فرمت فایل : word(قابل ویرایش)
تعداد صفحات:43
چکیده:
از همه جا و همه چیز ( کامپیوتر )
بلاگ چیست ؟
بلاگرها در شکارگاه (اینترنت) می گردند و به گرد آوری می پردازند. برای ما مطالب را طی فعالیت خود در صفحات اینتر نت و… نمونه برداری کرده و گاه آنها را نقادی میکنند . ما در کنار دریای اینترنتایم و آنها بر آن میبارانند . بلاگرها مردان آماده (رزم) انقلاب دیجیتالی هستند . کلمه « بلاگ » مختصر شده « وبلاگ » است . چند سال پیش یکی از کسانی که بسیار در وب می گشت شروع به ارایه گزارش روزانه کرد. وی موجزی از اطلاعات نادر و جالب را که در طی سیر در صفحات وب به آنها برخورد کرده بود را ارائه می کرد . پیشرفت در ابزار طراحی «وب» ، برای تازه آشنایان با اینترنت ساختن صفحات شخصی در وب را بسیار آسان کرد . تا آنجا که بتوانند آن را بسادگی هر موقع که خواستند روز آمد کنند – حتی هر 5 دقیقه یکبار- بطوریکه آن دوست – در کنفرانس- انجام می داد . بدین سان « بلاگها» دارای پویایی بیشتری نسبت به سایر استاندارد های وب سازی هستند . خیلی دائمی تر از پست کردن به صفحات بحث در اینترنت . آنها شخصی تر و خصوصی تر از روزنامه نگاری سنتی و عمومی تر از دفتر چه خاطرات هستند .
آیا تا کنون وبلاگ خوانده اید؟ شاید شما یکی از افرادی باشید که وبلاگ دارید . یا ممکن است شما هنوز ندانید که آن چیست .
وبلاگ سایتی اینترتنی است که توسط مردم معمولی مثل من و شما راه اندازی می شود . آنها ، داستان ، شعر ، قطعه های ادبی ، عکس و یا مطالبی شبیه سایر وب سایت ها را به وبلاگ خودشان پست میکنند.
- سریع update می شود .
آما نه شبیه روش home page. آنها دائماً عوض می شوند . خیلی از وب لاگ ها یا «بلاگ ها» حد اقل هر روز روز آمد می شوند و در بعضی موارد بارها در یک روز . بعضی از صاحبان وبلاگ مخصوصاً آنها که برای مدتی بدین کار پرداخته اند-در صورتی که از وبلاگ خود شهرتی به دست نیاورند ، انگشت نما می شوند. آنها ممکن است به همان اندازه در میان همکاران خود به چهره ای قدیمی باشند اما در اینترنت مشهورند.
غیر از روزآمد کردن روزانه سایت ها ، نکته مهم دیگر ان است که هر کس می تواند یکی از آن را داشته باشد . ساختن یک وبلاگ نیاز به تجربه زیادی از اینترنت ندارد و به هیچ وجه نیازی به پول نیست.
شروع ساختن وبلاگ در blogget.com ، سایتی که پیشرفت وبلاگ ها از آنجا شروع شد – کمی بیش از دو دقیقه وقت می گیرد aسادگی مراحل ساختن وب ، موجب افزایش سریع سازندگان وبلاگ شده است . سایت بسیار مورد توجه واقع شده است چرا که این ایده اکنون در جریان قرار دارد . بی بی سی نیوز آن لاین یک وبلاگ دارد که خبرنگاران سیاسی در مواقع اضطراری و سر بزنگاه اخبار را در آن به طور منظم آپ دیت می کنند . گاردین یک وب لاگ جالب دارد که اخبار بین المللی را در آن هم آهنگ می کند .
وبلاگ شهرت و اعتبار خود را از حکایات و اطلاعاتی که در خود دارد بدست می آورد . درست مثل یک کتابخانه شخصی که انسان می تواند هر چیز جالبی را در آن ذخیره کند تا در روز های بعد به آن مراجعه کند . صاحبان وبلاگ همواره قدرت خلاقه و تجربه را در خود افزایش می دهند .صاحب وبلاگ البته دوست دارد که وبلاگ های دیگر را هم بخواند . آنها غالبا خطوط پیوسته ای ا ز یک وبلاگ به وبلاگ بعدی درست می کنند . آنها فرا گرفته اند تا دوستانی بیابند . آنها گاه حتی با هم نرد عشق می بازند ، عصبانی می شوند ، بله گاهی هم از هم می رنجند . وقتی که هفته گذشته صاحب بهترین وبلاگ جایزه را برد شور و تهیجی در میان وب لاگ نویسان به وجود آمد .
