144 صفحه
چکیده
قیصر امین پور یکی از برجسته ترین شاعران پس از انقلاب اسلامی است که توانسته است سبک و طرزتازهای در شعر بیافریند که هم ساختار کلی کلام خود را منسجم سازد و هم در سایه ی ساختار کلام و الگوهای ادبی، الگوی جهان نگری خود را براساس تجربیّات شخصی به مخاطبان خویش انتقال دهد. عناصر طبیعی نقش مهمّی در بیان اندیشه و احساس وی دارند ؛ و تصاویر شعری او غالباً با عناصر طبیعی شکل گرفته اند. شاعردرپدیده ها و جلوه های زیبای الهی به دقّت می نگرد وباخیال دورپرواز خود، زیبایی های شگفت انگیز پنهان در طبیعت را کشف وآن را در آیینه ی نهان خود باز میسازد و آن رادر لباس الفاظ وکلمات در می آورد و در اعماق روح وجان مخاطب تاثیر شگفت برجا میگذارد. در این رساله، دلایل رویکرد شاعر به طبیعت، چگونگی کاربرد واژگان و تصاویر شعری امین پور ، در دوره های مختلف حیات شعری وی، با عناوین ذیل مورد بررسی قرار میگیرد: الف) طبیعت گرایی توصیفی که شاعر در آن، با به کار گرفتن وصفهای روشن، تک معنا و دقیق و خود، تصاویری میسازد که مقبول عقل و ادراک حسّی است. ب) طبیعت گرایی با کارکرد عناصر حماسی که در آن، شاعر به دلیل اعتقاد خود و فضایی که در آن قرار گرفته است، واژگان و تصاویری را می سازد که بیانگر خشم و اقتدار و ستیهندگی باشد و گاه به تناسب فضای حاکم، حماسه را با تغزّل و عرفان در هم می آمیزد و تصاویر، بار حماسی غزل را در کنار بار تغزّلی آن به خوبی به دوش میکشند. پ) طبیعت گرایی تألیفی و تأویلی که در آن، شاعر به کمک عناصر طبیعی تصاویری را ارائه میدهد که در زیرساخت آن، میتوان به دغدغه های درونی شاعر و آرمانهای او پی برد. ت) طبیعتگرایی شهودی که در دوره سوّم شعری او نمود پیدا میکند، ایماژها از درونگرایی او حکایت میکند و دلمشغولی وی به زبان ویژه که زبان گفتاری و امکانات معنایی و صوتی زبان است، سبک وی را به سوی طبیعی شدن سوق می دهد. ث) طبیعت و جنبه های سمبلیک آن که در آن شاعر با رشتهای از ارتباطات تأویلی، مصداق های عینی و ذهنی نمادها را به هم پیوند میدهد و از این رهگذر، احوال درونی خود را بیان میکند.
در دو بخش پایانی نیز به عینیّت ، ذهنیّت و رابطه ی عشق ، انسان و طبیعت و نقش آن در اشعار قیصرامین پور پرداخته شده است.
واژگان کلیدی:
قیصر امین پور، طبیعت، طبیعتگرایی توصیفی، حماسی، تأویلی و شهودی.
بخشی از متن اصلی :
جایی که هر کلمه راحت است.
و جای خود را پیدا می کند تا کلمات دیگر را کمک کند.
کلمه ای نه مردد و ترسو و نه خود فروش
معامله ای ساده بین قدیم و جدید
کلمه ی عامیانه ی دقیق بدون آنکه رنگی از ابتذال داشته باشد.
کلمه ی رسمی دقیق بدون آنکه رنگی از علم فروشی داشته باشد.
زوج کامل رقصان که با هم می رقصند.
«تی.اس.الیوت/چهار کوارتت/بخش چهارم»(۱)
شاعر موّرخ نیست و کسی هم از شاعر انتظار ندارد که حوادث اجتماعی زمانش را در شعرش واگویه کند، اما انتظار دارد که هر کلمه ای در شعرش یک حادثه بشود و شعرش صدای شکستن حادثه های تاریخی، اجتماعی، مذهبی، اسطوره ای و ... و ... باشد(۲) و همچون مادری که دست فرزند نو پایش را می گیرد و به او «رفتن» می آموزد، خواننده را به مرکز حادثه ها ببرد، و به او «اندیشیدن» بیاموزد.
«شعر اتفاقی است که در زبان می افتد» (۳) و زبان مجموعه ای از کلمه هاست. این مجموعه می تواند زبان را به ساحت شعر نزدیک کند، یا از آن فراری دهد. پر واضح است که هر کلمه ای شخصیت مستقل خود را دارد. «کتاب» یا «میز» ؛ «آسمان» یا «زمین» همیشه کتاب و میز و آسمان و زمین هستند. اما شاعر که راز کلمات را می شناسد و همواره میان «عینیت» و «ذهنیت» خود در گردش است، می تواند همین کلمات را همراه با کلمات دیگر به رشته بکشد و آنقدر خیالش را نازکانه از لابلای این رشته عبور دهد که همین واژگان ساده و معمولی نقش عوض کنند و با جان تازه تری در شعر بنشینند. آنگاه است که نوآوری را دست مایه ی شعر خود کرده است.
