

مرجع دانلود انواع فایل

دانلود مقاله درمورد تصمیم گیری

اختصاصی از یارا فایل دانلود مقاله درمورد تصمیم گیری دانلود با لینک مستقیم و پرسرعت .

دانلود مقاله درمورد تصمیم گیری


دانلود مقاله درمورد تصمیم گیری

تصمیم گیری

مقاله ای مفید و کامل

 

 

 

لینک پرداخت و دانلود *پایین مطلب* 

فرمت فایل:Word (قابل ویرایش و آماده پرینت)

تعداد صفحه:45

چکیده :

تصمیم گیری

اهداف عمده این فصل

  1. تحلیل تصمیم گیری به عنوان یک فراگرد منطقی با عطف توجه خاص به ارزیابی گزینه ها در پرتو اهداف مورد نظر .
  2. بحث درمورد رویکردهای تصمیم گیری ، با تاکید خاص بر روی رویکرد تحقیق وتحلیل و استفاده از تحقیق درعملیات به عنوان بهترین مثال این رویکرد .
  3. ارائه رویکردهای جدیدتر تصمیم گیری ، با توجه خاص به تحلیل ریسک ، درخت تصمیم گیری ، وتئوری ترجیح .
  4. پیشنهاد رهنمودهایی که باتوجه به آنها می توان اهمیت نسبی تصمیمات راتعیین کرد .

برخی از شرکتها ملاحظه کرده اند که تهیه و انتشار مفروضات برنامه ریزی، فرضیاتی که کاربرد زیادی در برنامه ریزی دارند و ارائه آن به افراد مربوطه بسیار عاقلانه است، البته این مفروضات باید تازه و بهنگام نگه داشته شود این شرکتها همچنین از مدیران خود می خواهند که مفوضات تکمیلی را در هنگام ارائه بودجه یا سایر برنامه های مربوط تهیه و پیشنهاد نمایند. برای یک مدیر بسیار خطرناک است که تصور نماید بعد از تصویب برنامه و اتخاد تصمیم دیگر تعیین مفروضات ضرورتی ندارد . حقیقت این است که تا وقتی که یک شخص تمام عملیات راانجام نداده است ، تصمیم گیری وجود دارد وتصمیم گیری خوب موقعی انجام می شود که شخص مسئول تصویرروشنی ازمحیطی که تصمیمات درآن اجرا می گردد، داشته باشد.

سوالاتی برای بحث و بررسی

  1. یک مسئله تصمیم گیری را در مقابل خود قرار داده و مفروضات حیاتی برنامه ریزی احاطه کننده آن را مختصراً شرح دهید. چه تعدادی از آنها مربوط به دانش و چه تعدادی مربوط به پیش بینی است؟ چه تعدادی کیفی و چه تعدادی کمی هستند؟ چه تعدادی در کنترل شما هستند؟
  2. یک پیش بینی فروش اغلب هم به عنوان یک برنامه و هم به عنوان یک مفروض در نظر گرفته می شود. اظهار نظر نمایید.
  3. مفروضات عمده ای را که به نظر شما شرکت «فوردموتور» برای پیش بینی فروش اتومبیلهای ود در 2 سال آینده لازم دارد، مشخص نمایید.
  4. آیا اهداف، خط مشیها، و روشها می توانند برای برنامه ریزی به عنوان مروضات در نظر گرفته شوند؟
  5. توضیح دهید چگونه مفروضات یکسان به هماهنگی برنامه ها کمک می کنند.
  6. مفروضات چطور باید ایجاد و انتقال یابند؟
  7. دقیقا شما چطور می توانید تکنیک «دلفی» را برای تعیین مفروضات مسائل عمده اجتماعی شرکتی که در 10 سال آینده با آنها مواجه خواهد شد، مورد استفاده قرار دهید

تصمیم گیری به عنوان گام مهمی در برنامه ریزی

قبلا توضیح داده شد که تصمیم گیری بخش عمده ای از برنامه ریزی است. در حقیقت هسته اصلی برنامه ریزی شرح فراگرد تصمیم گیری است. به این ترتیب تصمیم گیری ممکن است به این ترتیب تصور شود: 1. تعیین مفروضات، 2. تعیین گزینه ها، 3. ارزیابی گزینه ها، 4. انتخاب یک گزینه یعنی اتخاذ یک تصمیم. اگر چه در این فصل راجع به منطق و تکنیکهای انتخاب بحث می شود ولی در واقع تصمیم گیری به عنوان گامی در برنامه ریزی در نظر گرفته شده است.

معقولیت و تصمیم گیری

تصمیم گیری موثر مستلزم یک انتخاب منطقی است. ولی معقولیت چیست؟ چه موقع یک شخص منطقی فکر می کند یا تصمیم می گیرد؟ غالبا تصوی می شود که حل کردن مسئله، تفکر یا تصمیمی منطقی است، و گاهی اوقات یک مسئله به عنوان حالتی از ابهام، عدم اطمینان، یا هرج و مرج تعریف شده است. ولی اگر هدف یک شخص در وضعی مبهم، نامطمئن یا نامنظم قرار داشته باشد، مسلما هیچ مسئله ای وجود نخواهد داشت و نیازی به تصمیم گیری نیز نخواهد بود.

بنابراین ملاحظه می شود که قبل از تصمیم گیری منطقی شرایط معینی باید وجود داشته باشد. در وهله اول باید برای تحقق هدفی کوشش شود. ثانیا باید درک روشینی از گزینه ای که در جهت تحقق هدف است، داشت. ثالثا باید بتوان گزینه ها را در پرتو هدف مورد نظر ارزیابی کرد، و بالاخره باید گرایش داشت بهترین گزینه را برای تحقق هدف انتخاب کرد.

در زمینه مدیریت به ندرت می توان کاملا منطقی بود. چون اولا هیچ کس نمی تواند درباره گذشته تصمیم بگیرد، تصمیات باید در آینده اجرا شوند و آینده تقریبا شامل عدم اطمینان است. ثانیا به سختی می توان تمام گزینه های تحقق یک هدف را تشخیص داد، زیرا در بیشتر موارد راههای زیادی برای رسیدن به یک هدف وجود دارد.

آنچه یک مدیر می تواند در نظر بگیرد یک معقولیت محدود اس. برخی از مدیران برای اینکه می خواهند کاملا منطقی باشند اجازه می دهد عدم علاقه آنان به ریسک با گرایش پیدا کردن بهترین راه حل تداخل نماید. اگر چه این امر حقیقت دارد که بسیاری از تصمیمات مدیریتی با این گرایش اتخاذ م یشود که از کنار مسائل تا آنجا که ممکن است با ایمنی رد شوند، ولی این نیز پذیرفته شده که اکثر مدیران کوشش دارند بهترین تصمیمات را در داخل محدودیتهای منطقی و در پرتو اندازه و ماهیت ریسکهایی که در عدم اطمینان وجود دارد اتخاذ نمایند.

توسعه گزینه ها

با فرض اینکه هاهداف مشخص بوده و مفروضات برنامه ریزی روشن هتسند، اولین گام درتصمیم گیری توسعه گزینه ها می باشد. به ندرت می توان جریان کاری را پیدا کرد که در آن گزینه های مختلف وجود نداشته باشد. در حقیقت اگر به نظر برسد که فقط یک راه برای انجام کاری وجود دارد مدیران آگاه با تردید به آن می نگرند. به عنوان مثال یکی از شرکتهای امریکایی برای افزایش تولید خو به سطحی که هزینه ها کاهش یافته و زیان به سود تبدیل شود، به تجهیزات سرمایه ای نیاز داشت. زیادی به قدری بود که شرکت برای دریافت وام اعتباری نداشت. به نظر می رسد در این موقعیت تنها راه حل ممکن عدم سرمایه گذاری بد. ولی این امر شکستگی را مسلم می ساخت. بنابراین مدیران شرکت به جستجوی گزینه های دیگر پرداختند. در این جستجو ولید کننده ای را یافتند که تجهیزات لازم را داشت و خود قادر به فروش آن بنود. بانکه به این تولید کننده گفته بودند می توانند تجهیزات مربوطه را بدون پیش قسط ماهیانه به فروش برساند. علاوه بر این شرکت دیگری چون می خواست تجهیزات جدید را جایگزین قدیمی نماید. پیشنهاد فروش تجهیزات مورد نظر را بدون پیش قسط ارائه داد. بنابراین در موقعیتی ظاهرا نومید کننده، دو گزینه ماسب پیدا شد.

توانایی توسعه گزینه ها درست به اندازه انتخاب صحیح از بین آنها اهمیت دارد. از سوی دیگر مهارت تحقیق و زیرکی اغلب موجب پیدایش تعداد زیادی انتخاب می گردد که نمی توانند به سادگی مورد ارزیابی قرار گیرند در این موقعیت تصمیم گیرنده نیاز به کمک دارد و این کمک ممکن است در مفهوم عامل محدود کننده یافت شود.

اصل عامل محدود کننده

عامل محدود کننده عاملی است که در سر راه تحقق هدف مطلوب قرار می گیرد اگر این عوامل به روشنی شناخته شوند، مدیران به جستجوی گزینه هایی خواهند پرداخت که بر این عوامل محدود کننده فائق آیند. به عنوان مثال هدف تولید کنده ای که قبلا مورد اشاره قرار گرفت تبدیل زیان به وسد بود. وسیله انجام این کار به دست آوردن تجهیزات سرمایه ای بود. عامل محدود کننده فقدان پول نقد و اعتبار بود. در نتیجه گزینه های شرکت منحصر به آنهایی بود که عامل محدود کننده را از سر راه بردارد.م تحقیق شرکت درست، مستقیم و موفقیت آمیز بود.

از ملاحظه این و سایر مثالهای دیگر، اصل عامل محدود کننده بیرون می آید: در انتخاب از میان گزینه های، هر قدر یک فرد بتواند عواملی را که برای تحقق هدف مورد نظر محدود کنده یا بحرانی باشد بیشتر شناخته و رفع نماید او می تاند گزینه مطلوب را بهتر و دقیق تر انتخاب نماید.

کشف عامل محدود کننده ممکن است چندان آسان نباشد، چون این عومل معمولا نامعلوم هستند، به عنوان مثال اگر شرکتی طرح شراکت در سود را مورد ملاحظه قرار دهد، عامل محدود کننده ممکن است کسر مالیات از سود و طرز تلقی کارکنان نیتس به طرح باشد. یک شرکت در تصمیم گیری خود مبنی بر توسعه عملیات، ممکن است عامل محدود کننده را دسترسی به سرمایه، اقتصادی نبودن مقیاس تولید و برخورد مقامات دولتی بداند.

جستجو و شناخت عوامل محدود کننده در برنامه ریزی هرگز پایان نمی یابد. برای کی برنامه در یک زمان، یک عامل معین ممکن است برای تصمیم گیری، حیاتی باشد. ولی بعدا برای همان نوع تصمیم گیری ممکن است عاملی که برای برنامه قبلی نسبتا مهم نبوده، عامل محدود کننده شود.

فراگرد اساسی ارزیابی

همین که گزینه های مناسب مشخص شدند گام بعدی در برنامه ریز ارزیابی و انتخاب گزینه ای است که به بهترین وجهی به تحقق هدف کمک نماید اگر چه تصمیات باید در سایر مراحل برنامه ریزی نیز اتخاذ گردد، ولی انتخاب گزینه آخرین نقطه تصمیم گیری است.

