فرمت فایل : word(قابل ویرایش)
تعداد صفحات:77
چکیده:
تعریف تلویزیون
آنچه که امروزه در اصطلاح عمومی تلویزیون نامیده می شود عبارت است از انتقال پیوسته تمام معلومات قابل رویت یک میدان دید توسط امواج الکترومغناطیسی از یک نقطه به محل دیگر به نحوی که تمام تغییرات طبیعی این میدان دید حرکات تغییرات روشنایی و تاریکی از دور با احساس همزمانی و پیوستگی قابل تعقیب باشد.
ولی در واقع تلویزیون هنگامی حقیقی است که دیدگان با مسلح شدن به نوعی وسیله اپتیک مثلاً جام جمشید افسانه ای بتواند با انتخاب شخصی و بدون هیچ وسیله کمکی دیگر شیئی را از دور رویت و آن را در نظر بگیرد. سیستمهای رادار که در آنها از انعکاس امواج میلیمتری متمرکز تصویر نقاط دور به وجود می آید می توانند به عنوان یک نوع تقرب نسبی به جام جادویی تلویزیون واقعی در نظر گرفته شوند.
آنچه که ما در اینجا بدان خواهیم پرداخت آن نوع از تکنیک انتقال تصاویر است که پس از مدت بیش از سی سال زمان تکامل امروزه میدان صنعتی وسیعی را به خود اختصاص داده است . این تکنیک که به نحو فوق العاده ای پیشرفت کرده است ولی تکامل آن را هنوز پایان نیافته است دستگاههایی را به وجود آورده است که با آنها گرچه افسانه جام جمشید به حقیقت نپوسته است ولی اهمیت آنها از نقطه نظر کوشش انسان برای از میان بردن حدود
فضائی حس بینائی به هیچ وجه کمتر نیست. ما در روی صفحه تصویر یک گیرنده تلویزیون میتوانیم فقط آن چیزی را از دور ببینیم که در آن محل از دوربین تلویزیون گرفته شده توسط فرستنده و گیرنده با شرایطی که برای واضح بودن تصویر قائل می شویم و نیز توسط حدود طبیعی انتشار امواج ااکترومغناطیسی تعیین می شود. با استفاده از تقویت کننده های مدرن با حداقل نویز- تقویت کننده های پارامتری و Maser- و به کمک ماهواره ها از این حدود تقریباً از میان رفته اند و میدان عمل تلویزیون به نحو غیر قابل تصوری وسعت گرفته است.
مقایسه زمانی تجزیه تصویر
برای مطالعات بعدی لازم است سطرهای تصویر را از بالا به پایین با 1و2و3و...K شماره گذاری کنیم.
الف: فرکانس سطرها و یا فرکانس افقی Fz عبارت است از تعداد سطرهایی که در یک ثانیه نوشته می شوند.
ب: فرکانس میدان تصویر م یا فرکانس عمودی Ff که عددی است مشخص تعداد میدانهای سطرها که در یک ثانیه نوشته می شوند.وقتی کلیه سطرهای یک تصویر هنگام تجزیه از شماره 1 تا k (آخرین سطر) پشت سر هم نوشته شوند فرکانس میدان تصویر Ff و فرکانس تصویر Fb مساویند. فرکانس تصویر Fb تعداد تصاویر کاملی را که در یک ثانیه نوشته می شوند مشخص می کند. در طریقه معمول امروزی به نام ((روش بین هم قرار دادن سطرها)) و یا Interlaced Scanning برای از بین بردن اثر چشمک زدن میدان دید در دو میدان شامل سطرهای با شماره های فرد(1و3و5...1-k) و دیگری از سطرهای با شماره های جفت تشکیل می گردد. میدانهای سطر با فرکانس میدان تصویر Ff نوشته می شوند و از هر دو میدان سطر یک میدان کامل تصویر بوجود می آید. این دو میدان بین هم قرار می گیرند و فرکانس تصویر Fb نصف Ff می باشد. در محل گیرنده در اثر کندی کار چشم اینطور احساس می شود که عملاً در هر ثانیه به اندازه Ff تصویر کامل نوشته می شود در سیستم اروپایی Hz25=Fb و از این رو 50=Ff می باشد.
ج: ماکزیمم فرکانس مدولاسیون Fmax را که بعداً دقیق تر تعریف خواهد شد می توان برای تجسم بهتر به صورت تعداد تغیراتی که در هر ثانیه اشعه از روشن به تاریک عوض می شود در نظر گرفت. بنا به مطالبی که در قسمت 2 گفته شد این فرکانس مساوی نصف تعداد نقاط تصویر است که در یک ثانیه نوشته می شوند به این ترتیب Fmax= p/2Tb که در آن Tb زمان نوشته شدن یک تصویر کامل است.
