یارا فایل

مرجع دانلود انواع فایل

یارا فایل

مرجع دانلود انواع فایل

دانلود تحقیق کامل درباره اهمیت ورزش 10 ص

اختصاصی از یارا فایل دانلود تحقیق کامل درباره اهمیت ورزش 10 ص دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

لینک دانلود و خرید پایین توضیحات

فرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینت

تعداد صفحات: 10

 

اهمیت ورزش

ورزش شامل فعالیت هر کس با یک منظور و در محیطی متفاوت با محیط روزانه برای مسابقه، لذت بردن، برای کسب برتری، برای پیشرفت مهارت یا ترکیبی از تعدادی از این هاست.

 

ورزش شامل فعالیت هر کس با یک منظور و در محیطی متفاوت با محیط روزانه برای مسابقه، لذت بردن، برای کسب برتری، برای پیشرفت مهارت یا ترکیبی از تعدادی از این هاست. تفاوت منظور همراه با در نظر گرفتن مهارت فرد یا گروه یا دلیری علامت مشخصه ورزش است.

بنابراین پریدن از روی یک مانع در مقابل دیدگان هزاران نفر در یک میدان سرپوشیده ورزش است در حالی که پریدن از روی یک چشمه هنگام پیاده روی در روستا فقط تلاش برای خیس نشدن پای فرد است.

انواع مختلفی از ورزش وجود دارند و انسان ها قسمت مهمی از وقت، پول و دلبستگی خود را نه فقط به عنوان شرکت کننده بلکه به عنوان تماشاگر به آنها اختصاص می دهند.

ورزش امروزه در جهان بوسیله مبدل شده که انسان ها با هم متحد و آشنا کرده و بین آنها پیوند اخوت و برادری برقرار می کند و مهمترین هدف و وظیفه ورزش همین است. ایجاد مودت و دوستی بین ورزش کاران که هرچند در میدان رقیب هم هستند اما در خارج از میدان به عنوان رفیق همدیگر می باشند.

ورزش ترکیبی از فعالیت های فیزیکی عادی و معمول و مهارت های شخصی و به عنوان تفریح و یک سری از قوانین که برای مسابقه، لذت بردن و رسیدن به برتری است. ترکیب شخصیت هایی با مهارت های متفاوت در یک ملت، شجاعت و دلاوری آن ملت را افزایش می دهد.

● فواید ورزش

اکثر مردم بر این موضوع واقفند که ورزش، بخش مهمی از نحوه زندگی است. ورزش منظم سلامت جسمی و عقلی را حفظ می کند و قادر است، خطر پیدایش بیماری های مزمن را کاهش دهد، امید به بقا را افزایش دهد و کیفیت زندگی را در طول سال های آینده بهبود بخشد. اگر ورزش را جزیی از برنامه روزمره خود نمایید، احتمالاً در خواهید یافت که انرژی بیشتری برای انجام فعالیت های روزانه معمول، (مثل خرید، کار منزل، مراقبت از کودک و باغبانی) دارید.

نداشتن فعالیت بدنی عامل زمینه ساز بسیاری بیماری ها و معلولیت هاست.

این مسئله هر سال باعث ۲ میلیون مرگ در دنیا می شود، خطر بیماری های قلبی، دیابت و چاقی را دو برابر می کند، خطر ابتلا به سرطان ها به خصوص سرطان روده بزرگ رو زیاد می کند و باعث زیاد شدن فشار خون، افسردگی و اضطراب می شود در حالیکه فعالیت بدنی منظم حتی در حد متوسط، یکی از ساده ترین راه های حفظ سلامتی و پیشگیری از بیماری های قلبی، دیابت، چاقی و پوکی استخوان است.

فعالیت بدنی انرژی را زیاد می کند، کلسترول مضر را در بدن پایین می آورد، به کنترل فشار خون کمک می کند، و در کنار همه این ها ابتلا به سرطان ها به خصوص سرطان روده بزرگ را کم می کند.

● تاریخچه ورزش

اصل ورزش را از یونان دانسته اند که به منظور چابکی بدن و ایجاد قوّت انجام می یافت و پاروزنی، بوکس، کشتی، شنا، شمشیرزنی، تیراندازی، اسکی و ورزش هایی چون بیس بال، سافت بال و بسکتبال و انواع فوتبال و چوگان بازی، والیبال، گلف، انواع تنیس، شنا، پرتاب وزنه و ... جزو ورزش محسوب می شوند.

اولین ملتی که ژیمناستیک را بنیان و آن را نام نهاده اند، یونانیان قدیم بوده اند که ابتدا اصول ورزش در یونان خیلی خشن و ناصحیح بود و اولین نتیجه از ورزش را بزرگ نمودن عضلات بدن می دانستند، بعدها ورزش در یونان به شکل ریسمان بازی درآمد و برای آن اهمیت زیادی قایل بودند و عمل کنندگان آن را آکروبات می نامیدند و این نوع حرکات را آکروباتیک می گفتند.

به محل هایی که در آنجا ورزش می نمودند، ژیمنازیوم گفته می شد، که مهمترین آنها یکی لیسه و دیگری آکادمی نام داشت و چون مردم در آن محل ها لخت ورزش می کردند، کلمه ژیمناز از کلمه گیمنوس که به معنای لختی است و به آن محل ها نام نهادند و بعداً عموم ورزش های بدنی نیز ژیمناستیک نام گذاشته شد.

مورخ مشهور، ویل دورانت می نویسد: آن (مدینه فاضله بچه ها) فنون خانه داری را به دختران و فنون شکار و جنگ را به پسران می آموختند و به پسران آموزش می دادند که چگونه شکار کنند و ماهی بگیرند و شنا کنند و همچنین شخم زدن کشت زارها، دام گستری، دامپروری و نشانه روی با تیر و نیزه را می آموختند، تا در جمع مخاطرات زندگی توان محافظت و حراست از خویش را دارا باشند.

اما اگر بیشتر در مسأله دقت کنیم، در خواهیم یافت تعلیم و تربیت در حقیقت با پیدایش و سکنا گزیدن بشر در روی زمین آغاز شده است. خاک و سنگ و کوه و تپه و دریا و جنگل و جویبار و دیگر مظاهر طبیعت و نیز خود زندگی و نیازهای آن، نخستین کتاب های درسی نوع بشر بوده اند.

