مقاله با عنوان منابع آلودگی هوا و پرتو فرابنفش و ازون در فرمت ورد در 17 صفحه و شامل مطالب زیر می باشد:
* مقدمه
* منشا آلودگی هوا
* منشا آلودگی هوا را می توان به سه دسته تقسیم کرد
* طبیعت چه سازگاروکارهایی برای مقبله با آلودگی ها دارد ؟
* روشهای متداول و رایج برای مقابله با آلودگی هوا
* استفاده از روشهای جدید در امر تصفیه هوا
* تعریف
* پرتو فرابنفش
* ازون
* کاربردها
* کاربرد پرتوفرابنفش در تصفیه هوا
* شواهد علمی
* منابع آلوده کننده هوا به میکروارگانیسم های مختلف
* روشهای از بین بردن میکروارگانیسم های هوازی
* شواهد علمی
* مکانهای مورد استفاده
* کاربرد ازون در تصفیه هوا
* کاربرد گاز ازون در تصفیه هوا در زمینه های زیر می باشد
* مقایسه بین پرتو فرابنفش و ازون دهی در تصفیه هوا
* شواهد علمی
* دستگاههای ضدعفونی هوا و محیط
* سیستم ضدعفونی مستقیم هوا ومحیط
* سیستم ضد عفونی غیر مستقیم هوا و محیط
طرح توجیهی مرکز رادیوتراپی درمان سرطان با پرتو ایکس و گاما در فرمت پی دی اف و شامل مطالب زیر می باشد:
* خلاصه طرح
* مقدمه
* سرمایه گذاری ثابت
* هزینه های ثابت طرح
* هزینه های جاری طرح
* سرمایه در گردش
* جدول سرمایه گذاری
* فروش و محاسبه سود و زیان
فرمت فایل : WORD (قابل ویرایش)
تعداد صفحات:36
فهرست مطالب:
مقدمه
تاریخچه
تعریف هوش هیجانی
1- هوش هیجانی در خدمت سلامت روان و پیشگیری از اختلالات رفتاری در مدارس
2- هوش هیجانی و دروس تحصیلی
رابطه هوش هیجانی با استانداردهای آموزشی
هوش هیجانی و بازیابی مدارس بازنگر
ضرورت یادگیری های اجتماعی- عاطفی
1- مهارتهای زندگی و توانشهای مثبت اجتماعی
2- مهارتهای ارتقاء و بهبود سلامتی
3- مهارتهای حل تعارض و گشایش
4- خدمات مثبت و حمایتی
کاربرد هوشهیجانی در حوزههای گوناگون آموزشی
الف – سطح اول: پیشگیریهای معطوف به برنامههای درسی مدارس.
ب ) سطح دوم، پیشگیریهای معطوف به رفتارهای نامطلوب و رفتارهای مشکل زا مانند خشونت و پرخاشگری.
ج )سطح سوم، پیشگیری معطوف به رفتارهای حمایتگرایانه اجتماعی و پاسخ به نیازهای عاطفی دوران گذرا و انتقال.
بحث و نتیجه گیری
فهرست منابع
مقدمه
زندگی کردن در جوامع نوین امروزی، مستلزم تمرکز بر اطلاعات، آگاهی ها و کسب مهارتهایی است که تا به حال کمتربه آنها توجه شده است، دانستنیها و مهارتهایی که شهروندان برای آنچه «یک زندگی خوب» یا «طرز خوب زیستن» در یک جامعه انسانی آزاد، نامیده می شود، بدان نیاز دارند. تا به حال تصور بر این است که نیل به مهارتهای اساسی زندگی و «زیستن به صورت مسالمتآمیز با دیگران» تنها با داشتن مهارتها و حالتهای ذهنی ناشی از «هوشبهر بالا» و کسب مهارتهای تحلیلی و جزئی نگر در طی سالهای تحصیل در مدارس و دانشگاه عاید می گردد.