در تلویزیون معمولی انتقال قسمتهای اکوستیکی تصویر همراه تصویر و از طریق همان کانال صورت می گیرد. امروزه معمول بر این است که دو مولفة صوت و تصویر بر روی حامل های مختلف مدوله می شوند. فاصله بین دو حامل نه تنها توسط ماکسیمم فرکانس مدولاسیون مدولاسیون تصویر Fmax تعیین می شود، بلکه علاوه بر آن سادگی و ارزانی وسائل سلکسیون کانال صورت صوت در گیرنده، که به هیچ وجه نباید وارد کانال تصویر شود، رل بزرگی را بازی می کند. مراعات این موضوع باعث می شود که حاملهای صوت و تصویر بیش از فرکانس Fmax از هم فاصله بگیرند. پهنای باند کانال انتقال تلویزیون ( صوت و تصویر ) در سیستم FCC امروز 6 مگاهرتس و در سیستم CCIR عموماً 7 مگاسیکل تعیین شده است.
برای بالا بردن کیفیت صوت در تلویزیون، علاوه بر کوششهایی که در جهت کاستن مصارف لازم برای جدا کردن آن از تصویر بعمل آمد، برای اولین دفعه در آمریکا معمول شد که علائم تصویر را با مدولاسیون دامنه صوت را با مدولاسیون دامنه صوت را با مدولاسیون فرکانس انتقال دهند. در سیستم FM در اثر پهنای بیشتر باند نسبت سیگنال به نویز خیلی بالاتر و کیفیت اکوستیکی گیرنده به میزان قابل توجهی بهتر است. این طریقه که بعداً در اروپا نیز از آن استقبال شد. روش جدیدی را به نام Intercarrier Systems ببار آورد. بدین ترتیب که فرکانس حامل تصویر f با مدولاسیون دامنه و فرکانس حامل صوت f2 با مدولاسیون فرکانس ابتدا در گیرنده (برای تولید فرکانس if) با فرکانس واحدی آمیخته می شوند.
سپس هر دو فرکانس if حامل تصویر و صوت از قسمت if تصویر (با پهنای کانال) می گذرند. در مدولاتور علاوه بر سیگنال Video که به شدت اشعه لامپ تصویر را هدایت میکند. یک فرکانس ثابت if جدید صوت برابر 1f – 2f (MHz 5/5=CCIR ، MHz 5/4=FCC) به وجود می آید که فرکانس حامل آن کاملا ثابت و تغییرات فرکانس اسیلاتور گیرنده بهیچ وجه تاثیری در آن ندارد. این فرکانس IF جدید
صوت که به صورت FM است. بعد از تقویت و محدود سازی از آشکار سازی نسبی گشته بلند گوار هدایت می کند. پیشنهادهای مربوطه به اینکه صوت و تصویر هر دو توسط یک حامل انتقال داده شوند به دلایل فنی و اقتصادی جنبه علمی پیدا نکرده اند.
شکل 99 بلوک دیاگرام یک گیرنده تلویزیون سیاه و سفید را نشان می دهد. اجزای مهم دستگاه عبارتند از:
1-تیونر
تیونر از سه قسمت تقویت کننده HF اسیلاتور و مدولاتور که باند HF را به باند IF تبدیل می کند تشکیل شده است. ضریب تقویت قسمت HF بطور اتوماتیک تنظیم می گردد. کانالهای باند I و III اغلب توسط یک سلکتور طبقه به طبقه انتخاب می شوند. کانالهای باندهای IV وv بطور پیوسته تعویض می گردند. در گیرنده های مدرن تنظیم دقیق کانالها توسط دیودهای خازنی Varactor انجام می شود و کنترل فرکانس اسیلاتور بطور اتوماتیک صورت می گیرد.
2- تقویت کنندة IF تصویر و دمدولاتور
تقویت کننده IF تصویر فرکانس IF تصویر را که از تیونر نتیجه می شود تقویت می کند.
فرکانس حامل تصویر در باند IF در گیرنده ها مختلف انتخاب شده است. در سیستم CCIR امروزه فرکانس 9/38 مگاهرتس برای IF استاندارد می باشد. تقویت کننده IF اغلب از سه طبقه تشکیل شده است و دارای شش تا هشت مدار رزونانس فرکانس IF است که منحنی سلکسون کاملاً مشخصی را به وجود می آورند. این منحنی استاندارد شده است و باید برای سیستم باند جانبی اضافی Vestigirl Seideband که در تلویزیون مورد استفاده قرار می گیرد شرط نیکویست را تضمین نماید.
