فرمت فایل : WORD (قابل ویرایش)
تعداد صفحات:108
پروژه تحقیقاتی رشته علوم تربیتی
(مدیریت آموزشی و برنامه ریزی درسی)
جهت اخذ درجه کارشناسی
فهرست مطالب:
عنوان صفحه
مقدمه م
فصل اول / طرح تحقیق 3
بیان مسئله 4
ضرورت و اهمیت تحقیق 7
اهداف تحقیق 7
سؤالات تحقیق 8
تعاریف نظری و عملیاتی 9
فصل دوم / پیشینه و ادبیات تحقیق 10
پیشینه نظری 11
پیشینه عملی 14
اسطوره ها 15
دوره بلوغ 16
نشانه هاى بلوغ 20
بالیدگی جنسی 22
انواع تعریف بلوغ 23
ویژگیهای عمومی رشد در دوران بلوغ 25
بلوغ و بحران بیولوژیکى 27
خصوصیات رشد در دورهی بلوغ 27
بلوغ دختران 31
بلوغ زودرس چیست؟ 39
چرا بلوغ زودرس مهم است؟ 39
عوامل ایجاد بلوغ زودرس کدامند؟ 39
آیا درمان بلوغ زودرس لازم است؟ 40
علل و عوامل پیشرسی بلوغ در کودکان 41
راهکار های بلوغ زودرس کودکان 42
تغییرات جسمی دخترها در دوران بلوغ 44
در دوران بلوغ چه اتفاقی میافتد؟ 45
چرا بهداشت این دوران اهمیت دارد؟ 46
در دوران بلوغ دختران چه اتفاقی میافتد؟ 47
ترتیب تغییرات جسمی دخترها در دوران بلوغ 47
رشد شناختی 48
رشد عاطفی 48
بلوغ و بحران عاطفی 49
رشد اخلاقی و مذهبی 52
بلوغ و احساسات مذهبى 53
بلوغ و ارتباط با همسالان 54
بلوغ و ناسازگاری با والدین 55
توصیه های تربیتی در مورد بلوغ 56
آثار و پیامدهای بی اطلاعی نوجوان از مسایل بلوغ 60
محیط اخلاقی و تربیت جنسی 63
چرا آموزش جنسی لازم است؟ 66
موقعیت نوجوان و اهمیت خانواده 66
ویژگیهای خانواده متعادل 69
خانواده های معیوب 70
تصویری از مشکلات خانوادگی نوجوان 71
واکنش دختران نسبت به بدرفتاری والدین 73
تدابیر پیشنهادی برای حل مشکلات خانوادگی نوجوان 73
نظریه های دانشمندان 75
فرضیه ها 77
فصل سوم / روش اجرای تحقیق 78
روش تحقیق 79
جامعهی آماری 79
نمونه آماری 80
روش نمونهگیری 80
ابزار اندازه گیری (تحقیق) 81
فصل چهارم / تجزیه و تحلیل داده ها 82
مقدمه 83
آمار توصیفی 84
فصل پنجم / نتیجه گیری 99
نتیجه گیری تجربی و تئوریک: 100
آمار توصیفی 100
آمار استنباطی 101
فرضیههای پژوهشی 102
منابع و مآخذ 105
ضمائم 108
فهرست جداول
عنوان صفحه
جدول توصیف فراوانی میزان اطلاعات دختران از بلوغ 84
جدول توزیع پراکندگی میزان اهمیت سلامت و بهداشت در دوران بلوغ 85
جدول توصیف فراوانی میزان تاثیر تحصیلات والدین دختران در سن بلوغ 86
جدول توصیف فراوانی میزان موثر بودن اجرای کلاسهای مربوط به بلوغ 87
جدول توصیف فراوانی میزان نقش دوستان 88
جدول توصیف فراوانی میزان طرح راهنمایی های مهم قبل از بروز مشکل 89
جدول توصیف فراوانی میزان چگونگی رفتار والدین با برگزاری طرح کلاسهای مربوط به بلوغ با حضور والدین دختران در مدرسه 90
جدول توصیف فراوانی میزان احساس ناگهانی ترس یا خطر مبهم را در فرزندشان مشاهده می کنند 91
جدول توصیف فراوانی میزان آزمودنیها شخصیت دخترشان را به آسانی درک می کنند. 92
جدول توصیف فراوانی حساسیت والدین نسبت به دخترشان در سن بلوغ 93
جدول توصیف فراوانی میزان حفظ خونسردی والدین هنگام روبرو شدن با اولین قاعدگی دخترشان 94
جدول توصیف فراوانی میزان نقش خانواده ها در بالغ شدن دخترشان از لحاظ جنسی 95
جدول توصیف فراوانی میزان شناخت والدین با بلوغ دخترشان 96
جدول توصیف فراوانی میزان رابطه پرورش شخصیت اجتماعی و تربیت جنسی 97
جدول توصیف فراوانی میزان پیامد های آشنایی یا عدم آشنایی والدین با دوران بلوغ 98
فهرست نمودارها
عنوان صفحه
نمودار شماره(1):توزیع درصدی میزان اطلاعات دخران از بلوغ 84
نمودار شماره (2):توزیع پراکندگی میزان سلامت و بهداشت در دوران بلوغ 85
نمودار شماره(3):توزیع درصدی میزان تحصیلات والدین دختران در سن بلوغ 86
نمودار شماره(4):توزیع درصدی میزان موثر بودن اجرای کلاسهای مربوط به بلوغ 87
نمودار شماره(5):توزیع درصدی میزان نقش دوستان 88
نمودار شماره(6):توزیع درصدی میزان طرح راهنمایی های مهم قبل از بروز مشکل 89
نمودار شماره(7):توزیع درصدی میزان چگونگی رفتار والدین با برگزاری طرح کلاسهای مربوط به بلوغ با حظور والدین دختران در مدرسه 90
نمودار شماره(8):توزیع درصدی میزان احساس ناگهانی ترس یا خطر مبهم را 91
در فرزندشان مشاهده می کنند 91