عوامل کیفی و کمی

همان طور که در مورد مسئله مقایسه گزینه های برنامه ریزی جهت تحقق یک هدف ذکر شد، ما باید درباره عوامل کمی نیز فکر کنیم. این عوامل شامل چیزهایی مثل انواع مختلف هزینه های ثابت و متغیر می باشد که می تواند اندازه گیری شود. هیچ کس اهمیت این تجزیه و تحلیل را مورد سوال قرار نمی دهد ولی اگز شرکتی عوامل غیرملموس را فراموش نماید برای موفقیت شرکت خطرناک خواهد بود. اینها عناصر غیرقابل اندازه گیری هستند مثل کیفیت روابط کار، اتمال خطر تغییر تکنولوژی یا فضای سیاسی بین المللی. موارد زیادی وجود دارد که برنامه های کمی به وسیله یک جنگ پیش بینی نشده از بین رفته است یک برنامه خوب بازاریابی بعد از یک اعتصاب حمل و نقل طولانی غیرقابل اجرا شده است، یک برنامه خوب بازاریابی بعداز یک اعتصاب حمل و نقل طولانی غیرقابل اجرا شده است، یا یک برنامه منطقی به وسیله یک رکود اقتصادی مختل شده است نکات فوق اهمیت توجه به وامل کمی و کیفی را در مقایسه گزینه های نشان می دهد.

برای ارزیابی عومل کیفی، تحلیل گر باید اول آنها را شناختهو سپس مشخص نماید که آیا می توان آنا را با معیار کمی معقولی مورد سنجش قرار داد. اگر چنین نیست، تحلیل گر باید آنها را با نتایج حاصل از ارزیابی عامل کیفی مقایسه کند و سپس تصمیم گیری نماید. این تصمیم گیری ممکن است وزن بیشتری به یک عامل کیفی بدهد.

یک چنین رویه ای در وقاع تصمیم گیری بر اساس وزن کل شواهد و مدارک است. اگر چه شامل قضاوتهای شخصی خطاآمیزی است، ولی تعداد کمی از تصمیمات تجاری می تواند دقیقا به کمیت تبدیل گردد که در آن قضاوت ضروری نباشد. تصمیم گیری معمولا امری مشکل است. بدون علت نیست که مدیران موفق به غلط به عنوان کسانی کهدرست حدس می زنند تعریف شده اند.

ارزیابی گزینه ها: تحلیل نهایی

ارزیابی گزینه ها ممکن است تکنیک تحلیل نهایی را مورد استفاده قرار هد تحلیل نهایی عبارت از درآمد اضافی حاصله در مقابل هزینه اضافی خرج شده می باشد. بنابراین وقتی هدف به حداکثر رساندن سود است، زمانی این هدف تحقق پیدا می کند که درآمد اضافی (درآمد نهایی) و هزینه اضافی (هزینه نهایی) باهم برابر باشند.

تحلیل نهایی می تواند عوامل دیگری بجز هزینه و در آمد را نیز مورد استفاده قرار دهد. به عنان مثال برای بهینه ساختن ستاده یک ماشین، می تواند آن قدر داده ار در مقابل ستاده ها تغییر داد که داده نهایی برابر با ستاده نهایی گردد. این مرحله در این صورت نقطه حداکثر کارایی ماشین خواهد بود.

ارزیابی گزینه ها: تحلیل سودمندی هزینه

تحلیل سودمندی هزینه یا فایده نوع دیگری یا پیشرفتی در تحلیل نهایی سنتی است. این ارزیابی با استفاده از تکنیکی انجام می شود که در آن گزینه ها در حالتی که راه حل بهینه نمی تواند به پول یا معیار خاص دیگری تبدیل گردد، وزن داده می شود. به عبارت دیگر تکنیک سودمندی هزینه، روشی برای انتخاب گزینه ها در حالتی که اهداف دفاعی، مثل دفع حملات دشمن ممکن است مشخص نباشد، یا اهداف اجتماعی مثل کاهش آلودگی هوا و کاهش عدم اشتغال، و یا اهداف تجاری مثل شرکت در هدف اجتماعی از طریق برنامه آموزش بیکاران، ممکن است غیرمشخص باشد.

این امر به این معنی نیست که اهداف نمی توانند دارای معیار نسبتا خاصی برای سودمندی خود باشند. به عنوان مثال در برنامه ریزی روحیه افراد تنظیم شده است، سودمندی ممکن است با توجه به عامل قابل ممکن است با توجه به عوامل قاب لکنترلی مثل نرخ جابه جایی و استعفای افراد، غیبت، یا حجم شکایات اندازه گیری شود. البته در همه این موارد قضاوت ذهنی مسئولان ذی صلاح دخالت دارد.

و...

NikoFile


دانلود با لینک مستقیم

دانلود مقاله درمورد توسعه فرهنگی

اختصاصی از یارا فایل دانلود مقاله درمورد توسعه فرهنگی دانلود با لینک مستقیم و پرسرعت .

دانلود مقاله درمورد توسعه فرهنگی


دانلود مقاله درمورد توسعه فرهنگی

توسعه فرهنگی

مقاله ای مفید و کامل

 

 

 

 

لینک پرداخت و دانلود *پایین مطلب* 

فرمت فایل:Word (قابل ویرایش و آماده پرینت)

تعداد صفحه:42

چکیده :

بی شک بالاترین و والاترین عنصری که در موجویت هر جامعه دخالت اساسی دارد فرهنگ ان جاممعه است. اساساً فرهنگ هر جامعه هویت و موجودیت آن جامعه را تشکیل می دهد و با ؟ فرهنگ هر چند بعدهای اقتصادی ، سیاسی، صنعتی و نظامی قدرتمند و قوی باشد ولی پوچ ، پوک و میان تهی است. «فرهنگ» کلمه ای بسیار رایج و مورد توجه در تمامی جوامع متمدن بوده است. به طوری که با گسترش اجتماعات و پیچیده شدن روابط و افزایش امکانات و ابزار، بحث از فرهنگ بیشتر و ابعاد متعددی به خود می گیرد. اگر تا دو قرن قبل جنبه های خاصی از زندگی اجتماعی و نقش محدودی برای فرهنگ وجود داشت، به تدریج نفوذ و قدرت فرهنگ و نقش آن در ابعاد مختلف جامعه بشری بسیار بیشتر است.

تحولات یک فرد در صحنه های منطقه ای و بین المللی که چهره سیاسی، فرهنگی جهان را تغییر داده این تصور را بر خلاف القائات ، تبلیغات و ادعاهای جریانهای خاصی که محور مسائل و مشکلات و تصادفات در آینده اقتصادی و تکنولوژیکی خواهد بود، شکل می دهد که قدرتهای مادی و صنعتی جهان تمامی امکانات خود را در جهت سلطة فرهنگی خود و نابودی فرهنگهای دیگر قرار می دهند.

نظامهای سلطه و سازمانهای بین الملی تحت کنترل آنان تا کنون نخواسته اند رابطه ای منطقی بین فرهنگ ، استقلال و توسعه برقرار نمایند. زیرا که با ادامة سلطه و حاکمیت آنان و غارت و چپاول کشورهای دیگر منافات و مغایرت دارد. داشتن فرهنگ استقلال و توسعه واقعی و همه جانبه، مانع حضور و دخالت بیگانه خواهد بود.

حال سوال اساسی اینست که چگونه جامعه ای می تواند به این مهم دست یابد؟

و پاسخ اینست که:

جامعه ای که به تعلیم و تربیت خویش بها می دهد و بناهای فرهنگی و اموزشی، به ویژه مدارس آن در شهرها و روستاها، با عنایت به اصول مهندسی آموزشی از بهترین و پر جلوه ترین بناهی موجود باشد و معلمان آن از اقتدار زیادی برخوردار و موفق ترین، پر نشاط ترین و محبوب ترین الگوهای اجتماعی باشند از بیش ترین پیشرفت فرهنگی ، اجتماعی برخوردار بوده ، کم ترین آفت ها و آسیب پذیری های فردی اجتماعی را خواهند داشت و همچنین جامعه ای که وارث معلمان مقتدر باشد به یقین صاحب ارزش های والای فرهنگی و توسعه یافته ترین نهادهای اجتماعی خواهد بود.

هدف از توسعه فرهنگی

وقتی غربیها از توسعه فرهنگی در جهان سوم بحث می کنند بیشتر تعریف و هدف از آن را یک قدم به جلو در بهره برداری از امکانت فرهنگی جامعه ذکر می نمایند و اینکه فرهنگ از اختصاصی بودن و قشری و طبقاتی بودن خارج می شود و به طبقه ویژه و مرفّه و متمکن اختصاص نداشته باشد و در اختیار همگان قرار گیرد چنانچه اگر بحث از توسعه سیاسی باشد معنایش سهیم کردن مردم و مشارکت عموم ر رقم زدن سرنوشت سیاسی خویش است.

اما در اسلام مفهومی بسیار عمیق تر، ظریف تر و گسترده تر دارد. در اسلام مسئله تعالی معنوی انسانها و جامعه ، تهذیب نفس، مبارزه با فساد، رشد فضیلتها و تقوی ، بهره برداری عمومی از تقوی و عدالت اجتماعی، حاکمیت روح اخوت اسلامی و نظم و انضباط و قانون ، رشد بینش و بصیرت دینی و اهی ، حاکمیت ارزشهای دینی و خلاصه بارور شدن و شکوفایی استعدادهای علمی و افزایش خودآگاهی افراد جامعه و بیداری وسیع و همه جانبه ملت از اهداف توسعة فرهنگی است.

بدیهی است اهدافی به این وسعت وعمق هرگز در فرهنگهای بشری مورد توجه قرار نگرفته و قرار نخواهد گرفت. در اینجا توجه به این معنا لازم است که اسلام به ابعاد وجودی انسان عمق و وسعت می دهد و او را در حصار محدود مادیات زندانی نمی نماید و این بدان معنا نیست که با توجه به حیات معقول و معنوی انسانها، از حیات مادی و دنیوی آنها غفلت شود و آنها را به عزلت و گوشه نشینی و گوشه گیری فرا خواند بلکه تحول در حیات و بینش انسانها مقدمه ای است برای تحول در زندگی انسانها، و زندگی آخرت و حیات معقول و الهی انسانها در جهان واپسین تبعی ای است از زندگی معقول و برتر و حسنه انسانها در این جهان (الدنیا مزرعه الاخره) که همه ما از خداوند می خواهیم ربنا آتنا فی الدنیا حسنه و فی ااخره حسنه- و اُنَّ الْمُتَّقینَ ذَهَبُواْ بِعاجِلِ الْدُنْیا وآجِلِ الاخِرَهِ.

اصول و مبانی توسعه فرهنگی

اصول و مبانی رشد و توسعه فرهنگی، و بررسی زوایا و ابعاد هر یک از جهات یاد شده خود می تواند موضوع مباحث ظریف ، آموزنده و قابل توجهی قرار گیرد که در این مختصر امکان پرداختن به آنها و تجزیه و تحلیل همه جانبه آنها میسر نیست. منتهی به طور فهرست وار به چند مسئله اشاره می نمائیم و تفصیل آن را به عهده اندیشمندان و فرصتهای دیگر واگذار می کنیم.