در ناحیه حامل صوت که در سیستم CCIR در فاصله 5/5 مگاهرتس از حامل تصویر قرار دارد منحنی سلکسیون مسیر افقی و تضعیف معینی را دارا می باشد علاوه بر آنباید در مقابل حامل تصویر و صوت کانالهای همسایه در این تقویت کننده یک حداقل تضعیف تامین شود. برای بدست آوردن منحنی سلکسیون مورد نظر اغلب از یک یا چند مدار مسدود کننده و یا مدارهای تله موج Wavetrap استفاده می شود که یکی ازآنها روی کریر تصویر کانال همسایه 9/31 مگاهرتس دومی روی فرکانس حامل صوت 4/33 مکاهرتس و سومی روی فرکانس حامل صوت کانال مجاور 4/40 مکاهرتس تنظیم می گرد. استحکام تقویت کننده IF در مقابل فرکانسهای پارازیت تعیین کننده کیفیت گیرنده است. این تقویت کننده نباید تشعشع مستقیم هیچ فرستنده ای را که در ناحیه باند IF کار میکند قبول کند. تضعیف فرکانس پارازیت آن باید اقلا از db 60 کمتر نباشد.
فرکانس if توسط یکسوساز Video دمدوله می شود و سیگنال مرکب تصویر بدست میآید.
3- تقویت کننده IF صوت آشکارساز نسبی و تقویت کننده صوتی
در بر گیرنده های امروزی تلویزیون صوت با روش تفاضل حاملها(Intercarrier System) بئست می آید. بعد از دمدولاسیون فرکانس IF تصویر ، حامل صوت ، متناسب با فاصله بین حامل صوت و حامل تصویر ، روی فرکانس 5/5 مگاهرتس قرار می گیرد . این فرکانس که کاملاً ثابت و تغییرات فرکانس اسیلاتور تیونر در آن بی تاثیر است. توسط یک مدار نوسانی جدا و بعد از تقویت در یک آشکارساز نسبی دمدوله می شود. سیگنال صوتی حاصل در تقویت کننده صوتی و بلند گو را هدایت می کند.
4- تقویت کننده Video
در ساده ترین حالت تقویت کننده Video مستقیماً به دمدولاتور Video وصل است در این حالت تقویت کننده باید ولتاژ لازم برای هدایت کامل لامپ تصویر را ایجاد نماید.
اغلب این تقویت کننده از دو طبقه تشکیل می شود.
5- فیلتر دامنه
که تا حد امکان در مقابل پارازیت مقاوم ساخته می شود سیگنال سنکرون را از سیگنال مرکب تصویر جدا می کند. بعد از آن سیگنال سنکرون V وh از هم جدا ساخته می شوند و برای سنکرون کردن اسیلاتورهای انحراف افقی و عمودی بکار می روند. سنکرون افقی برای کاهش تاثیر پارازیتها بطور غیر مستقیم صورت می گیرد. سنکرونیزاسیون اسیلاتور عمودی مستقیماً انجام می شود.
6- کنترل اتوماتیک ضریب تقویت
تطبیق ضریب تقویت دستگاه با دامنه سیگنال گرفته شده از آنتن توسط یک کنترل اتوماتیک صورت می گیرد که تقویت کننده HF و تقویت کننده های IF را تنظیم می کند. نحوه عمل سیستم اتوماتیک طوری است که امپولسهای پارازیت در آن خیلی کم موثرند. این سیستم توسط امپولسهای برگشت افقی اشعه هدایت می شود و ولتاژ کنترل ایجاد شده با دامنه سیگنال سنکرون مقایسه می گردد.
7- سیستمهای انحراف با ایجاد کننده ولتاژ بالا برای آند لامپ تصویر
هر دستگاه گیرنده دارای یک سیستم انحراف افقی و یک سیستم انحراف عمودی است . در تمام گیرنده های خانگی تلویزیون از سیستم انحراف افقی برای ایجاد ولتاژ بالا نیز استفاده می شود . این ولتاژ که به آند لامپ تصویر وصل می شود اغلب حدود 18 کیلو ولت است .
8- گرم کردن فیلامان تمام لامپهای موجود در گیرنده تلویزیون بطور سری انجام می شود.
ولتاژ آند لامپها با یکسو سازنده های یک راهی تولید می شود. وقتی در دستگاه
ترانزیستور نیز وجود داشته باشد ولتاژ تغذیه آن اغلب از یکسو ساز دیگری گرفته می شود .