نمودار شماره(9):توزیع درصدی میزان آزمودنیها شخصیت دخترشان را به آسانی درک می کنند 92
نمودار شماره(10):توزیع درصدی حساسیت والدین نسبت به دختران در سن بلوغ 93
نمودار شماره(11):توزیع درصدی میزان حفظ خونسردی والدین هنگام روبرو شدن با اولین قاعدگی دخترشان 94
نمودار شماره(12):توزیع درصدی میزان نقش خانواده ها در بالغ شدن دخترشان از لحاظ جنسی 95
نمودار شماره(13):توزیع درصدی میزان شناخت والدین با بلوغ دخترشان 96
نمودار شماره(14):توزیع درصدی میزانرابطه شخصیت اجتماعی و تربیت جنسی 97
نمودار شماره(15):توزیع درصدی میزان پیامد های آشنایی یا عدم آشنایی والدین با دوران بلوغ 98
مقدمه
دوران بلوغ از آغاز مدنیت همواره توجه دانشمندان و به ویژه مربیان اخلاق را به خود جلب کرده است. حتی ارسطو مطالعات پردامنه¬ی فلسفی و اخلاقی را کنار گذاشته و قسمت اعظم اوقات خود را صرف بررسی و تحقیق دوران بخصوص بلوغ کرده است. وی با حقیقت بینی فراوان صدای نوبالغ را به صدای «بز» تشبیه می کرد و معتقد بود که دوره جوانی دوره رؤیاها و آرمان پرستی است. لکن با نظر انتقاد آمیزی این توجه خارج از حد به عالم تخیلات را ناشی از نقصان تجربه ی جوان می دانست. افلاطون نیز به نوبه ی خود مدت زیادی از وقت خود را صرف مطالعه ی این مسئله مهم کرد که بهترین وسائل تربیت یک بالغ و تبدیل او به یک فرد مفید برای جامعه کدام است؟
بلوغ در حقیقت یعنی «رشد». هرگاه این اصطلاح را به معنی محدود بگیریم شامل کلیه ی زمان زندگی جوان یعنی از آغاز تولد تا مرحله ی بلوغ خواهد گردید. اما باید دید چرا ما دوران بلوغ را مخصوصاً به مرحله¬ی «از 12 سالگی تا 20سالگی» اطلاق می کنیم؟ برای آنکه در این مرحله ی بخصوص نوبالغ از حال «کودک وابسته و تحت حمایت» خارج می شود و قدرت آن را حاصل می کند که به تنهایی گلیم خود را سالم از آب بدر آورد.
در گذشته به زبان انگلیسی دختران این سن را «فلاپرز» می خواندند و معنی «توفلاپ» که مصدر «فلاپر» است عبارت از «بال زدن» است که از بال گرفتن پرنده گرفته شده است. اکثر اوقات دختران در این سن نیاز به اوج گرفتن مختصری دارند ولی برعکس معمولاً بیش از حد اوج می گیرند و به زمین می افتند و در نتیجه خود را زخمی می کنند. از آنجا که امروز تشخیص راه درست پیشرفت در جهان بالغان مستلزم داشتن اطلاعات وسیعتری است، طبیعی است که مرحله ی رشد نسبت به جوامع اولیه به مراتب طولانی تر است و مسئولیت تعلیم و تربیت که سابقاً تنها در صلاحیت والدین بود باید به کارشناسان آموزش و پرورش واگذار گردد. ولی این تحول بنا به یک اصل اساسی را از نظر ما دور دارد و آن این است که هر بالغی قبل از مبادرت به تحصیلات نظری میل و نیاز به عهده دار شدن مسئولیت های صریح دارد و باید قبل از آنکه دیگران مأمورش کنند خودش در پرتو این مسئولیت ها اطلاعات فراوان و مفیدی کسب کند. (ج آر. هاوفیلد (ترجمه مشفق همدانی) چاپ 64)
فصل اول / طرح تحقیق
فصل اول
طرح تحقیق
• بیان مسئله
• ضرورت و اهمیت تحقیق
• اهداف تحقیق
• سوالات تحقیق
• تعریف نظری
• تعریف عملیاتی
بیان مسئله
نوجوانی یک دوره ی بحرانی است که در آن بلوغ اتفاق می افتد. از نظر لغوی بلوغ در فرهنگ فارسی به معنی «رسیدن» ، «رسیدن به رشد» ، «زن شدن»، «رسیدگی و پختگی و به حد کمال رسیدن» آمده است. سازمان جهانی بهداشت نوجوانی را به سنین 10 تا 19 سالگی اطلاق می کند. این دوره منشأ تغییرات زیادی در وجود شخص است و موجب می شود که شخص به گونه ای متفاوت رفتار و احساس می کند.
دوران بلوغ به طور کلی به منزله ی دوره ای از زندگی انسان تلقی گردیده است که طی آن وقوع اغتشاشات و انقلابات عدیده¬ی احتراز ناپذیر است و حتی کار به جائی رسانیده اند که «جوانی» و «جنون» را مترادف دانسته «جنون جوانی» را امری طبیعی دانسته اند چنانچه گوئی اصولاً دوران بلوغ «دوران بی قراری و اغتشاش» است. اما این نظر کاملاً افراطی و نادرست است زیرا جوانانی که از بدو تولد در یک محیط سالم پرورش یافته باشند این مرحله را با راحتی و نشاط پشت سر گذاشته و اگر هم اندک بی نظمی و اختلالی ابراز دارند اشکالشان درست مانند اشکالات ناچیزی است که کودک به هنگام دندان درآوردن ابراز می دارد. با این همه بعید نیست که اشکالات بالغ به مراتب از اختلالات کودک شدیدتر باشد.
