برنامه ریزی استراتژیک تعریف برنامهریزی
برنامهریزی عبارتست از فرایندی دارای مراحل مشخص و به هم پیوسته برای تولید یک خروجی منسجم در قالب سیستمی هماهنگ از تصمیمات. برنامه بیانی روشن، مستند و مشروح از مقاصد و تصمیمات است. برنامه خروجی فرایند برنامهریزی است اما برنامه ریزی یک فرایند پیوسته است که پیش از اتخاذ هر تصمیمی آغاز شده و پس از اجرای آن تصمیم ادامه می یابد. از جنبه ماهیت، برنامهریزی دارای انواع برنامهریزی فیزیکی ، سازمانی، فرایند، مالی، وظیفهای و عمومی است. از جنبه افق زمانی، برنامهریزی را میتوان در قالب برنامهریزی کوتاهمدت ، برنامهریزی میان مدت و برنامهریزی بلندمدت دستهبندی کرد.
بیشتر برنامهریزیها بر اساس دیدگاه عقلایی، دارای شکل آرمانها و اهداف- طرحها و اقدامات- منابع موردنیاز هستند. در این مدلها ابتدا آرمانها و اهداف سازمانها تبیین شده، سپس طرحها و اقدامات لازم تعیین و در نهایت منابع موردنیاز برای انجام پروژه برآورد میگردند.
برنامهریزی و تغییر
تغییر در شرایط محیط، سیاستها، نگرشها، دیدگاهها، ساختارها، نظام ها و . . . عواملی هستند که بر آرمانها و اهداف برنامهریزی تأثیر گذاشته که در نهایت باعث تغییر برنامه میگردند. برنامهریزی در شکل اشاره شده در فوق ظرفیت و توانایی مقابله با چنین تغییراتی را نداشته و منجر به شکست میگردد. این شرایط موجب رشد این تفکر شد که در برنامهریزی باید بتوان با تغییرات، جهت حرکت سازمان را تغییر داد و جهت و رفتار جدیدی را در پیش گرفت. این نگرش زمینهساز ابداع برنامهریزی استراتژیک شد. بر خلاف برنامهریزی سنتی که در آن آرمانها و اهداف تعیین میشوند در برنامه ریزی استراتژیک، هدف تبیین و تدوین استراتژی است. بسته به نوع، تنوع و ماهیت تغییرات موجود در محیط میتوان ترکیبی از برنامهریزی سنتی و برنامهریزی استراتژیک را به کار برد.
استراتژی
استراتژی برنامه، موضع، الگوی رفتاری، پرسپکتیو، سیاست یا تصمیمی است که سمت و سوی دیدگاهها و جهت حرکت سازمان را نشان میدهد. استراتژی میتواند تحت سطوح سازمانی ، وظایف و محدوده زمانی متفاوت تعریف شود.
برنامهریزی استراتژیک برنامهریزی استراتژیک گونهای از برنامهریزی است که در آن هدف، تعریف و تدوین استراتژیهاست. از آنجایی که استراتژی میتواند عمر کوتاه یا بلند داشته باشد برنامهریزی استراتژیک میتواند برنامهریزی بلندمدت یا کوتاهمدت باشد اما رویکردی متفاوت دارد. مدیریت استراتژیک
آیا تا به حال از خود پرسیدهاید که چرا بعضی از شرکتهای بزرگ و موفق در مدت زمان کوتاهی با از دست دادن سهم بزرگی از بازار خود به موقعیتی معمولی و حتی تأسف بار تنزل یافتهاند و چرا برخی از شرکتهای کوچک و گمنام به یکباره به جایگاههای ممتازی در صحنه رقابت بین الملل رسیدهاند؟ آیا در این مورد فکر کردهاید که چرا برخی از مؤسسات، نوسانهای سیاسی، اقتصادی، اجتماعی را به راحتی تحمل نموده و بر آنها غلبه میکنند و در مقابل برخی از سازمانها طعم تلخ شکست را چشیده و از ادامه راه باز میمانند؟ به عقیده بسیاری از متخصصان علم مدیریت پاسخ بسیاری از این گونه سئوالات را باید در مفاهیمی به نام «استراتژی» و «مدیریت استراتژیک» جستجو کرد. در این مقاله سعی شده است نگاهی گذرا بر مدیریت استراتژیک و ضرورت و موانع بکارگیری آن در سازمانها داشته باشیم.