از قدیم ترین روزگاران و حتی پیش از پیدایش خط، نیاز به تأمین خوراک و پوشاک از راه شکار حیوانات و احتیاج به کسب توانایی برای مقابله با خطرهای طبیعی و دشمنان گوناگون، جوامع کهن بشری را واداشته بود که به امر تربیت بدنی، به عنوان یکی از مهمترین امور زندگی توجه نمایند و این حقیقت را دریابند که قدرت، استقامت، مهارت و سرعت را که در


دانلود با لینک مستقیم


دانلود تحقیق کامل درباره اهمیت ورزش 10 ص

دانلود مقاله کامل درباره شاه عباس اول صفوى 10 ص

اختصاصی از یارا فایل دانلود مقاله کامل درباره شاه عباس اول صفوى 10 ص دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

لینک دانلود و خرید پایین توضیحات

فرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینت

تعداد صفحات: 10

 

شاه عباس اول صفوى

«996 - 1038 ق / 1588 - 1629 م»

شاه عباس در رمضان «978 ق / فوریه 1571 م» در هرات دیده به جهان گشود. هنگام ولادت او، پدرش محمد میرزا حکومت هرات داشت. سالهاى کودکى عباس در همین تختگاه پر آوازه خراسان گذشت؛ در همانجا، و در همان سالهاى کودکى، مدتها حکومت اسمى خراسان به او تعلق داشت و از همان دیار هم بود که در آغاز جوانى، عازم تختگاه صفوى در قزوین شد و تخت و تاج پدر را در عهد حیات او به دست گرفت.

هنگام دست یابى به تاج و تخت صفویان هجده سال داشت و به سعى امراى قزلباش خراسان که در واقع بر پدر او شوریده بودند به تخت سلطنت نشست «ذى‏الحجه 996 ق / 1588 م». هنگام جلوس او بر تخت سلطنت، اغتشاش و آشوب ناشى از سستى و بى لیاقتى پدرش سراسر ایران را فرا گرفته بود. خراسان از همان هنگام که او عازم قزوین شد، عرصه تاخت و تاز ازبک واقع شد. عبدالله خان ثانى، فرمانرواى ازبک، این تختگاه خراسان را با وجود یک مقاومت طولانى هشت ماهه در برابر محاصره او، از دست حکام قزلباش بیرون آورد. پسرش عبدالمؤمن خان، حتى مشهد را هم بر قلمرو ازبکان افزود و دامنه تاخت و تاز را تا نواحى قومس و بسطام کشاند. شروان و گرجستان و حتى لرستان هم تحت اشغال یا نظارت آنها قرار داشت. در دولتخانه قزوین هم قدرت واقعى در دست مرشد قلى خان استاجلو متمرکز بود که خود را مربى پادشاه جوان مى‏دانست و حتى گه گاه به او تحکم نیز مى‏کرد.

حضور سران قزلباش که در توطئه قتل برادرش حمزه میرزا دست داشتند و برخى از آنها حتى متهم به دخالت در قتل مادرش مهد علیا بودند، جو دربار را براى وى آزار دهنده مى‏کرد و قدرت و نفوذ این قاتلان را براى خود نوعى کابوس موحش مى‏یافت که بدون دفع آنها حفظ حیات و دوام سلطنت برایش غیر ممکن یا آکنده از تشویش و تزلزل بود.

با آنکه هنوز کم تجربه و جوان بود، غریزه حفظ حیات و تجربه سرنوشت پدر و برادر، این اندازه به او آموخته بود که تمام این عوامل تهدید و خطر را نمى‏توان یک باره از میان برداشت و باید با سعه صدر، یک به یک و به نوبت ، از سر راه دور کرد. بدین گونه از احتمال اتحاد آنها بر ضد خویش در امان ماند. شاه عباس با حوصله و تأنى، سران گستاخ و نافرمان قزلباش را که مادر و برادرش به تحریک یا مداخله آنها به قتل رسیده بودند، به کمک مرشد قلى خان از بین برد. خود مرشد هم که مزاحم قدرت او بود و دخالتش در جزییات امور عرصه را بر وى تنگ مى‏کرد، به تدبیر و حیله، در اولین فرصت از میان برداشت؛ بدین گونه، نیروهایى را که در داخل دربار قدرت او را تهدید یا محدود مى‏کرد، به تدریج سرکوب کرد و در آنچه به کار فرمانروایى مربوط مى‏شد به قدرت مطلقه که لازمه استبداد او در تمام امور فرمانروایى بود، دست یافت. سرکشان داخلى را هم به مجرد آن که فرصت مناسب براى سرکوبى آنها برایش حاصل شد، دفع یا آرام کرد و خود را براى مبارزه با تهاجمات خارجى که قلمرو او را از شرق و غرب اشغال یا مورد تهدید قرار داده بودند آماده یافت.

این دشمنان خارجى، هر دو اهل تسنن و هر دو مهاجم بودند و چون به شدت تعصب ضد تشیع داشتند، احتمال اتحاد آنها و درگیر شدن شاه عباس در دو جبهه، متضمن خطر و ریسک فراوان بود. پادشاه قزلباش که شروع جنگ همزمان در دو جبهه را با دشمنان خود، محرک حصول اتحاد مابین آنها مى‏یافت، ترجیح داد اول با دولت عثمانى که قواى آنها در آذربایجان به تختگاه او در قزوین نزدیکتر بود و درگیرى با آنها دشواریهاى بیشترى داشت، کنار بیاید؛ تا براى دفع ازبکان که فقدان ارتش منظم و قدرت منسجم بودند؛ بدین سان، جنگ با قواى ازبک را آسانتر یافت و با آسایش خاطر به آن دست زد. از این رو، حیدر میرزا، برادر زاده خود را که بعد از کشته شدن پدرش حمزه میرزا به موکب او پیوسته بود، جهت مذاکره صلح نزد سلطان عثمانى فرستاد. در معاهده صلحى که بسته شده شاه جوان، ولایات آذربایجان، کردستان، شروان و گرجستان را که در دست قواى عثمانى بود، به آنها واگذاشت، تا در وقت مقتضى آنها را باز پس گیرد و در عین حال مانع اتحاد آنها با ازبکان شود.

