یارا فایل

مرجع دانلود انواع فایل

یارا فایل

مرجع دانلود انواع فایل

تحقیق و بررسی در مورد ورزش کشتی گیری چقدر قدمت دارد 10 ص

اختصاصی از یارا فایل تحقیق و بررسی در مورد ورزش کشتی گیری چقدر قدمت دارد 10 ص دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

لینک دانلود و خرید پایین توضیحات

فرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینت

تعداد صفحات: 9

 

ورزش چیست؟

ورزش کردن عکس عمل خوردن است ، با ورزش کردن کالری های خود را می سوزانید. در حقیقت بدن شما با سوزاندن کالری می تواند کار کند . این کالریها بدن را گرم ، قلب را درحال پمپاژ و خون را در حال گردش نگه می دارد . کالری های مصرف شده شما را در حال تحریک و تحرک نگه می دارد ، مثل پیاده روی ، کارکردن ، از پله بالارفتن و یا هر فعالیتی که انتخاب می کنید . هر چه بیشتر حرکت کنید بیشتر کالری می سوزانید ، در نتیجه بیشتر وزن از دست می دهید . با 1 مایل پیاده روی همانقدر کالری می سوزانید که با همان فاصله دویدن اما فقط از نظر زمان اختلاف دارد .

و اما کشتی ....

مقدمه:

گذشته های دور این مرز و بوم همواره ورزش به عنوان هنری در خدمت دفاع از تمامیت ارضی , ناموس و عقیده بوده است و طبعا به همین جهت تقدس می یافته است تا جایی که ورزشکاران و پهلوانان در هیبت اسطوره ها برای مردم نشو و نما می نموده اند و در حماسه آفرینی ها ، جنگ ها فرهنگ ها ادبیات ، هنر و شعر تاثیر گذاری فوق العاده ای داشته اند .

کشتی به سیاق موجود قدمتی بیش از چند دهه ندارد و بدین گونه که در حال حاضر رواج دارد شاید بتوان گفت که آن نیست که در گذشته بوده است و هم آن است که در گذشته بوده است . نبوده است از آن جهت که شیوه ی اجرا و قانونمندی و فرهنگ عمومی حاکم بر آن تغییر نموده است و همان می باشد بدین لحاظ که عمده ی فنون و اصول حاکم بر اجرا همان است که در تاریخ ضبط می باشد .

کشتی ورزشی است که در بین اکثریت ملل جهان رواج داشته است و تا قبل از پیدایش نهضت المپیک و قانونمند شدن ورزش در میان جوامع بشری با اندک تفاوتی به آن می پرداخته اند .

کشتی در جهان

مبدا کشتی به شروع حیات انسان بر می گردد .از زمان های بسیار دور کشتی پدیده ای کاملا متفاوت با سایر پدیده هایی که امروزه آن را می شناسیم بوده است در آن هنگام کشتی ورزش نبود که در اوقات فراغت انجام شود و یا وسیله ای برای تفریح باشد بلکه وسیله ای برای ادامه ی بقا بوده است .به کمک کشتی بود که انسان می توانست از جان خود و خانواده اش حفاظت کند .

این که مبدا پیدایش کشتی را به منطقه ی ویژه ای نسبت دهیم و یا شکل گیری آن را در ناحیه ی خاصی در نظر بگیریم شاید قرین به صحت نباشد زیرا که این مقوله در بین جوامع کهن و در تمام نقاط گیتی به نحوی رایج بوده است .

مصر و چین باستان بعد ها ایران و یونان و روم و دیگر ملل هر یک به این امر می پرداخته اند . آثار تاریخی به دست آمده از مصریان باستان و نقاشی های کشف شده همه گویای این است که مصریان به کشتی می پرداخته اند . کشتی در دوران سومریان نیز بوده است. هومر شاعر افسانه پرداز یونان باستان در کتاب هایش ایلیاد و ادیسه بارها از کشتی گرفتن قهرمانان قصه ی خود سخن گفته است . کشتی میان دو پهلوان به نام های اولیس و آژاکس از جالب ترین و هیجان انگیز ترین رویداد ها ی قصه های هومر است .

در یونان قدیم انواع ورزش ها از جمله کشتی حتی به عنوان ورزش و تا حدودی به روش مسابقات و اتفاقا در غالب مسابقه رواج داشته است .

در مسابقات المپیا فقط مردان آزاد یونانی حق شرکت داشتند . داوطلبان شرکت در مسابقات المپیا پس از بررسی ها ی گوناگون برگزیده می شدند و مدت ده ماه زیر دست مربیان جوانان و مربیان ورزشکاران پرورش می یافتند و برای مسابقات آماده می گردیدند . هر ورزشکار پس از رسیدن به المپیا مورد بازدید قرار می گرفت و سوگند می خورد که قوانین مسابقات را رعایت کند . در این مسابقات نامردی یا حقه نادر بود ، ولی ناممکن نبود . چنانچه ائوپولیس مشت زن کوشید که با رشوه دادن از رقیبان خود پیش افتد ولی سختی کیفرهایی که بر نا درستان روا می داشتند نامردی و فریب را به حداقل می رساند .