تعریف استراتژی و مدیریت استراتژیک
تعاریف مختلف و گاه ناسازگاری از استراتژی و مدیریت استراتژیک ارائه شده است. به تعبیر یکی از متخصصان مدیریت این عبارات مانند« هنر» است که وقتی آنها را میبینیم تشخیص دادن آنها آسان است اما وقتی در پی تعریف کردن و توضیح دادن آنیم خیلی مشکل به نظر میرسد.
استراتژی
الگویی بنیادی از اهداف فعلی و برنامهریزی شده، بهره برداری و تخصیص منابع و تعاملات یک سازمان با بازارها، رقبا و دیگر عوامل محیطی است. طبق این تعریف یک استراتژی باید سه چیز را مشخص کند:
مدیریت استراتژیک
تصمیمات و فعالیتهای یکپارچه در جهت توسعه استراتژیهای مؤثر، اجرا و کنترل نتایج آنهاست.
بنابراین مدیریت استراتژیک فعالیتهای مربوط به بررسی، ارزشیابی و انتخاب استراتژیها، اتخاذ هر گونه تدابیر درون و بیرون سازمانی برای اجرای این استراتژیها و در نهایت کنترل فعالیتهای انجام شده را در برمیگیرد.
ضرورت استفاده از مدیریت استراتژیک
با نگاهی دقیق به مفهوم مدیریت استراتژیک میتوان به ضرورت استفاده از آن پی برد. با توجه به تغییرات محیطی که در حال حاضر شتاب زیادی به خود گرفته است و پیچیده شدن تصمیمات سازمانی، لزوم بکارگیری برنامهای جامع برای مواجهه با اینگونه مسائل بیشتر از گذشته ملموس میشود. این برنامه چیزی جز برنامه استراتژیک نیست. مدیریت استراتژیک با تکیه بر ذهنیتی پویا، آیندهنگر، جامعنگر و اقتضایی راه حل بسیاری از مسائل سازمانهای امروزی است. پایه های مدیریت استراتژیک بر اساس میزان درکی است که مدیران از شرکتهای رقیب، بازارها، قیمتها، عرضهکنندگان مواد اولیه، توزیعکنندگان، دولتها، بستانکاران، سهامداران و مشتریانی که در سراسر دنیا وجود دارند قرار دارد و این عوامل تعیینکنندگان موفقیت تجاری در دنیای امروز است. پس یکی از مهمترین ابزارهایی که سازمانها برای حصول موفقیت در آینده میتوانند از آن بهره گیرند «مدیریت استراتژیک» خواهد بود.
مزایای مدیریت استراتژیک
مدیریت استراتژیک به سازمان این امکان را میدهد که به شیوهای خلاق و نوآور عمل کند و برای شکل دادن به آینده خود به صورت انفعالی عمل نکند. این شیوه مدیریت باعث میشود که سازمان دارای ابتکار عمل باشد و فعالیتهایش به گونهای درآید که اعمال نفوذ نماید (نه اینکه تنها در برابر کنشها، واکنش نشان دهد) و بدین گونه سرنوشت خود را رقم بزند و آینده را تحت کنترل درآورد.
از نظر تاریخی، منفعت اصلی مدیریت استراتژیک این بوده است که به سازمان کمک میکند از مجرای استفاده نمودن از روش منظم تر، معقولتر و منطقیتر راهها یا گزینههای استراتژیک را انتخاب نماید و بدین گونه استراتژیهای بهتری را تدوین نماید. تردیدی نیست که این یکی از منافع اصلی مدیریت استراتژیک است ولی نتیجه تحقیقات کنونی نشان میدهد که این فرایند میتواند در مدیریت استراتژیک نقش مهمتری ایفا کنند. مدیران و کارکنان از طریق درگیرشدن در این فرایند خود را متعهد به حمایت از سازمان مینمایند. یکی دیگر از مهمترین منافع مدیریت استراتژیک این است که موجب تفاهم و تعهد هر چه بیشتر مدیران و کارکنان میشود. یکی از منافع بزرگ مدیریت استراتژیک این است که موجب فرصتی میشود تا به کارکنان تفویض اختیار شود. تفویض اختیار عملی است که به وسیله آن کارکنان تشویق و ترغیب میشوند در فرایندهای تصمیمگیری مشارکت کنند، خلاقیت، نوآوری و خیال پردازی را تمرین نمایند و بدین گونه اثر بخشی آنها افزایش خواهد یافت.