Tom Coates ، مرد پشت کیسه پلاستیکی ، ارگ ، جایزه بهترین وب لاگر اروپایی را برد .اجازه بدهید جهان بداند در دفترخاطرات شما چیست ؟ او می گوید: «من اکنون بسیار خوشحالم که از خیلی وقت پیش تا حالا وب لاگ دارم و به همین دلیل در جامعه بخوبی شناخته شده ام.» «خوب یا بد ، به نظر می رسد که مشترکان بسیاری برای وب لاگ پیدا شده است . مردم داخل سایتی که واقعاً برای آنها بهره ای نداشته باشد نمی آیند و به آن رای نمی دهند . بنا براین من باید کار درستی انجام دهم » مقرر کردن جایزه ، « راهی با مزه برای دیدن سایت ها توسط افرادی است که در صورت دیگر هرگزدر باره آنها چیزی نمی دانستند . این همچنین تبلیغی برای نوعی رسانه ی موثر است . مستقیم ، شخصی ، آنلاین و منتشر شده »
خانم Meg Pikard دیگر وب لاگ نویس انگلیسی که او هم برنده شده است ، سعی کرد تا جاذبه های وب لاگ نویسی را شرح دهد. «من الآن در باره وب خیلی بیشتر از چند سال پیش می دانم که تازه شروع به ساخت وب لاگ کردم . داشتن وب لاگی که هر روز باید آن را آپ دیت کرد راهی جالب برای شناختن سایتهای جدید، تکنولوژی، خاطرات و نظرات است .من نمی خواهم یک شخصیت وبی داشته باشم ، سایت من تنها جای پرسه زدن من است مثل زمانی که من با رفقایم به کلوپ میروم اما در فرم دیجیتالی آن. من سایتم را برای خوشامد و کنجکاوی خودم حفظ میکنم .آنجا فضای فکر کردن است.» و Dan Hon یکی از چهره های قدیمی وب لاگ در انگلستان از زمانی یاد می کند که تنها 20 نفر وب لاگر در آنجا وجود داشت (الآن بیش از 400 است.) او می گوید: «این روش دیگری برای ارتباطات است . من می توانم از ایمیل استفاده کنم اما برخی اوقات پست کردن مطالب در وب لاگم آسانتر است.»
اغلب برای افراد مشکل است که تفاوت بین سخت افزار و نرم افزار را درک نمایند و این به این دلیل است که این دو موضوع در طراحی،ساخت وپیاده سازی سیستم ها بسیار به هم وابسته اند . برای درک بهتر تفاوت بین آنها لازم است که ابتدا مفهوم BOIS را درک کنید.
BOIS تنها کلمهای است که می تواند تمام درایورهایی را که در یک سیستم به عنوان واسط سخت افزار سیستم و سیستم عامل کار می کنند، را شرح دهد.
BOISدر حقیقت نرم افزار را به سخت افزار متصل می نماید . قسمتی از بایوس بر روی چیپ ROM مادربرد و قسمتی دیگر بر روی چیپ کارتهای وفق دهنده قرار دارد که FIRE WARE(یعنی میانه افزار یا سفت افزار)نامیده میشود .
یک PC می تواند شامل لایه هایی (بعضی نرم افزاری و بعضی سخت افزاری ) باشد که واسط بین یکدیگرند.
در اکثر اوقات شما می توانید یک کامپیوتر (PC) را به چهار لا یه تقسیم کنید که هر کدام از لایه ها به زیر مجموعه هایی کوچکتر تقسیم کنیم . در شکل 1-5 چهار لایه نمونه از یک PC را مشاهده می کنید . هدف از این نوع طراحی این است که سیستم عامل ها و نرم افزار های مختلف بر روی سخت افزار های مختلف اجرا شوند (حالت مستقل از سخت افزار ) . شکل 1-5 نشان می دهد که چگونه دو ماشین متفاوت با سخت افزار های مختلف که از یک نسخه بایوس استفاده می کنند ، می توانند انواع نرم افزارها و سیستم عامل های مختلف را اجرا کنند . بدین طریق دو ماشین با دو پردازنده مختلف، رسانه های ذخیره سازی متفاوت و دو نوع واحد گرافیکی و غیره ... ، یک نرم افزار را اجرا کنند .
فرمت:word(قابل ویرایش)
تعداد صفحات:75
مقدمه:
سازمان ملی حفاظت آثار باستانی ایران، عملاً فعالیت خود را در پی تشکیل وزارت فرهنگ و هنر در سال 1342 از سال 1345 آغاز کرد و تا ادغام در تشکیلات سازمان میراث فرهنگی کشور به سال 1366 به شکلی گسترده و سازنده در موضوع مطالعه و مرمت بناها و مجموعههای تاریخی در سراسر کشور پیشگام بود. ساماندهی، مطالعه و تعمیر آثار تاریخی در ایران، همگام با نهضتی بزرگ بود که پس ازجنگ جهانی دوم و در جریان بازسازی پس از جنگ، ابعادی علمی و انسانی وسیع پیدا کرد و مفهومی از رقا و بقای انسانی یافت.
سازمان نامبرده در شکلدهی خود و در سطح قابل قبولی برای جامعه ملی و بینالمللی از امکانات فنی علمی و فرهنگی سطح بالای داخلی و خارجی بهره گرفت. صرفنظر از تربیت نیروی تخصصی و ماهر در سطوح مختلف علمی، فنی و هنری در کشور از توان موسسات و سازمانهایی نظیر: دانشگاه تهران، دانشگاه شهید بهشتی (ملی سابق)، دانشگا فارابی، موسسه ایتالیایی مطالعات خاوردور و نزدیک (ایزمئو)، سازمانهای دولتی و غیردولتی وابسته به یونسکو، دانشگاه فلورانس و جز آن استفاده کرد و تلاش بر این داشت که ضمن ارائه الگوهای موفق از مطالعه و مرمت بناها و مجموعههای تاریخی ـ فرهنگی (نظیر مجموعه بناهای تاریخی اصفهان، مجموعه آثار تاریخی هخامنشی فارس، شهر تاریخی سلطانیه و…) بستر مناسب و باروری را برای نسل آینده فراهم سازد و در این رابطه، مقوله مطالعه و مرمت آثار و مجموعههای تاریخی را به تولیدی فرهنگی نزدیک کند. از جمله این اقدامات باید از پروژه مطالعه و مرمت مجموعه آثار تاریخی فیروزآباد یاد کرد که نقطه عطفی در تاریخ فرهنگ معماری و شهرسازی کشورمان را رقم میزند.