مهمترین مسابقاتی که تواما صورت می گرفت پنتاتلون یا پنج مسابقه نام داشت هر کس که در یکی از مسابقات شرکت می کرد از شرکت در چهار مسابقه ی دیگر هم ناگزیر بود و کسی به مقام قهرمانی می رسید که حداقل در سه مسابقه فاتح می شد . مسابقه ی اول پرش بود و طی این مسابقه افراد با وزنه هایی در دست از روی مانع می پریدند .مسابقه ی دوم پرتاب ( دیسک ) بود صفحه ی سنگین مدوری را که تقریبا شش کیلو وزن داشت پرتاب می کردند .حد نصاب گرده پرانان را سی متر نوشته اند .مسابقه سوم را پرتاب نیزه نوشته اند . چهارمین مسابقه که در حقیقت مسابقه ی عمده به شمار می رفت مسابقه ی دو در مسافتی به طول تقریبی 180 متر بود . کشتی پنجمین مسابقه را تشکیل می داد و داستان های بسیار درباره اهمیت أن و قدرت کشتی گیران یونانی باقی مانده است .

کشتی یکی از اولین ورزش هائی بود که بشر شناخت. بیشتر از صدها منظره از مسابقات کشتی، روی دیوارهای قبور مصر باستان حجاری شده است و تمام آنها نمایشگر زیر و بم های این ورزش باستانی است که امروزه ما با آنها آشنا هستیم. بنابراین ورزش کشتی حتی در پنج هزارا سال قبل هم یک ورزش خیلی پیشرفته بوده است. کشتی بعنوان یک ورزش علمی و نظم یافته از مصر یا آسیا به یونان برده شده است. اما در یک افسانه یونانی آمده است که ورزش نخستین بار به وسیله «توس» فهرمان اختراع شده است.

کشتی یکی از شاخه های مهم بازی های قهرمانی در یونان قدیم بوده است. کشتی گیران یونانی روغن مخصوصی را به بدنشان می مالیدند و سپس روی روغن را خوب ریگ مالی می کردند تا به اصطلاح موضع خوبی در موقع کشتی داشته باشند.

قهرمان کشتی عهده قدیم، شخصی به نام «میلوکروتن» بوده که حدود 32 پیروزی در بازی های ملی و شش پیروزی هم در بازی های المپیک به دست آورده بود.

در ژاپن، که ورزش کشتی یکی از معمول ترین ورزش ها میان مردم محسوب می شود، اولین رکورد مسابقه کشتی مربوط به 32 سال قبل از میلاد بوده است. ژاپنی ها نوع خاصی از وززش کشتی دارند که به نام «سامو» نامیده می شود که در این نوع کشتی، وزن، خیلی اهمیت دارد. بعضی از قهرمانان «سامو» حتی بیشتر از 300 پوند وزن دارند و طبعاً خیلی هم قوی هستند، اما با وجود این سنگینی وزن، خیلی فرز و چالاک هستند.

در بریتانیا، حتی در زمان های خیلی قدیم هم به این ورزش خیلی توجه شده و به مقدار قابل ملاحظه ای توسعه داده شده است. بد نیست بدانید که «هنری هشتم» پادشاه انگلیس، خیلی به این ورزش علاقه داشته و خود یکی از کشتی گیران خوب به شمار می آمد.

در قاره ی پهناور آسیا ورزش کشتی در میان قبایل و ایلات و عشایر همواره رایج بوده و محبوبیت بسیار داشته است اما رواج این ورزش در مغولستان ژاپن ، ایران و هندوستان بیشتر از دیگر مناطق آسیا بوده و هنوز هم هست در مغولستان کشتی ورزشی است عبادی و سنتی که همراه با مراسم خاص برگزار می شود و همه ی پسران باید فنون این ورزش را از سنین کودکی بیاموزند . در ژاپن اسناد تاریخی بسیاری از قدمت ورزش کشتی و کشتی گیران موجود است و در یکی از این سندها که متعلق به قرن ششم میلادی می باشند از کشتی گیر همیشه پیروزمندی به نام سوکون یاد می شود در قرن هشتم میلادی بنا به فرمان یکی از امپراطوران ژاپن موسوم به شومر کشتی گرفتن هم در شمار مراسم مذهبی و عبادی در آمد در سال 858 میلادی دو پسر امپراطور بونتوکو با یکدیگر کشتی گرفتند تا هر کس که پیروز شد صاحب تاج و تخت پدر شود از سال 1600 میلادی به بعد چون حکمرانان محلی ژاپن برای دفع از منافع خود کشتی گیران و پهلوانان را با حقوق زیادی استخدام می کردند . ورزش های رزمی در ژاپن