فرآیند مدیریت استراتژیک
فرآیند مدیریت استراتژیک را میتوان به چهار مرحله تقسیم کرد:
در تدوین استراتژی باید ابتدا مجموعه استراتژیهای قابل استفاده را لیست کرده و سپس با استفاده از مدلهای مختلفی که در بحثهای مدیریت استراتژیک آمده است و با توجه به نتایج بدست آمده در تحلیل وضعیت که در مرحله اول آمده است استراتژی برتر را انتخاب میکنیم. در این مرحله باید مدیران میانی و حتی رده پائین سازمان را نیز مشارکت داد تا در آنها ایجاد انگیزش کند.
برای اجرای استراتژیها باید از ابزار زیر بهره گرفت:
برای تعیین حدود دستیابی به هدفها، استراتژی اجرا شده، باید مورد کنترل و نظارت قرار گیرد. ارزیابی استراتژی شامل سه فعالیت اصلی میشود:
موانع و مشکلات طراحی برنامههای استراتژیک
در این زمینه اولین مشکلات عبارتست از موانع ایجاد و توسعه روند مدیریت استراتژیک در سازمانها که این فرآیند را از بنیان و پای بست با مشکل مواجه میسازند. دلایل گوناگونی وجود دارند که برخی از سازمانها تمایل چندانی به ایجاد و توسعه روندهای مدیریت استراتژیک از خود نشان ندهند که مهمترین آنها عبارتند از:
بررسی موانع اجرای برنامههای استراتژیک
یکی از پژوهشگران مدیریت استراتژیک، در مقالهای تحت عنوان«هفت خطای مرگبار استراتژیک» به بیان خطاها و مشکلات رایج در زمینه اجرای استراتژی میپردازد:
استراتژیی ارزش اجرا کردن را دارد که قدرت الهامدهی داشته باشد و به کارکنان کمک کند تا دریابند وظایفشان چگونه با استراتژی مرتبط میشود، به عنوان راهنمائی برای اولویت بندی تصمیمات بکار رود و در کارکنان برای تسهیل ارتباطات ایجاد بصیرت نماید.
در این مورد تعدادی موضوع مهم هستند که باید در ابتدا مشخص شوند. این موضوعات عبارتند از:
برنامه اجرای استراتژی باید شامل یک برنامه ارتباطات باشد که مشخص کند به چه افرادی و تا چه اندازه باید در مورد استراتژی توضیح داده شود.
کارکنان باید به منظور اجرای استراتژی کاملاً تفهیم شده و مسئولیتهای خاص هر یک به آنان واگذار شود. هر چه تعداد افرادی که بطور مستقیم در فرایند اجرا مشارکت داده میشوند بیشتر باشد بهتر است.
غالباً، سطح علاقه مدیران ارشد پس از تدوین استراتژی و توافق بر آن کاهش مییابد. اگر کارکنان احساس کنند که مدیریت ارشد کاملاً نسبت به استراتژی متعهد نیستند علاقه آنان نیز کاهش مییابد.
برنامهها هیچگاه دقیقاً اجرا نمیشوند. سازمانها در یک محیط پویا و متغیر فعالیت میکنند لذا حوادث پیش بینی نشده ممکن است در طول اجرا سر بر آورند. باید این موانع، تشخیص داده شوند و زمانی که این بحرانها و عدم اطمینانها به وقوع میپیوندند، کارکنان باید برای ایجاد راهحلهایی خلاقانه در جهت غلبه بر این موانع تشویق شوند.