طبق سرشماری سال 1375، 25/0 جمعیت کشور ایران را افراد 19-10 سال تشکیل می دهد این تعداد افزون بر 16 میلیون نفر جمعیت می باشد. تأثیر دوره ی جوانی بر بقیه سالهای زندگی حیاتی است. نوجوانی زمان گذر از کودکی به بزرگسالی و زندگی برای بزرگسالی است. نوجوانی زمان اکتساب باروری، اکتساب خصوصیات عاطفی، هیجانی، بزرگسالی زمان کسب هویت فردی و اجتماعی و ... می باشد. بلوغ فیزیکی، روانی و عاطفی در نوجوانی متحول شده و ادامه می یابد بسیاری از مشکلات جسمانی، روانی، اجتماعی و رفتارهای ناسالم ریشه در زمان نوجوانی دارند ازدواج های ناموفق، حاملگی های پرخطر– مرگ و میرهای عادات و رفتارهای ناسالم از این زمان شدت می گیرند اینکه نوجوانی در فرهنگ ها اغلب با جشن و شادی همراه است و این نوجوانان برداشت خوبی از بلوغ و بزرگ شدن ندارند یک نظرسنجی از دختران نتایجی نشان داد که اکثر دختران نگرش منفی و احساس ترس و نگرانی از بلوغ دارند و اکثراً رفتارهای ناسالم بهداشتی درباره ی قاعدگی از خود نشان می دهند یافته های مطالعه دیگری نشان می داد که حدود 19 – 16/0 دختران بلوغ را حادثه ای خوشحال کننده و امیدوار کننده می دانند در نوجوانی تغییراتی در جسم و روح خود احساس می کند. سؤالاتی برای او مطرح می شود و دچار اضطراب می گردد به خود می گوید این علائم چیست که در من روی می دهد؟ آیا این تغییرات طبیعی است؟ آیا در همه اتفاق می افتد؟ چه تغییراتی طبیعی هستند؟ من کی ام؟ و غیره و نیاز به تطابق با این تغییرات دارد.
به صورت خلاصه می توان نتیجه گرفت که توجه به مقوله بهداشت در این سنین و بخصوص بهداشت بلوغ و باروری، هم اولویت بهداشتی و هم دارای طولانی مدت برای سرمایه های آینده سازان جوامع است توجه داشته باشیم که نوجوان در سنین بلوغ نیاز مبرمی به اطلاعات صحیح در زمینه بدن و سلامت خود دارد بدیهی است اگر نوجوان اطلاعات صحیح را از منابع سالم دریافت نکند اطلاعات خود را از منابع ناسالم کسب خواهد کرد و در این صورت صدمات طولانی مدت خواهد دید.
- ایجاد اعتماد در نوجوان به ترتیبی که او، والدین و افراد ذیصلاح را مورد اعتمادترین و بهترین افراد بداند.
- راهنمایی و هدایت نوجوان در انتخاب دوستان مناسب.
- رابطه هم دلانه و صمیمانه به جای تمسخر او.
- در دسترس بودن برای مشاوره و یاری رساندن به او.
- ایجاد سرگرمی سازنده در منزل و خارج از منزل.
- تشویق برای فعالیت در گروه های هم سال از قبیل فعالیتهای ورزشی هنری درسی تحصیلی تفریحی، آموزشی
- نظارت بر نیازمندیهای بهداشت و سلامتی از قبیل تغذیه و روش رفتارهای سالم
- دادن اطلاعات مورد لزوم درباره ی تصمیمات مهم زندگی از قبیل ازدواج، بارداری، دوست یابی و دانش جنسی و جنسیتی جایگاه ها حقوق و احترام.
جلوگیری از خشونت و رفتارهای مخرب، کنترل انگیزه های رفتارهای ناسالم، کمک به ایجاد اعتماد به نفس و تحت تأثیر دیگران نبودن، به نحوی که نوجوان توان تجزیه و تحلیل شرایط و شهامت گفتن «نه» را داشته باشند.
ضرورت و اهمیت تحقیق
این تحقیق برآنست که ویژگیهای دوران بلوغ دختران و پیامدهای آن را بررسی کند و مورد استفاده برای والدین – دانش آموزان – برنامه ریزان و مسئولان باشد.
اهداف تحقیق
هدف کلی:
بررسی میزان شناخت والدین از ویژگی های دوران بلوغ دختران و پیامدهای آن
هدف جزئی:
1.بررسی میزان شناخت والدین از ویژگی های دوران بلوغ دختران
2.بررسی میزان شناخت والدین از پیامدهای آن
سؤالات تحقیق
1) آیا دختران از مراحل بلوغ اطلاعی دارند؟
2) جامعه به سنن بلوغ دختران چقدر اهمیت می گذارد؟
3) تاثیر نقش دوستان دختران در سن بلوغ چقدر می تواند باشد؟
4) آیا رابطه ای میان اجرای طرح کلاسهای موضوعی و تقویت اطلاعات عمومی وجود دارد؟
5) آیا والدین احساس ناگهانی ترس یا خطر مبهم را در فرزندشان مشاهده می کنند؟
6) میزان شناخت والدین با دوران بلوغ دختران چقدر است؟
7) پیامدهای آشنایی یا عدم آشنایی والدین با دوران بلوغ کدام است؟
8) چه رابطه ای بین پرورش شخصیت اجتماعی و موضوعاتی که تربیت جنسی را تشکیل می¬دهند وجود دارد؟
تعاریف نظری و عملیاتی
تعریف نظری:
بلوغ زمان تغییرات سریع است. بلوغ با تغییرات مشخص و رشد سریع در همه ی اندام های بدن همراه است. تغییرات ناگهانی و سریعی که هنگام بلوغ اتفاق می افتد موجب سراسیمه شدن، دستپاچگی و نگرانی نوجوان می شود و در خیلی از موارد منجر به بروز رفتارهای ناهنجار و غیرمطلوبی در آنان می گردد.
تعریف عملیاتی:
در این پژوهش از پرسشنامه¬ی محقق ساخته استفاده می شود.