دانلود با لینک مستقیم


تحقیق و بررسی در مورد ورزش کشتی گیری چقدر قدمت دارد 10 ص

تحقیق درمورد مخزن الاسرار 29 ص

اختصاصی از یارا فایل تحقیق درمورد مخزن الاسرار 29 ص دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

لینک دانلود و خرید پایین توضیحات

فرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینت

تعداد صفحات: 33

 

بند 10 در مدح فخرالدین بهرامشاه بن داود

من که درین دایــــره دهـــربنـد 1 چون گره نقطه شدم شــهربند دستـرس پـــای گشــاییم نیـســت سایه ولی فرّ هماییم نیست2پــــای فــرو ر فــــته بدیــن خــــاک در بافلکم دست به فتـراک در3 فـــرق به زیـــر قـــدم انـــداخــتــــــم وز سر زانو قدمی ساختم4گشــته ز بــس روشــنی روی مــن آیــنه دل سر زانوی منمــن کــه دراین آینه پرداختـم آینه دیده در انداختمتا زکــــــدام آیــــنه تـــابی رسـد یا زکدام آتـشم آبــی رســـد5چــون نــظر عـقـل بـه رای درســــت گرد جهان دست برآورد چستدـیدازان مایــــه که درهمــت اســـت پایه دهی را که ولینعمت است6شــاه قـــوی طالع فیـــروز چــنگ گلبن این روضه فیروزه رنگخضر سکندرمنش چشـمه رای قطـب رصد بند مجسـطی گـــشای7آنکه زمقصـــود وجود اول اســــت وایت مقصود بدو مُنزَل استشاه فلک تاج سلیمــان نــــگـین مفخر آفاق ،ملک فخر دیننسبت داودی او کرده چســـت برشرفش نام سلیمان درست8

1.دایره دهر بند : فلک الفلاک است که زمان و دهر در بند اوست و از حرکت او پدید می آید ،به قول حکمای قدیم . 2.مصراع دوم یعنی از آفتاب فیض تو دور ودرسایه ام ولی سایه شوم بی فر همای. 3. یعنی پای صورتم درخاک و دست معنی و مضمونم درافلاک است. 4.یعنی در حال مراقبه و ماشفه این ابیات ، سرفکرت به زیر انداخته و زانو را قدم سرساختیم. 5. یعنی پس از اینکه سر زانو آینه دل شد وافکار ابکار درآن منعکس گردید،آینه چشم را به اطراف درانداخته و نگریستیم تا ببینیم از آینه ابکار درآن منعکس گردید،آینه چشم را به اطراف درانداخته و نگریستیم تا ببینیم از آینه وجود کدام پادشاه برمن تابشی می شود یا ازکدام آتش صاحب فروغ آبرویی به من می رسد. 6. یعنی پایه دهی را دیده عقل دید که از سرمایه همت برهمه ولینعمت است. 7.چشمه رای: یعنی صاف و روشن رای. قطب :مرکز وجود. رصد بند: ستاره شناس و گشاینده مشکلات افلاک . مجسطی: علمی خاص که بطلیموس تألیف کرده 8. پدر ملک فخر الدین داود وجدش اسحق بوده،یعنی نسبت داودی شرف نام و ملک سلیمانی را براو مسلم داشته

رایت اسحاق ازو عـــــالی اســت ضدش اگرهست سماعیلی است1یکدله2 شش جهـت و هفـــــت گاه نطفه نُه دایره،بهرامشاهآنکه ز بهرامی او3 وقـت زور گور بود بهره بهرام گورمفخر شاهـــان به توانا تــــــری نامور دهر به داناتریخاص کن ملک جهان بر عــــموم هم ملک ارمن وهم شاه رومسلطنت اورنگ خلافــــت ســـریر روم ستاننده ابخازگیر4عالم و عــادل تر اهل وجــود حسن ومکرم تر ابنای جوددین فلک ودولت او اختر اســـــ‍‍‍‍‌‌ِِِت ملک صدف،خاک درش گوهر استچشمه و دریاست به ماهی و دُر چشمه آسوده و دریای پر5با کفش این چشــــمه سیمـــــــاب ریز خوانده چو سیماب گریزاگریزخنده زنان از کمــرش لعـــل ناب برکمر لعل کش آفتاب7آفت این پنجـــره لاجـورد پنجه درو زد که بدو پنجه کرد8کوس فلک را جرســـــش بشـکند شیشه مه را نفسش بشکند9خوب سرآغاز تر ازخـرمی نیک سرانجام تراز مردمیجام سخا را که کفش ساقی اســـــــت باقی بادا، که همین باقی است بند 11در خطاب زمین بوس فرماید