به یاد آوریم که گنبد قلعه دختر فیروزآباد که کهنترین گنبد شناخته شده دنیا برپا شده بر زمینهای مربع است و مربوط به فصل تاریخی مشترک پارتی ـ ساسانی است، تنها بخشی از این مجموعه میراث برجا مانده را از این مقطع تاریخی تشکیل میدهد.
معرفی شهر باستانی گور و فیروزآباد کنونی
فیروزآباد کنونی را در عهد باستان«اردشیرکوره» و «شهر گور» مینامیدهاند که معرب آن «جور» گردیده است. این شهر روزگاران گذشته، یعنی عهد شاهنشاهی ساسانی و سدههای نخستین اسلام، مرکز کوره اردشیر و یکی از پنج ناحیه معروف پارس را تشکیل میداده است. نام کنونیش بنا به گفته مقدیسی، تاریخنویس سده چهارم هجری، چون خوشآیند امیر عضدالدوله دیلمی نبوده که بگویند: «ملک به گور رفت» یعنی به شهر گور رفت، به فیروزآباد تبدیل گردید و ظاهراً این نام باید از نام «فیروز» نیای انوشیروان گرفته شده باشد، که ساختمانهایی در زمان خود در آنجا نموده است. راه شیراز به بندر باستانی سیراف از همین شهر میگذشته است.
گسترش کوره اردشیر در عهد باستانی و سدههای نخستین اسلام از شیراز تا دریای پارس و جزایر جنوبی از خارک تا قشم و از خاور به دارابگرد و از باختر به بیشاپور و کازرون محدود میگردیده، پس از کوره استخر از بزرگترین کورههای پنجگانه فارس بوده است. امروز نیز از آن لحاظ که نخستین آثار و سنگنگاره از بنیانگذار شاهنشاهی ساسانی را در کنار خود نگهداشته است و به مناسبت نمایاندن معماری عالی و هنر شگرف این دودمان برجسته، یکی از جاهای باارزش و باستانی کشور به شمار میرود.
بنای این شهر را به عهد اردشیر، بنیانگذار شاهنشاهی ساسانی نسبت میدهند و تاریخنویسان اسلامی مانند ابن فقیه (سده سوم هجری) و مقدیسی و اصطخری (سده چهارم هجری) نیز این مطلب را تایید نمودهاند:
اردشیر پس از گسترش فرمانروایی خود در خاک پارس و کرمان و نواحی کرانه دریای پارس، پیش از شکست اردوان پنجم واپسین شهریار اشکانی، در فیروزآباد کاخ و آتشکدهای ساخت. کاخ فیروزآباد نخستین بنای طاقدار سبک ایرانی و کار معماران و مهندسان ایرانی است که از دورههای باستانی بهجا مانده است و در این شهر بهتر از هرجای دیگر، معماری عالی زمان ساسانیان را میتوان به خوبی دید و شناخت. پس از آن در سروستان و بیشابور کازرون، البته پس از ایوان و طاق مدائن.
اردشیر شهرهای دیگری در حوزه شاهنشاهی ایران ساسانی ساخته است که در تاریخ بلعمی چند تایی از آنها را به این شرح نام برده است: «به پارس شهر جور و آنرا «ارشیر خوره» نام کرد و شهر دیگری به نام «رام اردشیر» و دیگر هم آنجا نام وی «ریوارشیر» و به ناحیت اهواز شهری بنا کرد نام او «هرمز اردشیر» و آن را «سوق الاهواز» خوانند و به سوا شهری بنا کرد نام آن «به اردشیر» و آن را «کرخ میسان» خواندند و به بحرین شهری بنا کرد نام آن «بوذر اردشیر» و امروز آن را خره خوانند».
فردوسی شهرهای اردشیر را اینطور بیان کرده است:
به گیتی مرا شارسان است شش
هوا خوشگوار و پر از آب کش
یکی خواندهام خره اردشیر
هوا مشکبوی و به جوی آب شیر
چو رام اردشیر است شهری دگر
گر آن بر سوی پارس کردم گذر
دگر شارسان اورمزد اردشیر
که گردد زیادش، جوانمرد پیر
کزو تازه شد کشور خوزیان
پر از مردم و آب و سود و زیان
دگرشارسان بر که اردشیر
پر از باغ و پر گلشن و آبگیر
دو در بوم بغداد و آب فرات
پر از چشمه و چارپا و نبات
که خوانی بنا پادشاه اردشیر
چو از من سخن بشنوی یادگیر
فیروزآباد پس از جلگه مرودشت، استخر و بیشابور کازرون، از جاهای باستانی فارس و بلکه کشور ایران است که آثار و نقوش از دوران گذشته در کنار و پیرامون خود به یادگار نگهداشته که هر کدام به نوبه خود از آثار گرانبهای ادوار باستانی ما را تشکیل میدهد.
