فرمت فایل : word(قابل ویرایش)
تعداد صفحات:145
فهرست مطالب:
عنوان صفحه
زیبا شناسی 1
ضرورت موضوع 1
پیشینه و زمینه شناسی 1
طرح مسئله: تئوریهای معماری در مورد زیبا شناسی چه میگویند؟ 2
واژه شناسی 5
دسته بندی دیدگاهها 7
3-1- ارکان آفاقی تعریف زیبایی 10
3-2- ارکان انفسی تعریف زیبایی 12
زیبایی شناسی معماری: 13
1- زیبائی شناسی معماری عمومی (مردمی) 14
2- زیبائی شناسی معماری نخبه گرا (آکادامیک) 15
3- زیبائی شناسی نظری معماری: 16
تبیین زیبائی شناسی معماری نخبه گرا (آکادمیک) 17
زیبایی شناسی مدرن 20
لوکوربوزیه 25
زیبایی شناسی پست مدرن 30
چارلز جنکز 30
آیزنمن در دهه اخیر گرایشی به سوی سه جریان 39
فرانک گهری: 40
رم کولهاوس: 43
مقیاس بزرگ و وحشتناک 44
انتقاد یا پذیرش هرج و مرج 46
زیبائی شناسی مجازی: 48
زیبائی شناسی ژنریک: 48
عنوان صفحه
3-6- جمع بندی اصول زیبا شناختی معماری معاصر جهان 50
تئوریها نظری زیبایی شناسی در معماری 50
- نظریات کلاسیک: 50
- نظریات جدید: 52
یوهانی پلاسما: 53
انتقاد از زیبائی شناسی مدرن و پست مردن و شالوده شکنی: 57
برونو زوی: 67
یورگ گروتر 70
- سلسله مراتب طولی در زیبایی 72
- انتقال اطلاعات همراه زیبایی 73
- امکان اندازه گیری دقیق زیبایی 74
جان لانگ 75
3-3- زیبایی شناسی در فلسفه کلاسیک غرب 81
3-4- زیبایی شناسی فلسفه معاصر غرب 83
زیبایی شناسی شرق: 88
به گفته واتسایان: 93
3- 7- زیبایی شناسی در حکمت اسلامی 99
زیبائی در قرآن کریم و احادیث: 100
1. خداوند سرچشمه زیبائیها: 101
2. زیبائی متناسب با ذات هر شیی: 101
3. جامعیت زیبائی 102
3- 4- 8- زیبایی در روایات 102
3- 8- زیبایی شناسی در مکاتب فلسفی و کلامی 104
3- 8- 1- زیبایی شناسی ماهوی 107
3- 8- 2- زیبایی شناسی وجودی 108
3- 8- 3- زیبایی شناسی جامع 110
عنوان صفحه
3- 9- زیبایی شناسی در عرفان اسلامی 112
3- 9- 1- زیبایی شناسی حافظ 114
2- مفهوم «آن» به عنوان معیار حسن باطنی 115
3- توجه و اهمیت به زیبایی ظاهری 116
4- تقوی و عشق مهمترین شرط آفرینش هنری عارفان هوشیار 117
3- 9- 2- زیبایی شناسی مولانا 118
زیبایی شناسی متقکران سنتگرا 121
تبیین زیبایی شناسی کامل (perfect aesthetic) 124
1- مفهوم جمال و بهاء 129
2- ادراک پیشینی و پسینی زیبایی 130
2- نفسانیت در زیبایی 131
3- زیبایی مادی در علم اخلاق 132
الف- زیبایی مواد و مصالح 133
ب- زیبایی هیأت و شکل 133
جمعبندی زیبائی شناسی اسلامی: 134
2- جامعیت و سیستمی بودن صفات کمالی 137
3- زیبائی هدایتگر و گمراه کننده (ضرورت پرهیزگاری نسبت به زیبائی) 138
4- تفکیک زیبائی ماهوی (عرضی) و وجودی (جوهری) 139
5- لایههای زیبایی شناسی اسلامی 140
مربوط به فلسفه غرب 142
زیبا شناسی
هدف: بررسی تطبیقی نظامها زیبا شناسی مکاتب مختلف
ضرورت موضوع