سیستم آنتن تلویزیون در حالت ایده آل سیگنال تمام فرستنده ها را یکسان دریافت میکند. توسط تیونر یکی از فرستنده ها انتخاب می شود و باند سیگنال گرفته شده از آنتن به باند کانس IF گیرنده منتقل می شود. برای این کار یک عضو سیمتری کننده مقاومت سیمتری آنتن را به مقاومت غیر سیمتری ورودی تیونر تبدیل و آنها را از لحاظ توان یا نویز به هم تطبیق می دهد. تقویت کننده HF نسبت به سیکنال به نویز را افزایش می دهد و قسمت اسیلاتور را از آنتن جدا می کند.
فرمت:word(قابل ویرایش)
تعداد صفحات:45
چکیده:
سخن آغازین
«تلویزیون دیجیتال» عبارتی ست که در چند سال اخیر در مجامع کارشناسی جهانی و سمینارهای تخصصی در حوزه های مخابرات و پخش تلویزیونی در سطحی گسترده مطرح شده است، اما این عبارت واقعا چیست و اشاره به کدام فن آوری دارد؟ این تلویزیون چه تفاوت مهمی با تلویزیون موجود فعلی (آنالوگ) دارد؟ چه نیازی برای حرکت به سمت آن احساس می شود؟ آیا واقعاً برای ما یک مفهوم بدیع و ناشناخته است؟ راستی، آیا تا کنون تصاویر دریافتی از گیرنده های ماهواره ای دیجیتال را بر صفحه ی تلویزیون های خانگی دیده اید؟ میزان شفافیت، وضوح، خالی از نویز و برفک بودن این تصاویر چه قدر رضایت بخش است؟ به راستی رمز رسیدن به این درجه از کیفیت تصویری چیست؟ این ها سؤالاتی هستند که امیدواریم در صفحات بعدی به آن ها پاسخ مناسبی داده شود.
شصت سال پس از تولد و معرفی تلویزیون آنالوگ (در ابتدا سیاه و سفید) و سی سال پس از تولد و ظهور رنگ در تصاویر تلویزیونی، «تلویزیون» در آستانه ی یک مهاجرت و حرکت بنیادی قرار گرفت : گذار و انتقال از تلویزیون آنالوگ به تلویزیون دیجیتال.
اما چرا دیجیتال را انتخاب کرده ایم؟ شاید این سیر تکاملی و جایگزین شدن تلویزیون دیجیتال به جای آنالوگ، یادآور تکراری باشد که در برخی از رویدادهای تاریخ رخ می دهد! هنگامی که یونانیان باستان به رهبری اسکندر بر مصر مسلط شدند، به تدریج زبان و الفبای یونانی جایگزین زبان مصر باستان گشت و از سویی زبان هیروگیلف ناپدید شد. تنها پس از کشفیات و حفاری های باستان شناسی دو هزار سال بعد (در سال 1799) این خط باستانی مجدداً آشکار شد. یک پاسخ احتمالی برای علت ناپدید شدن آن شاید این باشد : در حالی که در خط و نگارش مصر باستان از هفتصد نشانه ی نمادین متفاوت برای بیان مفاهیم استفاده می شد، نگارش یونانی بر مبنای الف با شکل گرفته بود. به عبارتی، استفاده از تعدادی نماد محدود و معین که وظیفه ی بیان تمام مفاهیم زبانی را بر عهده دارند.
سیستم آنالوگ درواقع نوعی هیروگلیف الکترونیکی است! برای مثال، یک شکل موج جریان الکتریکی متناظر با یک موج صوتی ست و با تغییر فشار صوتی، شکل موج نیز کاملا دگرگون خواهد شد. در مقابل، سیستم دیجیتال از امتیاز استفاده از کدهای سمبولیک دقیق (نظیر حروف الفبا) برای نمایش هر کدام از شکل موج های متغیر تصویر و صدای آنالوگ (نظیر شکل های هیروگلیف) بهره می برد. طبیعتاً هنگامی که ارسال اطلاعات از فرستنده یا کدکننده، با تعداد سمبل های محدود و معین انجام شود، در صورت بروز خطا در سیگنال، گیرنده یا کدگشا باز هم می تواند به کار خود ادامه دهد، به ویژه چنانچه از ابتدا کدهای ویژه ای به همراه سیگنال اصلی ارسل گردند، گیرنده می تواند خطا را کشف و حتی تصحیح کند. برای مثال، در یک گیرنده ی تلویزیون آنالوگ، چنانچه به دلیل جرقه های موتور یک اتومبیل یک جریان پالسی مزاحم در سیگنال دریافتی از آنتن تداخل کند، چون گیرنده ی آنالوگ قادر به شناخت و جداسازی این قبیل سیگنال های ناخواسته از سیگنال دریافتی نیست، پالس های تداخلی به صورت نقاط پراکنده ی سیاه و سفید بر صفحه ی لامپ تصویر ظاهر می شوند. در حالی که در پردازش دیجیتال، امکان شناخت سیگنال های ناخواسته و حذف خطای مزاحم وجود دارد و به همین دلیل تصاویر دریافتی شفاف تر و خالی از نویز هستند.