در سوی باختری شهر کنونی، آثار صفهای از سنگهای گران وزن دیده میشود که سبک سنگتراشی و اندازه و طرز نصب سنگها به حجاری و کارهای دوران هخامنشی شباهت دارد. تکهای از تنه یک ستون از سنگ سیاهرنگ که اینک در مدخل امامزادهای در همان حوالی صفه افتاده و شبیه تنه ستونهای به کار رفته در تخت جمشید میباشد، این حدس را تایید میکند که صفه نامبرده بنایی از دوران هخامنشی بوده که پس از آن، در زمان اردشیر نسبت به ترمیم و تجدید و گسترش آن اقدام شده است، زیرا معروف است که اسکندر آب بر روی شهر بست تا شهر ویران گردد و چندی این جلگه به صورت باتلاق و دریاچه درآمده است.
مقدسی از وجود آتشکدهای در دروازه شهر سخن میگوید که نبشتههای پهلوی داشته و یادآور میشود که برای ساختمان این پرستشگاه، سی هزار دینار زر مصرف گردیده است. و باز همین مورخ از یک میدان بزرگ در میان شهر و از باغهای فراوان گل سرخ یاد کرده و مینویسد: «که از هر دروازه شهر که شخص بیرون رود، تا شش کیلومتر در باغ و ساختمان راه میپیماید». قزوینی هم از گلهای سرخ ممتاز و فراوان فیروزآباد توصیف بسیار کرده و مینویسد: «که بهترین انواع گل سرخ که شهرت همه جایی دارد، در باغهای این شهر به اندازه بسیار موجود و به همین مناسبت یکی از صادرات عمده این شهر در عهد باستانی، گلاب بوده است». یاقوت حدوی، تاریخنویس سده هفتم هجری در معجم البلدان در توصیف این شهر نوشته:
«که خوش آب و هوا، پاکیزه و زیبا و سبز و خرم است. از هر سو که شخصی بخواهد وارد این شهر شود، باید شش میل در باغ و بوستان و از زیر درختان سبز و خرم بگذرد تا به دروازه شهر برسد. در هجوم «تازیان»، شهر گور سالها در محاصره بود و مردم آن شهر برای نگاهداری مرز و زادگاه خویش مدتها دلیرانه پایداری نمودند، اما پس از سالها ایستادگی به واسطه نداشتن خوراک و خواربار، پایداریشان شکسته شد و شهر به دست تازیان افتاد و نام آن را معرب ساخته «جور» گفتند و عضدالدوله از پادشاهان آل بویه که در تشیید اصول ملی ایرانی خدمات بزرگی انجام داده، برای این که عمل تازیان را در نامگذاری این شهر به «جور» ملغی کرده باشد، نام آن را به «فیروزآباد» مبدل ساخت. همچنین وی نوشته است که اسکندر هنگام محاصره فیروزآباد آب رودخانه را تغییر مسیر داد و شهر در آب متراکم غرق و ویران گردید و همانطور بود تا زمان اردشیر که باتلاق خشکانید و شهر تازهای ساخت!». این داستان تا حدی بعید به نظر میرسد، زیرا نمیتوان باور کرد که جلگهای با این موقعیت، پانصد سال متروک و باتلاق مانده باشد.
اصطخری مورخ دیگر سده چهارم هجری به همین مضمون نوشته است: جای کنونی شهر استخز آب راکدی بود، اردشیر بابکان چون نذر کرده بود در جایی که بر دشمن خود پیروز گردد، شهری بسازد و چون بر یکی از دشمنان خود در همین جا پیروز گردیده، دستور داد آب آن را با کندن کانالهایی بخشکانند و شهر را در آن جایگاه بسازند و نیز از یک بنا به نام «طربال یا ایوان» سخن به میان آورده که در میان شهر بر فراز تلی ساخته بودند، این بنا اکنون ویرانه و سنگهای آن هر اندازه مانده روی همان تل و در کنار مغرب شهر کنونی فیروزآباد جلبنظر را مینماید.
بنای فیروزآباد از زمان ساسانیان شهری بزرگ و به اندازه شهر استخر وسعت داشته، مانند سایر شهرهای ساسانی ساخته شده و چهار دروازه داشته است: دروازه شمالی به نام دروازه هرمز، دروازه جنوبی به نام اردشیر، دروازه خاوری به نام مهر (میترا) و دروازه باختری به نام بهرام.
ساختمانهای باستانی فیروزآباد
در فیروزآباد و پیرامون آن، آثار و ساختمانها و دژها و سنگنگارهها و سنگنبشتهای است که در زیر توضیح داده میشود.