فرمت فایل : WORD (قابل ویرایش)
تعداد صفحات:17
فهرست مطالب:
چکیده
مقدمه
پیشینه پژوهش
جامعه و نمونه پژوهش
ابزارهای پژوهش
سوالات پژوهش
فرضیههای تحقیق
یافتههای پژوهش
بحث و نتیجهگیری
منابع
چکیده
مقالهی حاضر به بررسی رابطهی شیوههای فرزندپروری با خود کارآمدی و سلامت روانی دانشآموزان پایهی دوم دبیرستانهای شهرستان مهاباد در سال تحصیلی 84-1383 پرداخته است. این تحقیق از نوع پیمایشی ـ همبستگی است. حجم نمونه موردمطالعه شامل 360 نفر، که 193 پسر و 167 دختر و از نوع نمونهگیری تصادفی چندمرحلهای میباشد. جمعآوری اطلاعات به وسیلهی پرسشنامه شیوههای فرزندپروری شیفر، خود کارآمدی شرز و همکاران و سلامت عمومی گلدبرگ و هیلر انجام شده است. یافتهها نشان داد که: بین خود کارآمدی دانشآموزانی که والدین آنها شیوههای فرزندپروری متفاوتی داشتهاند، تفاوت معنیداری وجود دارد. سلامت روانی دانشآموزانی که شیوههای فرزندپروری متفاوتی را تجربه کردهاند، بصورت معنیداری باهم تفاوت دارد. بین سلامت روانی و خود کارآمدی رابطه مثبت و معنیداری وجود دارد. بین سلامت روانی دانشآموزان دختر و پسر تفاوت معنیداری وجود ندارد. شیوه فرزندپروری دانشآموزان با توجه به رشته تحصیلی آنها متفاوت است. خود کارآمدی دانشآموزان در رشتههای مختلف متفاوت نمیباشد. دانشآموزانی که در رشتههای مختلف تحصیل میکنند از نظر سلامت روانی تفاوت معنیداری باهم ندارند. بین دانشآموزان دختر و پسر از نظر خود کارآمدی تفاوت معنیداری وجود ندارد.
واژههای کلیدی: شیوههای فرزندپروری، خود کارآمدی، سلامت روانی
مقدمه
ارتباط والدین و فرزندان از جمله موارد مهمی است که سالها نظر صاحبنظران و متخصصان تعلیم و تربیت را به خود جلب کرده است. خانواده نخستین پایگاهی است که پیوند بین کودک و محیط اطراف او را به وجود میآورد. کودک در خانواده پندارهای اولیه را دربارهی جهان فرا میگیرد، از لحاظ جسمی و ذهنی رشد مییابد، شیوههای سخن گفتن را میآموزد، هنجارهای اساسی رفتار را یاد میگیرد و سرانجام نگرشها، اخلاق و روحیاتش شکل میگیرد و به عبارتی اجتماعی میشود (اقلیدس؛ نقل از هیبتی، 1381).
هر خانوادهای شیوههای خاصی را در تربیت فردی و اجتماعی فرزندان خویش به کار میگیرد این شیوهها که شیوههای فرزندپروری نامیده میشوند متأثر از عوامل مختلف از جمله عوامل فرهنگی، اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و غیره میباشد (هاردی و همکاران، 1993).
شیوههای فرزندپروری به عنوان مجموعه یا منظومهای از رفتارها که تعاملات والد ـ کودک را در طول دامنهی گستردهای از موقعیتها توصیف میکند و فرض شده است که یک جو تعاملی تأثیرگذار را به وجود میآورد. شیوههای فرزندپروری یک عامل تعیینکننده و اثرگذار است که نقش مهمی در آسیبشناسی روانی و رشد کودکان بازی میکند. بحث در مورد هریک از مشکلات فرزندان بدون در نظر گرفتن نگرشها، رفتارها و شیوههای فرزندپروری تقریباً غیرممکن است. هرچند روانشناسان و نظریهپردازان بر نقش والدین و شیوههای فرزندپروری تأکید میکنند، تحقیقات خیلی کمی در مورد شیوههای فرزندپروری و آسیبشناسی روانی کودک به عمل آمده است (علیزاده و آندرایس؛ نقل از محرابی، 1383).
تأثیر محیط خانواده بر رشد کودک اغلب به وسیلهی مشاهده تعامل والد ـ فرزند مورد بررسی قرار گرفته است. در این مشاهدات معمولاً ویژگیهای رفتاری والدین به وسیلهی دو بعد ارزیابی شده است: الف) پذیرش (گرمی)، شامل حمایت و پرورش عاطفهی مثبت بین والدین و کودک میباشد. ب) کنترل، شامل آن دسته از رفتارهای والدین است که رفتار کودک خود را هدایت میکنند مانند: راهنمایی و کنترل، بازدارنده یا تسهیلکننده (پل کنین و همکاران؛ نقل محرابی، 1383).
نظریههای روانشناختی متعددی در خلال سالها سعی کردند تا رفتار آدمی را تبیین کنند. نظریهی شناختی اجتماعی نیز یکی از این نظریههاست. در سال 1986 بندورا این نظریه را در مورد عملکرد آدمیان مطرح کرد که در آن نقش باورهای خود را در شناخت، انگیزش، عاطفه و رفتار آدمی برجسته نمود. بندورا معتقد است که افراد یک نظم «خود» را میپرورانند که آنها را قادر میسازد تا بر تفکرات، احساسات و اعمالشان مهار داشته باشند (نقل از علی نیا کروثی، 1382).
فرمت فایل : word(قابل ویرایش)
تعداد صفحات:14
فهرست مطالب:
چکیده:
مقدمه
روش تحقیق
نتایج تحقیق
نمودار 1ـ درصد شیوع ناهنجاریها در اندام فوقانی و تحتانی
نمودار 2ـ درصد شیوع آسیبهای حرکتی در دانشآموزان راهنمایی و متوسطه
بحث و نتیجهگیری
منابع
چکیده:
هدف از این پژوهش، بررسی رابطه بین ناهنجاریهای جسمی (پشت کج، پشت گود و پشت گرد، کف پای صاف، پای ضربدری، پای پرانتزی) و آسیبهای حرکتی (شکستگی، در رفتگی، پیچ خوردگی، کشیدگی، زخم و جراحت و کمر درد) در دانشآموزان پسر مدارس راهنمایی و متوسطه میباشد. این تحقیق که از نوع علی و پس از وقوع است، به صورت میدانی به تجزیه و تحلیل نتایج میپردازد. جامعه آماری تحقیق شامل: کلیه دانشآموزان مقطع متوسطه و راهنمایی شهرستان نیشابور در سال تحصیلی 82 ـ 81 میباشد. نمونه تحقیق که با روش تصادفی خوشهای انتخاب شده است، شامل: 400 نفر از دانشآموزان پسر (200 نفر راهنمایی و 200 نفر متوسطه) شهرستان نیشابور در سال 82ـ81 میباشد.