الف) رسیدن به بیداری، آگاهی و رشد، افزایش معرفت انسانها و ایجاد تحول در بینش و برداشت و بصیرت فردفرد جامعه نسبت به کلیه زمینه های عالم وجود و درک عمیق و روشن از جهان آفرینش و آفریدگار جهان و اهداف خلقت.

به بیان امام صادق (ع) «وَجَدْتُ عِلْمَ النّاسِ کُلُّهُ فی اَرْبَعٍ اَوَّلُها اَنْ تَعْرِفَ رَبَّکَ وَ الثّانی اَنْ تعْرِفَ رَبَّکَ و الثّانی اَنْ تَعْرِفَ ما صَنَعَ بِکَ و الثّالِثُ اَنْ تَعْرِفَ ما اَرادَ مِنْکَ وَالرّابِعُ اَنْ تَعْرِفَ ما یُخْرِجُکَ مِنْ دینِکَ

یا به بیان حضرت سیدالشهداء (ع) اَلْمَعْروُفُ بِقَدْرِ الْمَعْرِفَهِ یا به سخن امیر المومنین (ع) اِذا اَرْذَلَ عَبْداً حَطَرَ عَلَیْه الْعِلْمَ یا به سخن امام باقر (ع): اَلْکَمالُ کُلُّ الثَّقَقّْهُ فی الدّین وَ الصَّبْرُ عَلَی التّابِئِهِ وَ تَقْدیرُ الْعیشَهِ

ب) ایمان و اعتقاد به خداوند (خدا خواهی و خداگرایی).

آدمی کاندر طریق معرفت ایمان ندارد

                                         شخص انسان دارد شخصیت انسان ندارد.

ج) ایجاد انگیزه های الهی و معنوی.

د) تقویت پایه ها و بنیادهای اخلاقی و ارزشهای روحی.

ه) هدفداری و هدفگرایی و آخرت خواهی در کارها.

و) اتکال به نیروی لایزال الهی.

ز) شکر گزاری در برابر نعمتها و صرف نعمتها در جهت الهی و در راه تحصیل رضوان ا...

ح) جلوگیری از تضییع عمر و جوانی و استعدادهای خداوندی و ممانعت از تخریب و هدر رفتن سرمایه ها.

ط) استفاده از روشهای مطلوب و تشویق و توبیخ در جهت حداکثر بهره برداری بهینه از نعمتها و الطاف الهی.

ی) آینده نگری.

ک) احیای شخصیت حقیقی انسانها.

ل) ارائه الگوها و اسوه ها والای مکتبی و انسانی در راه هدایت انسانها.

در این رابطه یکی از شاخص ترین الگوها و محورها، ولایت فقیه و نقش و تأثیر سازنده آن در جامعه است. ولایت فقیه محور اصلی در تمرکز نیروها، هدایت و بسیج استعدادها، انسجام و وحدت کلمه در جامعه می باشد. بیداری ملت، رشد و تقویت بنیادهای انقلابی و اسلامی جامعه، احیای شخصیت دینی مردم، احیای تفکر و اندیشه اسلامی ناب محمدی (ص)، رشد و شکوفائی استعدادها، مقابله با تهاجمات و خنثی سازی خطرات و توطئه ها و جلوگیری از اتلاف نیروها، با هدایت ولی فقیه میسر است.

ابعاد توسعة فرهنگی

تا اینجا روشن شد محور اصلی توسعه از دیدگاه اسلام و امام (ره) خود انسان است و هدف از توسعه نیز رشد و تعالی و تکامل انسانهاست. در این قسمت اشاره ای خواهیم داشت به ابعاد توسعه فرهنگی.

همانگونه که ذکر شد توسعه فرهنگی نیز دارای ابعاد گوناگون و وسیع و ظریفی است در این مختصر به سه بعد اساسی توسعه فرهنگی مطلوب اشاره می شود. این سه بعد عبارتست از: 1- تعلیم و تربیت نیروی انسانی 2- رشد پژوهش و تحقیقات 3- عزم ملی برای بسیج امکانات (مشارکت مردم)

  • تعلیم و تربیت نیروی انسانی

اسلام برای علم ارزش فراوان و والائی قائل شده بلکه آن را هدف از خلقت و آفرینش بحساب آورده (لِتَعْلَمُوا اِنَّ عَلی کُلِّ شَیءٍ قَدیر) و ملاک فضیلت و برتری آدم سلام ا... علیه را بر ملائکه مقربین علم و دانش بشمار آورده و آنجا که نوای رحمانیت الهی را سر می دهد از نوای دل نشین علم و انش سخن می گوید و به مقام قلم سوگند یاد می کند و ...

در اسلام برای علم و دانش مرزو بوم نیست و همه دورانها و فصول عمر دوران علم و تلاش و سازندگی و حرکت و تعالی است. به عبارت دیگر جامعه اسلامی باید از نظر شاخص علمی در جهان دارای برترین و بالاترین شاخصها و عملکردهای علمی باشد، و رشد سواد و علم و دانش و تحقیق و ابتکار در سطح اعلی باشد. متأسفانه عوامل گوناگون استکباری و استبدادی دست بدست هم داده و وضعیت مسلمانان را تا حد جهان سوم تنزل داده است.

در نهج البلاغه امیر المومنین (ع) می فرماید: اَلا واِنَّ مِنَ الْبَلاءِ الْفاقَهِ و اَشَدُّ من الغاقَهِ مَرَضِ الْبَدَنِ وَ اَشَدُّ مِنْ مَرَضِ الْبَدَنِ مَرَضُ الْقَلْبِ. بیمای جهل و نادانی و بی سوادی خطرناکترین و تلخ ترین بیماریهاست و مقدمه و زمینه هر نوع رشد و تحول و توسعه، علم و دانش و ریشه کن کردن فقر علمی و جهل و نادانی و بی سوادی است.

یکی از کلیدی ترین بخشها در رشد و توسعه و خودکفائی و استقلال هر جامعه بخش آموزش و تربیت نیروی انسانی و هدایت و مدیریت و سازماندهی افراد هر جامعه بری تحقق اهداف و آرمانهای ملی و مذهبی است. امروز تربیت نیروی انسانی و پرورش و شکوفائی استعدادهای ملی و ایجاد شور و انگیزه و آگاهی در نسل جوان به منزله فتح بزرگترین قله های سیاسی، اجتماعی و اقتصادی هر جامعه است. سهل انگاری در این امر مهم و سرنوشت ساز و حیاتی نادیده گرفتن آرمانهای یک ملت و یک انقلاب است. اهمیت نظام تعلیم و تربیت و رشته های گوناگون آموزش و پرورش از سطوح ابتدایی و آمادگی تا سطوح عالیه تخصصی و فنی و علمی، و تبدیل استعدادهای ساده و آماده به استعدادهای فنی و علمی و تحقیقاتی و تجربی و برنامه ریزی کیفی آنقدر روشن است که نیاز به توضیح و تفضیل ندارد و در حقیقت ، رشد و توسعه و خود اتکائی جز در سایه تربیت نیروی انسانی میسر نیست و محور تحوّل در بخشهای دیگر، تحول در آموزش و پرورش و فرهنگ آن جامعه است.

به تعبیر یکی از دانشمندان (پروفسور فردریک هاریبسون) منابع انسانی پایه اصلی ثروت ملتها را تشکیل می دهد. سرمایه و منابع طبیعی عوامل تبعی تولیداند، در حالیکه انسانها عوامل فعالی هستند که سرمایه ها را متراکم می سازند. از منابع طبیعی بهره برداری می کنند سازمانهای اقتصادی و سیاسی را می سازند و توسعه ملی را به جلو می برند به وضوح کشوری که نتواند مهارتها و دانش مردمش را توسعه دهد، و از آن در اقتصاد ملی به نحو مؤثری بهره برداری کند قادر نیست هیچ چیز دیگر را توسعه بخشد.

در حقیقت شروع و ایجاد هر گونه تحولی در نظامهای گوناگونی جامعه و بلکه در نظام منطقه ای و جهانی به آموزش و تربیت نیروی انسانی وابسته است، و پیشرفت و انحطاط هر ملت مدیون نیروی انسانی است، و راه مجد و عظمت یا ذلت و سقوط ملتها را نیروی انسانی فراهم و همواره می کند. یکی از علل اصلی نارسائی اقتصادی ، اجتماعی و سیاسی فرهنگی را در کشورهای جهان سوم باید در نظام تعلیم و تربیت این ملت ها جستجو کرد.

بدیهی است بحث درباره مقوله تعلیم و تربیت یک کتاب مستقل می طلبد، از این رو به پژوهشها و تحقیقات فراوان نیاز می باشد، دارای دهها بعد و محور بسیار وسیع و گسترده است و همه دوران حیات انسانها را شامل می شود، و از قبل از ولادت تا پس از مرگ را زیر پوشش قرار می دهد که پرداختن به همة ابعاد آن در این مقاله کوتاه مقدور نیست. البته سیاستگذاری در این باره امر بسیار مهمّی است و روشهای آموزش و پرورش در دورانهای گوناگون بسیار کارساز است و در یک کلمه سرمایه گذاری در این بخش بسیار حیاتی است.

شکی نیست که هدف کلان و کلی تعلیم و تربیت، پرورش شخصیت الهی افراد جامعه و تربیت انسانهای مفید و فرزانه می باشد.

سخنان حکیمانه امام را حل در این رابطه سرمشق روشن زندگی و دستورالعمل تعلیم و تربیت است، به عبارت دیگر، سیره و روش علمی و آثار و رفتار آن بزرگوار، در طول عمر پربرکتشان و کلاس درس و تفسیر و فقه و اخلاقشان همه و همه به عنوان یک الگوی زنده و سازنده می تواند برای جامعه ما مفید باشد. ما در این جا تنها به سخنان کوتاهی از آن بزرگوار بسنده می کنیم و تفضیل آن را به عهده علاقمندان جستجوگر می گذاریم.

اصلاح و اداره مملکت با تعلیم و تربیت صحیح نسل آینده ممکن است.

امام (ره) در وصیتنامه سیاسی عبادی شان می فرمایند: از امور بسیار با اهمیت و سرنوشت ساز مسئله مراکز تعلیم و تربیت از کودکستانها تا دانشگاههاست.

                                                                   صحیفه ج 21/ص 192

ایشان در جای دیگری فرموده اند: فرهنگ و آموزش و پرورش اساس است.

                                                                 صحیفه ج 15/ص 192

امام راحل (ره) در فرصتهای گوناگون به مسئله تعلیم تربیت و برنامه ریزی برای نیروی انسانی و تربیت و پرورش و هدایت استعدادها و رشد و شکوفائی مغزها و اندیشه ها پرداخته اند، و بصورتهای گوناگون بر آن تأکید نموده به عنوان یک هدف، یک سیاست و یک استراتژی مادر و اصلی بر آن تأکید داشته اند و به ابعاد تئوری و علمی و ارتباط آموزش با کار و کوشش و مشارکت جدی مردم در این میدان اشاره کرده اند.ایشان در رهنمودهای خود بر فرهنگ کار و تولید، نظم و انضباط، پشتکار و تحقیق، جهاد و اجتهاد، و ارتباط و پیوند مدرسه و دانشگاه با محیط کار و صنعت و کارخانه و مزرعه تأکید نمودند.