در سوی باختری شهر کنونی، صفهای مربوط به یک کاخ یا پرستشگاه باستانی از سنگهای گران وزن دیده میشود که سبک حجاری و اندازه و نصب آنها شباهت به حجاریها و کارهای دوره هخامنشی نیست. تکهای از یک ستون خاکستری رنگ مایل به سیاه با تراش شیاردار شبیه ستونهای کاخ تخت جمشید در کنار بقعه امامزاده جفعر، این حدس را تقویت میکند که این ویرانه شاید در نخست مربوط به زمان هخامنشیها بوده، همانند کاخهای کوچک سروان ممسنی و تپه حکوانکوار و برازجان، پس از برچیده شدن شاهنشاهی هخامنشی، ویران و به سرنوشت سایر آثار دیگر این دودمان دچار گردیده، پس از آن در زمان اردشیر نسبت به احیاء و توسعه آن اقدام شده باشد. درازای صفه در حدود هشتاد متر و پهنای آن شصت و پنج متر میباشد. در میان آن صفه، چهار طاق بلندی به ارتفاع حدود هشت متر و نیم و پهنای بیست و شش متر با طاقهای ضربی مسقف بوده است. نظرانداز صفه و مخصوصاً چهارطاقی روی آن وسیع و زیبا، و از فراز آن منظره تمام شهر و باغهای درون و برون به خوبی نمایان بوده، بهطوری که نوشتهاند: از مجازی صفه نهر و جدولی ساخته بودند که آب به شکل آبشار از یک سوی آن جاری، و از سوی دیگر خارج میگردیده است.
بنای نامبرده در دوره اسلام ویران گردیده، زمان اصطخری (سده چهارم هجری) ویرانهای بیش نبوده که به همان وضع آن را توصیف کرده است. امروز نیز حدود صفه تا حدی معین و مشخص و مقداری از سنگهای آن ساختمان در همان اطراف پراکنده و برای رهگذری که بر فراز آن میایستد، دوران شکوه و عظمت دیرینی را حکایت میکند.
دویست متری جنوب این ویرانه، مناره سنگی چهارگوش بلندی موجود است که هر ضلع آن تقریباً ده متر و پیش از بیست و پنج متر بلندی دارد و به وسیله پلکان مارپیچی که در اطراف آن بوده، به بالای برج میرفتهاند.
قلعه دختر
در وسط تنگاب، بر قله کوه ساخته شده است. این دژ معظم و مفصل از سنگ و دارای اطاقها و بناهای تودرتوی مفصلی بوده است. از این بنا که در روی کوه و مشرف به راه رفت و آمد بین شیراز و فیروزآباد قرار گرفته، برای دفاع از شهر و نگاهبانی راه استفاده میشده است. دیوار بیرونی قلعه به شکل بازو ساخته شده و بنا دارای تالار بزرگ و ایوانی است که در وسط بنا قرار دارد.
وجوه تاریخی و باستانشناسی
عبارت «معماری ساسانی» هرگاه به بیش از چهارصد سال قدمت این دوران توجه کنیم، در درجه اول جنبه اعتباری مییابد، چرا که برخلاف سایر اصطلاحات تاریخ هنر مثل «رنسانس»، «باروک» یا «کلاسیسم»، عبارت معماری «ساسانی» بازگوکننده ویژگیهای خاص اشیاء هنری مورد بحث نمیباشد، بلکه با اقتران این اشیاء باسلسله حاکم بر تمامیت سیاسی این دوران اشاره دارد. انتزاع حاکم بر انگیزههای هنری یا انشعابهای ناشی از روحیات محلی و یا بیان کننده یک مقطع تاریخی، مثل دوره «کارولانژی (Carolingien)» که سبب نسبت دادن دورهای سیاسی به یک دوران خاص در تاریخ هنر میشود، در کل نمایانگر کمبود شناخت کافی نسبت به این دوره هنری است.
این نکته، آشکارا در مورد هنر و معماری ساسانی و همچنین پارتی مصداق دارد. از میان بناهای نسبتاً زیادی که به ساسانیان نسبت میدهند، فقط تعداد معدودی را میتوان دقیقاً در این ابنیه، تعلق به دوره ساسانی دانست که با شبهه همراه است. تنها در مورد اندکی از این بناها منظور از احداث بنا قطعی است و درکی در این زمینه وجود دارد.
با این حال، اصطلاح «معماری ساسانی» از دیدگاهی دیگر قابل توجیه است. فقط دورانهای سیاسی معدودی هستند که با احداث بناهای عظیم بر اساس انگیزههای سیاسی قابل مقایسه با وضع ساسانیان، آغاز میگردند. چنانکه مشهور است، اردوان پنجم از امیریاغی خود اردشیر، به خاطر بلندپروازی در طرحهای عمرانی و توهین به مقام سلطنت ناخرسند بود و این نکته که در افسانهها آمده است، گویای شوریدن اردشیر و یا دست کم، تعبیر کوششهای اردشیر در زمینه ساختمانی به بلندپروازیهای سیاسی است. از سوی دیگر، پایان دوران ساسانیان تنها به معنای اضمحلال دودمان ساسان نیست، بلکه در عین حال، پایان فرهنگ ایرانی پیش از اسلام نیز است.
در زمانهای گذشته نه پادشاهان ایرانی و نه جامعه مذهبی ایرانیان، یعمی موبدان زرتشتی، جز با دادن دستور ساخت بناهای معظم و یا مقدس، مطرح نمیشدند. به همین ترتیب، هم سبک معماری ساسانی در خفا به بقای خود ادامه داد و به سرعت معماری دستگاه خلافت را تحت سیطره خود درآورد.