اطلاعات مورد نیاز توسط مصاحبه آسیبهای حرکتی، شامل 7 سئوال و معاینه ناهنجاری جسمی توسط تست نیویورک جمعآوری گردیده است. پس از استخراج نتایج براساس نتایج آزمون مجذور خی رابطه معنیداری بین پای پرانتزی و شکستگی استخوان، پشت گود و مجموع آسیبهای حرکتی، مجموع ناهنجاریهای جسمی و شکستگی استخوان، پشت گرد و پیچخوردگی مفصل، پای ضربدری و پیچ خوردگی مفصل مشاهده گردید.
5/80 درصد از دانشآموزان دارای ناهنجاری جسمی بودند که بیشترین ناهنجاری در اندام فوقانی مربوط به عارضه پشت گود با 3/33 درصد و در اندام تحتانی عارضه کف پای صاف با 30 درصد بوده است.
8/74 درصد از دانشآموزان تاکنون در فعالیتهای حرکتی دچار آسیبدیدگی شده بودند که شایعترین آسیب جراحت و زخم موضعی با 5/36 درصد و نادرترین آن کشیدگی و پارگی عضله با 8/5 درصد بوده است.
فرمت فایل : word(قابل ویرایش)
تعداد صفحات:60
چکیده:
مقالهی حاضر به بررسی رابطهی شیوههای فرزندپروری با خود کارآمدی و سلامت روانی دانشآموزان پایهی دوم دبیرستانهای شهرستان مهاباد در سال تحصیلی 84-1383 پرداخته است. این تحقیق از نوع پیمایشی ـ همبستگی است. حجم نمونه موردمطالعه شامل 360 نفر، که 193 پسر و 167 دختر و از نوع نمونهگیری تصادفی چندمرحلهای میباشد. جمعآوری اطلاعات به وسیلهی پرسشنامه شیوههای فرزندپروری شیفر، خود کارآمدی شرز و همکاران و سلامت عمومی گلدبرگ و هیلر انجام شده است. یافتهها نشان داد که: بین خود کارآمدی دانشآموزانی که والدین آنها شیوههای فرزندپروری متفاوتی داشتهاند، تفاوت معنیداری وجود دارد. سلامت روانی دانشآموزانی که شیوههای فرزندپروری متفاوتی را تجربه کردهاند، بصورت معنیداری باهم تفاوت دارد. بین سلامت روانی و خود کارآمدی رابطه مثبت و معنیداری وجود دارد. بین سلامت روانی دانشآموزان دختر و پسر تفاوت معنیداری وجود ندارد. شیوه فرزندپروری دانشآموزان با توجه به رشته تحصیلی آنها متفاوت است. خود کارآمدی دانشآموزان در رشتههای مختلف متفاوت نمیباشد. دانشآموزانی که در رشتههای مختلف تحصیل میکنند از نظر سلامت روانی تفاوت معنیداری باهم ندارند. بین دانشآموزان دختر و پسر از نظر خود کارآمدی تفاوت معنیداری وجود ندارد.
واژههای کلیدی: شیوههای فرزندپروری، خود کارآمدی، سلامت روانی
مقدمه:
ارتباط والدین و فرزندان از جمله موارد مهمی است که سالها نظر صاحبنظران و متخصصان تعلیم و تربیت را به خود جلب کرده است. خانواده نخستین پایگاهی است که پیوند بین کودک و محیط اطراف او را به وجود میآورد. کودک در خانواده پندارهای اولیه را دربارهی جهان فرا میگیرد، از لحاظ جسمی و ذهنی رشد مییابد، شیوههای سخن گفتن را میآموزد، هنجارهای اساسی رفتار را یاد میگیرد و سرانجام نگرشها، اخلاق و روحیاتش شکل میگیرد و به عبارتی اجتماعی میشود (اقلیدس؛ نقل از هیبتی، 1381).
هر خانوادهای شیوههای خاصی را در تربیت فردی و اجتماعی فرزندان خویش به کار میگیرد این شیوهها که شیوههای فرزندپروری نامیده میشوند متأثر از عوامل مختلف از جمله عوامل فرهنگی، اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و غیره میباشد (هاردی و همکاران، 1993).
شیوههای فرزندپروری به عنوان مجموعه یا منظومهای از رفتارها که تعاملات والد ـ کودک را در طول دامنهی گستردهای از موقعیتها توصیف میکند و فرض شده است که یک جو تعاملی تأثیرگذار را به وجود میآورد. شیوههای فرزندپروری یک عامل تعیینکننده و اثرگذار است که نقش مهمی در آسیبشناسی روانی و رشد کودکان بازی میکند. بحث در مورد هریک از مشکلات فرزندان بدون در نظر گرفتن نگرشها، رفتارها و شیوههای فرزندپروری تقریباً غیرممکن است. هرچند روانشناسان و نظریهپردازان بر نقش والدین و شیوههای فرزندپروری تأکید میکنند، تحقیقات خیلی کمی در مورد شیوههای فرزندپروری و آسیبشناسی روانی کودک به عمل آمده است (علیزاده و آندرایس؛ نقل از محرابی، 1383).
تأثیر محیط خانواده بر رشد کودک اغلب به وسیلهی مشاهده تعامل والد ـ فرزند مورد بررسی قرار گرفته است. در این مشاهدات معمولاً ویژگیهای رفتاری والدین به وسیلهی دو بعد ارزیابی شده است: الف) پذیرش (گرمی)، شامل حمایت و پرورش عاطفهی مثبت بین والدین و کودک میباشد. ب) کنترل، شامل آن دسته از رفتارهای والدین است که رفتار کودک خود را هدایت میکنند مانند: راهنمایی و کنترل، بازدارنده یا تسهیلکننده (پل کنین و همکاران؛ نقل محرابی، 1383).