نخستین شاعری که قد یارش را به سرو مانند کرد، کار تازه ای انجام داد، اما آنها که بعد از او این کار را کردند، مرتکب گناه تقلید شدند.
تقلید ممکن است در شعر خوش بنشیند، اما بی شک چون چون فاقد نو آوری است و تکراری است از «گفته شده ها» ، تأثیری را که باید در ذهن خواننده بگذارد، نمی گذارد.
تازه گویی و نو پردازی هم کاری به شعر کهنه و شعر نو ندارد. شعر نیمایی و شعر سپید و شعر آزاد و قصیده و غزل هم نمی شناسد. نو آوری می تواند در همه گونه شعر اتفاق بیافتد. اگر بیافتد شعر، شعر نوست، بی آنکه قالبی شکسته شده باشد و مصراعی کوتاه و بلند شده باشد و اگر نیافتد شعر اگر از نو هم نوتر باشد، باز هم کهنه است، چون بی گمان تکرار مکررات است و تازه جویی را با آن نسبتی نیست.
علت اینکه هنوز بعد از قرن ها شعر حافظ و مولانا قابل درنگ و زبان حال ما هستند، همانا درون مایه ی تازه ی شعر است که سرشار از نمادها و اشاره هایی است که بسیاری از شاعران امروز آنها را حتا بو هم نکشیده اند.
این فایل به همراه چکیده ، فهرست مطالب ، متن اصلی و منابع تحقیق با فرمت word در اختیار شما قرار میگیرد
تعداد صفحات : 16
مجموعه ای از ۲۱ عکس شعر بسیار زیبا با کیفیت فوق العاده بالا برای معرق کاری در
این مجموعه موجود میباشد.
مشخصات محصول:
نام کتاب: مجموعه ۲۱ طرح شعر معرق کاری
نوع فایل: jpg
حجم فایل: ۷٫۴۰ مگا بایت
تعداد ایمیج: ۲۱ عکس با فرمت jpg
قیمت کتاب: 600 تومان
نحوه خرید: خرید آنلاین و دانلود
بخشی از متن اصلی :
پیداست زبان گفتار و زبان شعر دراجزاء با یکدیگر وجه اشتراک دارند. در هر دو نحوه ی بیان« واژه» عنصر اساسی و بنیادین است. اصولاً زبان از ترکیب و هم نشینی واژگان در یک ساختار منظم بوجود می آید. لیکن آنچه مرز میان این دو نحوه ی بیان است شکل برخورد گوینده( یا شاعی با واژه برخورد واژه ها با یکدیگر در شعر و کارکرد خاص آنها می باشد. گفته شد« برخورد واژه ها در شعر» زیرا« اگر میان واژه ها برخوردی نباشد، شعر بوجود نمی آید. شعر از زبان فراتر رفته، قواد آن را در هم می ریزد میان واژگاه جابجایی پیش می آید این، یعنی برخورد واژه ها که موجد ساختاری به نام شعر است. در زبان گفتار صرفاً یک نشانه ااست به اشیایی آنکه تصویر شوند گفته می شوند. گوینده در زبان گفتار آنها را به نام می خواند بی آنکه نشانی نشان دهد. لیکن در زبان شعر، واژه نام شیء نیست، خودشیء است و شاعر بی آنکه بگوید نشان می دهد و مخاطب بجای آنکه بشوند می بیند. فرانسیس پونژ می گوید:
« هرگز واژهای را از نزدیک دیده اید؟ واژه ای را بردارید ؟ خوب بچرخانید و به حالتهای مختلف درآورید تا عین مصداق خود شود.» خود پونژ واژه ی « کروش»Croche (= کوزه) را مورد بررسی شاعرانه قرار داد و ادعا کرد که هر صرف این واژه بیانگر جایی از کوره ی گلی است. بعقیده او هیچ واژه ی دیگری رنگ کوزه ندارد. این است جایگاه واژه در شعر.
آنچه مسلم است این است که شعر هنری زبانی است مثل زبان از عناصری چون واژه و لحن در یک ساختار دقیق ساخته شده و از این نظر نیز از جهات صوری، کاملاً مطنبق با زبان گفتار است. و اگر آن 2 سطح را بنگریم کاملاً یکی شان می یابیم، زیرا هر دو از ابزار و مصالح مشترکی شکل گرفته اند، فقط با نگریستن از دیگرسو، با چشمانی که طور دیگری ببیند، می توان شکاف عمیقی و فاصله میان آن دو نحوه بیان را دریافت. واژه در زبان گفتار یک علامت است و در شعر معنا. ساختار در زبان گفتار- اگر باشد- زائیده ی تصادف با مصالحی ا ز تسامح است؛ و ساختار در شعر، نتیجه ی هوشمندی ب ابزاری از ذوق و زیبایی است؛ و گاه چنان نظام مند که نتوان خشتی را جای خشتی نهاد بی آنکه به معماری زییاشناختی آن آسیبی وارد شود.
این فایل به همراه فهرست مطالب ، متن اصلی و منابع تحقیق با فرمت " word " در اختیار شما قرار میگیرد.
تعداد صفحات :17
فایل PDF تعداد صفحات 19 صفحه