به فرمایشات دیگری از حضرت امام (ره) توجه فرمائید:

«ما امروز باید مصمم باشیم تا در تمام رشته ها جلو بیفتیم. باید در این زمینه کوشش کنید تا مردم باور کنند چیزی از سایرین کم ندارند.»                                                       26/12/60

«آموزش و پرورش دو رکن اصلی است و اسلم در هر دو رکن سفارش اکید فرموده است و پرورش سفارشش بیشتر شده است و اهمیتش هم بیشتر است. پرورش به معنای اینکه در هر جائی که علما مشغول تدریس هستند، علمای دانشگاه و علمای حوزه های علمی قدیمی و استادها در هر جا هستند با این دو رکن مواجهند، رکن آموزندگی و تربیت علمی و رکن پرورش و تربیت اخلاقی و تهذیب نفس. ما اگر فرض کنیم که یک ملتی آموزش و پرورش در آن نفوذ کرد و همة ملت آموزش یافتند به اندازه ای که احتیاجات ملت است و پرورش یافتند و تهذیب نفس کردند و تربیت اخلاقی شدند، ملتی که یک همچو توفیقی را پیدا کند یک ملت نمونه ای خواهد بود و ما حالا هر دو جهتش را عرض می کنیم و چیزهایی که مرتبط به هر دو جهت است. آقایان می دانند، لکن تذکر، باز خوب است. مسئله آموزش و مسئله تعلیم و تربیت علمی، یک مطلبی است که در قرآن کریم، در احادیث اولیاء خدا، از رسول اکرم (ص) تا سایر ائمه هدی ، همه جا ذکر از این قضیه بوده است...»

                                                   صحیفة نور ج 17/ص 16- 28/6/61

«امروز رئیس جمهور و دولت و مجلس شورای اسلامی و تمامی متصدیان امور تربیتی در مقابل خداوند قادر و توده های ملت مستضعف مسئول هستیم. «کلکم راع و کلکم مسئول» و باید بدارنید که از مسئولیت های بسیار بزرگ ، مسئولیت دینی و ملی است، مسئولیت در مقابل مستضعفان و مظلومان است و بالاخره مسئولیت در پیشگاه خالق و خلق، آن هم در طول تاریخ آینده مسامحه و سهل انگاری در تعلیم و تربیت ، خیانت به اسلام و جمهوری اسلامی و استقلال فرهنگی یک ملت و کشور می باشد و باید از آن احتراز کرد.»

                                                 صحیفة نور ج 17/ص 35 – 1/7/61

  • پژوهش و تحقیقات

یکی از عوامل مهم و اصلی در جهت رشد و ارتقای ملت ما و ملتهای دیگر مسئله پژوهش و تحقیقات ، نوآوری، ابتکار و خلاقیت است که نقش کلیدی و اساسی آن در شکوفائی و استقلال و خودکفایی و پیشرفت هر جامعه بر کسی پوشیده نیست.

کشورهای پیشرفته و به اصطلاح توسعه یافته غربی و شرقی صدها کار تحقیقاتی نو عرضه می کنند و در بخش اختراعات و اکتشافات پیشرفت علمی و فنی و تکنولوژیکی هر روزه صدها حرف جدید می زنند و صدها کشف و اختراع جدید را به ثبت می رسانند، و دهها کتاب جدید و صدها مقاله علمی در سطح جهان منتشر می کنند. اما در کشورهای اسلامی و جهان سوم (یا به تعبیر صحیح تر جهان دوم) در این زمینه بسیار کم کار می کنند و شاید کارهای تحقیقاتی و نوآوری اینها به کمتر از ده درصد کشورهای پیشرفته برسد چرا که بسیاری از اندیشمندان و صاحبنظران و محققینی که با امکانات ملتهای ضعیف و تحت سلطه تربیت شده اند به کشورهای متمکن و غرب پناه می برند. این امر متأسفانه فرار مغزها و مهاجرت نیروهای متخصص و در حقیقت سرمایه های با ارزش ملتهای مستضعف را به دنبال دارد، و این خود خلاء بزرگ و یکی از نقاط ضعف عمده کشورهای مظلوم و تحت سلطه است.

حضرت امام (ره) در خصوص نجات از وابستگی فرموده اند: «شما باید از اول شروع کنید و قصدتان بر این باشد که خودتان مستقل در همه چیز باشید، در فرهنگ مستقل باشید ، در صنعت مستقل باشید و در زراعت مستقل باشید ، وقتی که بنابر این معنا گذاشتید و به این عزم وارد میدان شدید می توانید که کشور خودتان را نجات دهید و کشور خودتان را مستقل کنید و استقلال کشور خودتان را برای همیشه بیمه کنید.»                                                                              (11/1/60)

دانشمندان و استعدادهای ارزشمند این کشورها خود باید سررشته اصلی علم و تحقیق و ابتکار و تکنولوژی را بدست بگیرند و سازنده و مبتکر باشند و مالک و صاحب اختیار تکنیک و تکنولوژی باشند چون تا از درون جامعه مغزها و اندیشه ها نجوشد و ابتکار و خلاقیت بکار نیفتد، و استعدادها ندرخشند، استقلال واقعی و توسعه ملی و خود اتکائی دست نایافتنی است و دم زدن از آن غلط و نابجاست. چون سرنخ های اصلی و کلیدهای فتح و حرکت در دست دیگران و در اختیار بیگانگان است. لذا باید روحیه تحقیق و ابتکار در جامعه گسترش یابد و مراکز علمی و تحقیقاتی رشد یابند، و به تحقیقات بنیادی و پایه ای و کاربردی توجه شود، و جوانان و دانش پژوهان تشویق شوند تا به تحقیق ، اشتیاق پیدا کنند و انگیزه های رشد و خلاقیت به اضافه انگیزه های عمیق مذهبی توأم با عشق بکار و خدمت به ملت و روحیه فداکاری و سازگاری تقویت شود.

مستضعفان جهان و ملتهای جهان اسلام باید هر روز از دیروز و هر سال از سال قبل زنده تر حرکت کنند و بر شعاع بینش و دانش و معرفت و ابتکار و خلاقیت خود بیفزایند و مرزهای علم و دانش را توسعه دهند و بر قلعه های جدیدی از معرفت بشری و الهی فائق آیند و زنجیرها را یکی پس از دیگری پاره کنند و طبیعت و منابع عظیم الهی را با پنجه ابتکار و تلاش و اندیشه ها و افزایش کار تسخیر نمایند و آخرین اطلاعات جهانی را در اختیار بگیرند و بنیان های علمی و تحقیقاتی آنان چنان قوی و نیرومند باشد که خود در پیشبرد دانش بشریت همچون گذشته سهیم گردند و بلکه مشعلدار علم و فضیلت باشند و با آمادگش علمی و فنی و تحقیقاتی و نوآوری راه آینده با عظمت و درخشان را هموار سازند. مراکز علمی و دانشگاههای ما باید محقق پرور باشند. نیروهای مستعد را برای تحقیق و ابتکار هدایت کنند.

تأکید امام بیدار دلان بر بیداری، آگاهی ، خودباوری ملی، عزم و اراده، تحول ، اصلاح مغزها، تحول در دانشگاه ها، اهمیت دانشگاهها، تأمین نیازهای کشور توسط خودما ، قطع وابستگی به اجانب، انزجار از غرب، اعتماد به نفس و دهها مسئله دیگر همه و همه ، در راستای هدفهای فوق و دستیابی به سرافرازی و سیادت مسلمانان در جهان می باشد.

نمونه ای از بیانات آن بزرگوار را که در منشور بازسازی فرموده اند نقل می کنم:

«مهمترین عامل در کسب خود کفائی و بازسازی، توسعه مراکز علمی و تحقیقاتی و تمرکز و هدایت امکانات و تشویق کامل همه جانبه مخترعین و مکتشفین و نیروهای متعهد و متخصصی است که شهامت مبارزه با جهل را دارند و از لاک نگرش انحصاری علم به غرب و شرق به درآمده و نشان داده اند که می توانند کشور را وی پای خود نگه درند. انشاءا... این استعدادها در پیچ و خم کوچه های اداره ها خسته و ناتوان نشوند.

                                                            صحیفة سجادیه ج 21/ص36

در بیان شریف امام (منشور بازسازی) این بخش به عنوان مهمترین عامل به حساب امده و این خود نشاندهنده عمق بنش امام رضوان ا... تعالی علیه نسبت به مسائل کشور و اهمیت تحقیقات و توسعه مراکز علمی است.

امام خمینی رضوان ا... تعالی علیه در این بخش سیاست بسیار روشنی را ارائه فرموده و حرف آخر را زده اند و به مشکل با مشکلات نظام تحقیقاتی کشور اشاره فرموده و راه علاج و درمان را نیز ارائه نموده اند جالب اینجاست که امام (ره) به مشکلات نظام اداری ما نیز واقف بوده و از بوروکراسی و تشکیلات اداری که بجای راهگشا بودن گاهی مانع تراشی می کنند نیز اشاره فرموده اند.

با توجه به رشد و پیشرفت سریع علوم و دانش و ابتکارات بشری و اینکه پیوسته دریچه های تازه ای از علوم و معارف دانشمندان گشوده می شود و قله های جدیدی از علم و معرفت فتح می گردد و جهان هر روز شاهد تحوّل و تکامل علوم و فنون و ابزار و ادوات علمی است و این ابزار و آلات علمی و تکنولوژیکی به اضافه ارتباطات و اطلاعات، هر روز راه جدیدی را برای تربیت می گشایند و بر دامنه فرهنگ و تمدن و پیشرفت علمی و قدرت سیاسی و اقتصادی ملتها می افزاید، جوامع اسلامی و کشورهای جنوب و گروه 77 و در رأس آنها ملت بزرگوار و انقلابی ایران باید با یک بسیج عمومی راه را برای رشد و توسعه علم و دانش هموار نماید، و بر قدرت ملی و بین المللی خود بیفزاید، تا موقعیت نیرومند علمی و نی و اطلاعاتی خود را در دنیا نیرومندتر کند و از ملتهای دیگر پیشی بگیرد، زیرا رمز موفقیت ما موفقیت در بهره برداری و استفاده از خلاقیت ها و ابتکارات و کشف استعدادهای سرشار نسل جوان، همراه با اخلاق و معنویت و ایمان و فضیلت است. بدیهی است خداوند متعادل سرمایه های فراوان انسانی و توانائی های معنوی و مادی و نیروی توکل به قدرت لایزال الهی در اختیار ما قرار داده و راه مجد و عظمت را به ما آموخته است.

و...

NikoFile


دانلود با لینک مستقیم

دانلود مقاله درمورد رضایت شغلی

اختصاصی از یارا فایل دانلود مقاله درمورد رضایت شغلی دانلود با لینک مستقیم و پرسرعت .