در شرایطی که جهان وارد قرن بیست و یکم شده، تلویزیون دیجیتال یکی از اجزاء مهم بزرگ راه های اطلاعاتی برشمرده می شود. زیرا این فن آوری، قابلیت ارسال مقادیر فراوانی از اطلاعات را به بیشترین تعداد کاربر با هزینه ی کم داراست. تلویزیون دیجیتال، با تبدیل تصاویر و صدا به مقادیر و کدهای دودویی (0و1) چنین قابلیتی را یافته است.
اینک برنامه های تلویزیونی (شامل تصاویر و صدا) که در حالت اولیه ی خود به قالب آنالوگ هستند، دیجیتال شده و پس از ترکیب با اطلاعات و داده های دیگر از طریق شبکه های مخابراتی به ایستگاه های فرستنده ی پخش امواج ارسال می شوند. این برنامه ها هم چنین قابلیت ذخیره شدن ابتدایی بر دیسک سخت کامپیوتر و سپس ارسال را برای بیننده های خاص (دارای حق اشتراک) دارند. امکان فراهم آوری مجموعه ی چند رسانه ای (صدا، تصویر، داده) به عنوان منبع برنامه ی تولید شده، با قابلیت ذخیره سازی حتی در رایانه های خانگی، سبب انقلابی در مقایسه با زنجیره ی مراحل تولید و پخش تلویزیون آنالوگ شده است.
مرور بر مفاهیم پایه : بررسی ساختار یک سیستم مخابرات دیجیتال
از آنجا که تلویزیون دیجیتال، نوعی از سیستم مخابرات دیجیتال است، طبیعتاً از الگوی کلی چنین سیستمی، تبعیت می کند. بنابراین ضروری ست قبل از ادامه ی بحث، در ابتدا تعاریف اولیه را به طور خلاصه مرور کنیم.
؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟جای شکل
تصویر 1-1 اجزاء اصلی یک سیستم ارتباطی دیجیتال را شامل طبقات فرستنده، گیرنده و هم چنین کانال ارتباطی معرفی می کند.
طبق تصویر، ابتدا منبع اولیه ی اطلاعات که در حالت طبیعی پیوسته است توسط تراگردان ورودی به سیگنال الکتریکی آنالوگ تبدیل می شود، مانند سیگنال ویدیوئی دوربین تلویزیونی یا سیگنال صدای تولید شده توسط میکروفن.
لازم است تا این سیگنال الکتریکی آنالوگ توسط یک مدار A/D از حالت آنالوگ به دیجیتال تبدیل شود، یعنی رشته ای از ارقام دودویی صفر و یک. هم چنین ممکن است که منبع اطلاعات، نظیر داده های مربوط به یک فایل درون حافظه ی رایانه، از ابتدا ذاتا دیجیتال باشد. در هر صورت، به دنبال شکلی از ارائه ی سیگنال دودویی هستیم تا سیگنال با حداکثر بازدهی، بدون زواید و با حداقل تعداد بیت در دسترس قرار گیرد. این همان تعبیر کدگذاری منبع اطلاعات است که طی این فرآیند افزونگی های ذاتی و آماری در سیگنال اولیه حذف می شود. به تعبیر دیگر، این عمل فشرده سازی داده ها نامیده می شود و پردازشی ویژه برای استفاده ی بهینه از پهنای باند فرکانسی کانال ارتباطی ست. طبیعی ست که هر چه حجم داده های تولیدی کم تر باشد، ارسال آن ها با سرعت انتقال کم تر و با اشغال پهنای باند کم تر امکان پذیر است.
سپس سیگنال کد شده در طبقه ی کد گذار یا کد کننده ی منبع وارد طبقه ی کدگذار کانال ارتباطی می شود. این کدکننده برخلاف قبل، به شیوه ای کاملا کنترل شده، داده های جدیدی را به داده های اطلاعات اصلی می افزاید تا به کمک آن ها گیرنده بتواند خطاها و آثار مخرب ناشی از نویز و تداخل های محیطی در سیگنال دریافتی را آشکار و تصحیح کند. بنابراین، کدکننده ی کانال برخلاف کدکننده ی منبع وظیفه ی افزایش افزونگی ها را جهت کنترل و کاهش خطا بر عهده دارد. معمولا به دو روش می توان کنترل خطا را انجام داد : نخست با ارسال دوباره ی پیغام اولیه یا روش ARQ که در این حالت باید حتما یک خط ارتباطی برگشت میان فرستنده و گیرنده موجود باشد تا گیرنده بتواند از فرستنده ارسال دوباره را درخواست کند. در این حالت گیرنده فقط قدرت تشخیص و آشکارسازی خطا را دارد و در عوض فاقد توانایی تصحیح خطاست.