از میان عوامل مختلف شکل دهنده به معماری مهمترین عامل هویت ساز را باید حوزه زیبا شناسی و هنر دانست. هویت فرهنگی یک جامعه از طرفی در نظام زیبا شناسانه حاکم بر محیط زندگی آنها نمود پیدا میکند و از طرفی دیگر این نظام می تواند برای انسانها در آن محیط هویت سازی کند واین مسئله اهمیت فوق العادهای برای زیبا شناسی ایجاد میکند. دقیقاً به همین دلیل هر نوع بحران و نابسامانی فرهنگی، هم در نظام زیبا شناسانه محیطی آن قابل مشاهده است و هم از طریق این نظام در جامعه گسترش مییابد با یک بررسی دقیق میتوان نشان داد که بخش عظیمی از مشکلات معماری آکادامیک امروز از دنیای هنر و زیبایی شناسی به آن سرایت کرده است. به همین جهت ناگزیر باید به شکلی گسترده موضوع زیبا شناسی را مورد بررسی قرار داد.
پیشینه و زمینه شناسی
به نظر میرسد که امروزه برای رسیدن به اصول کلی زیبایی شناسی آرمانی و مطلوب در هر مکتبی ( از جمله اسلام) ناگزیریم به شیوه تطبیقی ابتدا تبیین مکاتب مختلف معماری را از مسئله مطرح کرده و سپسی مکاتب نظری در تبیین موضوع یاری بگیریم.
در آغاز باید روشن شود که دین، مکاتب فلسفی و یا حتی علوم تجربی تا چه حد و چگونه در شکل دهی به نظام زیبائی شناسی نقش دارند در دنیای غرب و علوم تجربی بیشتر شکل دهنده بودهاند و در دنیای شرق این عامل نظام ساز در زیبائی شناسی بوده است اما با این همه پاسخ به سوال فوق امروزه برای غالب نظریه پردازان معماری مشکل می نماید.
طرح مسئله: تئوریهای معماری در مورد زیبا شناسی چه میگویند؟
مبنا یابی مکاتب نظری در مورد زیبا شناسی چه میگویند؟
با یک بررسی اجمالی در این چهار مکتب، خصوصاً مکاتب معاصر به خوبی به وجود بحران در زیبایی شناسی اثبات می شود. جالب است که تجدد گرایان معاصر غالباً با اصالت دادن به این بحران به جای بحث بحران زیبا شناسی از « زیبایی شناسی بحران» سخن میگویند و برخی هنرمندان را به خاطر توجه به بحران در هنرشان میستایند.
اصلیترین اتهامی که معمولاً در این موضوع به فرهنگ و تمدن اسلامی وارد میشود، عدم وجود بحثهای نظری گسترده در این مورد است، چرا که در دنیای غرب در چند سده اخیر عملی با نام زیبا شناسی (Aesthetic) تنظیم شده است که به دو شکل پسینی و پیشینی به یاری فلسفه و روانشناسی به مطالعه تجربی و مادی در مورد زیبایی میپردازند و چنین چیزی کمتر در فرهنگ و تمدن اسلامی شایع بوده است.
در حالی که برخی از حکیمان بزرگ مغرب زمین همچون هگل و هایدگر هم چنین بحثهای نظری را مربوط به عصر زوال هنر و پایان تمدن میدانند که بشر به شکلی حضوری ودرونی نمیتواند زیبایی را تشخیص دهد و ناچار به چنین علومی روی میآورد هایدگر انتقاد خود را به شروع کنندگان اصلی این جریان در غرب یعنی افلاطون و ارسطو بر میگرداند و آنان را متهم میکند. به هر حال به عقیده ما زیبایی شناسی عصر حاضر دچار وضعیت بحران است و مهمترین مظاهر آن را میتوان در مسائل زیر دانست:
1- موضوع این علم «شناخت» زیبایی است و از آنجا که شناخت شناس خود دچار بحران است، این حالت به زیبایی شناسی هم سرایت کرده است. در فرهنگ امروز مهمترین راه مواجهه با زیبایی یعنی علم حضوری و شهودی کنار گذاشته شد و دو مکتب رایج شکاکیت و نسبیت از شناخت شناسی به زیبایی شناسی وارد شد و به همین جهت هیچ معیاری برای تشخیص زیبایی نیست و یا آنکه حداکثر آن را نسبی میدانند.