یک مخاطره دیگر عبارت است از این که تدوین و اجرای استراتژی تمام توجه مدیران ارشد را به خود جلب نماید و آنان فراموش کنند که کسب و کاری دارند که باید به اداره آن بپردازند.
فرهنگ و مدیریت استراتژیک
یک تفاوت اساسی میان نظام فرهنگی کشور ما با سایر کشورها وجود دارد که کار ساماندهی فرهنگ را مقولهای سهل و ممتنع مینماید و آن این است که در بسیاری از کشورها فرهنگ (عمومی، تاریخی و دینی) در خدمت موفقیتهای سیاسی و اقتصادی قرار میگیرد، در حالیکه در نظام اسلامی ما همه سازمانها و امکانات و توانمندیها در راستای یک هدف ایدئولوژیک و فرهنگی تعریف شدهاند.
بنابراین قرار است که همه سازمانها و نهادها برای رسیدن به آن ایده بزرگ فرهنگی و در راستای تحقق آن گام بردارند که موجب و موجد مزایای فراوانی خواهد بود اما از طرفی این امر باعث گسست برنامهریزی فرهنگی در اثر عواملی چون: مشابهت، تعارض، تضاد، نیمهکارگی، یکدستنبودن، خارج از محدودهگی، دستبهدستکردن، تشریفاتیشدن، تظاهرگرائی و غیره گردیده است. سازمانها و نهادهای بسیاری هستند که بستگی به موقعیت و شرایط، خود را در امور فرهنگی همهکاره یا هیچکاره میدانند. در پیروزیها و موفقیتها شریک میشوند و در کوتاهیها و اشتباهات پای خود را کنار کشیده و سلب مسئولیت میکنند. به نظر میرسد که بررسی و تطبیق و هماهنگی وظایف نهادها و سازمانهای فرهنگی یا چندبعدی در زمره اقدامات اساسی برای توسعه همهجانبه و دستیابی به اهداف کلان است. و اما آنچه به عنوان مدیریت استراتژیک جای خود را در همة سازمانهای دولتی و خصوصی کشورهای صنعتی و فراصنعتی بازنموده و راه کامیابیهای بزرگ ملّی را برای آنها هموار نموده است در کشورهای در حال رشد و از جمله ایران ما، با گامهای کوتاه و نامطمئن در حال پیشآمدن است. البته این مساله در مورد نهادهای دولتی به ویژه در زمینههای صنعتی، تجاری و خدماتی و علیالخصوص سازمانهای فرهنگی مصداق کاملاً بارزی دارد.
تعداد صفحه :28
14 صفحه
پروژهی برنامهریزی هماهنگ منابع در کشور آفریقای جنوبی
به دنبال تصمیم دولت آفریقای جنوبی مبنی بر خصوصیسازی و تجدید ساختار صنعت برق (تولید) در این کشور مطالعاتی درخصوص برنامهریزی هماهنگ منابع در تولید برق توسط سازمان رگولاتور ملی انرژی (National Energy Regulate) NER صورت گرفت. طرح اولیه این پروژه که هدف اصلی آن دستیابی به شبکه تولید برق با قابلیت میباشد در اوایل سال 2002 تعریف شده و تاکنون دو گزارش از روند پیشرفت مطالعات در سالهای 2002 و 2004 به چاپ رسیده است. (NIRP2 و NIRP1)
در این قسمت سعی شده است تا مختصری از اهداف اصلی، فرضهای اولیه در طراحی استراتژی از نتایج و دستاوردهای پروژه آورده شود. شاید در نگاه اول وارد شدن به جزئیات خروجی این پروژه غیرضروری بهنظر میرسد اما بررسی این نتایج و نوع خروجیها قابلیتهای پروژهی مذکور را روشن میسازد.
هدف اصلی از اجرا پروژه برنامهریزی هماهنگ در کشور آفریقای جنوبی دستیابی به یک برنامهریزی بلندمدت و با کمترین هزینه در تأمین برق مصرفی کشور میباشد. بهطوریکه این برنامهریزی تولید با سیاستهای اقتصادی، محیط زیستی، اجتماعی و قوانین صنعت برق کشور همخوانی لازم را داشته باشد.