ای شرف گوهرآدم به تــو روشـــنــی دیـــده عـالــم به تـو

1. درشرحی دیده شد که ملک اسمعیل بن محمود درآن زمان با ممدوح خصومت داشته واین بیت اشارت بدوست ،و نیز کنایت است از اینکه دشمنان او ملحدند چون اسمعیلیه درآن زمان ملحد خوانده می شدند. 2. یکدله: صاحب عزم و شجاع ودور از دودلی . 3.بهرامی او: یعنی شجاعت او زیرا بهرام ستاره مریخ و شجاعان بدو منسوبند. 4. ابخاز:مملکتی است در حدود ارمنستان. 5. یعنی از فیض چشمه ماهی و دریای درّ است اما چشمه آسوده که زود ماهی از آن به دست می آید و دریای پر از درّ. 6. چشمه سیماب ریز: خورشید است. 7. کمر لعل کش آفتاب : منطقه اوست. 8. یعنی هر که با ممدوح پنجه کند، آفت آسمان بدو پنجه خواهد انداخت. 9. یعنی دم او چنان قوی است که شیشه صراحی مانند ماه را به نفخی می شکند.

چرخ که یک پشت ظفر ساز تـست نه شکم آبستن یک راز تست1 گوش دو ماهی زبر و زیر تـو شد صدف گوهر شمشیر تو2مه که به شب تیغ در انداخته سـت با سر تیغت سپر انداخته ستچشمه تیغ تو چــو آب فــرات ریخته قَرّابه آب حیات3هرکه به طوفان تو خوابــش بــرد ور به مثل نوح شد، آبش برد4جام تو کیخسرو جمشیدهــش روی تو پروانه خورشید کــــش5شیر دلـی کــن، که دلـــیرافگنــی شیر خطا گفتم ، شیر افگنیچرخ زشیــران چنیــن بیشــه ای از تو کند بیشتر اندیشه ای6آن دل و آن زهره کرا در مصاف کز دل و از زهره زند باتو لاف؟هرچه به زیر فلــــک ازرق اســت دست مراد تو برو مطلق است7دست نشان هست ترا چــند کــس دست نشین تو فرشته ست و بس8دور به تو خاتـــم دوران نبشـــت باد به خاک تو سلیـمان نبشـــت9

1. یک پشت : پی درپی، یعنی نه شکم آسمان که درپی درپی ظفر ساز توست، فقط آبستن راز وجود توست و تنها فرزند روزگار تویی.آبستن یک ناز تست: نسخه. 2 . دوماهی:حوت فلک و ماهی زیر زمین. دو گوش ماهی را چون بر روی هم نهی ،صدف پدید می شود. یعنی از زمین تا فلک الافلاک همه گوهر قبضه شمشیر و درحیطه تصرف توست. 3. یعنی چشمه شمشیر تو، که صافی و درخشان جون آب فرات است، قرابه آب حیات دشمن را شکسته و ریخته. 4. یعنی هر کس در طوفان قهر تو ایمن خفت،اگر نوح باشد غرق می شود. خوابش ببرد-آبش ببرد: نسخه. 5. یعنی جام گیتی نمای باده توکیخسروی است جمشید هوش و از باده برهوش تو می افزاید وروی تو شمعی است که آفتاب پروانه سوخته وکشته اوست. 6. یعنی چرخ درمیان شیران بیشه دلیرافگنی از تو بیش از همه می ترسد. 7. مطلق دست: یعنی دست دراز. 8. دست: به معنی مسند است و دست نشان به معنی دست نشانیده که وزرا باشند. دست نشین: یار و دستیار . یعنی وزرا و امرای تو بسیارند اما فرشته از جانب خدای تو را یار و مددکار است و بس. 9. یعنی تادوران است،تو جاودان و خاتم دوران هستی و باد به خاک پای تو یا خاک کشور تو سلیمانی نبشت و عرضه کرد، یعنی تو را به اطاعت آمد.

ایزد کو داد جــوانی و ملــک ملک ترا داد، تو دانیّ و ملکخاک به اقبال تو زر می شــود زهر به یاد تو شکر می شودمی که فریدون نکند با تو نوش رشته ضحکاک برآرد ز دوش1می خور می ، 2مطرب و ساقیت هسـت غم چه خوری ؟ دولیت باقیت هستملک حفاظیّ و سلاطـین پــناه تاج ستان آمدی و تخت گیر3چون خلفا گنج فشـانی کــنی تاج دهی ،تخت ستانی کــنی4هست سر تیغ تو بـالای تــاج از ملکان چون نستانی کنی؟تختبر آن سر که برو پــای تســت بختور آن دل که درو جای تست5جغد به دور تو هــمایی کــند سر که رسد پیش تو پایی کند6منکر معروف هــدایت شــده از تو شکایت به شکایت شده7در سم رخشت که زمین راست بیخ8 خصم تو چون نعل شده چارمیخهفت فلک با گهرت حقـه ای هشت بهشت از علمت شقه ایهرکه نه درحکم تو باشد ســرش بر سرش افسار شود9 افسرشدر همه فن صاحب یکـفن تویـــی جان دو عالم به یکی تن تویی