2- گروهی به عنوان «منتقدین و نظریه پردازان هنری» تشکیل شدند که اظهار نظر در مورد زیبایی اثر هنری عملاً فقط توسط آنها انجام میگیرد.
3- هنر از میان زندگی رایج مردم جدا شد و حالتی تجملی وتشریفاتی پیدا کرد و مایه فخر و مباهات شد، یا به تعبیر دیگر ظهور منیت اصلیترین هدف هنر شد.
4- همچنانکه وضعیت فوق ثمره تاکید افراطی آموزش تخصصی هنرهای زیبا بود به تدریج بر اثر رشد شکاکیت در هنر و زیبایی شناسی ضرورت همراهی زیبایی و هنر از بین رفت و هنر نسبت به زیبایی بی تفاوت و حتی در حالت تضاد قرار گرفت. جریانهای زشت گرا (Uglinessism) ، جنبههای نه چندان دلپسند و پنهان زندگی آدمیان را در مقابل دید مردم آورده و به عنوان هنر به آنان نشان داده و بزرگنمایی مینمایند.
5- ثمره همه این شرایط آن بود که بشر امروز مدتهاست از دستیابی به زیبایی محروم مانده است و حتی به تدریج ذوق زیبا شناسانه درونی و فطری خود را هم به فراموشی سپرده است، به همین دلیل قادر به تشخیص زیبایی نیست و به تعبیر حافظ :
نوای بلبلت ای جان کجا پسند افتد
که گوش هوش به مرغان هرزه گوداری
واژه شناسی
در فرهنگ معین زیبایی را، «حالت و کیفیت زیبا» تعریف میکند و مینویسد: " نظم و هماهنگیای که همراه عظمت و پاکی در شئ وجود دارد، و عقل و تخیل و تمایلات عالی انسان را تحریک میکند و لذت و انبساط پدید میآورد، و آن امری است نسبی" (فرهنگ معین).
برابرهای واژه "حسن"، "جمال" ، بهاء" در زبان عربی نیز اینها هستند. "حسن" که جمع آن محاسن است به معنای زیبایی، حسن و قشنگی است و همچین استخوان پشت آرنج را میگویند. " حسن" که جمع آن حسان و حُسان است معادل "حاسن" و "حَسِین" است که معنای آن زیبا، خوشگل، قشنگ و نیکو است (بندر ریگی، 1377، 284).
معنای واژهی "Beauty" در زبان انگلیسی در فرهنگ و بستر چنین است. ویژگی چیزها، آواها، احساسها یا مفاهیم عقلانی، رفتار و مانند آن، که با کمال شکل دست آمده که از آمیزش هماهنگ عناصر گوناگون، آدمی را به درجات بالایی خشنود کرده یا بر میانگیزد.
