11 اسلاید و 10 ص ورد
تفاوت امواج صوتی با ماورای صوتی در فرکانس آنهاست. فرکانس امواج ماورای صوتی بالاتر است و گوش انسان قادر به شنیدن آن نیست. برای تبدیل آن لازم است توسط یک میکروفون حساس به این امواج آنها را ضبط کرد و سپس سرعت پخش آنها را کم کرد. نرم افزارهایی هم برای این کار مجود دارد. مثل goldwave یا حتی sound recorder در خود ویندوز این کار را میکند.
نگاهی به نقش صوت در جهان درون
«و در ابتدا کلمه بود. و خداوند جهان را از کلمه آفرید و از صوتی ویژه خلق کرد. آوایی مقدس، که آهنگ جهان بود و جهان، همآهنگ با آهنگ کلمه بود و همه چیز موزون مینمود. و جز آوای کلمه چیزی به گوش نمیرسید. همه هستی و هست، با صوت کلمه به رقص آمد و همآوا گشت و بیوقفه کلمه را میخواند...».
اصوات، جهان ما را در برگرفتهاند و این در حالی است که اغلب ما نسبت به مفهوم آنها و تأثیری که بر ابعاد باطنی ما دارند بیتوجهیم. جهان ما، جهان اصوات است و لازم است اکنون که در حال تجربه این جهان و کیفیتهای آن هستیم، مفهوم و معنای اصوات این جهان را هرچه کاملتر شناخته و الگوهای بنیادین آن را درک کنیم. البته چنین کاری برای انسان این عصر، بسیار دشوارتر از روزگاران کهن است چرا که از حدود سه قرن پیش با شروع انقلاب صنعتی، زمین، آرامش طبیعی خود را از دست داد و همه جا پُر شد از همهمه و سر و صدای در هم و آشفته ناشی از کارکرد ماشینها و دستگاههای صنعتی. اینگونه بود که ما از صداهای طبیعی جهان بهدور افتادیم و ذهن ما توجه به مفهوم نهفته در اصوات را در پس شلوغیها و آشفتگیها نادیده گرفت و به فراموشی سپرد. اکنون حتی زیرِ دریاها نیز پُر از سر و صداست. این در حالی است که در روزگاران قدیم، تنها صداهایی که در زمین طنینانداز میشد، اصوات برخاسته از دل طبیعت بودند، صداهایی که در پسِ هریک، معنا، مفهوم و انرژی خاصی نهفته بود. بههمین دلیل نیز تأثیرات باطنی اصوات طبیعت از دوران کهن برای انسان، شناخته شده بود.
بهطور کلی باید گفت که آنچه عموماً در مورد اصوات میشناسیم و تجربه میکنیم، تنها بخش کوچکی است از اصواتی که در جهان وجود دارد. امواج «فراصوت»(1) و «فروصوت»(2) نمونههایی از این اصواتاند. ما مستقیماً توانایی دریافت چنین اصواتی را نداریم ولی موجوداتی در زمین وجود دارند که این صداها را میشنوند و از طریق آنها با همدیگر و با محیط پیرامون خود ارتباط برقرار میکنند (نمونه آشنایی از این موجودات، دلفینها و خفاشها هستند). در واقع باید گفت که محیط طبیعی زمین ممّلو از چنین اصواتی است که هر یک، نشانهها و مفاهیم خاصی را در دل دارد. بهعنوان مثال، شواهد و مطالعات علمی چند سال اخیر حاکی از آن است که پدیدههایی نظیر شفقهای قطبی (نورهای شمالی) و یا حتی زمینلرزه، هر یک الگوی فروصوتی خاص خود را دارند و برخی از گونههای حیوانات، قادر به تشخیص این الگوها هستند.
امواج مایکرو ویو
مایکل فارادی با مطالعه میدان مغناطیسی انتشار نور در شیشه، به سال 1845 دریافت که نور را میتوان به عنوان اختلالات مغناطیسی و به صورت عرضی در نظر گرفت که خاصیتهای موجی شکل دارد. ماکسول نظریه الکترو مغناطیسی نور را رسماً در 20 سال بعد ارائه نمود و هانریش هرتز این نظریه را در سال 1888 به صورت کامل به اثبات رساند. او در یکی از آزمایشهای خود، از منعکسکنندههای سهموی برای تمرکز انرژی الکترومغناطیسی استفاده نمود و توانست بازده انتقال را بهبود بخشد که ایده آنتنهای با بازدهی بالای مایکروویو امروزی از همان منعکسکنندههای سهموی گرفته شده است. اولین کاربردی که میتوان برای امواج الکترومغناطیسی در نظر گرفت، در حوزه مخابرات است. در سال 1895، گولیمورمارکونی توانست سیگنالهای رادیویی را تا بیش از یک مایل انتقال دهد. او توانست با استفاده از منعکسکنندههای سهموی، این مسافت را تا 4 مایل هم افزایش دهد تا آنکه در سال 1901 او نخستین پیام مخابراتی را در طول اقیانوس اطلس که در حدود 3000 مایل مسافت دارد به صورت بیسیم انتقال دهد. با اختراع تلفن در سال 1876 توسط بل و گری در عرصه مخابرات، بررسی دقیقتر سیگنالهای الکتریکی در خطوط انتقال جایگاه ویژهای پیدا کرد تا آنکه موجبرها نیز در این عرصه مورد توجه قرار گرفتند. موجبرها، لولههای فلزی توخالی هستند که قابلیت انتشار امواج الکترومغناطیسی را دارند. در همان سالها موجبرهایی با قابلیت انتشار در فرکانس 5/1 و 4 گیگاهرتز توسط الیورلاچ ارائه گردیدند.