شاه عباس اول و سرکوب مخالفان

عبدالمؤمن خان، معروف به خان خرد، پسر عبدالله خان دوم که در حوالى خراسان مشغول تاخت و تاز بود، به محض شنیدن خبر حرکت پادشاه قزلباش از تهران، با عجله آن دیار را ترک و به ماوراءالنهر بازگشت «1005 ق / 1596 م». شاه عباس که نیازى به تعقیب او در آن سوى جیحون ندید، چندى در خراسان، کرمان و یزد به تنبیه سرکشان و برقرارى نظم در داخل مملکت پرداخت. در عین حال، هم به تسخیر لرستان که در دست بازماندگان امراى لر کوچک بود توفیق یافت و هم حکام محلى ولایت استمداد را در مازندران به اطاعت درآورد. چون در همین ایام، عبدالمؤمن خان که بار دیگر در خراسان به تاخت و تاز مشغول بود به دست امراى خود به قتل رسید و خراسان همچنان عرصه غارت ازبک ماند، شاه، بار دیگر، لشکر به خراسان برد و مشهد را در محرم 1006 ق / اوت 1597 م گرفت و ازبکان را به سختى شکست داد؛ پس از آن تاخت و تازى در ماوراءالنهر کرد و خراسان را از دست راهزنى و غارتگرى قوم ایمن ساخت.

شاه عباس بزرگ نیاز به ارتشی جدید و مجهز

در بازگشت از لشکرکشى خراسان، شاه عباس، دو برادر انگلیسى را که در ظاهر براى جهانگردى همراه عده‏اى ملازم به شرق آمده بودند «1006 ق / 1597 م»، در قزوین به حضور پذیرفت؛ آنتونى شرلى و برادرش رابرت شرلى که با همراهان خویش به ظاهر به طور اتفاقى و در واقع به قصد باریابى به درگاه صوفى اعظم به ایران آمده بودند، در باریابى به حضور شاه، هدایایى به وى تقدیم کردند و از جانب شاه با محبت و علاقه پذیرفته شدند. شاه چون دریافت که برخى از همراهان این دو برادر در فن توپ ریزى و ساختن سلاحهاى آتشین مهارت دارند، به وسیله آنها ارتش شخصى خود را که در حال تشکیل بود، به اینگونه سلاحها مجهز کرد. شاه چون دیگر به ارتش قزلباش که افراد آن فقط از سرکردگان خود فرمانبردارى داشتند، و سرکردگان هم گرچه با وجود اظهار جانسپارى و اخلاص زبانى، لزوما" به وى وفادار نبودند؛ تشکیل یک ارتش جدید را که داراى انضباط محکم، و تحت فرمان مستقیم خود او باشد، لازم مى‏دید. به علاوه، از روى تجربه شخصى دریافته بود که ارتش عثمانى نیز غالبا" پیروزیهاى خود در جنگ با ایران را مدیون برترى و کارآیى اسلحه و تجهیزات خود بود؛ از این رو، ضرورت تجهیز ارتش به سلاح آتشین و مدرن و به ویژه به توپخانه مؤثر و کارساز، کاملا" احساس مى‏شد؛ و این شرط نخست براى آمادگى در جنگ با عثمانى بود؛ به احتمال قوى، شاه دانا، بر مبناى همین نیازها بود که نبرد با عثمانى را به عهده تعویق انداخت؛ و از ارتش قزلباش تنها براى دفع ازبکان و سرکوب متمردان داخلى سود جست.

بازیافتن وحدت وتمامیت ارزی ایران در عهد شاه عباس بزرگ

شاه در اولین فرصت، با ارتش جدید منظم و تعلیم یافته و جنگ آزموده تازه‏اى که تجهیز کرده بود، لشکر به آذربایجان برد، تبریز را از چنگ عثمانى بیرون آورد «1011 ق / 1602 م»، سپاه عثمانى را از ایروان بیرون کرد و چقالى اغلى، سردار عثمانى را که ماشین جنگى عظیم روم را با یکصد هزار مرد جنگى براى مقابله تعرضى به ایران، به نواحى وان و قارص در ارمنستان همراه آورده بود، شکست سختى داد «جمادى الثانى 1013 ق / نوامبر 1604 م». به دنبال آن در 1015 ق / 1606 م تفلیس و شروان و حتى موصل و دیار بکر را هم از دست عثمانى خارج ساخت. با آنکه دو سال بعد، سلطان احمد خان، پادشاه عثمانى، طى یک لشکرکشى مجدد که به سردارى صدر اعظم خود مراد پاشا به راه انداخت و تبریز را دوباره فتح کرد «1017 ق / 1608 م»، سپاه عثمانى بلافاصله در همانجا مغلوب و منهزم گردید. بالاخره،عثمانى که بیشتر مناطقى را که مقارن آغاز سلطنت شاه عباس طى یک متارکه طولانى به حساب خود به دست آورده بود، در طى این جنگها از دست داد و خود را براى برقرارى یک صلح پایدار ناچار یافت. سرانجام، طى مقاوله نامه‏اى رسمى، الحاق ولایات غصب شده ایران، به خاک اصلى، مورد تأیید و قبول قرار گرفت. شاه عباس هم براى دفع هر گونه بهانه غرامت جویى از جانب آنها، موافقت کرد که در مدت برقرارى صلح، سالانه معادل دویست بار ابریشم خام به دولت عثمانى تحویل نماید «1020 ق / 1611 م». بدین گونه در پایان سه سال جنگ، شاه عباس بهادر خان، توانست وحدت و تمامیت ارضى سرزمین ایران را که در دوران فرمانروایى پدرش محمد خدابنده به سختى لطمه دیده بود، دوباره برقرار نماید و به تجاوز دو نیروى مهم خارجى - ازبک و عثمانى - و همچنین سرکشى و گردنکشى حکام محلى خاتمه دهد.

شاه عباس بزرگ و اثبات مجدد برتری نظامی ایران

با این حال صلح میان دو کشور چند سالى بیش نپایید و پناهنده شدن حاکم شورشى گرجستان به دربار عثمانى که نقض عهدنامه بود، جنگ دیگرى را پیش روى دو دولت قرار داد. این جنگ که سه سال به طول انجامید، برترى نظامى ایران را بار دیگر نشان داد و براى سلطان عثمانى ثمره‏اى نداشت، جز آنکه در معاهده دیگرى که به امضاء رسید، میزان ابریشم دریافتى عثمانى به نصف تقلیل یافت.