دانلود مقاله درمورد رضایت شغلی


دانلود مقاله درمورد رضایت شغلی

رضایت شغلی

مقاله ای مفید و کامل

 

 

 

 

لینک پرداخت و دانلود *پایین مطلب* 

فرمت فایل:Word (قابل ویرایش و آماده پرینت)

تعداد صفحه:24

چکیده :

رضایت شغلی چیست و چگونه می توان به آن دست یافت؟ این مسأله ای است که بسیاری افراد با آن دست به گریبانند. چه افراد جویای کار که می خواهند برای اولین مرتبه محیط کار را تجربه کنند و چه کسانی که سالهاست در حرفه خود مشغولند و از مشکلات آن رنج می برند. محیط کار هر انسانی خانه دوم اوست، چه بسیار افرادی که عمده ساعات شبانه روز خود را مجبورند در محیط کاری خود بگذرانند. ساده پیداست که این محیط نیز همچون خانه باید برآورنده حداقلی از نیازهای روحی و روانی افراد باشد تا آنها بتوانند ضمن کسب درآمد به ارتقای دانش حرفه ای خود پرداخته و خدمتی صادقانه ارائه دهند.  عوامل متعددی وجود دارد که در کنار هم می توانند ایجاد کننده رضایت شغلی در افراد باشد. چه بسا تنها نبود یک عامل از مجموع این عوامل می تواند از ایجاد رضایت در فرد بکاهد یا حتی او را در زمره افراد ناراضی از شغل خود قرار دهد. میزان درآمد، وجهه اجتماعی، امکان ارتقای شغلی، نحوه مدیریت در محل کار، عدم تبعیض و میزان آگاهی فرد از شغل خود از مهمترین عوامل ایجاد رضایت شغلی در افراد است. میزان درآمد عاملی در انتخاب شغل میزان درآمد یکی از جدی ترین و مهمترین دلایل انتخاب شغل در افراد است به گونه ای که در بسیاری از موارد حتی می تواند باعث نادیده گرفتن عوامل دیگر باشد. گاه افرادی را می بینیم که با وجود داشتن مشاغل مهم، کلیدی و دارای پایگاه و وجهه اجتماعی تنها به دلیل کمی درآمد از شغل خود احساس رضایت نکرده به گونه ای که حتی در موارد بسیاری به تغییر شغل خود حتی با شغلهایی با منزلتی پائینتر اقدام می کنند.   پزشکی یکی از شغلهایی است که به سرنوشتی این گونه گرفتار آمده است. زمانی پزشکی شغلی با منزلتی بالا و درآمدی خوب بیشترین محبوبیت را در بین اقشار جامعه داشت. اما امروزه به دلیل کثرت جمعیت جامعه پزشکی و همسو نبودن آن با جمعیت جامعه درآمد پزشکان به میزان قابل توجهی کم شده است و شاید هم این کاهش درآمد صرفاً در مقایسه با درآمد پزشکان در گذشته کم به نظر می رسد. اما همین امر پزشکان جوان و جویای پول را به یکی از ناراضی ترین افراد جامعه تبدیل کرده است.  دکتر مقدم، پزشک عمومی که در یکی از بیمارستانهای خصوصی تهران در بخش اورژانس مشغول است در این مورد می گوید: «امروز اکثریت جوانها بیشتر به دنبال درآمد بیشتر به سمت رشته های پزشکی گرایش پیدا می کنند و کمتر به منزلت این شغل می اندیشند. اما وقتی وارد بازار کار می شوند تازه درمی یابند که آن درآمد رویایی سرابی بیش نبوده و حتی کار نیز به آسانی پیدا نمی شود. آمار پزشکان بیکار کمتر از مشاغل دیگر نیست.»  دکتر رضایی، پزشک عمومی دیگری است که یک شرکت تبلیغاتی را به تازگی راه اندازی کرده است. در مورد علت تغییر شغلش می گوید: «سطح درآمد پزشکان نسبت به سایر مشاغل بسیار پایین آمده است. مهمترین علت آن هم افزایش تعداد پزشکان نسبت به بیماران است. طبق آمار برای هر هزار نفر یک پزشک احتیاج است. در حال حاضر جمعیت کشور، حدود ۶۰ میلیون نفر است. پس برای این تعداد، شصت هزار پزشک مورد نیاز است. در حالیکه ما بالای صدهزار پزشک در کشور داریم یعنی ۴۰ هزار پزشک بیش از نیازمان داریم. این درحالی است که ۲۰ هزار نفر هم دانشجوی پزشکی هستند. به عبارت دیگر تا دو سه سال دیگر، ۱۲۰ هزار پزشک خواهیم داشت اما جمعیت در این مدت ۲ برابر نخواهد شد. ظرفیت پذیرش دانشجو هم که کم نمی شود، سطح بهداشت مردم هم بالا رفته است. اگر وضع به همین صورت باقی بماند، ما در بازار پزشکی باید برای داشتن مریض با هم رقابت کنیم آن هم رقابت ناسالم برای مریضهایی که وجود ندارند. پس پزشکان این میان بازنده اند و امیدی هم نیست که وضع بهتر شود. پس پزشک یا مجبور است به کارهای جانبی رو بیاورد یا اصلاً تغییر شغل دهد.»   آرزو داشتم دکتر شوم ولی نتوانستم  دکتر محمد دادگران مدیر گروه کارشناسی ارشد مدیریت رسانه، بیش از منافع مادی عوامل متعددی را در انتخاب شغل مؤثر می داند. مهمترین عوامل از نظر او وجاهت اجتماعی، احترام به ارزش کار افراد، ساعات کار ،امنیت، محیط کار و خدمات رفاهی و روابط انسانی است. او در ادامه می گوید: میان ایفای نقش و نگرش از دیدگاه روانشناسی اجتماعی رابطه ای بسیار نزدیک وجود دارد. آن زمانی که فرد با پیش زمینه های مثبت انتخاب شغل کند طبیعتاً در کار خود تا حد زیادی موفق خواهد بود و برعکس نگرش منفی می تواند پیامدهای ناگواری را در پی داشته باشد. به ویژه در جامعه ای که میان آموزش و تولید رابطه پایدار وجود ندارد. غالباً افراد به کارهایی گمارده می شوند که از سرناچاری آن را انتخاب می کنند. پس با پیش زمینه منفی به انجام وظایف محوله خود می پردازند. این امر به ویژه در زمانی بیشتر نمود می یابد که فرد از لحاظ حقوق و مزایا و امکانات رفاهی در سطح بسیار پایینی قرار داشته باشد. طبیعتاً اکثریت قریب به اتفاق کارکنان و مستمری بگیران ثابت جامعه قدرت خریدشان همواره در حد قابل توجهی پایین تر از سطح جریان عمومی قیمتهاست و همواره شکاف و فاصله عمیقی میان این دو جریان وجود دارد. همین امر عدم تعادل میان مزدها و هزینه کالا و خدمات مورد نیاز برای معیشت را تشدید کرده و آثار سوء آن بصورت کاهش انگیزش کارکنان و تنزل بهره وری در جامعه ما مشهود می شود. عدم کفایت دستمزدها بخشی از مزدبگیران ثابت را ناگزیر می سازد تا در صدد انجام کار دوم و حتی سومی برآیند و این مسأله افزون بر حاکمیت بخشیدن به نوعی روابط ناسالم باعث می شود این مشاغل کاذب وغیرتولیدی توان و انرژی افراد را تا حد زیادی کاهش دهد و همین امر برکیفیت بهره وری کار و عملکرد سازمانهای دولتی و خصوصی اثرات منفی به صورت آسیبهای گوناگون اجتماعی می گذارد. این امر نه تنها تأثیر منفی بر سازمان یا جامعه می گذارد بلکه تا نسوج خانواده راه می یابد و آثار ناگواری در روابط میان افراد درون خانواده از خود بجای می گذارد.  در جامعه ای که میان آموزش و تولید رابطه پایدار وجود ندارد، غالباً افراد به کارهایی گمارده می شوند که از سرناچاری آن را انتخاب می کنند. پس با پیش زمینه منفی به انجام وظایف محوله خود می پردازند.   نقش مدیریت در رضایت شغلی  مدیران در رضایت شغلی کارکنان و کارمندان خود نقش به سزایی دارند. و در واقع یکی از مهمترین ارکان هر محیط کاری به شمار می روند. در بخش خصوصی مدیران به علت باز بودن دستشان در تغییرات واحد خود، به مراتب سهم بیشتری در ایجاد رضایت در کارمندان و زیردستان خود دارند. پرداخت منصفانه و به موقع حقوق کارمندان، ایجاد امکان ارتقای شغلی و ایجاد فضای صمیمی در محیط کاری از مهمترین امکانات آنهاست.  «افسانه. م» فارغ التحصیل رشته پرستاری که در سه بیمارستان دولتی و دو بیمارستان خصوصی خدمت کرده و حال پس از هشت سال سابقه کار پرستاری، این شغل را رها کرده و به دنبال شغل جدید است می گوید: «دیگر هیچگونه وابستگی به شغل پرستاری نداشتم. شغل پرستاری به گونه ای است که باید آن را دوست داشته باشی تا بتوانی انجامش دهی. اما من دیگر انگیزه ام را از دست داده بودم، علتش هم برخوردهای خیلی بد از مدیران بود.مخصوصاً در آخرین بیمارستانی که کار می کردم و یکی از بهترین بیمارستانهای خصوصی هم هست، مدیران بیمارستان آنچنان رفتار بدی با ما داشتند که احساس می کردم برده هستم. بدی دیگری نیز شغل ما دارد و آن این است که از نظر وجهه اجتماعی هنوز هم شغل پرستاری جا نیفتاده و تصورات غلطی نسبت به این شغل وجود دارد. البته ما همه این مطالب را می دانستیم و مشکلات شغلمان را پذیرفته بودیم. ولی وقتی در محیط کار نیز احترامی وجود نداشت و بیماران هم به خاطر درد یا مشکلی که داشتند بعضی مواقع واقعاً برخورد بدی می کردند که وقتی همه این جوانب را یکجا در نظر بگیریم؛ یعنی بی احترامی، خستگی، حقوق پایین و فشارهای مضاعف به نظر شما دیگر چه انگیزه ای می ماند. من اواخر دچار افسردگی شدید شده بودم.»  وی در تشریح مشکلات شغلی خود می گوید: مثلاً زمانی که ما هجده ساعت سر کار بودیم، چون حق شب کاری به ما می دادند، می گفتند، نمی توانید استراحت کنید و اگر هم می خواهید دراز بکشید باید حتماً با لباس کار باشید و وقتی ما در اتاق بودیم، در را به شدت باز می کردند که این موضوع خیلی برخورنده بود.  در قانون کار آمده است کسانی که شب کار هستند دو ساعت از کار مال خودشان است و می توانند استراحت کنند. البته من در CCU بودم و محیط CCU در دو حالت متفاوت است. بعضی مواقع شلوغ است؛ یا مریض بد حال در آن بستری است که حتی یادمان می رود یک لحظه بنشینیم ولی مواقعی هم می شود که بخش خیلی آرام است و نیازی به ما نیست ولی آنها می گفتند، چون شما حق شب کاری می گیرید، حتی اگر هیچ کاری نداشته باشید نباید استراحت کنید. مورد دیگری که خیلی مرا ناراحت می کرد این بود که جلوی بیماران به ما اهانت می کردند و با ما رفتار بدی داشتند و جالب اینجاست که دائماً ما را با پرستاران آمریکا مقایسه می کردند. در صورتی که وضعیت ما با آنها اصلاً قابل مقایسه نیست. آنجا هر پرستار حداکثر دو بیمار دارد و اگر بیمارش فوت کند به پرستارش مرخصی می دهند در صورتی که ما مرخصی ای که حقمان بود را نیز باید به زور از آنها می گرفتیم و اصلاً به روحیه و خستگی ما اهمیت نمی دادند و مطمئنم اکثر همکاران من نیز همین احساس را دارند و فقط برای برطرف کردن مشکلات مالیشان این کار را ادامه می دهند، نه به خاطر عشق و علاقه شان به رشته پرستاری.»  دکتر علی اکبر فرهنگی مدرس دانشگاه در رشته مدیریت، نقش مدیران را در ایجاد انگیزه و اشتیاق به کار در میان کارمندان بسیار حائز اهمیت می داند. او در این مورد می گوید:«ایجاد ساختار مناسب از یک طرف و طراحی استراتژیهای مناسب از طرف دیگر به همراه سبک رهبری سه عاملی هستند که در دست مدیران قرار دارند و بنابراین مدیران از طریق این عوامل به راحتی می توانند پاسخگوی نیازهای کارمندانشان باشند و زمینه لازم را در جهت رضایت شغلی در آنها ایجاد کنند. اما آنچه که مسلم است این است که در وهله اول مدیران ما باید دارای شرایطی بوده و آموزش های لازم را دیده باشند تا بتوانند از عهده این کار برآیند و از سوی دیگر از طریق به کارگماری درست و صحیح مدیران یعنی درواقع آن پدیده ای که ما آن را شایسته سالاری می نامیم این امر تحقق می یابد. پس مدیران باید در چارچوبی از شایسته سالاری انتخاب شده و آموزشهای لازم را دیده واختیارات لازم را کسب کنند. »  رضا مجیدی کارمند یکی از شرکتهای بزرگ دارویی است. از مشکلات کاریش می گوید:« متأسفانه یکی از مشکلات بزرگ ما در واحدهای شغلی، غیرحرفه ای بودن مدیران است. بسیاری از مدیران بدون هیچ گونه آگاهی، تخصص، مهارت و یاحتی آموزشهای آکادمیک صرفاً به خاطر روابط خانوادگی یا رفاقتی بر مسند مدیریت قرار گرفته اند و همین بی تجربگی و بی مهارتی آنان مشکلات زیادی را برای کارمندان به همراه می آورد. بخصوص وقتی مدیری عوض می شود تا مدیر جدید با وظایفش و فعالیتهای شرکت آشنا شود، انرژی زیادی از کارمندان به هدر می رود. مثلاً در شرکت خود ما مدیر با هر کاری آشنایی دارد به جز دارو و حال می خواهد یک شرکت بزرگ دارویی را هم اداره کند. به همین علت گاه ما کارمندان را به شدت دچار مشکل می کند. دوباره کاریهای بی جهت و اشکال تراشی های بی اساس از عمده مشکلات ما کارمندان به علت ناآگاهی های مدیر است.»  دکتر زهرا نژاد بهرام کارشناس ارشد علوم سیاسی و مدرس رشته حقوق در دانشگاه است. وی که سابق بر این معاون فرماندار تهران بوده، اکنون دبیر ستاد جذب سرمایه گذاریهای خارجی زنان است. او نیز عدم شایسته سالاری را یکی از معضلات بزرگ جامعه می داند ومی گوید:«متأسفانه طراحی ساختار سیستم مدیریتی براساس شایستگی نبوده و گزینشها شایسته مدار نیست. افراد برای کارهای دیگری عشق و علاقه و ذوق داشته اند اما به کارهای دیگری گمارده شده اند. این افراد وقتی وارد کار می شوند، چون کار نمی تواند اقناعشان کند یا تربیت شغلی آنها با آن شغل همگونی ندارد، طبیعتاً احساس نارضایتی می کنند.»  یکی دیگر از مشکلات کارمندان در رابطه با مدیران معمولاً نادیده انگاشته شدن آنها از سوی مدیر است. خانم محمدی کارمند یکی از وزارتخانه هاست. در مورد نقش خود در اداره اش می گوید:«متأسفانه مدیران ما فکر می کنند که اراده مطلق هستند. هرچه گفتند زیر دست آنها باید بی کم و زیاد و مطلقاً اجرا کند. حرف فقط حرف آنهاست و تنها آنها هستند که درست فکر می کنند. معمولاً حتی اشتباهات فاحش خود را نمی پذیرند که مبادا زیر دست آنها، آنها را دست کم بگیرد و این حقارت بار است.»  دکتر نژاد بهرام معتقد است که این مشکل ریشه در فرهنگ کار در کشور ما داشته که ارتباط مستقیمی با ساختار فرهنگی جامعه پیدا کرده است. وی اضافه می کند:«این فرهنگ رفتاری مدیران برخاسته از سیستم اقتصادی پیش از مدرن است. در این سیستم افراد به صورت تابعین محض در نظر گرفته می شوند. یعنی کسی که در حوزه مدیریت قرار دارد این احساس را می کند که حالا او مدیر است و کارمندانی هم دارد و این افراد هم حق اظهار نظر ندارند، مجموعه ای هستند که باید تابع محض باشند. چرا؟ چون من مدیر آنها هستم. نظام سلسله مراتبی آنها را وادار می کند که اطاعت محض بکنند، اطاعت محض با ضمیر ناخودآگاه انسانی مغایرت دارد. افراد ممکن است این طور تربیت شده باشند اما اطاعت محض نمی تواند دوام یابد. افراد ناخودآگاه نسبت به آنچه که دارند معترض می شوند حتی ممکن است آنچه که به ایشان داده باشند خیلی بیشتر از توان ایشان باشد اما به دلیل آنکه همراه با ساختار اطاعت سلسله مراتبی است نمی تواند نیازهای آنها را پاسخ دهد لذا رضایت مندی آنها هم با چالش روبه رو می شود.»  مورد دیگری را که می توان به آن اشاره کرد و این را به تجربه دریافته ام این است که همان طور که این افراد در این نظام تربیت یافته اند مدیرانشان هم در همین نظام شکل گرفته اند و به همان نسبت میزان گزینش هایشان در یک قالب است، یعنی هر کس که تابع تر است جایگاهش بالاتر لذا به همین صورت جریان باز تولید می شود و این را به شکل یک رویه اجتماعی و قانونی در جامعه وارد می کند که افراد خارج از ایده ها و مبانی فکری خودشان فقط تابعیت محض داشته باشند که البته این تا یک مقطعی پاسخگوست. مقطعی که سر آخر به شکل عدم رضایت جلوه گر می شود، در عین حال ما در سازمان خبرگزاری تحقیقی انجام دادیم و طی آن به این نتیجه رسیدیم که از دربان دم در آن سازمان تا مدیران رده بالا همگی ادعا داشتند که می توانند مدیر کل باشند. شاید دلیلش این است که شرح وظایف برای افراد مشخص نشده و در کنار آن فرصت ارتقاء شغلی وجود ندارد، این مجموعه یک ساختار نامتعادلی را در جامعه تولید می کند که باعث کاهش میزان رضامندی می شود.  مثلاً اگر من می خواستم در حوزه مدیریتی خود به کارمندانم فرصتهای بیشتری را بدهم که درواقع به نوعی دوران شغلی داشته باشند و بتوانند از فضای شغلی که دارند عبور کنند، فکر می کردم با این کار میزان رضایتشان را افزایش می دهم و ضمن آن به خواستهای فردی آنها به عنوان یک انسان هم احترام می گذارم. از این رو نظرشان را مورد مشورت قرارمی دادم، این کار هرچند مؤثر بود ولی ساختار همگام با ما نبود. اوایل مقاومت می شد و بعد از آنکه مقاومت کمی کاهش یافت به شکل موردی وقتی کارمندی با ما روبه رو بود و فرصتی به او داده می شد در ارتباط با مدیر دیگر که از او به طور کلی انتظار دیگری داشت، دچار پرش فکری شده و چون ساختار هماهنگ نبود این روش نمی توانست، جوابگو باشد و باز هم کارمند را در فضای نامتعادلی قرار می داد که نهایتاً منجر به عدم رضایت شغلی می شد.   دکتر نژاد بهرام در مورد امکان استفاده از سیاست های تشویق از سوی مدیران نیز معتقد است:  «در اکثر مواقع محدودیت مالی مانع از آن می شود که تشویق را به آن شکل مورد نظر اعمال کرد ولی این طور نیست که نتوان انجام داد. سیستم شغلی در ایران قابلیت این را دارد که مدیر بتواند تشویق کند، تشویق همیشه در قالب مسائل مالی نمی گنجد، بلکه با ایجاد فضای احترام و با یک کلام محبت آمیز در حضور دیگران و خیلی روشهای دیگر می توان پاداش داد.»  سیستم شغلی در ایران قابلیت این را دارد که مدیر بتواند تشویق کند، تشویق همیشه در قالب مسائل مالی نمی گنجد، بلکه با ایجاد فضای احترام و با یک کلام محبت آمیز در حضور دیگران و خیلی روشهای دیگر می توان پاداش داد.