اما با یک مرور مختصر بر روی تجارب آموزشی و کم و کیف یادگیریهایی که تا به حال آموزش و پرورش بر آنها صحه گذاشته است، در می یابیم که ما در گذشته تحت شرایط کاملاً متفاوتی آموزش دیده ایم و نمی توانیم ادعا نمائیم که این روشها و محتواها، بهترین شیوه ها و محتواهای آموزشی بوده اند و منجر به ایجاد یادگیری های اصیل و باثبات در ما گردیدهاند. از این رو لازم است تا تمام روشها و مواد آموزشی را با این واقعیت تلخ هماهنگ سازیم و برای در امان ماندن از پیامدهای هر چه نامطلوب تر آن، تدابیری بیندیشیم. این اظهارات به یک معنی میتواند توجه کارگزاران آموزش و پرورش را به این پیشنهاد جلب نماید که لازم است تمرکز و علاقه سنتی بر مهارتهای ذهنی- شناختی- همچون هوش بهر (IQ) جای خود را به علاقه شدید و تمرکز بر مهارتهای عاطفی- اجتماعی و هوش بهر هیجانی (EIQ) بدهد و یا اگر نمیتواند این جایگزینی را به تصور اینکه ممکن است زیان و آسیب دیگری بر آن مترتب باشد، سرلوحه کار خود قرار دهد، لااقل پذیرفتن آموزههای هوش هیجانی و تزریق آنها به پیکره آموزش و پرورش میتواند روح تازهای به آن بدمد تا جایی که بتوان به خلإها و کمبودهای انسان امروز، که کیفیت زندگی او را به مخاطره انداخته است پاسخ داد. از این رو به نظر می رسد که برای اجتناب از پا نهادن در «منطقه خطر»، نه تنها به آموزش و پرورش مهارت هایی که برگیرنده مهارت های تحلیلی و جزئی نگر می باشند، بلکه به مهارت های کلی نگری از زمینه مباحثات و مبادلات اجتماعی، معاشرت های شخصی و انعطاف پذیر بودن که جملگی «قابلیت های هوش هیجانی» را نیز دربرمیگیرند، نیاز داریم. قابلیت هایی که با رشد آنها میتوان نیروهای برانگیزنده و راهبر را در جهت نیل به اهداف مثبت سوق داد.
تاریخچه
اگر چه در سالهای اخیر مفهوم هوش هیجانی به شدت موردتوجه واقع گردیده است اما این سازه، سازه ای نیست که یک دفعه به وجود آمده باشد. در دهة 1920 روانشناس مشهور، «ثرندایک» در بحث هوش، از هوشی نام میبرد به نام «هوش اجتماعی» که آن را «توانایی ادراک و فهم دیگران و انجام اعمال مناسب در برقراری روابط بین شخصی» تعریف و آن را یکی از ابعاد هوش شخصی به حساب میآورد. (گلمن، 1995) در همین سالها، ژان پیاژه، (1975) اگرچه سرگرم مطالعه تحول شناخت است اما از توجه به عواطف به مثابه نیروی انگیزشی و پویشی در تحول شناخت غفلت نمی ورزد و با بیان اینکه شناخت و عاطفه دو جزء مستقل اما مکمل یکدیگرند نشان میدهد که به عنوان یک دانشمند بزرگ به نقش تأثیرگذار عواطف بر تحول اندیشه و شخصیت آدمی واقف است. جان دیوئی (1938) به صورت عمیق و گسترده در مورد ماهیت کلاس درس این گونه نتیجه گرفت که کلاس درس، جایی است که دانش آموزان در مورد مهارتها و حالتهای ذهنی موردنیاز جهت نیل به آن و شرایط اجتماعی و عاطفی که برای انتقال و تداوم آن موردنیاز است، اطلاعات و آگاهی هایی کسب میکنند. او در کتاب «چگونه فکر می کنیم» نشان میدهد که از مهارت هایی موردنیاز شهروندان برای زندگی کردن در یک جامعه باز به خوبی آگاه است.
در دهه، 1980، مقالات «رابرت استرنبرگ» و «هوارد گاردنر» علاقه به مطالعه هوش عاطفی- اجتماعی را دگربار احیاء میکنند. کارهای استرنبرگ نشان داد که مردم نسبت به «مهارت های اجتماعی» در افراد باهوش توجه خاصی دارند، همچنین بر ارزش هوش اجتماعی و تفاوت آن با توانایی های تحصیلی تأکید زیادی می ورزند.
سهم هوارد گاردنر (1993) با ابداع سازه «هوش چندگانه» در ارتقاء مفهوم هوش هیجانی اینست که او با طرح دو نوع هوش به نام های «هوش درون شخصی» و هوش بین شخصی5 به وضوح آنچه که امروز به نام هوش هیجانی شناخته می شود، را پی افکند. او هوش درون شخصی را به معنای توانایی آگاهی از خود و استفاده از خود و هوش بین شخصی را توانایی درک و فهم دیگران و اینکه با چه چیز و چگونه میتوان آنان را به فعالیت و همکاری برانگیخت، تعریف میکند. (گاردنر، 1993، نقل از کیاروچی و دیگران، 2002).
در سال 1990 مفهوم هوش هیجانی در قالب پژوهش های مایر و سالووی متولد شد و با انتشار کتاب پرتیراژ دانیل گلمن به نام «هوش هیجانی» در سال 1995 آن به زبانی ساده و قابل فهم برای مردم عادی، افراد متخصص و مجامع علمی مطرح گردید.