در حالت دوم که هیچ گونه مسیر برگشتی وجود ندارد، تنها امکان کنترل خطا به روش «تصحیح خطای پیش سو» (Forward Error Correction) یا به اختصار FEC است که خود شامل شیوه های گوناگونی ست. در یک روش ساده، اگر تعداد بیت پیغام برابر عدد k باشد، به آن ها تعدادr بیت به عنوان بیتهای وارسی افزوده شده و در کل یک کد – واژه با n بیت ساخته و مجموعه ای n بیتی به مدولاتور ارسال می شود. مدولاتوری دیجیتال در واقع بخش واسطه برای انتقال جریان داده ها به محیط انتشار است. از آنجا که تقریباً تمام محیط های ارتباطی در عمل قابلیت انتقال سیگنال های الکتریکی را فقط به صورت شکل موج های پیوسته دارند، در طبقه ی مدولاتور سیگنال گسسته ی زمانی عملا دوباره به سیگنال پیوسته یا آنالوگ تبدیل می شود تا شرایط مناسب انتشار یابد. درواقع اولین هدف مدولاتور نگاشت یک واحد اطلاعات دودویی به یک شکل موج الکتریکی پیوسته است.
کانال مخابراتی یک محیط یا رسانه ی فیزیکی برای انتقال سیگنال بین فرستنده و گیرنده است. این محیط می تواند محیط بسته (نظیر کابل الکتریکی یا فیبر نوری) یا محیط انتقال باز (نظیر جو و فضای آزاد) باشد. ویژگی معمول کانال ارتباطی این است که سیگنال در ضمن انتقال از طریق آن، تحت تأثیر عوامل فیزیکی از قبیل نویز و تداخل قرار می گیرد و مقداری دچار آسیب می شود.
در سمت دیگر کانال، طبقات گیرنده قرار گرفته که ابتدا توسط یک دِمدولاتور دیجیتالی سیگنال دریافتی از حالت پیوسته به گسسته تبدیل شده و شکل موج آسیب دیده ی سیگنال باز به دنباله ای از داده های دودویی (البته همراه با خطا) تبدیل می شود. سپس همان گونه که اشاره شده، در کدگشای کانال به وسیله ی اطلاعات دریافت شده از فرستنده، همان افزونگی ها، داده ها مجددا بازسازی و ترمیم، و خطاها آشکار گشته و تا حد ممکن تصحیح می شوند. خواهیم دید که میزان متوسط احتمال خطا در بیت که در خروجی کدگشا قابل اندازه گیری ست، پارامتری مهم برای سنجش و معرف میزانی از کیفیت کار مجموعه ی مدولاتور و کدگشا، و به طور کلی گیرنده، است.
در حالت کلی، احتمال خطا تابعی از مشخصه های کد و کدگذاری، نوع شکل موج های ارسال در کانال متناسب با اطلاعات اولیه (نوع مدولاسیون)، قدرت فرستنده و مهم تر از همه ویژگی های کانال (میزان تأثیر نویز و اعوجاج و تداخل) و نیز روش دمدولاسیون و کدگشایی ست.
در آخرین مرحله، کدگشای منبع رشته داده ها را دریافت کرده و با آگاهی از روش کدینگ، داده های اولیه را استخراج و سیگنال پیغام را بازسازی می کند. در شرایط واقعی و غیر ایده آل، به دلیل اعوجاج ناشی از عمل کرد کدکننده های منبع بر سیگنال اولیه در فرستنده و هم چنین خطاهای ناشی از کانال ارتباطی، سیگنال نهایی به دست آمده در خروجی کدگشای منبع در گیرنده، یک سیگنال تقریبی و نزدیک به سیگنال پیغام (و نه دقیقا خود سیگنال) خواهد بود. سرانجام و در صورت لزوم، توسط تراگردان خروجی سیگنال دودویی مجدداً به شکل آنالوگ، یا اصولا حالت غیرالکتریکی، تبدیل می شود.
فرمت:word(قابل ویرایش)
تعداد صفحات:30
مقدمه:
در عصر حاضر هر روز ما شاهد تغییر و تحولاتی در سطح جهان هستیم که این تغییرات بر روی افراد آن جامعه اثر می گذارد.
افراد می خواهند به نوعی، از تغییر و تحول جهان خود آگاه شوند که در این راستا رسانههای گروهی می توانند به ما کمک بنمایند و از طریق این رسانه ها بسیاری از اطلاعات را بدست آوریم یکی از این دسته رسانه ها تلویزیون میباشد که هر روز بیشتر و بیشتر جای خود را در میان باز کرده است. کمتر خانه ای را شاهد هستیم که در آن تلویزیون نباشد و افراد خانواده از برنامه های آن استفاده نکنند.