1. یعنی باده را بی تو اگر فریدون هم بنوشد،رشته و مار ضحکاک از دوشش برآمده عاقبت هلاکش می کند. 2. می خور: یعنی همی می بنوش. 3.4. یعنی هر چه سلطنت به تو نرسیده و با شمشیر گرفته ای ولی چون خلفای بغداد که سلطنت میراثی دارند، گنج فشانی می کنی . 5. یعنی برنده تخت سری است که به پای تو ساید و صاحب بخت دلی است که تو در او جای داری. 6.7. یعنی دردوره سعادت تو جغد شوم همای سعادت شده ومنکر معروف که گمراه صرف است هدایت شده و دست از انکار برداشته وشکایت از ظالم به سبب مقهور ومعدوم


دانلود با لینک مستقیم


تحقیق درمورد مخزن الاسرار 29 ص

تحقیق درمورد صفت (دستور زبان) 10 ص

اختصاصی از یارا فایل تحقیق درمورد صفت (دستور زبان) 10 ص دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

لینک دانلود و خرید پایین توضیحات

فرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینت

تعداد صفحات: 10

 

صفت (دستور زبان)

صِفَت، واژه‌ای است که حالت و چگونگی چیزی یا واژه ای را برساند و اقسام آن از این قرار است : صفت فاعلی، صفت مفعولی، صفت تفضیلی و صفت نسبی.

برای واژه صفت که عربی است برابرهای فارسی «فروزه» و «چگون‌واژه» پیشنهاد شده است.

صفت فاعلی

آن است که بر کنندهٔ کار یا دارندهٔ معنی دلالت کند و علامت آن عبارت است از : 1- " نده" که در پایان فعل امر می آید : پرسنده، خواهنده، شناسنده، بافنده 2- " ان " مثل : خواهان، پرسان، دمان، روان، دوان 3- " الف " که آن نیز در پایان فعل امر می آید، مثل : شکیبا، زیبا، خوانا، گویا، بینا، پویا 4- " ار " غالبا در آخر فعل ماضی می آید، مثل : خریدار، خواستار، برخوردار، نامردار، گرفتار 5- " گار " که بیشتر در آخر فعل امر و ماضی می آید، مثل : آموزگار، پرهیزگار، آمرزگار، آفریدگار 6- " کار " که غالبا به آخر اسم معنی ملحق می‌شود، مثل : ستمکار، فراموشکار 7- " گر " در آخر اسم معنی می آید، مثل : پیروزگر، دادگر، بیدادگر

صفت فاعلی که به " نده " ختم شود، غالبا در عمل و صفت غیر ثابت استعمال می‌شود، مثل : رونده، یعنی کسی که عمل رفتن را انجام می‌دهد

صفاتی که به " ان " ختم می‌شود، بیشتر معنی حال را می‌دهد : سوزان، نالان، روان، دوان صفاتی که به " الف " ختم می‌شود، حالت ثابت را می رساند، مثل : دانا لغاتی که به " گار، کار، گر " ختم می‌شود مبالغه را می رساند مثل : آموزگار، ستمکار، ستمگر

"گار" همیشه بعد از کلماتی که از فعل مشتق می‌شود می آید ولی " کار " پس از اسم معنی و غیر مشتق به کار می‌رود .

" گر " در غیر اسم معنی، شغل را می رساند، مانند : آهنگر و این جز صفات فاعلی نیست .

ترکیب صفت فاعلی

صفت فاعلی چهار قسم دارد :

1- حالت اضافی که صفت، به مابعد ِ خود اضافه می‌شود : فزایندهٔ باد آوردگاه فشانندهٔ خون ز ابر سیاه

2- با تقدّم صفت و حذف کسرهٔ اضافه : جهاندار محمود ِ گیرنده شهر ز شادی به هرکس رساننده بهر

3- با تاخیر صفت بدون آن که در آن تغییری رخ دهد : منم گفت یزدان پرستنده شاه مرا ایزد پاک داد این کلاه

4- با تاخیر صفت و حذف علامت صفت " نده " مانند سرافراز، گردن فراز که سرفرازنده و گردن فرازنده بوده و این کار قیاسی است .