علیرغم وجود مصادیق متعدد معماری، در اینجا جز به نمونههایی از بناهای ساسانی نمیپردازیم. آگاهی ما در زمینه ساخت و ساز رایج در زمان ساسانیان جز در موارد معدود با کاستیهای فراوان همراه است، اما بر مبنای آنچه که میدانیم، میتوانیم نتیجه بگیریم که در واقع خانهها و سایر ساختمانهای اقشار پاییندست جامعه همانگونه که تا همین اواخر هم رواج داشت، ساخته میشدند، یعنی دیوار خانهها را از سنگ لاشه و یا ملات گل و به ندرت با ملاتهای آبی مثل آهک یا سیمان و یا از خشت (به ابعاد تقریبی 40×40×12 سانتیمتر) میساختند.
ارتفاع شالودهها متغیر بود و گاهی شکل کرسی چینی با سنگ لاشه را به خود میگرفت و گاه از خاک رس کوبیده یا سنگ یا مخلوط سنگ و گچ ساخته میشد. بامها را با تیرهای چوبی و پوشش خاک رس و کاه (کاه گل) میساختند و گاه هم از طاقهای خشتی استفاده میکردند. برخی انواع خاص که امروزه در آستانه نابودی قرار دارند، مثل خانههای چوبی با بامهایی از کاه (یا گالی) که در نواحی جنگی حاشیه دریای خزر یافت میشوند و یا چیزهایی که از شاخ و برگ درختان نخل در استانهای جنوب شرقی برپا میشوند، در روزگاران ساسانیان هم میبایست وجود داشته باشد.
معماری چادری و خیمه نیز در نزد درباریان در مواقع شکار و جنگ، جایگاه خود را حفظ کرده بود، اما در این مورد تنها شواهد مکتوب در دست داریم.
لازم به یادآوری است که بخش اعظم بناهای معظم، خشتی بودهاند که امروزه تقریباً به طور کامل ویران شدهاند. بنابراین مجموعه بناهای شناخته شده امروز تنها به آثار برجسته و معظم معماری محدود نمیشوند، بلکه در میان آنها آثاری هم هستند که در نهایت بر عوامل منطقهای و دنیوی تکیه داشتند. همچنین به نظر میرسد معماری خشتی اهمیت خود را در اواخر دوره ساسانی از دست میدهد و این پدیده احتمالاً جنبه تصادفی دارد.
معماری بناهای مهم ساسانیان در نمونههای نخستین خود مثل کاخهای اردشیر در فیروزآباد، نشان دهنده اشکال ساختمانی و احجام روشن، خوانا و مستحکم است. از این جا میتوانیم نتیجه بگیریم که معماری اردشیر به سنت پارس متکی بودهاند که قبلاً بسیار پیشرفته بوده است، اما از نمونههای آن اثری در این مقیاس را، مخصوصاً در فلات ایران سراغ نداریم. با اطمینان میتوان ادعا نمود که در طی دوره پارتها، انقلابی بوقوع پیوست که در آن ساختمان مبتنی بر تیر و ستون، مثل کاخ و معبد نیسایی را که نشان دهنده سنتهای هخامنشی با گرایشهای یونانی است، رها میکنند و در جستجوی یک معماری تزئینی و متکی بر دیوارهای باربر خشتی، مثل شهر قومس، روان میشوند تا با استفاده از روشهای طاقزنی به عظمت خاص بناهای پارتی در بینالنهرین دست یابند. این روشها را به صورت ایوان جلو آمده و پوشیده با طاق و تالار مستطیل شکل با طاق گهوارهای، در بناها و احجام ساسانی هم میبینیم، اما این نکته که در کدام زمان در کجا برای نخستین بار ایوان با طاق گهوارهای که شکل بارز معماری پارتی است، ساخته شد، جای بحث دارد، زیرا این فرضیه هم قابل قبول است به نظر میرسد که ابداع این روش ابتدا در بینالنهرین بوده است.
فرمت:word(قابل ویرایش)
تعداد صفحات:121
مقدمه:
مقصود ما از هنر ابتدایی جلوه های آفرینش هنری توسط انسانهایی است که هنوز نتوانسته اند پای در جاده تمدن بگذارند و از این رو فرهنگ آنها ساده و ابتدایی است . هنر ابتدایی از یک طرف شامل هنر غارنشینان زمانهای بسیار دور می شود و از سوی دیگرهنر انسانهایی را در برمی گیرد که در زمانهای اخیر و حتی امروز در نقاط دور افتاده کره زمین زندگی بدوی خود را می گذرانند . در حدود 50 هزار سال قبل یعنی دوران دیرینه سنگی انسان در غارها زندگی می کرد . او نقاشیهایی از خود باقی گذارده که از هر لحاظ موجب شگفتی بشر امروزی است .
هنر غارنشینان را می توان اولین بخش از تاریخ تفکر ، تخیل و خلاقیت بشری بشمار آورد . چرا که به واسطه قابلیت ساختن تصویر و نماد ( سمبل ) بود که بشر توانست بر محیط خود مسلط شود .