معاهده دوم بین دو دولت، هنوز مسئله بغداد را که در دست نیروهاى عثمانى رود، بلاتکلیف مى‏گذاشت. تسلط بر این دیار براى شاه عباس، غیر از تأمین وحدت و تمامیت ارضى ایران که بغداد و عراق جزء لاینفک آن محسوب مى‏شد، به ویژه به خاطر وجود ابقاع متبرکه ائمه شیعه و نیز به عنوان پایگاه علمى تشیع و زیارتگاه شیعیان ایران، حائز اهمیت فراوان بود و جدا ماندن آن از خاک ایران، لطمه‏اى به حیثیت دولت شیعى به شمار مى‏رفت. از این رو، شاه عباس در اولین فرصت مناسب لشکر به بین النهرین برد و بغداد را در ربیع الاول 1032 ق / ژانویه 1623 م تسخیر کرد؛ بقاع متبرکه را زیارت نمود و خرابیهاى آن را مرمت و بناهاى تازه نیز احداث کرد.

این اقدام شاه عباس، البته لطمه‏اى به حیثیت دولت عثمانى تلقى شد؛ به ویژه آنکه در همان ایام و اندکى پیش از فتح بغداد، ایران توانسته بود پرتغالیها را از جنوب ایران و بندر جرون«گمبرون» و بحرین و هرمز و قشم بیرون راند، مایه مزید وحشت «باب عالى» - دربار عثمانى - از اقدامات شاه عباس و وهن بزرگى به حیثیت نظامى دولت عثمانى محسوب مى‏گشت.

به هر تقدیر، سلطان مراد چهارم - پادشاه عثمانى - بلافاصله در صدد تدارک این وهن برآمد و سردار خود احمد پاشا را با لشکرى مجهز براى استرداد بغداد به عراق فرستاد. بغداد به محاصره سردار عثمانى درآمد، اما زینل بیگ شاملو، سردار ایرانى، محاصره بغداد را شکست و سردار ترک را مغلوب کرد. خود شاه عباس هم براى اخراج سپاه عثمانى از عراق با لشکر مجهزى از راه رسید. سپاه عثمانى در برخوردهایى که روى داد به کلى منهزم شد «1034 ق / 1625 م». بغداد و بقاع متبرکه دوباره به تملک ایران درآمد و از آن پس تا شاه عباس زنده بود، دولت عثمانى جسارت تعرض به خاک ایران را پیدا نکرد.

شاه عباس بزرگ و رابطه با کشورهای خارجی

مع هذا، این سرسختى در مقابل نفوذ خارجیها، شاه عباس را از سعى در توسعه روابط بازرگانى دوستانه با آنها مانع نیامد. حتى در همان ایام اخراج پرتغالیها از اراضى و آبهاى ایران، یک هیئت حسن نیت را با یک سفیر فوق العاده خویش همراه رابرت شرلى به دربارهاى اروپایى گسیل داشت «1032 ق / 1623 م» و براى توسعه روابط بازرگانى با قلمرو پادشاهان مسیحى غرب آمادگى نشان داد. به دنبال آن هم، دولت انگلستان با ارسال سفیر


دانلود با لینک مستقیم


دانلود مقاله کامل درباره شاه عباس اول صفوى 10 ص

تحقیق درمورد کرمانشاه 10 ص

اختصاصی از یارا فایل تحقیق درمورد کرمانشاه 10 ص دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

لینک دانلود و خرید پایین توضیحات

فرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینت

تعداد صفحات: 10

 

ایرانگردی

کرمانشاه

تاریخچه استان کرمانشاه

استان تاریخی کرمانشاه همچون دیگر نقاط کشور کهنسال ما آثاری از روزگار مجد و عظمت ایران را در سینه کوه ها و پهن دشت های خود محفوظ کرده است . برخلاف سایر نقاط ایران که به صورت مقطعی مورد سکونت قرار گرفته اند . این استان بدون وقفه در ادوار مختلف تاریخ مورد سکونت قرار گرفته است ، شواهد و مدارک باستان شناختی نشان می دهد این منطقه از اولین زیستگاه های انسان اولیه به شمار می رفته و یکی از مراکز مهم جمعیتی در زاگرس میانی محسوب می شده است . تمامی مراحل و ادوار زندگی انسان از عهد حجر تا دوره های تمدنی پیش از تاریخ و سپس تا تشکیل حکومت های بزرگ سیر تطور خویش را در این محدوده طی کرده است . به طوریکه غار شکارچیان بیستون نکات جالبی را درباره سابقه زندگی بشری در دوران پارینه سنگی در ایران روشن می دارد . پس از این دوره در حدود 9 هزار سال پیش به علت گرم شدن هوا انسان غار را ترک کرده و روی به یکجانشینی می آورد که این حرکت موجب زراعت و دامپروری و براثر آن روستا نشینی می شود که بدون شک نخستین روستاها در این استان شکل گرفته که از جمله آنها می توان گنج دره هرسین ، گاکیه و تپه سراب اشاره کرد . انسان های پیش از تاریخ گنج دره جزء نخستین انسان هایی هستند که در ایران سفالگری را اختراع کرده و روی به فعالیت های صنعتی آورده اند .

در هزاره چهارم پیش از میلاد استان کرمانشاه یکی از مراکز مهم تجاری و بازرگانی بوده و بازرگانان آن با بازرگانان شوشی و بین النهرینی به داد و ستد و مبادله کالا مبادرت می ورزیدند . حضور بازارهایی در گودین کنگاور و چغاگاوانه اسلام آباد از آن دوره شاهدی بر این مدعا است .

به استناد کتیبه های بابلی و آشوری ، ساکنان زاگرس اقوام لولوبی و گوتی بودند . این مردمان سخت کوش و شجاع به منظور حفاظت از این خطه مرتب با بین النهرینی ها در جنگ و ستیز بوده اند که در این امر به پیروزی های چشمگیری نیز نایل شده اند و از آن پس دره های زاگرس قرن ها مرکز تمدن و حکومت های ایرانی و بین النهرینی بوده که سرانجام عنصر ایرانی تمدن خود را بر این سامان غالب ساخت . حضور نقش برجسته‌های‌ این اقوام در سرپل ذهاب که یکی از قدیمی ترین نقش برجسته های خاورمیانه محسوب می‌شود بیانگر این موضوع است .