نظریههای روانشناختی متعددی در خلال سالها سعی کردند تا رفتار آدمی را تبیین کنند. نظریهی شناختی اجتماعی نیز یکی از این نظریههاست. در سال 1986 بندورا این نظریه را در مورد عملکرد آدمیان مطرح کرد که در آن نقش باورهای خود را در شناخت، انگیزش، عاطفه و رفتار آدمی برجسته نمود. بندورا معتقد است که افراد یک نظم «خود» را میپرورانند که آنها را قادر میسازد تا بر تفکرات، احساسات و اعمالشان مهار داشته باشند (نقل از علی نیا کروثی، 1382).
بندورا با دیدگاههایی که به عوامل درونی موثر بر رفتار توجه میکنند و عوامل محیطی را نادیده میگیرند، مخالفت میکند و از دیدگاههایی که انسان را پاسخدهنده منفعل به رویدادهای محیطی میدانند نیز انتقاد میکند.
از نظر بندورا شخص، محیط و رفتار شخص برهم تأثیر و تأثر متقابل دارند و هیچ کدام از این سه جزء را نمیتوان جدا از اجزای دیگر به عنوان تعیینکنندهی رفتار انسان به حساب آورد. بندورا این تعامل سهجانبه را جبر متقابل یا تعیینگری متقابل نامیده است (نقل از سیف، 1380).
B
E P
شکل (1) ـ تعامل سهجانبه شخص P، محیط E و رفتار B بر یکدیگر (اقتباس از هرگنهان، 1382)
بطور کلی، پژوهشها نشان میدهند که روشهای تربیتی والدین اثرات طولانی بر رفتار، عملکرد، انتظارات و در نهایت بر شخصیت افراد در آینده دارند. مثلاً والدین سختگیر و دیکتاتور مانع پیشرفت و خلاقیت کودک میشوند. والدینی که اجازه نمیدهند کودک ابراز وجود کند مانع بروز استعدادهای بالقوه او میشوند و در نتیجه این قبیل کودکان در آینده افرادی روان آزرده و پرخاشگر خواهند شد (نقل از مهرابیزاده هنرمند و همکاران، 1379). با توجه به اینکه شیوههای فرزندپروری والدین، نحوة تربیت والدین را به کودکان منتقل میکنند و این امر در شکلگیری شخصیت فرد مؤثر است و نیز نظر فرد نسبت به خود میتواند بر سلامت روان تأثیر زیادی داشته باشد این پژوهش به بررسی شیوههای فرزندپروری، خود کارآمدی و سلامت روانی دانشآموزان شهرستان مهاباد پرداخته تا به سوالات و فرضیههای تحقیق پاسخ دهد.
پیشینه پژوهش
با توجه به سه متغیر مهم تحقیق یعنی شیوههای فرزندپروری، خود کارآمدی و سلامت روان در این قسمت به بررسی نظرات ارائه شده و تحقیقات انجام یافته میپردازیم:
تحقیقات معاصر در شیوههای فرزندپروری از مطالعات «بامریند» روی کودکان و خانوادههای آنان نشأت گرفته است. استنباط بامریند از شیوههای فرزندپروری بر روی یک رویکرد تیپشناسی بنا شده است که بر روی ترکیب اعمال فرزندپروری متفاوت، متمرکز است. تفاوت در ترکیب عناصر اصلی فرزندپروری (مانند گرم بودن، درگیر بودن، درخواستهای بالغانه، نظارت و سرپرستی) تغییراتی در چگونگی پاسخهای کودک به تاثیر والدین ایجاد میکند (دارلینگ و استینبرگ؛ به نقل از گلاسکو، 1997).
شیفر از جمله کسانی است که در این زمینه پژوهشهایی انجام داده است. او براساس مشاهداتی که از تعامل کودکان 1 تا 3 ساله با مادرانشان انجام داد، طرح یک طبقهبندی براساس دو جنبه رفتار والدینی یعنی آزادی ـ کنترل (سهلگیری در مقابل سختگیری) و سردی ـ گرمی (پذیرش در مقابل طرد) ارائه نمود. او نتیجه گرفت که مادران پذیرنده یا طردکننده میتوانند سختگیر یا آسانگیر باشند. این دو بعد اساساً اشاره به سطوح حمایت عاطفی دارد که والدین در مورد کودکانشان به کار میبرند و نیز اشاره به کنترلی دارد که والدین در مورد کودکان خود اعمال میکنند. بدین ترتیب از ترکیب این دو بعد، الگوهای مختلف رفتار والدین شکل میگیرند. به طور کلی بسیاری از رفتارهای والدین میتوانند در چنین مدل چهاربعدی قرار گیرند (یعقوبخانی غیاثوندی، 1372).
یاری کننده با فاصله
بیاعتنا
دموکراتیک طردکننده
گرمی (پذیرش) سردی (طرد)
بیش از حد بخشنده متوقع
حامی و بخشنده متخاصم
افراد در حمایت مستبد و دیکتاتور
سختگیری
شکل (2) ـ شیوههای فرزندپروری شیفر (اقتباس از ماسن، 1377)
زیگلمن روشهای ارتباطی والدین و فرزندان را به چهار قسمت کلی تقسیم کرده است:
1- والدین مقتدر 2- والدین مستبد 3- والدین سهلگیر 4- والدین مسامحهگر یا بیاعتنا.
با اندکی تأمل متوجه میشویم که دیدگاه زیگلمن با دیدگاه شیفر تفاوت چندانی ندارد و تفاوت بیشتر در الفاظ است. در واقع باید گفت دیدگاه ارائه شده به وسیله شیفر علیرغم گذشت سالیان زیاد همچنان ثابت باقی مانده است، زیرا والدین مقتدر زیگلمن همان والدین گرم و کنترلکنندة شیفر، والدین مستبد زیگلمن همان والدین سرد و کنترلکننده شیفر، والدین سهلگیر زیگلمن همان والدین گرم و آزادگذار شیفر، و والدین مسامحهگر زیگلمن همان خانواده سرد و آزادگذار شیفر میباشند (دهقانی، 1379).
