اختصاصی از
یارا فایل تحقیق در مورد لایحه انجمنهای ایالتی و ولایتی دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

لینک پرداخت و دانلود *پایین مطلب*
فرمت فایل:Word (قابل ویرایش و آماده پرینت)
تعداد صفحه: 9
لایحه انجمنهای ایالتی و ولایتی
چکیده:
بعد از رحلت آیتالله بروجردی در سال 1340، رژیم فرصت را برای اجرایاصلاحات مهیا دید. در آن زمان مرجعیت میان چند عالم تقسیم شده بود و مرجعیتیواحد در مقابل شاه وجود نداشت. شاه هم تلاش کرد تا از شکلگیری مرجعیت واحددر ایران جلوگیری نماید و مرجعیت را به خارج ایران منتقل کند؛ به همین دلیل با ارسالپیامی به آیتالله حکیم، رحلت آیتالله بروجردی را به وی تسلیت گفت؛ بنابراین تصور رژیم بر آن بود که پس از رحلت آیتالله بروجردی، روحانیت توان مقابله با اصلاحات راندارند. «همچنین تصور رژیم بر این بود که مفاد لایحه، مورد تأیید روشنفکران قرارگرفته و آن را نشانهای از حرکت مترقیانهی رژیم تلقی میکنند و اگر مخالفتی از جانبجریانهای مذهبی ـ روحانیت و مردم ـ مشاهده شود، میتوان با استفاده از حمایتروشنفکران و دانشگاهیان آن را خنثی کرد». با توجه به این شرایط، رژیم در تاریخ 16مهر 1341 در جراید با تیتر درشت خبر تصویب لایحه انجمنهای ایالتی و ولایتی را منتشر کرد.
سالهای آغازین دههی چهل شاهد تحولاتی در عرصهی سیاستهای داخلی وخارجی ایران هستیم که چشمانداز سیاسی کشور را به سرعت و به گونهای شگفتانگیزتا سرنگونی رژیم پهلوی تغییر داد. افت و خیزهای دو دههی پیش از انقلاب در حیاتسیاسی و اجتماعی ایران موجب نمودهای دوگانه و متضادی میان درخواستهاینیروهای اجتماعی و نظام سیاسی شد. بعد از سقوط رضاشاه، محمدرضا پهلوی گامجدیدی در غربگرایی کشور برداشت. وی نیز همانند پدر، موفقیت در غربگرایی راموقوف بر آماده سازی محیط اجتماعی و دگرگونی ارزشهای حاکم بر جامعهی دینیمیدانست. این طرحها در اصل برای جلب و حمایت و خوشایند رهبران آمریکا طراحیو تنظیم شده بود و به نظر آنها میتوانست منشأ تحول در جامعهی ایران باشد. چنانکهتجربهی چند دههی قبل نشان میدهد که نوسازی با سکولاریسم همراه میباشد، درنتیجه، تجربهای عینی و موفق از آمیختگی دین و نوسازی و لحاظ کردن معیارها وآموزههای دینی در روند نوسازی ـ آن چنان که در ادبیات اقتصادی و سیاسی غربمطرح شده است ـ دیده نشده است؛ لذا غالب رژیمهای سیاسی به سکولاریسم رویآوردند. این موضوع پارادوکسی را در حکومتها پدید میآورد که به جامعه سرایتکرده و منجر به ظهور بحران هویت در سطوح مختلف اجتماعی میگردد. در چنینشرایطی سیاستگذاران و متولیان قدرت، تهاجم گستردهای را به حوزهی دین آغازمیکنند و هنجارها، ارزشها و هویت جمعی را (که از دین الهام میگیرند) هدف قرارمیدهند.