هرگاه صفت فاعلی با مفعول یا یکی از قیود مثل : بیش، کم، بسیار، پیش، پس و نظایر آن ترکیب شود علامت صفت حذف می‌شود مثل : کامجوی، پیش گوی، کم گوی، بسیار دان، پیشرو، پس رو

صفای که به " ان " ختم می‌شود، هرگاه مکرر شود، ممکن است علامت صفت را از اول حذف کنند، مثل : لرزلرزان، جنب جنبان، پرس پرسان، کش کشان

صفت مفعولی

صفت مفعولی بر آنچه فعل بر او واقع شده باشد، دلالت می‌کند، مانند : پوشیده، برده. یعنی آنچه، پوشیدن و بردن بر او واقع شده باشد و علامت آن " ه " ماقبل مفتوح است که در آخر فعل ماضی در می آید .

ترکیبات صفع مفعولی از این قرار است : 1- آن که صفت را مقدم داشته، اضافه کنند، مانند : پرودهٔ نعمت، آلودهٔ منت . 2- با تقدیم صفت و حذف حرکت اضافه، مانند : آلوده نظر 3- آن که صفت را در آخر آورند و هیچ تغییری ندهند، مثل : خوا آلوده، شراب آلوده 4- مانند نوع سوم ولی با حذف علامت صفت، مثل : خاک آلود، نعمت پرورد، دستپحت 5- با تاخیر صفت و حذف " ده " از پایان آن، چنانکه به ترکیب صفت فاعلی شبیه باشد : پناه پرور، دست پرور

هر گاه بخواهند صفت مفعولی را که تخفیف یافته، جمع ببندند آن را به حال اول بر می گردانند، مثلاً : دست پروردگان ولی در تخفیف صفت فاعلی برگردانیدن به حال اصلی لازم نیست، مثل : گردنکشان، سرافرازان، نامداران

صفت تفضیلی

صفت تفضیلی، آن است که در آخر آن لفط " تر " افزوده شود و مفاد آن، ترجیح موصوف است بر شخص دیگر که در وجود صفت با او شریک و همتاست و آن تنها به آخر صفت و کلماتی که در معنی صفت باشد، پیوسته شود، مانند : گوینده تر، شتابنده تر، فزاینده تر، گریانده تر، مردتر، برتر

صفت تفضیلی به یکی از سه طریق زیر استعمال می‌شود :

1- با " از " : خرد از مال سودمندتر است . 2- با " که" : دانش، بهتر که مال. سیرت، پسندیده تر که صورت . 3- با اضافه، چنانکه گوییم : تواناتر ِ مردم کسی است که دانایی او فزونتر باشد .

هر گاه بخواهند صفت تفضیلی را اضفه کنند : " ین " در آخر آن می آورند : بزرگ‌ترین ِ شعرای ایران، فردوسی است .


دانلود با لینک مستقیم


تحقیق درمورد صفت (دستور زبان) 10 ص

تحقیق و بررسی در مورد سرامیکها 10 ص

اختصاصی از یارا فایل تحقیق و بررسی در مورد سرامیکها 10 ص دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

لینک دانلود و خرید پایین توضیحات

فرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینت

تعداد صفحات: 11

 

آشنایی

به تمامی مصنوعاتی که از کانیهای غیرفلزی ساخته می‌شوند، سرامیک (Ceramic) اطلاق می‌گردد. فرآورده‌های سرامیکی بسیار متنوعند و مصارف گوناگون دارند. انواع سرامیکها عبارتند از سرامیکهای بهداشتی ، سرامیکهای الکتریکی ، سرامیکهای ساختمانی ، شیشه‌ها ، انوع چینی ، مواد ساینده ، انواع لعاب ، انواع دیرگدازها ، تک بلورها و سرامیکهای پیشرفته. سرامیکها را بر اساس نوع بدنه آنها که ممکن است متراکم یا متخلخل باشد نیز تقسیم بندی می‌کنند.

 

مواد اولیه بدنه سرامیکها

مهمترین مواد اولیه بدنه سرامیکها خاک رسی ، آلکانی فلدسپات و سیلیس است. در سرامیکهای ویژه مانند سرامیکهای الکتریکی از تالک ، ترکیبات سدیم ، تیتانیوم و عناصر فلزی استفاده می‌شود.

آلکالی فلدسپات

در طبیعت به دو صورت فلدسپات پتاسیک و سدیک وجود دارد. فلدسپات سدیک خالص در دمای 1118 درجه سانتیگراد بطور کامل ذوب می‌شود. فلدسپات پتاسیک در دمای 1150 درجه شروع به ذوب شدن فلدسپات پتاسیک غیر متجانس است، زیرا هنگام ذوب شدن مایع SiO2 آزاد می‌شود و جامد لوسیت باقی می‌ماند. ذوب کامل فلدسپات پتاسیم در دمای 1580 درجه صورت می‌گیرد. فلدسپات پتاسیک بیشتر در بدنه سرامیک بکار می‌رود، در صورتی که فلدسپات سدیک در شیشه و لعاب به مقدار کم در بدنه استفاده می‌شود. آلکانی فلدسپات در بدنه دو نقش مهم ایفا می‌کند، کاهش دمای ذوب و ایجاد سختی.