در کتاب " فرهنگ فلسفی" زیبایی را این گونه تعریف کردهاند: " در نظر فیلسوفان، زیبایی صفتی است که در اشیاء مشاهده میشود و در درون انسان، سرور و رضامندی ایجاد مینماید، از صفات چیزی است که مربوط و متعلق به رضایت و لطف است و یکی از مفاهیم سه گانهای است که احکام ارزشی به آنها منسوب است.این مفاهیم عبارتند از: زیبایی، حق و خیر (صلیبا، 1366: 284) و نویسنده " زیبا" را "نحوهی موجودیت موجودی" می داند که" طبع به آن متمایل باشد و جان آن را بپذیرد" . (صلیبا، 1366: 284)
نویسنده در نقد این تعاریف مینویسند: " به طور ماتقدم نمیتوان تعریفی مادی برای زیبا تعیین کرد. موضوع زیبا شناسی نظری محققاً تعیین کردن این است که خصیصه یا مجموعه خصایص مشترک در دریافت احساس حس تمام چیزهایی که هیجان مربوط به زیبایی را تحریک میکند وجود پیدا مینماید که این توصیف بدان اطلاق گردد/" (لالاند، 1377: 86)
دسته بندی دیدگاهها
کلیترین تقسیم بندی که می توان درباره مکاتب زیبایی شناسی مطرح کرد، منظر پسینی یا پیشینی آنها در نگاه به زیبایی است. این تقسیم بندی در مورد انسان شناسی و معبود شناسی و ... نیز مطرح شده و بسیاری از فلاسفه معاصر غرب از جمله اسپینوزا آن را مطرح کرده و خود بر نظریه پسینی تاکید کردهاند. چرا که اساساً علم و فلسفه و حتی تمدن معاصر غالباً حالتی پسینی دارد. در عین حال گاه به شکلی تفریطی حالت پیشینی و تحمیلی به خود میگیرد. این تقسیم بندی را در جدول زیر میتوان مشاهده کرد.
فرمت فایل :docx(قابل ویرایش)
تعداد صفحات:45
پیشگفتار و چکیده مقاله:
مقالهی پیش رو نگاهیست هر چند کوتاه به مقولهی مونتاژ در سینما و نقش تعیین کنندهی آن در کمک به ایجاد هر آنچه درونمایهی یک سکانس در تلاش به تصویر کشیدنش است . هر واقعهای دارای یک ریتم است .
و مونتاژ ریتم ایجاد شده در دکوپاژ را پوپاتر و زندهتر میکند. تدوینگران بزرگ همیشه به دنبال یافتن نقاط مناسبی هستند برای برش همان نقاط مهمی که چشمهای خیرهی تماشاگر را به درون واقعه پرتاب می کنند . همان نقاطی که دیده نمیشوند و گاهی دیده میشوند تا به فراخور خود حس و فاصله ایجاد کنند . به هر حال مسئلهی کات یکی از مهمترین مسائل سینماست .
صفحات پیش رو به بررسی یک سکانس از فیلم غلاف تمام فلزی ساختهی استنلی کوبریک فقیدبا تدوین مارتین هانتر می پردازد پیش از هر چیز باید گفته شود انتخاب این فیلم و این سکانس (سکانس کشتن گروهبان هارتمن وسط سرباز پایل و خودکشی پایل - در دستشویی آسایشگاه -)برای بحث تحلیلی مونتاژ شاید کمی بحث انگیز باشد . غلاف تمام فلزی فیلمی است که بیشتر تحرک بصریاش را از دکوپاژ خلاقانهی استنلی کوبریک می گیرد تا اینکه بیشتر به مونتاژ متکی باشد تدوین این فیلم تدوینی است ساده و بیتکلف که بجای خود نمایی کارهای عجیب و غریب دینامیک بیشتر در خدمت نگاه و ریتم ذهنی استنمی کوبریک است .
و تمام تلاش مارتین هانتر بر این اساس بوده تا بهترین و موثرترین نقاط را برای برش راشهایکارگران پیدا کند تا بدان وسیله واقعهی موجود هرچه زندهتر و روانتر مقابل چشمهای مخاطب تصویر شود .
چنین مونتاژی درعین سادگی باید آنقدر هوشمندانه ،ظریف و هدفدار باشد تا بتواند رابطهی فیزیکی و زمانی پلانها را به منطقیترین و روانترین شکل نشان دهد و ما را با واقعه و کنش صحنه همراه کند .
باید به خاطر داشته باشیم ،مهمترین نقاط ، نقاطی هستند که ما را به جزئیات واقعه میبرند ، به ما هیجان میدهند ما را از اتفاقات صحنه آگاه می کنند و به آنها دور یا نزدیک میکنند ...