بامریند طی مطالعات خود در مورد ابعاد رفتاری والدین و تأثیر آن بر کودکان دریافت، والدین مستبد و قدرتطلب دارای فرزندانی هستند که از نظر خویشتنداری در سطح متوسط قرار دارند ولی تا حدود زیادی گوشهگیر و به دیگران بیاعتنایی میکنند (نقل از ماسن، 1377). شیک (1999) در تحقیقی تأثیر والدین را بر سلامت روانی نوجوانان مورد مطالعه قرار داد. او در تحقیق خود به این نتیجه رسید که ویژگیهای والدین بصورت همزمان و طولی با سلامت روانی نوجوانان همبستگی دارد، ولی بطور کلی ویژگیهای پدر تأثیر بیشتری بر سلامت نوجوانان داشت.
فرمت فایل : word(قابل ویرایش)
تعداد صفحات:54
چکیده:
مقالهی حاضر به بررسی رابطهی شیوههای فرزندپروری با خود کارآمدی و سلامت روانی دانشآموزان پایهی دوم دبیرستانهای شهرستان مهاباد در سال تحصیلی 84-1383 پرداخته است. این تحقیق از نوع پیمایشی ـ همبستگی است. حجم نمونه موردمطالعه شامل 360 نفر، که 193 پسر و 167 دختر و از نوع نمونهگیری تصادفی چندمرحلهای میباشد. جمعآوری اطلاعات به وسیلهی پرسشنامه شیوههای فرزندپروری شیفر، خود کارآمدی شرز و همکاران و سلامت عمومی گلدبرگ و هیلر انجام شده است. یافتهها نشان داد که: بین خود کارآمدی دانشآموزانی که والدین آنها شیوههای فرزندپروری متفاوتی داشتهاند، تفاوت معنیداری وجود دارد. سلامت روانی دانشآموزانی که شیوههای فرزندپروری متفاوتی را تجربه کردهاند، بصورت معنیداری باهم تفاوت دارد. بین سلامت روانی و خود کارآمدی رابطه مثبت و معنیداری وجود دارد. بین سلامت روانی دانشآموزان دختر و پسر تفاوت معنیداری وجود ندارد. شیوه فرزندپروری دانشآموزان با توجه به رشته تحصیلی آنها متفاوت است. خود کارآمدی دانشآموزان در رشتههای مختلف متفاوت نمیباشد. دانشآموزانی که در رشتههای مختلف تحصیل میکنند از نظر سلامت روانی تفاوت معنیداری باهم ندارند. بین دانشآموزان دختر و پسر از نظر خود کارآمدی تفاوت معنیداری وجود ندارد.
مقدمه:
ارتباط والدین و فرزندان از جمله موارد مهمی است که سالها نظر صاحبنظران و متخصصان تعلیم و تربیت را به خود جلب کرده است. خانواده نخستین پایگاهی است که پیوند بین کودک و محیط اطراف او را به وجود میآورد. کودک در خانواده پندارهای اولیه را دربارهی جهان فرا میگیرد، از لحاظ جسمی و ذهنی رشد مییابد، شیوههای سخن گفتن را میآموزد، هنجارهای اساسی رفتار را یاد میگیرد و سرانجام نگرشها، اخلاق و روحیاتش شکل میگیرد و به عبارتی اجتماعی میشود (اقلیدس؛ نقل از هیبتی، 1381).
هر خانوادهای شیوههای خاصی را در تربیت فردی و اجتماعی فرزندان خویش به کار میگیرد این شیوهها که شیوههای فرزندپروری نامیده میشوند متأثر از عوامل مختلف از جمله عوامل فرهنگی، اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و غیره میباشد (هاردی و همکاران، 1993).
شیوههای فرزندپروری به عنوان مجموعه یا منظومهای از رفتارها که تعاملات والد ـ کودک را در طول دامنهی گستردهای از موقعیتها توصیف میکند و فرض شده است که یک جو تعاملی تأثیرگذار را به وجود میآورد. شیوههای فرزندپروری یک عامل تعیینکننده و اثرگذار است که نقش مهمی در آسیبشناسی روانی و رشد کودکان بازی میکند. بحث در مورد هریک از مشکلات فرزندان بدون در نظر گرفتن نگرشها، رفتارها و شیوههای فرزندپروری تقریباً غیرممکن است. هرچند روانشناسان و نظریهپردازان بر نقش والدین و شیوههای فرزندپروری تأکید میکنند، تحقیقات خیلی کمی در مورد شیوههای فرزندپروری و آسیبشناسی روانی کودک به عمل آمده است (علیزاده و آندرایس؛ نقل از محرابی، 1383).
تأثیر محیط خانواده بر رشد کودک اغلب به وسیلهی مشاهده تعامل والد ـ فرزند مورد بررسی قرار گرفته است. در این مشاهدات معمولاً ویژگیهای رفتاری والدین به وسیلهی دو بعد ارزیابی شده است: الف) پذیرش (گرمی)، شامل حمایت و پرورش عاطفهی مثبت بین والدین و کودک میباشد. ب) کنترل، شامل آن دسته از رفتارهای والدین است که رفتار کودک خود را هدایت میکنند مانند: راهنمایی و کنترل، بازدارنده یا تسهیلکننده (پل کنین و همکاران؛ نقل محرابی، 1383).
نظریههای روانشناختی متعددی در خلال سالها سعی کردند تا رفتار آدمی را تبیین کنند. نظریهی شناختی اجتماعی نیز یکی از این نظریههاست. در سال 1986 بندورا این نظریه را در مورد عملکرد آدمیان مطرح کرد که در آن نقش باورهای خود را در شناخت، انگیزش، عاطفه و رفتار آدمی برجسته نمود. بندورا معتقد است که افراد یک نظم «خود» را میپرورانند که آنها را قادر میسازد تا بر تفکرات، احساسات و اعمالشان مهار داشته باشند (نقل از علی نیا کروثی، 1382).