در غارهای جنوب فرانسه و شمال اسپانیا تولد این توانایی بشری را مشاهده می کنیم . انسان غارنشین بوسیله تصاویر ی که به دیواره این غارها کشید ، می توانست تجربیات زندگی پر کنکاش خویش را ثابت و پا برجا نگه داشته و جریانات بهم پیوسته زندگی را بصورت شکلهای ساکن و مجزا از هم نشان دهد . طریقه ترسیم پیکر ( فیگور ) حیوانات آنطور که در نقاشیهای غار لاسکو فرانسه دیده می شود طبیعت گرایانه ( ناتورالسیمتی ) است . طوری که نقاش سعی کرده حرکت پیکر حیوان را تا حد امکان طبیعی و نزدیک به واقعیت نشان دهد . گر چه پیکرها بسیار نزدیک به طبیعت و درست کشیده شده اند ، ترتیب و آرایش آنها برروی دیوارها نشان می دهد که هنرمند به هیچ وجه در بند رابطه تصاویر با یکدیگر نبوده است و هیچ تنظیمی در مورد کمپوزیسیون ( ترکیب بندی ) صورت نگرفته است .
هنرمند شکارگر از سطوح نامنظم و دست نخورده دیوارها یعنی از برجستگی و فرورفتگی ها و لبه ها با مهارت استفاده کرده است تا به شکلهای خود واقعیت بیشتری بدهد . بطور مثال یک برآمدگی دیوار که در داخل طرح یک گاومیش قرارمی گیرد می تواند حجم شکم جانور را القاء کند
هنرهای بدوی :
درمیان فرهنگ های مختلف بشری فرهنگ سرخ پوستان ، اسکیموها و برخی سیاه پوستان را اغلب بدوی ( پریمی تو ) می نامند . مردم در این فرهنگ ها در تماس مستقیم با طبیعت زندگی می کنند و برای ارتباط با نیاکان واقعی و اساطیری خویش و همینطور با عالم وجود از آیین ها و مراسم روحانی و نیز دست ساخته های جادویی استفاده می کنند از این رو قسمت عمده آثار هنری آنها جنبه مذهبی دارد که در این میان تندیس های خلاصه و اغراق شده از پیکره آدمی دارای اهمیت بسزایی است . این مردم چون علاقه خاصی به حفظ سنت های خویش داشتند در آثارشان صورتک هایی ( ماسک هایی ) نیز مشاهده می شود . صورتکها تقریباً همیشه ارواحی را بطور تمثیلی و نمادین ( سمبلیک ) مجسم می کنند . بدین معنی که مردم با استفاده از صورتک خود را به شکل ارواح نیاکان موجودات اساطیری قهرمانان ، حیوانات و خدایان طبیعی در می آورند .
آثار سیاه پوستان افریقایی و آنچه به هنر آفریقایی مشهور است در واقع آثاریست که توسط سیاهان مناطق استوایی قاره آفریقا بوجود آمده است . در این میان تندیسهای چوبین شهرت بیشتری دارند . در اغلب تندیسهای آفریقایی پیکر انسان به طرزی تجویدی (آبستره ) و دور از واقع نشان داده می شود .( آبستره : برداشت شخصی از یک موضوع ) اما باید اشاره کنیم که گاهی شیوه های طبیعت گرایانه نیز در کار تندیس سازان سیاه پوست بروز می کند . مثلا در یک مجسمه مفرقی که بی تردید تندیس یکی از پادشاهان باستانی نیجریه است . پیکر شاه با حجم پردازی واقع گرایانه ارائه می شود .
آثار سرخپوستان امریکایی و آثار حکاکی و نقاشی روی صخره نیز در میان آثار سرخپوستان اولیه اهمیت دارد . تصور می شود که اینگونه نمایشها و حکاکی ها اکثراً در مکانهایی جای گرفته که از آنها برای اجرای مراسم دسته جمعی ویا سبک اعمال مذهبی خصوصی استفاده می شده است . در بعضی نمونه های صخره نگاری نقوش تازه ای روی نقش های قبلی کشیده شده اند که حاکی از تکرار مراسم در همان مکان است .