به تعبیری دیگر میتوان گفت که این اصلاحات غرب مدارانه از دو جهت به پیدایشبحران اجتماعی میانجامد: نخست این که الگوهای اقتصادی تجویز شده از خارج ازمرزها، با شیوههای سنتی تولید و مصرف و نیز با بافت فرهنگی جامعهی ایرانهمخوانی نداشت. دوم: آنچه رژیم سیاسی را در ابتدا نسبت به اجرای اصلاحات راغبساخته بود، جنبهی توسعهی سیاسی و دموکراتیزه کردن کشور بود که سرانجام، روندنوسازی را بدون پرداختن به این متغیر اساسی آغاز نمود و نیروهای اجتماعی را، کهخواستار گسترش فعالیتهای سیاسی بودند، به تقابل نظام سیاسی کشاند.
هدف آمریکا نیز از اجرای اصلاحات در کشورهای جهان سوم جلوگیری از انتخاباتچپ گرایانه و کمونیستی و هدف رژیم، تحکیم پایههای قدرت و مشروعیت خویش بود؛لذا به دلایلی که قبلاً بیان شد اصلاحات رژیم که خاستگاه بیرونی داشت و مطابق باارزشهای جامعهی ایران نبود، واکنش جامعهی ایران را به رهبری علما برانگیخت؛ وروحانیت در مقابل تغییر و دگرگونی ارزشهای اسلامی به مقابله با رژیم برخاستند وچالشی بزرگ میان رژیم و ملت بروز کرد؛ بنابراین میتوان گفت که:
«مهمترین عاملی که بروز شرایط انقلابی را تشدید میکند و تحولات سیاسی ـاجتماعی را اجتنابناپذیر مینماید، تضاد میان ارزشهای مسلط بر سیستمسیاسی و ارزشهای حاکم بر گروههای جامعه است. ارزشهای مشترک شاملمسائلی است از قبیل: عقاید مذهبی، اسطورهای، اجتماعی، نظامهای اخلاقی،آداب و سنن ملی، موجودات و تخیلات فوق طبیعی و ایدهآلها و بسیاری ازاعتقادات دیگر...»
بعد از رحلت آیتالله بروجردی در سال 1340، رژیم فرصت را برای اجرایاصلاحات مهیا دید. در آن زمان مرجعیت میان چند عالم تقسیم شده بود و مرجعیتیواحد در مقابل شاه وجود نداشت. شاه هم تلاش کرد تا از شکلگیری مرجعیت واحددر ایران جلوگیری نماید و مرجعیت را به خارج ایران منتقل کند؛ به همین دلیل با ارسالپیامی به آیتالله حکیم، رحلت آیتالله بروجردی را به وی تسلیت گفت؛ بنابراین تصور رژیم بر آن بود که پس از رحلت آیتالله بروجردی، روحانیت توان مقابله با اصلاحات راندارند. «همچنین ]تصور رژیم بر این بود[ که مفاد لایحه، مورد تأیید روشنفکران قرارگرفته و آن را نشانهای از حرکت مترقیانهی رژیم تلقی میکنند و اگر مخالفتی از جانبجریانهای مذهبی ـ روحانیت و مردم ـ مشاهده شود، میتوان با استفاده از حمایتروشنفکران و دانشگاهیان آن را خنثی کرد». با توجه به این شرایط، رژیم در تاریخ 16مهر 1341 در جراید با تیتر درشت خبر تصویب لایحهی انجمنهای ایالتی و ولایتیرامنتشر کرد. این لایحه چند موضوع محوری داشت که عبارت بودند از:
1ـ قید اسلام از شرایط انتخابکنندگان و انتخاب شوندگان برداشته و در مراسمسوگند به امانت و صداقت، به جای قرآن، «کتاب آسمانی» آورده شده بود؛
2ـ تساوی کامل حقوق زن و مرد و شرکت زنان در انتخابات.
در ضمن، اهداف اصلی رژیم را از تصویب این لایحه میتوان در این موارد خلاصهکرد:
این فقط قسمتی از متن مقاله است . جهت دریافت کل متن مقاله ، لطفا آن را خریداری نمایید
دانلود با لینک مستقیم
تحقیق در مورد لایحه انجمنهای ایالتی و ولایتی