بندورا با دیدگاههایی که به عوامل درونی موثر بر رفتار توجه میکنند و عوامل محیطی را نادیده میگیرند، مخالفت میکند و از دیدگاههایی که انسان را پاسخدهنده منفعل به رویدادهای محیطی میدانند نیز انتقاد میکند.
از نظر بندورا شخص، محیط و رفتار شخص برهم تأثیر و تأثر متقابل دارند و هیچ کدام از این سه جزء را نمیتوان جدا از اجزای دیگر به عنوان تعیینکنندهی رفتار انسان به حساب آورد. بندورا این تعامل سهجانبه را جبر متقابل یا تعیینگری متقابل نامیده است (نقل از سیف، 1380).
بطور کلی، پژوهشها نشان میدهند که روشهای تربیتی والدین اثرات طولانی بر رفتار، عملکرد، انتظارات و در نهایت بر شخصیت افراد در آینده دارند. مثلاً والدین سختگیر و دیکتاتور مانع پیشرفت و خلاقیت کودک میشوند. والدینی که اجازه نمیدهند کودک ابراز وجود کند مانع بروز استعدادهای بالقوه او میشوند و در نتیجه این قبیل کودکان در آینده افرادی روان آزرده و پرخاشگر خواهند شد (نقل از مهرابیزاده هنرمند و همکاران، 1379). با توجه به اینکه شیوههای فرزندپروری والدین، نحوه تربیت والدین را به کودکان منتقل میکنند و این امر در شکلگیری شخصیت فرد مؤثر است و نیز نظر فرد نسبت به خود میتواند بر سلامت روان تأثیر زیادی داشته باشد این پژوهش به بررسی شیوههای فرزندپروری، خود کارآمدی و سلامت روانی دانشآموزان شهرستان مهاباد پرداخته تا به سوالات و فرضیههای تحقیق پاسخ دهد.
پیشینه پژوهش
با توجه به سه متغیر مهم تحقیق یعنی شیوههای فرزندپروری، خود کارآمدی و سلامت روان در این قسمت به بررسی نظرات ارائه شده و تحقیقات انجام یافته میپردازیم:
تحقیقات معاصر در شیوههای فرزندپروری از مطالعات «بامریند» روی کودکان و خانوادههای آنان نشأت گرفته است. استنباط بامریند از شیوههای فرزندپروری بر روی یک رویکرد تیپشناسی بنا شده است که بر روی ترکیب اعمال فرزندپروری متفاوت، متمرکز است. تفاوت در ترکیب عناصر اصلی فرزندپروری (مانند گرم بودن، درگیر بودن، درخواستهای بالغانه، نظارت و سرپرستی) تغییراتی در چگونگی پاسخهای کودک به تاثیر والدین ایجاد میکند (دارلینگ و استینبرگ؛ به نقل از گلاسکو، 1997).
شیفر از جمله کسانی است که در این زمینه پژوهشهایی انجام داده است. او براساس مشاهداتی که از تعامل کودکان 1 تا 3 ساله با مادرانشان انجام داد، طرح یک طبقهبندی براساس دو جنبه رفتار والدینی یعنی آزادی ـ کنترل (سهلگیری در مقابل سختگیری) و سردی ـ گرمی (پذیرش در مقابل طرد) ارائه نمود. او نتیجه گرفت که مادران پذیرنده یا طردکننده میتوانند سختگیر یا آسانگیر باشند. این دو بعد اساساً اشاره به سطوح حمایت عاطفی دارد که والدین در مورد کودکانشان به کار میبرند و نیز اشاره به کنترلی دارد که والدین در مورد کودکان خود اعمال میکنند. بدین ترتیب از ترکیب این دو بعد، الگوهای مختلف رفتار والدین شکل میگیرند. به طور کلی بسیاری از رفتارهای والدین میتوانند در چنین مدل چهاربعدی قرار گیرند (یعقوبخانی غیاثوندی، 1372).
زیگلمن روشهای ارتباطی والدین و فرزندان را به چهار قسمت کلی تقسیم کرده است:
1- والدین مقتدر 2- والدین مستبد 3- والدین سهلگیر 4- والدین مسامحهگر یا بیاعتنا.
با اندکی تأمل متوجه میشویم که دیدگاه زیگلمن با دیدگاه شیفر تفاوت چندانی ندارد و تفاوت بیشتر در الفاظ است. در واقع باید گفت دیدگاه ارائه شده به وسیله شیفر علیرغم گذشت سالیان زیاد همچنان ثابت باقی مانده است، زیرا والدین مقتدر زیگلمن همان والدین گرم و کنترلکننده شیفر، والدین مستبد زیگلمن همان والدین سرد و کنترلکننده شیفر، والدین سهلگیر زیگلمن همان والدین گرم و آزادگذار شیفر، و والدین مسامحهگر زیگلمن همان خانواده سرد و آزادگذار شیفر میباشند (دهقانی، 1379).
بامریند طی مطالعات خود در مورد ابعاد رفتاری والدین و تأثیر آن بر کودکان دریافت، والدین مستبد و قدرتطلب دارای فرزندانی هستند که از نظر خویشتنداری در سطح متوسط قرار دارند ولی تا حدود زیادی گوشهگیر و به دیگران بیاعتنایی میکنند (نقل از ماسن، 1377). شیک (1999) در تحقیقی تأثیر والدین را بر سلامت روانی نوجوانان مورد مطالعه قرار داد. او در تحقیق خود به این نتیجه رسید که ویژگیهای والدین بصورت همزمان و طولی با سلامت روانی نوجوانان همبستگی دارد، ولی بطور کلی ویژگیهای پدر تأثیر بیشتری بر سلامت نوجوانان داشت.
ری و همکاران (1990) در پژوهشی کیفیت فرزندپروری والدین در نوجوانان مبتلا به اختلالات مقابلهای و کرداری را مورد بررسی قرار دادند. در این پژوهش نوجوانان بهنجار در مقایه با گروههای دو گروه دارای اختلال والدین خود را به عنوان کنترلکننده بیاحساس میدانستند.