فرمت فایل : WORD (قابل ویرایش)
تعداد صفحات:48
فهرست مطالب:
براک در پرتو کوبیسم
فصل اول
کوبیسم
۱- تعریف کوبیسم
۲-روش و سبک کار کوبیسم
الف: روش نمایش سه بعدی فرم (فائق آمدن بر حجم)
پیکاسو و براک
ب) روش فائق آمدن برزبان
فصل دوم
کوبیسم تحلیلی
تعریف
۲) روش و سبک کار کوبیسم تحلیلی
فصل سوم
زندگی براک
1- تعریف کوبیسم
تجربیات طیبایی شناختی پیشگامان نقاشی سده بیستم بر شالوده دستاوردهای کاوشگران بزرگ اواخر سده نوزدهم استوار شدهاند. فووها و اکسپرسیونیستها عمدتا راهی را دنبال کردند که توسط سرا، گوگن،و وان گوگ هموار شده بود؛ یعنی راهی که به رنگ ناب میانجامید. اینان از آموزشهای سزان چشم نپوشیدند؛وقتی فقط آن بخش از زیبایی شناسی او را تحول بخشیدند که به بازنمایی ادراک شخصی به وسیله معادلهای رنگی مربوط میشد. اینان، به انگارهای سزان درباره فضا و «فرم» علاقهای نشان ندادند. کوبیسم از همین انگارها آغازید. کوبیسم نیز کوششی بود برای انطباق عناصر زیبا نمایی تصویر با نظم مستقل شکلهای رنگین؛ یعنی همان وظیفهای که برای نظریه پردازان هنر دهه نخست قرن بسیار مبرم مینمود. پیکاسو و براک ـ ابتدا جداگانه و سپس همراه با ـ در این زمنیه به راه حلهایی تازه رسیدند که تحت عنوان «کوبیسم»نامیده شد. این دو هنرمند، مسئله نمایش سه بعدی فرم (یعنی فضا) با تدبیر و شگردهایی متفاوت با میثاقهای سنت نقاشی اروپایی حل کردند. اما علاوه براین، به نتیجهای کاملا جدید نیز دست یافتند، و آن تبلور بعد چهارم (یعنی زمان) در تصویر بود.
«کوبیست مستقلا به نتایج خود رسدند. کوبیستها در موضوعات خویش، به پیکار اندیشه جدید نیز که از سده نوزدهم آغاز شده وابداعات فناوری قرن حاضر به آن میدان داده بود، پی برده بودند. همچنین پدیدههای (بینابینی) علاقه ایشان را به خود جلب کرده بودـ […] کوبیستها نظامی آفریدند که میتوانستند به یاری آن، به هم بافتگی پدیدهها را از راه تصویر نشان دهند و به این ترتیب، امکان نشان دادن روندها به جای حالتهای ثابت هستی را پدید آورند. کوبیسم هنری است که به طور کلی با تاثیر متقابل ساختار و حرکت، تاثیر متقابل اجسام و فضای اطرافشان، تاثیر متقابل علائم صریح روی تابلو نقاشی و واقعیت دگرگون شوندهای که نشان دهنده آن هستند. منظور کوبیستها از ساختار، فضا، علائم، وروند با منظور فیزیکدانهای هستهای از آنها، کاملا تفاوت دارد. اما تفاوت میان دید کوبیستها و دید یک نقاش بر جسته هلندی سده هفدهم مانند ورمیر نسبت به واقعیت، با تفاوت میان دید فیزیک نوین و دید نیوتنی، شباهتی زیاد دارد: شباهتی بارز و نه فقط جزئی».
اگرمقایسهای از لحاظ چگونگی تحول کوبیسم در کار پیشگامان این مکتب به عمل آید، میتوان چنین گرفت که راه حلهای براک و گریس فرد گرایانه و عمدتا زیبایی شناختی است؛ حال آنکه پیکاسو و لژه تجربههای کوبیستی را وسیلهای برای بیان محتوای انسانی ـ اجتماعی قرار میدهند. لیکن دیدگاههای پیکاسو و لژه نیز با هم تفاوت دارند. پیکاسو به درام زندگی امروز میپردازد، لژه نقاش آینده است؛ در این معنی که مخاطبانش راـ اگر شهامت پذیرش اینده را دارا باشند ـ از آیندهشان مطمئن میکند. از اینرو، ژرژ براک (1882-1963) بر خلاف خشونت پیکاسو در عرصه شکل وبیان به شیوهای تغزلی و حتی میتوان گفت فرانسویتر کار میکرد. تاثیر موزون پرده (لوحه رنگی91) بازتابی از ستایشی است که وی از استادان بزرگ نقاشی تزیینی فرانسه به عمل میآوردند؛ یک چنین پردهای، با آنکه تمام ذراتش به روزگار هنرمند تعلق دارند، اگر دریک نگارخانه متعلق به سده هجدهم نصب شود مایه شگفتی نخواهد شد. بیشترین تاثیر کار براک به تسلطش بر طرح دو بعدی بستگی دارد، چون اومعتقد بود که تابلوی نقاشی یک سطح صاف است و باید همچنان یک سطح صاف بماند واز خط و رنگ و متن باید برای جان دادن به آن استفاده شود. او از مجموعه رنگهای بسیار اندک ولی دارای پیوندهای ظریف با یکدیگر استفاده میکرد، به رنگهای خاکستری و سفید ارجحیت میداد و غالبا به طرز نامنتظرهای به بافتهای تعدیل یافته روی میآرود. براک میگفت: «هدف نقاشی… نه بازسازی یک واقعیت ضمنی، بلکه ساختن یک واقعیت تصویری است… آنچه را میخواهیم بیافرینیم نباید تقلید کنیم. از صورت ظاهر اشیا نباید تقلید کرد، چون صورت ظاهر اشیاء نتیجه خود آنهاست»
2-روش و سبک کار کوبیسم
نام کوبیسم که برای نخستین بار توسط منتقد هنری لوئیس واکسل در سال 1908 و در بازدید وی از نمایشگاه آثار براک ابداع شد، همچون بساری از اصطلاحاتی از این نوع، جنبهای تمسخر داشت.( Cubesm از واژه cube به معنی مکعب است).