منطقه کرمانشاه به واسطه همجواری با دولت آشور ، پیوسته در معرض تهاجم دولت مقتدر آشور بود و شاهانی چون تیکلات پلیسر ، شلمانصر سوم ، بارها به محدوده کرمانشاه لشکرکشی کرده اند در کتیبه های به جا مانده از آشوریان از سرزمین های پارسوا ، زکروتی ، مادی ها و سرزمین نیشانی نام برده شده است ، نیشانی سرزمینی است که به اطراف کرمانشاه و ماهیدشت کنونی اطلاق می شد و به واسطه مراتع معروف خود برای پرورش و نگهداری اسب شهره بود . در سالنامه های آشوری از شهری به نام الی پی نام برده شده که مورخان آن را بین کرمانشاه و همدان تشخیص داده اند و برخی دیگر از مورخان آن را در محل فعلی کرمانشاه معرفی کرده اند .

با شکل گیری حکومت ها ، این خطه نیز یکی از مراکز مادی محسوب می شده است که از این دوره یادمان هایی با ارزش چون دژ گودین در کنگاور برجای مانده است . در این دوره کرمانشاه یکی از شاهراهای حیاتی ایران بوده و جاده اکباتان به بابل از این استان عبور می کرده است .

در دوره هخامنشی با عبور جاده شاهی که یک رشته آن اکباتان را به بابل وصل می کرد بر رونق و آبادانی این منطقه افزوده شد . پس از انقراض هخامنشیان ، در دوره سلوکی مناطقی از کرمانشاه چون بیستون و دینور محل حضور کلنی های یونانی بوده ولی دیری نپائید که اشکانیان آنان را شکست داده و در این منطقه حضور پیدا کردند. نقش برجسته‌های اشکانی در بیستون بیانگر این موضوع است. در این دوره بیستون یکی از مراکز مهم دوره اشکانی محسوب می شده است.

استان کرمانشاه در دوره ساسانی بیش از هر دوره دیگری از اعتبار و رونق خاصی برخوردار بوده است. این منطقه همواره مورد توجه شهریاران ساسانی بوده و به علت نزدیکی با تیسفون پایتخت آنها ، ایام تابستان را در قصور ییلاقی اینجا می گذرانده اند. در اخبار مورخان اسلامی به کرات آمده که خسرو اول در نواحی طاق بستان قصوری ساخته بود که در آنها از فغفور چین ورای هند و قیصر روم و دیگر حکمرانان روزگار پذیرایی کرده است .

با احداث شهرهایی چون حلوان در این سو و سیاست شهر سازی پادشاهان ساسانی در غرب کشور که به بنیاد شهر کرمانشاه منجر گردید . این حوزه بیش از پیش اعتبار یافت و شاهان ساسانی با ایجاد پل هایی بر روی رودخانه ها و بناهای عام المنفعه رفاه و رونق اقتصادی را برای مردم این دیار به ارمغان آورده بودند .

با شکست ساسانیان توسط مسلمین ، مردم این منطقه برخلاف برخی مناطق دیگر جزء اولین مردمانی بودند که به دین مقدس اسلام ایمان آورده و به ترویج آن پرداختند .

مسجد عبدالله بن عمر در ریجاب که یکی از قدیمی ترین مساجد صدر اسلام است . یادگاری از آن زمان می باشد . از دوران آرامگاهی از یاران وفادار پیامبر اسلام که در جنگ ها وی را یاری می کردند به یادگار مانده که می توان به آرامگاه ابودجانه در ریجاب اشاره کرد . در دوره خلفای عباسی کرمانشاه یکی از چهار شهر مهم و معتبر ولایات جبال بود . هارون‌الرشید خلیفه معروف عباسی بدین سامان توجه خاصی داشت ، به طوریکه سیاحان و جهانگردان از آبادانی و زیبایی شهر یاد می کنند .

ابن حوقل و استخری از شهر کرمانشاه به عنوان شهرستانی زیبا که اشجار و آب فراوان دارد یاد می کنند . مقدسی این شهر را به همراه شهرهای همدان ، ری و اصفهان جزء چهار شهر معروف ایالت جبال معرفی می کند .

در سده سوم هجری کرمانشاه در قلمرو و حکومت صفاریان قرار داشت . در قرن چهارم سلسله کوچکی از اکراد بنام حسنویه د رولایات غرب استقلالی پیدا کردند ، مؤسس این سلسله حسنویه که معروفترین این خاندان نیز هست نزدیک پنجاه سال حکمرانی کرد و قلعه بزرگ سرماج را مقر خود نمود . در سال 441 ساطان طغرل سلجوقی صد هزار سپاهی به تسخیر قلعه سرماج فرستاد که پس از چهار سال موفق به تسخیر قلعه گردید . در سده ششم هجری سلطان سنجر سلجوقی ، کرمانشاهان و توابع آن را در حوزه حکمرانی برادر زاده خود سلیمان شاه ملقب به « ‌ایوه » قرار داد. در سده هفتم کرمانشاهان همچون مناطق خراسان و دیگر بخش های ایران از هجوم مغول آسیب فراوان دید به طوریکه سپاهیان هلاکو در این منطقه قتل و غارتی فجیع به عمل آوردند ولی در اواخر دوره ایلخانی در زمان حکومت ابوسعید این خطه مورد توجه قرار می گیرد به طوریکه در زمان حکومت وی شهر سلطانیه چمچمال نزدیک بیستون احداث گردید . در این زمان همان طوریکه حمدالله مستوفی اشاره می کند کرمانشاهان یکی از ایالت های 16 گانه کردستان بوده است .

در قرن نهم و اوایل قرن دهم هجری کرمانشاه مورد تجاوز عثمانیان واقع می گردد . در این زمان هرسین و ماهیدشت حکومت نشین بوده ولی از کرمانشاهان نامی پیدا نیست .

در زمان صفویه کرمانشاهان اهمیت و اعتبار زیادی پیدا کرد در دوره سلطنت شاه طهماسب اول حکومتی بنام کلهر و در زمان شاه صفی حکومتی تحت عنوان سنقر و کلهر در این حدود تشکیل شد و به خوانین زنگنه تفویض گردید . در حقیقت از این زمان تجدید بنای کرمانشاه و تشکیل ولایت فعلی شروع می شود

همزمان با حمله افغان و سقوط اصفهان ، کرمانشاهان نیز با تجاوز عثمانی ها مواجه گردید و بار دیگر رو به خرابی نهاد . در زمان حکومت زندیه خوانین زنگنه و اهالی کرمانشاه نخست حکومت کریم خان را نپذیرفتند به همین جهت کرمانشاه مدتی با محاصره و خرابی مواجه گردید .