مراحل اصلی این پروژه بهصورت زیر تعریف شده است:
افق زمانی این برنامهریزی 20 ساله از سال 2003 تا پایان 2022 میباشد.
14 ص
پروژهی برنامهریزی هماهنگ منابع در کشور آفریقای جنوبی
به دنبال تصمیم دولت آفریقای جنوبی مبنی بر خصوصیسازی و تجدید ساختار صنعت برق (تولید) در این کشور مطالعاتی درخصوص برنامهریزی هماهنگ منابع در تولید برق توسط سازمان رگولاتور ملی انرژی (National Energy Regulate) NER صورت گرفت. طرح اولیه این پروژه که هدف اصلی آن دستیابی به شبکه تولید برق با قابلیت میباشد در اوایل سال 2002 تعریف شده و تاکنون دو گزارش از روند پیشرفت مطالعات در سالهای 2002 و 2004 به چاپ رسیده است. (NIRP2 و NIRP1)
در این قسمت سعی شده است تا مختصری از اهداف اصلی، فرضهای اولیه در طراحی استراتژی از نتایج و دستاوردهای پروژه آورده شود. شاید در نگاه اول وارد شدن به جزئیات خروجی این پروژه غیرضروری بهنظر میرسد اما بررسی این نتایج و نوع خروجیها قابلیتهای پروژهی مذکور را روشن میسازد.
هدف اصلی از اجرا پروژه برنامهریزی هماهنگ در کشور آفریقای جنوبی دستیابی به یک برنامهریزی بلندمدت و با کمترین هزینه در تأمین برق مصرفی کشور میباشد. بهطوریکه این برنامهریزی تولید با سیاستهای اقتصادی، محیط زیستی، اجتماعی و قوانین صنعت برق کشور همخوانی لازم را داشته باشد.
مراحل اصلی این پروژه بهصورت زیر تعریف شده است:
افق زمانی این برنامهریزی 20 ساله از سال 2003 تا پایان 2022 میباشد.
موقعیت استراتژیک و فرضیات اولیهی پروژه
هدف از انجام این پروژه همانطور که گفته شد یافتن راهحل بهینه از نظر قیمت برای تأمین برق مورد نیاز کشور آفریقای جنوبی و یک افق بلندمدت میباشد. این بررسی مستقل از ساختار فعلی صنعت برق صورت گرفته و تنها شرایط اولیه و قیود دائمی شبکه مدنظر گرفته شده است.
در این مدل مبادلات برق بین آفریقای جنوبی و سایر کشورهای همسایه تحت قراردادهای واردات و صادرات در نظر گرفته شده است. نتایج این مطالعات به عنوان منابع اطلاعاتی تولید در پروژههای مطالعاتی بعدی مثل تعیین موقعیتهای سرمایهگذاری در صنعت تولید برق کشور استفاده خواهد شد.
مقدمه
بسیاری از افراد تصمیمهای شغلی خود را از طریق مشاهده دنیای اطراف و تلاش برای تطابق خودشان با این دنیا اتخاذ میکنند. این امر مخالف کاری است که واقعاً باید انجام شود.
بهترین مسیر شغلی فرایندی است که از درون آغاز میشود (یک نوع تکامل خودآگاهی). شما میبایست از مهارتها، استعدادها، تواناییها، امکانات و ویژگیهای منحصر بفردتان آگاه شوید چون این خودآگاهی چرخهای است که فرد را به سمت یک شغل رضایتبخش هدایت میکند. شناخت مهارتهای قابل انتقال یک قدم اساسی در برنامهریزی شغلی است.
انواع مهارتها
مهارتها را میتوان به عنوان سرمایه منحصر به فرد هر شخص تعریف نمود. سه گروه از مهارتها وجود دارند. مهارتهای فنی ، مهارتهای اکتسابی و مهارتهای قابل انتقال. مهارتهای فنی تخصص گرایی درون یک رشته خاص را مطرح میکند و فرد را قادر میسازد که یک شغل به خصوص را داشته باشد؛ مانند طراحی یک فرایند شیمیایی، عملیات ساخت تجهیزات و مانند آن
در این پروژه ، سیستم های برنامهریزی منابع موسسه (ERP) مورد بررسی قرار می گیرد. پس از ارائه تعریفی از ERP ، روند تاریخی توسعه سیستمهای گوناگون اطلاعاتی در سازمان های تولیدی مورد مطالعه قرارمی گیرد و جایگاه سیستمهای ERP در میان آنها روشن می گیرد. بهاین ترتیب، نقش حساس و واسط ERP میان زنجیره تامین و سیستمهای کف کارخانه مشخص می شود.