در میان بییندگان و تماشاکنندگان تلویزیون فرزندان خانواده بیننده پر و پا قرص تلویزیون هستند تلویزیون می تواند اثرات بسیاری را بر روی دانش آموزان بگذارد که در بین دختران و پسران و همچنین سنین مختلف متفاوت است. اما چگونگی استفاده از این رسانه و کیفیت برنامه های تلویزیون می تواند موضوع مهمی باشد مسئولین سینما نیز در نظر دارند با بالا بردن کیفیت برنامه های خود اطلاعات مفید و مناسبی در گروههای سنی مختلف بر جای بگذارند، اما گاه با زیاده روی در تماشای این وسیله و استفاده نامطلوب، آثار منفی را بر جای میگذارد این آثار میتواند دانش آموزان را از انجام تکلیف و یا به موقع خوابیدن باز دارد و بچه ها نتوانند در دروس خود موفقیت حاصل کنند.
در این تحقیق که کنکاشی است پیرامون «تأثیر تماشای تلویزیون بر کیفیت تحصیلی دانش آموزان مقطع ابتدایی سعی شده است واقعیات موجود، بدون تعصب و اظهارنظر شخصی مورد مداقه قرار گیرد.
باید اذعان نمود که کار مذکور خالی از اشکال نخواهد بود ولی حداقل توجهی است به این موضوع که میتوان مسائل را با برخورد علمی و پژوهشی مورد بررسی قرار داد.
فهرست مطالب:
عنوان صفحه
الف- بخش اول :
۱- صفحه عنوان و فهرست
۲- پیشگفتار
ب – بخش دوم :
فصل اول: مبادی تحقیق
– مقدمه
۱- عنوان تحقیق
۲- تعریف و تحدید موضوع تحقیق
۳- تعریف مسئله مورد پژوهش
۴- هدف تحقیق
۵- ضرورت و اهمیت تحقیق
۶- فرضیه ها
۷- محدودیتها و مشکلات تحقیق
۸- تعریف اصطلاحات و واژه ها
فصل دوم: زمینه و پیشینه تحقیقات انجام شده
فصل سوم:
۱- بیان روش تحقیق
۲- تعیین جامعه آماری و روش نمونه گیری
۳- توصیف ابزارها و وسایل جمع آوری داده ها
۴- روش آماری
۵- بررسی فرضیه های الف و ب
فصل چهارم : خلاصه و نتیجه گیری
۱- یافته های اصلی و نتیجه گیریها
۲- پیشنهادات
الف – پیشنهادات عملی
ب – پیشنهاد به محققان بعدی
بخش سوم :
۱- فهرست منابع
۲- خلاصه تحقیق
فرمت:word(قابل ویرایش)
تعداد صفحات:96
چکیده :
مطالعه کار اصطلاحی است که تکنیک های مطالعه روش سنجی و زمان سنجی را که برای تأمین حد اکثراستفاده ممکن از نیروی انسانی ، تجهیزات و مواد اولیه مورد نیاز برای انجام یک کار مشخصی بکار می رود را در بر می گیرد اما مطالعه روش سنجی عبارت است از ثبت منظم و بررسی دقیق روشهای انجام کار و پیشنهاد روشهای اصلاحی به منظور کاهش هزینه ها ، ساده تر کردن عملیات و افزایش بازدهی می باشد.
در انجام ارزیابی روش در مراحل معینی به ناگزیر نگرش انتقادی به جابجایی افراد و مواد در سراسر کارخانه یا محیط کار و بررسی جانمایی کارخانه مورد توجه قرار میگیرد . این کار ار این نظر لازم است که در بسیاری از کارخانجات یا در موارد جانمایی اولیه بخوبی فکر نشده ، یا بهنگام توسعه موسسه و یا موازات ایجاد تغییراتی در بعضی از محصولات یا فرآیند های تولید آن در هرکجا که فضایی یافت شده ماشین آلات ،تجهیزات یا دفاتری اضافه شده است .
نتیجه کلی این وضعیت ان است که در موارد کارکنان اغلب باید مسافت طولانی تری را ضمن گردش فرآیند تولید طی کنند که منجربه اتلاف وقت و انرژی می شود ،بدون اینکه چیزی به ارزش محصول افزوده شود . بنابراین اصلاح جانمایی کارخانه بخشی از وظایف کارشناس ارزیابی کار است .