در دوره قاجاریه کرمانشاه اعتبار و اهمیت زیادی پیدا کرد . فتحعلیشاه در سال 1221 ه.ق یکی از پسران خود به نام محمد علی میرزای دولتشاه را با سمت سرحدداری عراقین به این شغل منصوب کرد و ایالت خوزستان را نیز ضمیمه قلمرو او کرد و در حقیقت در این زمان کرمانشاه به یک پایگاه نظامی مجهز علیه دولت عثمانی تبدیل شد .

در جنگ جهانی اول کرمانشاه به تصرف قوای عثمانی درآمد ولی بعد از سقوط بغداد آنها شهر را تخلیه کرده ، عقب نشینی کردند . در جنگ جهانی دوم نیز به تصرف قوای نظامی انگلستان درآمد

دکتر محسن ابوالقاسمی در کتاب تاریخ زبان فارسی کتیبه‌‌ی داریوش را واژه به واژه معنی کرده که در اینجا به ذکر سه جزء مورد نظر اشاره می کنیم:kara یعنی مردم ارتش.madai حالت مفعول فیه مفرد مذکر از mada که به معنی «ماد» است.siyan در زبان عیلامی در کتیبه‌‌ی بیستون به معنی مکان مقدس است.مجموع این سه واژه به معنای «مکان مقدس مردم ماد» که در درازنای زمان به گونه‌‌های مختلف از جمله: «قرمیسین، قرماسین، قرماشین، کرماشین، کرمیشان، کرماشان، نوشته شده است».

شهرستان پاوه

شهرستان پاوه در شمال غربی استان کرمانشاه ودر فاصله 122 کیاو متری مرکز استان قرار دارد

شهرستان پاوه ایستگاه تمدن های کهن و کانون مدنیت معرفی شده است . شهر هزار ماسوله باوجه تسمیه اسپهبد پاو سردار یزد گرد سوم و در لغت به معنی سر قلعه بان قلعه ها از زمانهای دور که بیش از دو هزار سال رقم می زند، همواره به عنوان سرزمینی مقاوم و دفع کننده اشرار و متجاوزین بوده است ، پاوه  درنقطه صفر مرزی دیواری امنیتی برای کشورمان بوده و می باشد.

از آثار تاریخی شهرستان آتشکده پاوه ، غاردشاش ، قلعه پاسگه و اماکن زیارتی شهرستان مقبره سید عبیدا… ( کوسه هجیج ) برادر امام رضا (ع) ، مقبره سلطان اسحاق ، مقبره سیدمحمود اصفهانی ، قرآن تاریخی مسجد دخان پاوه، قرآن روستای زردویی و از اماکن دیدنی و جاذبه های طبیعی شهرستان ،غار آبی قـوری قلعــه بزرگترین غار آبی آسیا ، غار سنگی حسین ، تفرجگاه بلور پاوه با پلاژ های ییلاقی و ماکت شهـر پاوه در سال 1332 نظر هر بیننـده ای را بـه خـود جـلب می کندکه با توجه به ضریب امنیتی بسیار بالا و جاذبه های طبیعی و با طراوت شهرستان مشارکت بخش خصوصی را در توسعه گردشگری می طلبد


دانلود با لینک مستقیم


تحقیق درمورد کرمانشاه 10 ص

عقل و ایمان 10 ص

اختصاصی از یارا فایل عقل و ایمان 10 ص دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

لینک دانلود و خرید پایین توضیحات

فرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینت

تعداد صفحات: 13

 

عقل و ایمان

در دین اسلام، تعقل مبنای ایمان قرار گرفته است و قرآن کریم، همواره انسان رابه تفکر و تدبر و پرهیز از تقلید کورکورانه فرا میخواند. در اینکه عقل در قلمرو دینجایی دارد، شک و تردیدی وجود ندارد؛ مهم، تشخیص و تبیین دامنه‌ی جایگاه‌عقل است؛ زیرا تمام متدینان، تلاش می‌کنند تا در تعالیم نظام دینی و تبیینباورهای دینی از عقل بهره‌مند شوند. پس برای فهم ایمان، باید از عقل بهره بگیریم.

در دین اسلام، تعقل مبنای ایمان قرار گرفته است و قرآن کریم، همواره انسان رابه تفکر و تدبر و پرهیز از تقلید کورکورانه فرا میخواند. در اینکه عقل در قلمرو دینجایی دارد، شک و تردیدی وجود ندارد؛ مهم، تشخیص و تبیین دامنه‌ی جایگاه‌عقل است؛ زیرا تمام متدینان، تلاش می‌کنند تا در تعالیم نظام دینی و تبیینباورهای دینی از عقل بهره‌مند شوند. پس برای فهم ایمان، باید از عقل بهره بگیریم.

در این مقاله، به بررسی نسبت عقل و ایمان پرداخته شده است و نویسنده،ضمن بررسی آیات و احادیث، به تحلیل این دو مقوله پرداخته است.

نویسنده معتقد است، در اینکه عقل در قلمرو دین جایی دارد، شک و تردیدیوجود ندارد؛ مهم، تشخیص و تبیین دامنهی جایگاه عقل است. لذا نویسنده درمقاله‌اش به این مهم می‌پردازد.

نویسنده در مقدمه می‌نویسد: عقل و ایمان، دو موهبت و نعمت گرانبهای الهی‌برای بشریت‌اند و کرامت آدمی در تکریم این دو ارزش الهی است. جدا انگاری‌میان آنها، پی آمدهای جبران ناپذیری را به دنبال دارد. تکیه به عقل صرف و پرهیزاز ایمان، باعث طغیان انسان و بی مهار شدن نفس می‌شود. بی‌هویتی و سرگشتگی‌انسان معاصر نیز، زاییدهی خردورزی افراطی جهان معاصر است. از طرف دیگر،دین فارغ از عقل نیز یا گرفتار بد فهمی می‌شود و یا در انواع تحریف‌ها و خرافه هاآلوده میگردد.

نویسنده، جایگاه عقل را در اسلام بررسی می‌کند و می‌نویسد: اساس آیات وروایات، بیانگر این حقیقت اند که از منظر اسلام، عقل جزیی باید به منشأ خودیعنی عقل کلی متحمل شود و عقل بشری، رنگ عقل الهی به خود بگیرد؛ و برایآنکه عقل جزیی با مبدأ خود ارتباط یابد و سیر صعودی خود را به موطن اصلیاشآغاز کند و در پرتو این ارتباط بتواند راهنمای انسان باشد تعقل و پرهیزگاری دراسلام، مقارن با هم مطرح شدهاند.