دانلود سمینار و کمک پایان نامه با موضوع اثرات پرتو UV و محافظت در برابر آن که شامل 46 صفحه و با فرمت قابل ویرایش Word میباشد بشرح زیر است :
افزایش قابل توجه وقوع سرطانهای پوست در دنیا در افراد بور (دارای پوست روشن) از ابتدای سال 1970 مشاهده شد. این مسئله به شدت به رفتارهای افراد در ارتباط با معرض بودگی خورشید و اشعه uv آن و دیدگاه کلی در مورد اینکه حمام آفتاب مطلوب و سالم است، بستگی دارد. برنامه های آموزشی نیاز مبرمی به افزایش آگاهی در خصوص اثرات زیانبار پرتو uv و تشویق مردم در خصوص تغییر در نحوۀ زندگی داشته که این مسئله از وقوع بیشتر سرطانهای پوست جلوگیری می کند. شاخص جهانی uv خورشیدی ( UVI ) که در این مقاله شرح داده شده، یک مقیاس ساده ای از میزان پرتو uv سطح زمین و نیز شاخصی از پتانسیل آسیب های پوستی می باشد. این شاخص به عنوان یک رسانه مهم جهت افزایش آگاهی عمومی و هشدار به مردم در خصوص نیاز به پذیرش شاخصهای حفاظتی در هنگام در معرض بودگی پرتو uv می باشد.
UVI با یک عزم بین المللی و توسط سازمان بهداشت جهانی ( Who ) و با مشارکت قسمت برنامه های زیست محیطی سازمان ملل ( UNEP )، سازمان جهانی هواشناسی ( Wmo )، کمیته بین المللی حفاظت در برابر پرتوهای غیر یونیزان ( ICNIRR ) و دفتر حفاظت در برابر پرتوهای دولت فدرال آلمان ( Bfs ) ایجاد و گسترش یافته است. ( برای توضیحات بیشتر در خصوص مشارکت کنندگان به ضمیمه مراجعه کنید). از زمان انتشار اولین نشریه ها در سال 1995، در چندین همایش بین المللی ( Lesdiablerets 1994، بالتیمور1996، 1997 Lesdiablerets و مونیخ 2000 ) کارشناسان دور هم جمع شده که در جهت هماهنگ کردن گزارشات مربوط به UVI و افزایش استفاده از این گزارشات و مقالات به عنوان ابزارهای آموزشی جهت ترویج حفاظت در برابر خورشید بوده است. این راهنمای عملی که توسط Eva rehfuess آماده شده، بر اساس توافق عمومی در همایش مونیخ بوده و انتظار می رود که توسط مسئولین نهادهای ملی و منطقه ای و سازمانهای غیر دولتی که در مناطقی که برنامه حفاظت در برابر سرطان پوست اجرا می شود، فعال هستند، همچنین سازمانهای هواشناسی و رسانه هایی که درگیر با گزارشات UVI هستند، استفاده شود....
فهرست
پیش گفتار UV
مقدمه
شاخصهای جهانی UV خورشیدی- ابزارهای آموزشی
گزارش شاخصهای UV اصول برنامه ها
پیامهای حفاظت در برابر خورشید- ایجاد تفاوت
آموزش مفهومی و اجرای عملی آنها
ضمیمه
A- اثرات سلامتی ناشی از در معرض بودگی UV
B- آدرسهای اینترنتی: سازمانهای گزارش دهنده شاخصهای UV
C- شاخصهای UV
D- نمایش ترسیمی شاخصهای UV
E- پیامهای مکمل حفاظت در برابر خورشید
F-لیست شرکت کنندگان