برنامهریزی منابع سازمانی (Enterprise resource planning) (به اختصار ERP)، شامل طیف وسیعی از فعالیتهای مختلفی است که به بهبود عملکرد یک سازمان منتهی میشود و تمام دادهها و فرایندهای یک سازمان را در یک سیستم واحد جمع میکنند.از این سیستم میتوان به یک راهکار مدیریت در سازمان نام برد. ERP توسط برنامههای کاربردی که شامل چندین زیربرنامه کاربردی دیگر است پشتیبانی میشود بطوریکه فعالیتها را در گستره واحدهای عملیاتی سازمان یکپارچه میسازد. این فعالیتها میتواند بازهٔ وسیعی از مدیریت تولید، خرید قطعات، کنترل موجودی انبار، ارسال مواد به واحدهای تولیدی تا ردگیری سفارشات را شامل شود. ERP همچنین میتواند زیر برنامههای کاربردی در زمینه مدیریت مالی و مدیریت منابع انسانی سازمان را هم در بر داشته باشد. در واقع ERP، سامانهای است که دارای اهداف، اجزا و محدوده مشخص و معینی است
به منظور شفافترشدن گستردگی سیستمهایERP ، کارکردها یا مسئولیتهای اصلی آنها در سازمان نیز بررسی می شود. یک سیستمERP بهدلیل ویژگی اساسی خود، یکپارچگی، تمامی جنبههای یک سازمان را از جمله توزیع و فروش، برنامهریزی تولید، تهیه و تدارک مواد، مدیریت سازمان و منابع انسانی و برنامهریزی و کنترل تجاری – در قالبی ساختیافته در برمیگیرد؛ بهاین ترتیب چنانچه بهدرستی اجرا شود، میتواند منافع بسیاری را برای سازمان بهارمغان بیاورد که برخی از مهمترین آنها در این فصل ارائه شده اند.باوجود اینکه سیستمهایERP در سازمان های تولیدی پا به عرصه وجود گذاشتهاند، امروزه شرکتهای خدماتی زیادی -مثلاً در بازار تکنولوژی اطلاعات و ارتباطات – نیز از آن بهره میجویند. بهعلاوه، این سیستمها بهتازگی در کشور ما مورد توجه قرار گرفتهاند.
از اینرو پرداختن به چگونگی پیادهسازی آنها، از اهمیت بسزایی برخوردار است؛ بهویژه از آن جهت که امروزه در کشورمان تلاشهای ارزندهای برای توسعه سیستمهای اطلاعاتی فراگیر در حال انجام است. در هرحال، تارسیدن به سطح استاندارد سیستمهایERP و پوششدادن نیازهای روزافزون صنعت و خدمات، هنوز راه درازی در پیش است. در فصل دوم به معرفی شرکت ماشین سازی اراک و محصولات تولیدی و همچنین معرفی یکی از گروههای تولیدی این شرکت به نام گروه تولیدی ساخت و تجهیزات می پردازیم.در فصل سوم برنامه ریزی تولید گروه ساخت و تجهیزات این شرکت و روابط آن با سایر قسمت ها را مورد بررسی قرار داده و در فصل چهارم به برنامه ریزی انجام شده جهت ساخت دیگ بخار و آشنایی با کارگاههای سازنده این محصول پرداخته و در قسمت ضمائم با نمونه فرمهای موجود در واحد برنامه ریزی تولید دیگ بخار آشنا می گردیم.