و...

NikoFile


دانلود با لینک مستقیم

دانلود مقاله درمورد دانش اخلاق

اختصاصی از یارا فایل دانلود مقاله درمورد دانش اخلاق دانلود با لینک مستقیم و پرسرعت .

دانلود مقاله درمورد دانش اخلاق


دانلود مقاله درمورد دانش اخلاق

دانش اخلاق

مقاله ای مفید و کامل

 

 

 

 

 

لینک پرداخت و دانلود *پایین مطلب* 

فرمت فایل:Word (قابل ویرایش و آماده پرینت)

تعداد صفحه:24

فهرست مطالب :

1- مقدمه ...............................................................1

2- اخلاق و مدیریت .................................................... 2

3- مسایل اخلاقی در مدیریت ......................................... 3

4- ویژگی های مسایل اخلاقی در مدیریت ........................... 5

5- تجزیه و تحلیل مسایل اخلاقی در مدیریت ......................... 7

6- اقتصاد و اخلاق مدیریت ............................................ 8

7- حقوق و اخلاق مدیریت ............................................ 9

8- فلسفه و اخلاق مدیریت............................................ 9

9- محتوای مدیریت اخلاقی و تأثیر اقتصاد بر آن...................... 10

10- قانون و اخلاق مدیریت ........................................... 12

11- انتخاب مدیریت اخلاقی .......................................... 12

12- قانون: تبلور مدیریت اخلاقی در جامعه .......................... 13

13- ویژگی ها و شرایط اجرای قانون ................................ 14

14- قانون و اخلاق در مدیریت ........................................ 16

15- زمینه های شکل گیری قانون... فرایندهای فردی ............. 17

16- فرایندهای گروهی ............................................... 18

17- فرایندهای اجتماعی .............................................. 19

18- فرایندهای سیاسی .............................................. 19

19- اخلاق در عمل .................................................... 20

20- سودمند گرایی: تئوری فرجام گرایی .............................21

چکیده :

مدیریت . مهمترین عامل در حیات رشد و بالندگی و یا از بین رفتن نهادها ، سازمان ها و اجتماع است و مدیر روند حرکت از وضع موجود به سوی وضعیت مطلوب را هدایت می کند و در هر لحظه برای ایجاد آینده ای بهتر در تکاپوست . در این مقاله با عنوان اخلاق و مدیریت به بررسی طبیعت مشکلات اخلاقی در نهادها پرداخته شده است : بررسی مشکلات موجود و نیز رقابت های پیچیده ای به منظور برقراری توازن بین منافع اقتصادی و تعهدات اجتماعی .

اخلاق در مدیریت بر این اساس که روابط ما با اعضای جامعه ای که در آن فعالیت داریم چگونه است و چگونه باید متمرکز گردد ، استوار است . بدون شک مهمترین و حساس ترین مسأله در مدیریت ایجاد تعادل و توازن بین عملکرد اقتصادی و عملکرد اجتماعی است .