فهرست مطالب
عنوان صفحه
تاریخچه …………………………………………………………………………………………………….. ۱
فصل اول : معرفی واحدصنعتی ………………………………………………………………………. ۳
۱-۱- سازماندهی و تشکیلات ………………………………………………………………………. ۵
۲-۱- بخش تولید ………………………………………………………………………………………. ۵
۳-۱- بخش بازرگانی ………………………………………………………………………………… ۱۳
۴-۱- کنترل کیفیت …………………………………………………………………………………… ۱۵
۵-۱- مهندسی صنایع ………………………………………………………………………………… ۱۶
۶-۱- تعمیرات وتأسیسات …………………………………………………………………………. ۱۷
۷-۱- مرکز ایمنی و بهداشت ………………………………………………………………………. ۱۸
۸-۱- امور اداری ……………………………………………………………………………………… ۲۴
۹-۱- امور مالی و چارت واحد مالی ……………………………………………………………… ۲۷
۱۰-۱- بخش کامپیوتر ………………………………………………………………………………… ۲۸
فصل دوم : سالنها و خطوط تولید …………………………………………………………………… ۳۰
۱-۲- سالن تولید تلویزیون ………………………………………………………………………… ۳۱
۲-۲- انبارها ………………………………………………………………………………………….. ۴۱
۳-۲- خط pars…………………………………………………………………………………….. 42
4-2- خط Grundic………………………………………………………………………………. 44
فصل سوم :نمودارهای فرآیند جریان نمودار فرآیند جریان خطوط تولید …………………… ۵۰
۱-۳- نمودار فرآیند جریان تولید شاسی ………………………………………………………. ۵۱
۲-۳- نمودار فرآیند جریان تولید فرانت ( خط قدیم PARS) …………………………… 52
3-3- نمودار فرآیند جریان تولید بک …………………………………………………………… ۵۳
۴-۳- نمودار فرآیند جریان آماده سازی لامپ تصویر ……………………………………….. ۵۴
۵-۳- نمودار فرآیند جریان تولید فراتب ( خط جدید PARS) …………………………. 55
6-3- نمودار فرآیند جریان تولید مارک ………………………………………………………… ۵۶
۷-۳- نمودار فرآیند جریان تولید فرم بلندگو ………………………………………………….. ۵۷
۸-۳- نمودار فرآیند جریان تولید شیلت ………………………………………………………… ۵۸
۹-۳- نمودار فرآیند جریان تولید سنترپل ………………………………………………………. ۵۹
۱۰-۳ – نمودار فرآیند جریان تولید واشر ………………………………………………………. ۶۰
۱۱-۳- نمودار فرآیند جریان تولید ترمینال …………………………………………………….. ۶۱
۱۲-۳- نمودار فرآیند جریان مونتاژ بلند گو ……………………………………………………. ۶۲
۱۳-۳- نمودار فرآیند جریان تولید فوم …………………………………………………………. ۶۳
۱۴-۳- نمودار فرآیند جریان آماده سازی کارتن ……………………………………………… ۶۴
۱۵-۳- نمودار فرآیند جریان مونتاژ تلویزیون ( خط قدیم سالن ۱) ………………………. ۶۵
۱۶-۳- نمودار فرآیند جریان مونتاژ تلویزیون ( خط جدید سالن ۲) ………………………… ۶۷
فصل چهارم : عناصر کاری …………………………………………………………………………… ۶۹
۱-۴- معرفی عناصر و نقاط شروع وانفصال …………………………………………………… ۷۰
۲-۴- تعداد اپراتورهایی که عملیات مربوط به هر عنصر را انجام میدهند ……………… ۷۵
۳-۴- جدول زمان مربوط به انجام عناصر ……………………………………………………… ۷۶
۴-۴- جدول بهبودی ……………………………………………………………………………….. ۷۸
فصل پنجم : پیشنهادات ……………………………………………………………………………….. ۸۰
۱-۵- موارد مربوط به برنامهریزی تولید ………………………………………………………… ۸۱
۲-۵- موارد مربوط به حمل و نقل ………………………………………………………………. ۸۲
۳-۵- موارد مربوط ، ایمنی و بهداشت ………………………………………………………….. ۸۳
منابع ومأخذ ………………………………………………………………………………………………. ۸۴
منابع و مأخذ
۱) ع- کمال زاده « آشنایی با ارزیابی کار و زمان » ، تهران ، مرکز دانشگاهی ،۱۳۸۶ .
۲) ع. علی احمدی «مهندسی کار و مدیریت زمان» ،تهران ،دانشگاه علم و صنعت، ۱۳۸۴٫
۳) ا . ریاحی «فنون مطالعه کار و زمان سنجی » ، تهران ، دانشگاه آزاد اسلامی تهران جنوب ، ۱۳۸۲ .
۴) مستنات کارخانجات پارس الکتریک