مزایای سیستم ERP
از مزایای سیستم ERP میتوان موارد زیر را نام برد:
فهرست مطالب پروژه بررسی سیستم های برنامهریزی منابع موسسه(ERP) :
چکیده
فصل ۱- سیستمERP و کاربرد آن در برنامه ریزی تولید
۱-۱- مقدمه
۱-۲- تعریف ERP
۱-۳- تاریخچه و سیر تکاملی سیستمهای ERP
۱-۳-۱- سیستمهای اطلاعاتی دهه شصت
۱-۳-۲- سیستمهای اطلاعاتی دهه هفتاد (Material Requirement Planning)
۱-۳-۳- سیستمهای اطلاعاتی دهه هشتاد(Manufacturin Resource Planning) MRPII
۱-۳-۴- سیستمهای اطلاعاتی دهه نود (Money Resource Planning) MRPIII و ERP
۱-۴- آشنایی کامل با ERP
۱-۵- منافع حاصل ازپیاده سازی ERP
۱-۶- دلایل به کارگیری(ERP)
۱-۷- ERP و رضایت کاربران
۱-۸- روشهای پیاده سازی ERP
۱-۹- اجزای نرم افزار ERP
۱-۱۰- مراحل پیاده سازی ERP
۱-۱۱- ارزیابی فروشندگان نرم افزارهای ERP
۱-۱۲- آشنائی با ارائه کننده گان ERP درجهان
۱-۱۳- آشنایی با ارائه کنندگان ERP درایران
فصل ۲- معرفی شرکت ماشین سازی اراک و گروه تولیدی ساخت و تجهیزات این شرکت
۲-۱- معرفی شرکت ماشین سازی اراک
۲-۲- گروه تولیدی ساخت و تجهزات
فصل ۳- ارتباط برنامه ریزی تولید گروه ساخت و تجهیزات با سایر قسمت ها
۳-۱- مقدمه
۳-۲- ارتباط برنامه ریزی تولید با مهندسی فروش
۳-۳- ارتباط برنامه ریزی تولید و طراحی
۳-۳-۱- B.O.M ( Bill of Material )
۳-۳-۲- نقشه ها
۳-۳-۳- پارت لیست
۳-۳-۴- Drawing list ( لیست قطعات مونتاژی )
۳-۴- ارتباط برنامه ریزی تولید با مهندسی ساخت ( متد )
۳-۵- ارتباطات بین واحد برنامه ریزی تولید و کنترل موجودی
۳-۶- ارتباط واحد برنامه ریزی تولید با گروه تولیدی متالورژی
۳-۷- ارتباط برنامه ریزی تولید با مدیر پروژه
۳-۸- ارتباط برنامه ریزی تولید با واحد کنترل کیفیت (Q C)
۳-۹- ارتباط برنامه ریزی تولید با کارگاه
۳-۱۰- ارتباط بین برنامه ریزی تولید و کارگاه تنش گیری
۳-۱۱- ارتباط بین برنامه ریزی تولید و اطمینان مرغوبیت
۳-۱۲- ارتباط برنامه ریزی تولید با واحد سند پلاست و رنگ
۳-۱۳- ارتباط بین برنامه ریزی تولید و انبار محصولات
فصل ۴- برنامه ریزی تولید دیگ بخار
۴-۱- مقدمه
۴-۲- معرفی دیگ بخار در کارخانه ماشین سازی اراک
۴-۳- معرفی کارگاه های مرتبط
۴-۴- دستگاه های مرتبط با تولید دیگ بخار
۴-۵- پیش بینی تولید دیگ بخار به صورت سالیانه
۴-۶- دستور ساخت صادره جهت تولید دیگ بخار
۴-۷- برنامه پیش بینی تحویل به انبار ماهیانه به صورت وزنی و ریالی
۴-۸- تهیه و تنظیم برنامه ماهیانه کارگاه های دیگ بخار ۴۵% و۵۵%
۴-۹- اعلام نیاز مدارک لازم به مهندسی ساخت
۴-۱۰- کنترل مدارک برگشتی از مهندسی
۴-۱۱- تهیه لیست اولویت خرید
۴-۱۲- صدور مجوز سفارش گذاری ساخت خارج از شرکت
۴-۱۳- تهیه لیست مونتاژی های دیگ بخار
۴-۱۴- دریافت پکینگ لیست محصول و ارسال به واحدهای مربوطه
منابع و ضمائم