تمام این نقاط در صحنه هستند ، در کنش جاریاند و در جهان ذهنی کارگردان شناورند ، تنها باید آنها را پیدا کنیم و با آنها به درون دنیای روی پرده پرتاب شویم این کار تدوینگران است .
ساختار پژوهش مقاله :
بیان مساله
همانطور که در پیشگفتار اشاره شد هدف از مقالهی حاضر بررسی زیباشناسی و نحو مونتاژ سکانس خودکشی سرباز پایل در دستشویی آسایشگاه در فیلم غلاف تمام فلزی ( Full Metal Jacket)ساختهی استنلی کوبریک با تدوین مارتین هانتراست مسائل اصلی در تحلیل تدوین این سکانس ،بررسی دلایل نقاط برش ، کشش طول هرپلان و اعمال کات در لحظهای حساس و سرنوشت ساز برای حفظ ریتم سکانس و همچنین هماهنگی کاتهای اعمال شده از جهت ریتم و سرعت با کنشهاش درون قاب ( هماهنگی ریتم درون قاب و بیرون قاب ) است و همینطور مسائل و نکات ریز دیگری که در طول متن به آنها اشاره خواهد شد.
فرضیه
سکانس به مثابه واحدی مستقل در یک فیلم سینمایی میبایست واجد یک سری خصوصیات فنی و زیبایی شناسانهی متحد و هم شکل باشد تا در کلیت خود بتواند شکلی وحدت یافته با اجزای هماهنگ را به تصویر کشد . اینکه سینمای کلاسیک و سینمای مدرن هر کدام دربارهی سکانس و حظور مستقل آن در فیلم چه نظر و رویکردی دارندو اینکه آیا سینمای مدرن و پست مدرن ( اکسپریمنتال فیلم ، سینمای فرم و...) حظوری مستقل و قائم به ذات برای سکانس قائل است یا خیر بحث این مقاله نیست . بااین حال ساکن انتخاب شده از فیلم غلاف تمام فلزی به نظر میر سد واجد خصوصیات شکلی و روایی وحدت یافتهای برای این بحث باشد . خصوصیات وویژگیهایی که مونتاژ به عنوان عنصر اصلی این مقاله در خدمت وحدت و هماهنگی آنهاست . لوکیشن انتخاب شده برای این سکانس و در نهایت صحنهی اصلی که اتفاق آنجا به وقوع میپیوندد( دستشویی آسایشگاه ) از لحاظ چیدمان عناصر گرافیکی کادر - از نورها گرفته ،تا خطوط ، سطحها و حجمها (کاراکترها و ...) - دارای یک تقارن گرافیکی چشم نواز است - این تقارن گرافیکی جلوتر با جزئیات بیشتر مورد بحث قرار خواهد گرفت . اینجا تنها به آن اشاره میشود - در اینجا تدوین به عنوان عامل قسمت کنندهی 2 طرف میزانسن متقارن روی پرده به بهترین شکل خود عمل می کند و اندازهی متریک پلانها همگی در راستای شکلگیری این تقارن هستند.
در این سکانس تدوین ، ریتم و ضرب با آهنگی مستقل و مجزا از صحنههای دیگر فیلم دارد و همین نکته باعث هر چه کاملتر شدن سکانس به عنوان واحدی شکل یافته شده است . در اینجا باید به این نکته مهم و اساسی اشاره شود که منظور از ریتم و ضرباهنگ مستقل سکانس این نیست که تدوین در اینجا نسبت به قسمتهای دیگر فیلم کندتر است یا تندتر بلکه تمپو و ریتم مونتاژ این سکانس در خدمت فرم دادن به جهان داستانی و هویتی این Act و واقعه است . هر حادثهای ریتم مخصوص به خود دارد – تا در یک کل بزرگتر که همان فیلم است هماهنگی و وحدت بیشتری ایجاد کند . در متن پیش رو فرض بر این است که نقاط برش ، اندازهی متریک پلانها ، ریتم کلی ، باند صدا و سایر نکات مونتاژی در تلاشند تا به عناصر سینمایی سکانس وحدت و نظم بدهند و همچنین با گذشت هر چه بیشتر زمان سکانس مخاطب را به بطن و مرکز حادثه ببرند.