سیلیس :

نقش سیلیس در بدنه ، ایجاد فاز شیشه و افزایش مقاومت است.

خاک رس :

بیشترین بخش سرامیک را تشکیل می‌دهد. کانیهای رسی به گروه کائولینیت ، اسمکتیت و ریکوتیت تقسیم می‌شوند که بیشترین مصرف را کائولن دارد. گلهایی که در سرامیک سازی بکار می‌روند. عبارتند از گل چینی ، گل سفالگری و گل توپی (گل بال).

گل چینی از کائولین ، آلکالی فلدسپات و سیلیس تشکیل شده است. گل چینی سفید ، حاوی 50 درصد کائولین ، 30 درصد فلدسپات ، 20 درصد سیلیس است. چنانچه شکل پذیری گل کم باشد به جای 50 درصد کائولین از 40 درصد همراه با 10 درصد گل توپی می‌توان استفاده کرد. گل توپی ، بیشتر از مونتموریونیت و کائولین دانه ریز و مواد آلی تشکیل شده است و خاصیت چسبندگی آن بسیار خوب است. گل سفالگری بیشتر از خاک رس تشکیل شده و بیشترین مصرف آن در تهیه آجر است.

انواع موادی که برای بهبود کیفیت به خاک افزوده می‌شوند.

اگر گل دارای خاصیت نسوز باشد یعنی در دمای پایین ، ذوب و سخت شود باید مواد کمک ذوب همچون تالک ، آهن ، یا فریت بر آن افزود.

اگر گل در دمای پایین ذوب می‌شود و حالت شکنندگی دارد باید مواد دیرگداز نظیر کائولن ، گل بال، خاک نسوز یا سیلیس اضلفه کرد.

اگر گل دارای چسبندگی زیاد باشد و هنگام خشک شدن با کاهش حجم زیاد همراه گردد باید سیلیس یا کائولین بر آن افزود.

چنانچه گل ترد باشد و چسبندگی کم داشته باشد باید گل بال یا بنتونیت به آن اضافه کرد.

اگر گل نیار به تغییر رنگ داشته باشد می‌توان مواد رنگی بر آن افزود.

 

سرامیکها پیشرفته

سرامیکهای پیشرفته از یک یا چند عنصر غیر فلزی و فلزی ساخته شده‌اند. خوصیات مهم این سرامیکها عبارت است از سختی زیاد ، استحکام ، مقاومت در برابر شوکهای حرارتی ، مقاومت زیاد در حرارت بالا و خواص ویژه الکتریکی. موارد کاربرد این سرامیکها در ساخت قطعات موتورهای ماشین و جت، الکترومغناطیس و مغناطیس ، بیوسرامیکها ، قطعات باطری ، دیرگدازه‌ها ، صنعت تصفیه نفت ، قطعات نوری ، ابزار برش و مته‌های حفاری ، ساینده‌ها ، سلولهای خورشیدی و سایر مواد می‌باشد.

نقش مواد در سرامیکها پیشرفته

زیرکونیوم :

افزایش مقاومت مکانیکی و افزایش ضریب انبساط حرارتی. این نوع سرامیکهای پیشرفته در ابزارهای برش ، دیسکهای برش ، پرس داغ و پوشش بلبرینگ کاربرد دارند.

کاربیدها :


دانلود با لینک مستقیم


تحقیق و بررسی در مورد سرامیکها 10 ص

آموزش ابتدایی 10 ص

اختصاصی از یارا فایل آموزش ابتدایی 10 ص دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

لینک دانلود و خرید پایین توضیحات

فرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینت

تعداد صفحات: 11

 