نویسنده، تفاوتهای مهم اسلام و مسیحیت را در مقوله‌ی ایمان و نسبت آن باآگاهی را در سه عنوان اکتسابی بودن ایمان، تعارض یا توافق ایمان و آگاهی و ایمانصرف، بررسی میکند و مینویسد: علم و عقل در آموزه‌های مسیحیت مذموماست و مفاد مسیحیت، غیر عقلانی تلقی میشود. ولی در دین اسلام، عقل اهمیتخاصی دارد. توصیه های فراوان قرآن و سنت به عقل گرایی و نیز عقلانی بودن مفاددین اسلام، نسبت این دین و عقل را محکمتر مینماید.

نویسنده در ادامه به بررسی نسبت عقل و قلب در شناخت حقایق می‌پردازد ومینویسد: عقل و قلب، دو دریچه به سوی شناخت حقایق جهان هستیاند که هرکدام اسلوب و روش خاص خود را دارند. عارف، کسی است که عقل و قلب وتعقل و سلوک عملی او به منزله‌ی دو بال او تلقی گردند.

نویسنده، ارکان و شرایط ایمان را بررسی می‌کند و دیدگاه متکلمان و حکمای‌اسلامی را از سویی و دیدگاه عرفای اسلامی را از سویی دیگر تحلیل می‌نماید.

وی در ادامه، تجربه‌ی دینی و ایمان را تحلیل می‌کند و می‌نویسد: ایمان،شناخت و تجربه‌ی حوادث وحیانی است. ایمان برای فرد مؤمن، انکشاف عنایتخداوند در جهان است. اساس ایمان، دیدن، تعلق و وابستگی آدمی به یک امرمتعالی است؛ بنابراین، مؤمن بعد از آنکه حادثه را از طریق وحی تجربه کرد، نگرشاو به حادثه‌ها دگرگون و سراسر زندگی او دستخوش تغییر میشود.

نویسنده در پایان می‌‌نویسد:

دین و ایمان، نه تنها در محدودهی ناتوانی عقل، نقش ایفا میکنند، بلکه دردایره‌ی توانایی عقل نیز حضور می‌یابند؛ بنابراین، ایمان به خدا بدون معرفت،ممکن نیست و نمی‌توان به مجهول مطلق ایمان آورد و طعن عارفان اسلامی در حق‌فیلسوفان، نه از باب ناتوانی عقل در اثبات وجود خدا، بلکه به جهت توانایی شهودخداوند توسط انسان بوده است.

ایمان و عقل از نگاه علامه طباطبایی

از نگاه علامه میان ایمان و اسلام پیوندی ناگسستنی وجود دارد به طوری که هر مرتبه از اسلام ، مرتبه ای از ایمان را به دنبال دارد.

از نگاه علامه میان ایمان و اسلام پیوندی ناگسستنی وجود دارد به طوری که هر مرتبه از اسلام ، مرتبه ای از ایمان را به دنبال دارد. باید گفت ایمان با مولفه ها و عناصری پیوند دارد ، از جمله این عناصر: اسلام ، عقل ، یقین ، اختیار ، اخلاق ، علم و... است که در این مقاله نویسنده به اختصار به رابطه ایمان و عقل می پردازد.

در آغاز این مبحث ، ذکر نکاتی خالی از فایده نیست. در بررسی پیوند میان تعقل و عنوان ۲ عملکرد انسانی ، ۳رهیافت عمده در تاریخ فلسفه وجود دارد: "عقلگرایی افراطی"، "عقلگرایی انتقادی" و "ایمانگرایی".

مطابق دیدگاه نخست ، برای آن که نظام اعتقادات دینی ، واقعا و عقلا مقبول باشد ، باید بتوان صدق آن را تا حدی که جمیع عقلا قانع شوند ، اثبات کرد که از میان این عقلگرایان برخی مانند آنسلم قدیس ، توماس آکوئیناس ، جان لاک و... و نیز ابن سینا در شرق موافق با دین هستند و برخی همچون آنتونی فلو ، هر ، هیوم ، راسل و... مخالف با دین است. با وجود این ، همگی مبناگرایان ، باوری را که عقلانی نباشد مردود می شمردند. دومین دیدگاه ، دیدگاه "عقل گرایی انتقادی" است.

مطابق این دیدگاه ، هم به عقل و هم به ایمان به یک اندازه اهمیت داده می شود. شاید بتوان علامه طباطبایی ره را جزئ این دسته دانست. در دیدگاه سوم ، حقایق دینی مبتنی بر ایمان است و از راه خردورزی و استدلال نمی توان به حقایق دینی دست یافت. امروزه با واژه ایمان گرایی در حوزه کلام ، نام کرکگور و در حوزه فلسفه دین نام ویتگنشتاین تداعی می شود. ایمان گرایی را می توان در ۲شکل عمده افراطی و اعتدالی بررسی کرد. گونه نخست آن خردستیز و گونه دیگر آن خردگریز و غیرعقلی است.

در اولی ، عقل و ایمان یکدیگر را برنتابیده و با یکدیگر ضدیت دارند ولی در نوع دوم عقل و ایمان صرفا


دانلود با لینک مستقیم


عقل و ایمان 10 ص

دیزرائلی، تمایل به شیک پوشی و انحطاط 10 ص

اختصاصی از یارا فایل دیزرائلی، تمایل به شیک پوشی و انحطاط 10 ص دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

لینک دانلود و خرید پایین توضیحات

فرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینت

تعداد صفحات: 14

 

بسم الله الرحمن الرحیم

عنوان :

دیزرائلی، تمایل به شیک پوشی و انحطاط

استاد ارجمند :

جناب آقای طیبی

تهیه و تنظیم :

شیما صنعی شرق

زمستان 86

دیزرائلی، تمایل به شیک پوشی و انحطاط، توسط کاهن، ویلیام، امروز تاریخ، 00182753، اکتبر 2006، جلد 56، انتشار 10

پایگاه داده:

مهم ترین تحقیق دانشگاهی

دیزرائلی، تمایل به شیک پوشی و انحطاط

مفاد

1- برای مطالعة بیشتر

ویلیام کاهن برخی از روشهایی را بررسی می کند که نگاهی به میل جنسی بنجامین دیزرائلی، عقیدة ما دربارة ویکتوریایی ها و مردم خودش را به چالش می کشاند. بنجامین دیزرائلی، یکی از سنجیده ترین مردان تاریخ است. هم اکنون بیش از هفتاد اثر زندگی نامه ای، تاریخی، نمایش نامه ای و داستانی وجود دارد که او را به عنوان موضوع مورد بحث شان انتخاب کرده اند. در این بین، جلدهایی از مکاتبات و گفته های او به علاوة سه شرح حال همسرش وجود دارند. چه چیزی برای صحبت دربارة او به جای مانده در پی موارد زیادی که در معرض فروش قرار گرفته اند؟

توجه کنونی، تلاش ما برای بازگویی چیزهای بیشتری از ویکتوریایی های پایبند به مبادی آداب است که مضحکه ی قرن بیستم بودند. چیزهایی دیگذر از عصر طلایی ما، توجه ما را به مردم قرن نوزدهم برانگیخته اند. علاوه بر این، بدبینی ** دربارة ویکترویایی ها خودش به این تاریخ برمی گردد. لیتون استراچی، قهرمانان ویکتوریایی را به اندازة ویکتوریایی های برجسته پایین آورد امّا او از نقطه نظر خشم نسلی می نویسد که آنها را به عنوان منابع ویکتوریایی اولین جنگ جهانی به شمار می آورند. برای زمان طولانی، محبوبیت کتاب اش، دشمنی تاریخی بر علیه ویکتوریایی ها را نشان داد.

اخیراً، تسهیل پیشداوری اجتماعی، ترقی جنسیت به عنوان ردیفی از تجریه و تحلیل تاریخی و علاقه در بین مورخان به سئوالات مربوط به امور جنسی، علاقه به موضوعات مشابه را مجدداً قوت بخشیده اند. تعدد در اسناد فراوان چاپ شده از زندگی دیزرائلی، ما را هشیار کرد و متوجه نظر به این موضوعات جدید کرد. آن قسمت هایی از زندگی اش را که مورخان قبلی به عنوان حرف چرند یا گمان پردازی برای مثال علاقه اش به مقام سلطنت و اشراف زادگی یا شهرت اش برای تضاد جنسی رد کرده اند نیاز به یک نگاه جدید دارند.

یک پاداش جدی گرفتن آن اجزاء دورة دیزرائلی که برای علاقمند شدن به موضوعات دیگر ممانعت ایجاد کرده یا شکست خورده اند، افشای جنبة منفی محافظه کاری ویکتوریایی است. پاداش دیگر این است که دریابیم چطور دیزرائلی بر مانع اصلی پیشرفت اش غلبه کرد و آن را به نفع خودش تغییر داد. سرانجام در درک برخی روشها، شکل برجسته ویکتوریایی می تواند میل جنسی اش را هم مخفی و هم آشکار نماید، یکی با ستایش فزایندة نه تنها برای مرد بلکه برای دنیوی بودن و زیرکی نسل اش به وقوع بپیوندد. دیزرائلی علاوه بر سیاستمداری، نویسنده هم بود. از نوشته هایش بخصوص رمان دوازدهم اش علاوه بر خاطره گویی های چاپ نشده اش ما می توانیم درک کنیم که چطور کشش اش به جامعة اشرافی در زمان یکسان هم غیرمنطقی و هم خطرناک بود. تولد در یک خانوادة یهودی طبقه متوسط رو به بالا با پدری که تمام روز را در کتابخانه صرف می کرد، دیزرائلی آرزو داشت در گردهمایی های هنری شرکت کند و در کلاس های نقاشی حضور یابد. او اولین داستانش را در طول نیابت سلطنت منتشر کرد و قهرمانانش، نلانروس با لباس پرزرق و برق و شیک پوشان بودند. او در اشراف سالاری نخبه بود و گفتة لرد النبروگ از خانواده های سرشناس را به یاد می آورد که می گفت: همیشه یک تجمل پرستی در نسل سوم وجود دارد. به عنوان یک تجمل پرست، دیزرائلی همیشه مراقب نسل سوم بود.

قصه های شاد دیزرائلی دربارة دنیای اجتماعی به عنوان یک ویژگی داستان گذشته نگرانه و خودزیستنامه ای اش، او را بسیار متفاوت از موقعیت سیاسی اش می کرد. لیبرال های گلادستونین انگشت بر روی اصلاح و بهسازی گذاشتند. آنها به دنبال جهانی سازگار با آینده با عقیدة استوار به پیشرفت بودند. موضوع اصلی سیاست های دیزرائلی، لذت، بهره مندی از اشیا زمانیکه وجود دارند و احترام به چیزهایی که بوده اند بود. زندگی خوب اجتماعی در لندن و رفتن به مهمانی ها، آرزویی برای خرسند کردن دیگران بودند. این دیدگاه دیزرائلی است که درک بیوفورت می گوید:

استفاده می شود برای گفتن این موضوع که زندگی شهری برای ظهور طراوت، مطلوب بود. افرادی که همیشه در شهر زندگی می کردند خیلی زودتر از ساکنان لندن پیرتر می شوند. او این را به خودخواهی، خودکامگی و زندگی نکردن با میل به خرسندی نسبت می داد.

هنر خرسند کردن دیگران نه فقط عنصری از افسونگری بود، آن یک چسب اجتماعی بود که زندگی را همانطور که بود حفظ و تقویت می کرد.

مایکل اکشرت فیلسوف و مفسر محافظه کار قرن بیستم، عنوان نقش نوئل کووارد را برای ایجاد دیدگاهش به کار برد تا محافظه کار باشد که قرار است خندة فعلی را به عصر طلایی یا دید آرمانی حد مطلوب اجتماعی ترجیح دهد. به علاوه، تأکید دیزرائلی بر خرسندی اجتماعی نه فقط خودخواهی بود، امّا او شعف ناخوشایندی را در آن ایجاد می کرد، آن روشش برای گفتن این موضوع بود که سرگرمی شدید در اینجا و اکنون یک نتیجة اجتماعی بود.

در سن پیری اش هرگز از رفتن به مهمانی ها دست نکشید. زمانیکه سلامت اش در اواخر 1880 و اوایل 1881 تحلیل رفت،


دانلود با لینک مستقیم


دیزرائلی، تمایل به شیک پوشی و انحطاط 10 ص