هدف
تمامی نکات ذکر شده در فرضیه ، هدف اصلی این مقاله هستند . همان هدفی که مارتین هانتر و استنلی کوبرگ از خلق این سکانس داشتهاند . یعنی ساختن جهانی منظم ،متحد و باور پذیر که تماشاگر باخیره شدن به آن قادر نیست چشمهایش را یک لحظه از روی پرده بردارد .
پیش تحقیق :
با توجه به وجود منابع محدود فارسی و ترجمهی چند کتاب دربارهی استنلی کوبریک و همچنین دسترسی به برخی سایتها و منابع لاتین ، نگارنده مقاله یا تحقیق قبلی در این مورد به خصوص - تدوین سکانس خودکشی فیلم غلاف تمام فلزی - را معرفی نمیکند ...
شناسنامه فیلم
غلاف تمام فلزی Full Metal Jacket
کارگردان : استنلی کوبریک Stanly Kubrick
سناریو: استنلی کوبریک ،مایکل هر ،گوستاوهسفورد Stanly Kubrick – Michael Herr- Gastar Hasford
مدیر فیلمبرداری : داگلاس میلسام Douglas Milsome
موسیقی : ابیگیل میه (ویوین کوبریک ) (Vivian Kubric) AbigailMead
تدوین : مارتین هانتر Martin Hunter
طراحی صحنه : راداستارتفورد ، لزلی تامکینز ،کیت پین . Rod Stratford . Leslie Tomkins Keith pain
جلوههای ویژه : جان ایوانز JohnEvans
گریم : جنیفر بوست ، کریستین آکسوپ
Jennifer Boost , Christine Allsopp
بازیگران : متیو موداین Matthew Modine / وینسنت دنوفریو Vinssent D'Onofrio / آر . لی ارمی R.LeeErmeyو....
تهیه کننده : استنلی کوبریک Stanly Kubric
1987 ،آمریکا ( Amrican) ، 116 دقیقه ، رنگی ،درجهی R، نامزد اسکار 1987 برای بهترین فیلمنامهی اقتباسی.
خلاصهی داستان فیلم :
نیمهی اول فیلم به معرفی یک مرکز آموزش نظامی و نحوهی تربیت یک دسته سرباز تازه وارد اختصاص دارد مرکزی که قرار است در عر هشت هفته غریزه ی کشتن را در وجود گروهی از خشنهای قلابی و شجاعان ابله بیدار کند. گروههای مختلف تفنگداران آمریکایی در این مرکز ، خشونت و نفرت میآموزند.
گروهان 3092 پس از کوتاه کردن موی سر ، در جزیرهی پریس در کارولینای جنوبی تحت آموزش قرار میگیرند ...؟
گروهبان توپخانه هارتمن سرافرادش داد میکشد ، فحششان میدهد ، میزندشان عذابشان میدهد و تحقیرشان می کند . برای هر کدام اسمی و لقبی می گذارد : یکی را سرباز جوکر می نامد ، دیگری را کابوی ، آن یکی را گومرپایل .... سربازها میدوند و به صدای بلند شعارهای هارتمن را تکرار می کنند .
سرباز پایل لبخند طعنهآمیزی به چهره دارد و گروهبان هارتمن آنقدر فریاد می کشد و گلویش را می فشارد که لبخند او محو میشود. هنگام رژه پاپل چپ و راست را قاطی می کند و از هارتمن کتک می خورد هارتمن او را وامی دارد که در عقب گروهان ، باشلواری که تا بالای مچ پا پایین کشیده شده و با تفنگ سروته در دست در حالی که انگشت می مکد بدود.