آموزش ابتدایی

کاهش عملکرد شاید شما هم تا کنون با کودکی بیش فعال روبه رو شده باشید . کودکی که نتواند آرام در جایش بنشیند ، تمرکز نداشته باشد و هیچ وقت کاری را که شروع می کند به پایان برساند. کودکی که دائم درصدد آزار کودکان دیگر است و می توان گفت که هیچ کسی او را دوست ندارد و نمی خواهد با او بازی کند . راستی ، ما به عنوان یک مربی ، معلم یا پدر و مادر در مقابل چنین کودکی چه وظیفه ای داریم . باید با او بستیزیم و از راه اعمال زور بر رفتار او اثر بگذاریم ؟ او را نادیده بگیریم و به کار خود با کودکان دیگر ادامه دهیم ؟ یا با شناخت رفتارها و خلق و خوی او ، به کودک کمک کنیم که خود را با جمع سازگار کند و درصدد رفع مشکل او برآییم.ناآرامی حرکتی و تحریک پذیری مطالعه موردی: امید پسری فعال و بدون آرام و قرار امید ، پسری پنج ساله ای است که صبح با نیرو و انرژی زیادی به کودکستان می آید که قابل کنترل نیست . او دنبال بازی می گردد و بیشتر پازلی را انتخاب می کند که کمتر از بیست تکه دارد و آن را در حدود سه دقیقه درست می چیند . پس از آن به اتاق نقاشی می رود . پس از کشیدن چند خط سریع روی کاغذ ، نقاشی را تمام می کند. پس از چند نقاشی از این نوع ، به اتاق گروه بر می گردد . در آن جا ، چند تا از بچه ها با تکه های لگو چیزهایی می سازند ، او مدت کوتاهی با لگو بازی می کند و برایش سخت است که روی صندلی بنشیند . دائم بلند می شود و می نشیند . هنگام ساختن ، همه انرژی خود را جمع می کند و آن را با حرف های بی سرو ته همبازی هایش خالی می کند. رفتار تکانشی امید و بی قراری او ، به شدت به کودکان دیگر منتقل می شود. پس از مدتی ، مربی احساس می کند که برای رعایت حال بچه های دیگر ، باید حد و مرز امید را روشن کند و به او نشان دهد. غیر قابل تحمل بودن در اجتماع چنین ناآرامی و جنب و جوشی ممکن است برای مربی مشکلات جدی به وجود بیاورد. در اصل ، اصطلاح ناآرامی ، به هیجان روحی اطلاق می شود. در ضمن بین برداشت روانی و حرکات جسمی ارتباط نزدیکی وجود دارد . این مورد به خصوص درباره کودکانی صدق می کند که نمی توانند به اندازه بزرگسلان احساسات و حرکات خود را کنترل کنند. بیشتر وقت ها ، دلیل ناآرمی تحریک پذیری کودک یا محدود کردن فعالیت او به وسیله والدین یا مربیان است . آن ها سعی می کنند فشار حرکتی طبیعی کودک را سرکوب کنند؛ ولی بیشتر وقت ها به نتیجه عکس می رسند : کودک ناآرام و بی قرار یا خشمگین می شود. دلایل ناآرامی ناشی از تحریک پذیری چیست؟ بیشتر موارد ، بیش از توان کار کشیدن دلیل ناآرامی یک کودک است . اگر کودک را بی وقفه به انجام دادن کاری وادار کنید که از عهده انجام آن بر نمی آید ، دائما بر انگیخته می ماند. ولی از آن جا که اصلا نمی تواند خواسته های شما را به نحو احسن عملی کند، مسیر فعالیتش را عوض می کند و انرژی انباشته شده خود را در حرکات بی هدف تخلیه می کند. تنش شدید هم در کودک به بی قراری حرکتی منجر می شود. کودکان تنش های چند جانبه ای را که از همه طرف بر آن ها اثر می گذارد ، با حساسیت بیشتری تجربه می کنند و به آسانی در می یابند که از همه طرف تحت فشارند و همه از آن ها توقع دارند.کودکان هنوز نمی توانند با محرکی مانند برنامه تلویزیون یا رادیو ، به قدر کافی کنار بیایند. این تنش های تخلیه نشده ، تحریک پذیری کودک را افزایش می دهد و دوباره در قالب بی قراری حرکتی تخلیه می شود. طبیعی است الگوی رفتاری والدین و مربیان بر رفتار کودک اثر می گذارد . وقتی خود مربی بی قرار و ناآرام باشد ، برایش دشوار است که با حوصله با کودک کار کند ، اولین بی قراری را به کودکان منتقل می کند و هیجان متقابل در آن ها افزایش می یابد. تشویق زیاد مضر است در مورد ناآرامی کودکان متاسفانه باید به تفاوت های تربیتی دختر و پسر مراجعه کرد. پسرها بیشتر از دخترها از بی قراری حرکتی رنج می برند. به این دلیل که بیشتر پسرها را فعال و با رفتارهای پرخاشگرانه تربیت می کنند. در ضمن پسران در لذت بردن از این فعالیت ها، از محدودیت هایی که برای آن ها در نظر می گیرند ، بیشتر از دختران دچار تعارض می شوند. کودکان بیش فعال تفاوتی که بی قراری حرکتی با رفتارهای نابهنجار دیگر دارد ، در این است که امکان دارد دلیل ارگانیسمی هم داشته باشد. تشخیص های جدید پزشکی نشان می دهد که کودکان بیش فعال دارای اختلال خفیف مغزی هستند که بطور موثر بر رفتار آن ها اثر می گذارد . دلایل زیادی برای این پدیده وجود دارد . آسیب های خفیف مغزی در اوایل کودکی ، اختلالات دوران بارداری ، عفونت های پیش از تولد یا اوایل تولد یا عوامل ژنتیک اختلال مغزی منجر می شوند. به طوری که مغز کودک مبتلا به قدر کافی محرک ها را انتقال نمی دهد و عامل رفتارهای


دانلود با لینک مستقیم


آموزش ابتدایی 10 ص