اخلاق در مدیریت امروزه از مسائلی نظیر ارتشاء ، دزدی و تبانی فراتر می رود . هنگام مواجهه با چنین مسائلی چگونه باید تصمیم گیری کرد و چه چیزی صحیح ، مناسب و عادلانه است . در این مقاله شیوه ی تصمیم گیری ما در قبال جامعه و مسائل مدیریتی را مورد تجزیه و تحلیل قرار می دهد .

همچنین در این مقاله به بحث در خصوص تأثیر اقتصاد بر مدیریت اخلاقی پرداخته می شود و با استخدام تئوری فرد برای مواجهه با یک مشکل اخلاقی ، روش تجزیه و تحلیل اقتصادی را بر اساس عوامل بازار بررسی می کند . اگر اخلاق و تناسب و تعادل در امور حاکم شود می توان انتظار مدیریتی صحیح و اخلاقی را داشت . مدیر باید با توازن در امور و سیاست « نتیجه و بهره برداری مناسب » بتواند یک سازمان ، یک نهاد وارگان را به خوبی اداره کند . امید است این تحقیق توانسته باشد عنوان «اخلاق در مدیریت » را متناسب با ارائه کار ، به صورت علمی و تئوری معرفی کند .

اخلاق و مدیریت

مسایل اخلاقی به تناوب در مدیریت روی می دهند. این مسایل بسیار فراتر از مشکلات مربوط به ارتشا، تبانی و دزدی بوده و به محدوده‌هایی نظیر خریداری شرکت‌های دیگر، سیاست‌های بازاریابی و سرمایه گذاری های کلان نیز گسترش یافته اند. یک شرکت بزرگ، یک شرکت کوچک تر را به روش معمول مذاکره به منظور خرید سهام، مالک می شود و سپس به هنگام ادغام دو شرکت، مشخص می شود که بعضی پست های موجود در یک شرکت در شرکت دیگر نیز وجود دارد.

«صحیح»، «مناسب» و «منصفانه» واژه هایی اخلاقی هستند. آنها بیانگر نوعی قضاوت درباره رفتار ما با دیگران‌اند که باید منصفانه باشند. ما معتقدیم که راه‌های صحیح و خطا در برخورد با دیگران، رفتارهای مناسب‌و نامناسب ‌و تصمیمات منصفانه وغیر منصفانه وجود دارد.‌این باورها، استاندارد‌های اخلاقی ما هستند. استانداردهای اخلاقی میان افراد مختلف، متفاوت است و هیچ کس نمی تواند با اطمینان بگوید که یک استاندارد اخلاقی خاص درست یا نادرست است، مگر این که ثابت شود آن استاندارد به راستی نوعی تعهد اخلاقی در قبال دیگران به وجود می آورد و منفعتی برای خود در بر ندارد. مشکل این است که حتی در ساده ترین موقعیت ها، تشخیص و بازشناسی «ما» و «دیگران» خاصه بین «منافع» و «تعهدات» دشوار بوده و این امر به ویژه در پیوند با مدیریت حاد می شود. چرا؟ گروه هایی مختلف در یک شرکت فعالیت می کنند که عبارت اند از: مدیران سطوح مختلف با وظایف متفاوت، کارگران با مهارت ها و تجربیات گوناگون، فروشندگان مواد مختلف، توزیع کنندگان محصولات متعدد، بستانکاران، سهام داران با میزان سهام مختلف و شهروندان، دولت ها و کشورهای مختلف- و چه بسا که منفعت یک گروه موجب نفی تعهدات در قبال دیگران باشد.[1]

مسایل اخلاقی در مدیریت

مسایل اخلاقی در حقیقت عمده ترین معضلات مدیریتی هستند، زیرا آنها بیانگر تقابل بین عملکرد اقتصادی (که به وسیله درآمدها، هزینه ها و سودها اندازه گیری می شود) و عملکرد اجتماعی (که در قالب تعهدات آن سازمان در داخل و خارج نسبت به دیگران بیان می شود) می باشند. ماهیت این تعهدات در معرض تفسیرهای متعدد است، اما بسیاری از ما قبول داریم که این تعهدات شامل حمایت از کارگران و کارکنان محلی، حفظ بازارهای رقابتی و تولید و ارائه محصولات و خدمات مفید و مطمئن است.

اما مسئله‌این است که این گونه تعهدات، هم برای سازمان‌هایی که عملکرد آنها از طریق استانداردهای مالی ارزیابی می شود و هم برای مدیرانی که در معرض کنترل های مالی قرار دارند هزینه آور است. تولید کننده ای که محصولات خود به طور مستقیم از کارخانه به فروشگاه عرضه می کند، در مقایسه با تولید کننده ای که نخست تولیدات خود را به انبارهای عمده فروشان به منظور توزیع مجدد ارسال می کند، سود بیشتری کسب می کند و از توان بیشترلی جهت پیش بینی رفتار رقبا برخوردار می شود. مثالی جدید و پیچیده تر ارائه می کنیم: فروشنده ای که به مأموران خرید رشوه هایی کوچک می پردازد، از میزان فروش بالاتری برخوردار بوده و بنا بر این درصد بیشتری در مقایسه با فروشنده‌ای که از پرداخت‌های غیر‌اخلاقی خودداری می‌کند، دریافت می‌دارد. مهندس طراحی که راه‌هایی جهت کاهش هزینه‌های مواد ارائه می‌کند،در مقایسه با مهندس طراحی که به کیفیت محصول و ایمنی مشتری بهای بیشتری می دهد تا به کاهش هزینه ها، احتمالاً از شانس بیشتری برای ترقی برخوردار خواهد بود. یک نوع توازن «صحیح» یا «مناسب» یا «منصفانه» بین عملکرد اقتصادی و اجتماعی یک شرکت وجود دارد و مشکل مدیریت نیز به یافتن این توازن مربوط می شود. هدف          این کتاب سنجش عوامل مؤثر بر این توازن و بررسی ساختارهای مختلف تئوریک (تئوری‌های اقتصادی، مقررات قانونی و دکترین‌های فلسفی) است که می‌توانند به مدیریت در جهت تعیین این توازن کمک کنند.

البته می توان توازن بین عملکردهای اقتصادی و اجتماعی شرکت را نادیده گرفت و ادعا کرد که مشکل مدیریتی مورد بحث به هیچ وجه وجود ندارد. این ادعا به پیدایش دو دیدگاه مختلف منجر شده است. دیدگاه نخست معتقد است که مدیریت فقط باید به فعالیت های اقتصادی بپردازد. این دیدگاه در واقع کاریکتوری است از تفکر موجود در قرن نوزدهم در خصوص کار، که بر اساس آن معادن زغال سنگ ناامن اند و طبیعت کارخانه های فولاد، ایجاد آلودگی همراه با سودآوری است. خوشبختانه این باور ظاهراً دیگر رواج ندارد و بیشتر مدیران به تأثیر تصمیمات و اعمال خود بر سازمان و جامعه واقف اند. بعضی از مردم ممکن است آرزو کنند که مدیران تصمیمات دیگری اتخاذ کرده یا کارهای دیگری انجام دهند ، اما من فکر می کنم که پذیرش آگاهی مدیران نسبت به پیامد تصمیمات و اعمال خود ضروری است. تعداد مدیران فعال در شرکت های تجاری یا مؤسسات غیر انتفاعی که هنوز به پیامدهای تصمیمات و اعمال خود آگاه نیستند، بسیار اندک است/

دیدگاه دوم که رایج تر است، ناشی از ساده انگاشتن بیش از حد مسئله فعالیت های اجتماعی است. طرفداران این دیدگاه ممکن است در آغاز با کمی عصبانیت بگویند «هیچ شرکتی حق دور ریختن ضایعات و زباله های خطرناک خود را ندارد، هیچ شرکتی نباید رشوه های غیر قانونی بپردازد و یا محصولات ناایمن تولید کند» و سپس با همان ملایمت عنوان کنند که «این مشکلات اخلاقی حل شده اند، بگذارید به مسایل جالب تر و کلی تری درباره تخصیص درست منابع کمیاب خود بپردازیم.» این د یدگاه اهمیت مسایل اخلاقی در مدیریت را نادیده می گیرد، و چنین فرض می کند که مسایل اخلاقی فقط یک طرف «بلی» و یک طرف «خیر» دارند و منافع مشخص اقتصادی و هزینه های اجتماعی با هر یک از این دو راه حل همراه می شوند، بنابراین برای انجام انتخابی مناسب، فقط به سطح بسیار ساده ای از درک مسایل اخلاقی نیاز است. در واقع مسایل اخلاقی، راه حل هایی متعدد دارند که هر یک پیامدهای اقتصادی و اجتماعی خاص خود را داشته، احتمال وقوع برخی از این راه حل ها نامشخص است و بسیاری از آنها دارای تأثیرات ویژه ای بر مدیران هستند[2].

ویژگی های مسایل اخلاقی در مدیریت

مفهوم این عبارت چیست؟ می توان پنچ نتیجه را در پیوند با پیچیدگی اخلاقی مدیریتی به شرح زیر و به آسانی و به طور مستقیم استخراج نمود:

  1. بیشتر تصمیمات اخلاقی، پیامدی گسترده و مدت دار دارند. نتایج تصمیمات و اعمال مدیریتی در نخستین سطح این پیامدها متوقف نمی شوند بلکه، این نتایج به سراسر جامعه تسری پیدا می کند و همین گسترش و تسری عصاره بحث های اخلاقی می گردد. تصمیمات خارج از کنترل بوده و بنابراین باید قبل از اخذ تصمیم نهایی، آن را به دقت بررسی کرد. رشوه ها مراحل و فرایندهای دولتی را تغییر می دهند. محصولات ناایمن، زندگی افراد را به مخاطره می افکنند. در این خصوص، احتمال نرسیدن به توافق بسیار ناچیز است؛ بیشتر مردم از پیامدهای گسترده اعمال مدیریتی آگاهی دارند. نرسیدن به توافق ناشی از وجود راه حل های گوناگون، نتایج در هم آمیخته، وقایع نامطمئن و برداشت های شخصی است که روند تصمیم منتهی به آن رفتارها را پیچیده می کند.
  2. بیشتر تصمیمات اخلاقی، جایگزین های گوناگون دارند. عموماً تصور می شود که مسایل اخلاقی مدیریت، در آغاز دارای دو جواب هستند- بلی یا خیر- و دیگر هیچ. آیا یک مدیر باید رشوه بدهد یا نه؟ آیا یک کارخانه باید هوا را آلوده کند یا نکند؟ آیا یک شرکت باید محصولات ناایمن تولید کند یا نکند؟ اگر چه یک چارچوب دوسویه، مسایل اخلاقی را در قالب تقابلی حاد معرفی می کند، ولی منعکس کننده مشکلات مدیریتی نیست. همان طور که در مثال ساده مربوط به پرداخت رشوه به منظور ترخیص کالای وارداتی دقیقاً اشاره شد،باید قبل از اخذ تصمیمات اخلاقی، راه حل های بسیاری را مورد بررسی قرار داد.
  3. بیشتر تصمیمات اخلاقی دارای نتایجی مرکب هستند. عموماً تصور می شود که مسایل اخلاقی و مدیریت، در تضاد با هزینه های اجتماعی و عواید مالی مستقیماً مقابل این هزینه هایند. غیر مستقیم رشوه ای بده، اما میزان فروش کالاهای وارد شده را از طریق تحویل سریع حفظ کن. کمی هوا یا یا آب را آلوده کن، اما از پرداخت هزینه های نصب و فعالیت تجهیزات کنترل آلودگی در امان باش. یک محصول نسبتاً ناایمن را طراحی کن، اما هزینه های نیروی کار و مواد تولید را کاهش بده. همانند چارچوب دوجوابی، مدل ضد و نقیض ویژه ارزیابی نتایج، مسایل اخلاقی را به گونه ای حاد معرفی می کند اما به طور دقیق مشکلات مدیریتی را بازتاب نمی دهد. تقریباً همراه با تمامی جایگزین ها در انتخاب های اخلاقی، منافع و هزینه های اجتماعی و مخارج و عواید مالی مشاهده می شوند.
  4. بیشتر تصمیمات اخلاقی، عواقبی نامعلوم دارند. عموماً تصور می شود که مسایل اخلاقی مدیریت، فارغ از شک یا خطر هستند و نتیجه هر راه حلی کاملاً مشخص است. رشوه بده و کالاهای وارد شده را به سرعت دریافت کن. در تجهیزات کنترل آلودگی سرمایه گذاری کن، ضایعات به میزان x درصد و با صرف y واحد هزینه عملیات کاهش می یابند، یک محصول کاملاً ایمن با صرف هزینه اضافیz دلار برای هر واحد تولید کن. یک مدل قطعی- یعنی مدلی بدون هرگونه احتمال- فرایند تجزیه و تحلیل را آسان می کند، اما مشکلات مدیریتی را به طور دقیق شرح نمی دهد. ابداً مشخص نیست که پیامدهای پیروی از راه حل های پیشنهادی ارائه شده به منظور اجتناب از پرداخت غیر مستقیم رشوه به مقامات گمرکی برزیل چه خواهد بود؛ هم چنین به هیچ وجه مشخص نیست که پیامدهای عواقب پیروی از بسیاری انتخاب های اخلاقی چیست؟
  5. بیشتر تصمیمات اخلاقی، دارای مفاهیم شخصی هستند. عموماً تصور می شود که مسایل اخلاقی مدیریت، به طور عمده غیر شخصی بوده و ارتباطی به زندگی و موقعیت شغلی مدیران ندارند. بسیاری از مردم بر این باورند که تصمیمات اخلاقی در نگاه اول و در یک عملیات خاص ممکن است سود شرکت را کاهش دهد اما بر حقوق مدیران یا فرصت های ارتقای مقام آنها بی اثر باشند. البته کنترل های مدیریتی به منظور ثبت آثار مالی عملیات و نه کیفیت اخلاقی تصمیماتی که به آن نتایج منجر می شود ، طراحی می گردد و بیشتر سیستم های انگیزشی بر اساس این کنترل ها ایجاد می شود. فروش کالاهای وارد شده را در سطح مورد انتظار حفظ کن، زیرا با وجود افزایش ناچیز مخارج به علت پرداخت غیر مستقیم رشوه، نتیجه وارسی های سه ماهه مطلوب بوده و افزایش مذکور جبران می شود. نصب تجهیزات کنترل آلودگی را به تأخیر بینداز، در نتیجه عواید مربوط به سرمایه گذاری مالی انجام شده، به درصد برنامه ریزی شده نزدیک خواهد بود[3].

و...

NikoFile


دانلود با لینک مستقیم

دانلود مقاله درمورد فرصت های شغلی

اختصاصی از یارا فایل دانلود مقاله درمورد فرصت های شغلی دانلود با لینک مستقیم و پرسرعت .

دانلود مقاله درمورد فرصت های شغلی


دانلود مقاله درمورد فرصت های شغلی

فرصت های شغلی

مقاله ای مفید و کامل

 

 

 

لینک پرداخت و دانلود *پایین مطلب* 

فرمت فایل:Word (قابل ویرایش و آماده پرینت)

تعداد صفحه:30

چکیده :

از ابتدای دهه 1990 تقاضا برای شکلات های مرغوب به سرعت افزایش یافته است. چندین کمپانی محلی و بین المللی در این زمینه با یکدیگر رقابت می کنند.

Gadira در حال حاضر یک شرکت بین المللی مشهور است که مغازه های آن در صدها شهر دنیا یافت می شود. مسئله اصلی برای کمپانی پیدا کردن راهی برای گسترش فروش بود.

بعد از تجربه کاتوگ دیجیتالی روی Gadira CD تصمیم گرفت فروش آنلاین را تجربه نماید.

پروژه :

Godira . com به دعنوان بخشی از شرکت Gadira تشکیل شد هدف از این پروژه فروش آنلاین به افراد عادی و سایر شرکت ها بود از سال 1994 این کمپانی شروع به فروش عادی و الکترونیکی به صورت موازی نمود.

مانند بقیه افرادی که در رشته ای پیشگام می شوند Gadira نیز مشکلات فراوانی در جهت تولید سایت خود داشت.

Gadira دستورالعمل ها و تبلیغاتش را در سایت قرار داد. بازی ، پازل و ... نیز برای جلب کردن توجه مردم و سرگرم کردن آنها در صفحه طراحی شد. اما این کار با شکست مواجه شد چرا که افراد برای خرید شکلات یا دستورالعمل ها به سایت مراجعه می کردند. نه وقت گذراندن، مورد دیگری که با شکست مواجه شد تلاش برای ساختن سایتی با شرایطی درست شبیه مغازه های فیزیکی بود. لذا آنان یافتند که روش های مختلف تجارت سازماندهی و شکل خاص خودش را نیاز دارد.

اگر به این سایت مراجعه کرده باشید آن را بسیار مناسب برای افراد و کاربران یافته اید که جنبه های اصلی آن شامل اینست کاتالوگ الکترونیکی که بعضی از آنها برای روزهای خاص (مانند روز پدر یا مادر) و ... طرح ریزی شده.

یک کارت خرید برای راحت کردن جمع آوری آیتم های خرید در یک جا.

یک انتخاب کننده هدیه، غکس شخصی کاربر روی صفحه اش.

یک راهنما برای شکلات ها به مواد اولیه هر بسته را توضیح می دهد.

در Gadira . com امکان فروش به اشخاص (B2C) یا سایر شرکت های توزیع کننده (B6B6) وجود دارد.

نتیجه آنکه فروش Gadira با سرعت دو رقمی هر سال افزایش یافت. درس هایی که این مورد می گیریم.

فروش آنلاین می تواند موفق باشد به شرط آنکه با دقت صورت گیرد.

روش آزمون و خطای Gadira آن را موفق کرد تا به تجارت الکترونیکی مناسبی دست یابد.

البته سازماندهی مناسب لازم است. فروش الکترونیکی نیازمند سازماندهی خاص خودش است.


مروری بر

: به پروسه خرید، فروش ، انتقال یا تعویض محصولات، سرویس ها یا اطلاعات از طریق شبکه های کامپیوتری یا اینترنت گویند.

بعضی ها                    را فقط هدایت انتقال بین شرکا می دانند که این تعریف                  را بسیار محدود می کند بنابراین بسیاری از                    استفاده می کنند.

: تعریف          بسیار وسیع تر از     است. نه تنها خرید و فروش کالا و سرویس بلکه سرویس دادن، مشتریان ، مشارکت کردن با شرکاء هدایت آموزش الکترونیکی و هدایت ارتباط الکترونیکی با سازمان همه در این مبحث می گنجد.

از نقطه نظر دیگر       علاوه بر خرید و فروش به فعالیت های تحت اینترنت مانند مشارکت و فعالیت های فرا تجارتی نیز گویند.

در این کتاب ما از مفهوم وسیع تجارت الکترونیکی که برابر با                 است استفاده می نمائیم.

تجارت الکترونیکی جزئی در برابر کامل :

تجارت الکترونیکی بسته به درجه عددی آن فرم های مختلفی دارد (که به درجه عددی نیز بستگی دارد).

1) محصولات یا سرویس ها 2) براسس 3) واسطه ها و عامل تحویل

در سال 1997 سکویی طراحی شد که سازماندهی های ممکن این سه بعد را توضیح می دهد.

محصول پراسس و عامل هریک می توانند فیزیکی یا دیجیتالی باشند در تجارت سنتی هر سه بعد فیزیکی است به سازمان فیزیکی                نیز گویند.

در تجارت الکترونیکی کامل و وسیع هر سه بعد دیجیتالی است.

سایر ترکیبات که شامل ابعاد فیزیکی و دیجیتالی می شود نیز به عنوان تجارت الکترونیکی شناخته می شود اما از نوع جزئی نه کامل.

حتی اگر تنها یک بعد دیجیتالی باشد باز هم آن                  گویند. برای مثال خریدن یک تی شرت از                 یا یک کتاب از             تجارت الکترونیکی جزئی محسوب می شود زیار محصولات خریداری شده به صورت فیزیکی به خریدار تحویل داده می شود و اما خرید یک نرم افزار از                یا یک                                                   کامل است زیرا تمام مراحل پرداخت پول و دریافت محصول به صورت               انجام می شود.

در این کتاب از                        برای تجارت الکترونیکی یا کامل استفاده می شود.

سازمان هایی که تجارت الکترونیکی دارند:

به آن سازمان هایی که بعضی فعالیت های دارند اما هنوز تجارت اولیه آنها به صورت فیزیکی انجام می شود                گویند.

به تدریج بسیاری از سازمان های                           تبدیل می شود . (مانند                      )

در حقیقت امروزه تجارت الکترونیکی بخشی از تجارت سنتی را فرا گرفته است.

انواع نقل و انتقالات در           :

تجارت الکترونیکی می تواند بین بخش های مختلف صورت گیرد. انواع معمول     در زیر آمد است در این نوع فروشنده و خریدار هر دو سازمان دولتی هستند. اکثر تجارت های الکترونیکی از این نوع اند.

در این نوع فروشندگان سازمان های دولتی و خریدارها اشخاصی هستند به                             هم می گویند.

                        : در این نوع تجارت شرکاء تجاری به جای خرید و فروش به صورت الکترونیکی با یکدیگر همکاری می کنند. چنین همکاری مکرراً بین شرکاء تجاری رخ می دهد.

                                    : در این نوع اشخاص محصولات یا خدماتی را برای افراد عادی دیگر فراهم می نمایند.

در این مورد یک سازمان محصولاتش را به سازمان دیگری می فروشد اما محصولات یا خدمات به مصرف کننده های شخصی (افراد) تحویل داده می شود مثل

                                    : در این روش مصرف کنندگان نیاز خود را مطرح می کنند تهیه کنندگان برای تأمین نیاز مصرف کنندگان با یکدیگر قابت می کنند.

یک مثال :                     است که در آن جا مصرف کنندگان نام محصول مورد نیاز و قیمت مطلوبشان را می گویند و                       سعی می کند فروشنده ای را پیدا کند که نیاز او را برآورده سازد.

                        : در این مورد سازمان EC را به صورت داخلی برای ترقی اعمال سازمان استفاده می کند.

یک نوع خاص این روش        است که سازمان های خدماتی را به کارمندان خود ارائه می دهند.

                        : در این نوع دولت خدماتی را برای شهروندان فراهم می کند.

البته دولت می تواند ارتباط خدماتی با سایر دول نیز داشته باشد              یا با سایر سازمان ها .

                   : همان را گویند اگر به صورت بی سیم انجام شود.

مدل های تجاری :

هریک از مدل های بالا در یک یا چند مدل تجاری اجرا می شوند در جدول زیر مدل های مختلف خلاصه شده اند.

و...

NikoFile


دانلود با لینک مستقیم