هنر بین النهرین :
با حضور سومریان و آغاز تاریخ مکتوب ، جادوی کهن جای خود را به مذهب خدایان داد . خدایان توفان ، آسمان ، آب ،ماه ، خورشید ، عشق و باروری . از نمونه های بدست آمده از آثار سومریان معلوم می شود که هنرمندان سومری برای ساختن تصاویر و پیکرهای انسانی قواعدی ابداع کرده بودند . چشم های بزرگ پیکره های هل اسمرو دارک از جمله خصوصیات هنر پیکره سازی سومری است . در پیکره های کوچک روی یک جعبه تدابیر تصویری دیگری می بینیم . پیکره ها به نحوی قرار گرفته اند که همانند یک نوار فیلم توالی صحنه ها را نشان می دهند . این صحنه ها عبارتند از صحنه های پیروزی نظامی و مناظر بعد از آن ، اکثر پیکره ها نیم رخ هستند . اما چشمها همچنان که در هنر خاور نزدیک معمول است تمام رخ و بسیار بزرگند . هنرمند همه حالتها و زاویه دیدهایی را که ممکن است به پنهان شدن یا مبهم شدن بخش های مشخصه پیکرها بیانجامد از کار خود دور می کنند .مثلاً وقتی پیکری در وضعیت نیم رخ کامل قرار می گیرد معمولاً باید یک دست و یک پا از نظر پنهان شود . بدن نصف پهنای واقعیش را داشته باشد و چشم بطور کامل دیده نشود . اما هنرمند سومری همه این قواعد را زیر پا می گذارد . او از بعد نمایی و دید خاصی استفاده می کند که نمونه آن را در ....a
فهرست مطالب:
بخش اول :تاریخ هنر جهان
o هنر ابتدایی o هنر های بدوی o هنر بین النهرین o هنر آکد o هنر بابل o هنر آشور o هنر مصر o هنر هند o هنر یونان باستان o هنر باختر در دوره ی نوزایی(رنسانس) ·شیوه ی باروک ·شیوهی رمانتیسیسم ·نقاشان رمانتیسیم ·شیوه ی امپرسیونیسم o قرن بیستم و جلوه هایی از نو گرا ·سمبولیسم ·کوبیسم ·اکسپرسیو نیسم ·دادا و سوررئالیسم ·پیکره سازی نو گرا
بخش دوم:تاریخ هنر ایران
هنر پیش از تاریخ
تمدن سیلک چشمه علی و تپه حصار
دوره مفرغ
عصر آهن
تمدن زیویه و حسنلو
هنر املش و مارلیک
هنر هخامنشی
صنایع دستی
حجاری و پیکر تراشی
معماری
هنر اشکانی و پارتی
آثار سفالی و فلزی
معماری حجاری و نقاشی
هنر ساسانی
معماری
پیکر تراشی نقاشی و موزائیک
سفالگری فلزکاری و شیشه سازی
منسوجات
هنر دوران اسلامی
معماری
نقاشی
منسوجات
سفالگری شیشه گری و فلز کاری
هنر سلجوقی
معماری
سفالگری و فلزکاری
نگارگری
هنر ایلخانی
معماری
نقاشی
سفالگری و فلزکاری
هنر تیموری
معماری
نقاشی
سفالگری فلزکاری حکاکی و حجاری
خوشنویسی و تجلید
هنر صفوی
معماری
نقاشی
سایر هنرها
هنر قاجاریه
معماری
نقاشی
سایر هنرها
فرمت:word(قابل ویرایش)
تعداد صفحات:95 صفحه + 92 اسلاید
چکیده:
در سرزمینهای دیگر ( مثلا روم ) شکل نیمکره را برای گنبد بر می گزیدند و چون میانتار رانش بر منحنی آن منطیق نمی شد ناچار بودند که کناله های آن را هرچه سطبر تر کنند تا در برابر رانش سدی باشد . در صورتی که معماران ایرانی نیم دایره ( و اصولا مکان هندسی ) را برای پوشش مناسب نمی دانستند و شکلهایی نظیز تخم مرغی و هلوچینی و بیز را انتخاب می کردند که خود به خود میانتار رانش ببود و این حسن انتخاب ( که بر اصول دقیق ریاضی نهاده بود ) باعث می شد که بتوانند طبره یا ضخامت گنبد را در خاستگاه و پاکار تنها به اندازه یک شانزدهم دهانه بگیرند ( که البته هرچه بالاتر می رفتع نازکتر می شد تا به کلاله می رسید ) .
گنبد های ایرانی بی هیچ چوب بست و قالب ساخته می شده بدین ترتیب که در مرکز محوطه زیر گنبد تیر راست و بلندی را کار می گذاشتند که ارتفاع آن تا نزدیک تیزه گنبد می رسید و پیرامون ان را با چوبهای دیگری مانند پره های چرخ به چنبره گنبد می بستند که تکان نخورد آنگاه در هر دو کانون بیضی ( نیم بیضی ) که باید گنبد زیرین بر آن منطبق باشد دو گلمیخ حلقه دار می کوبیدند و دو سر زنجیری را به حلقه ها متصل می کردند . طول زنجیر به اندازه ای بود کهاگر آن را نصف می کردند به پاکار یا کیز گنبد می رسید بدین ترتیب بنایی که بر پشت گنبد رگها را می چید هر لحظه می توانست با کشیدن زنجیر درستی کار خود را آزمایش کند . دستگاه تیر و زنجیر را روی هم “شاهنگ و هنجار” می گفتند ( یکی از این شاهنگ و هنجارها در گنبدی نیمه کاره در اصفهان یافت شده و برای مطالعه در جای خود نگهداری می شود ). سازنده گنبد با استفاده از این دستگاه و پیمون ها ( مدول و ضابطه ) گنبد زیرین را مانند تاپو می ساخت و بی آنکه نیازی به چوب بست داشته باشد رگهای آن را چرخی روی هم استوار می کرد ( و چون می دانست که در هر نقطه طبره یا ضخامت گنبد چه اندازه است ) در شکرگاه ( زاویه 5/22 درجه ) یک آجر و در میان یک آجر دیگر و در آوارگاه ( 5/ 47درجه) باز هم یک آجر از ضخامت آن می کاست تا به کلاله می رسید و چون در نوک گنبد رگ چین چرخی میسر نبود و آجرها خرد و کوچک می شد ستونکی در قله گنبد می ساخت ( مانند طوقه چاه ) که بتواند گنبد زیرین و همچنین توق یا ماهرخ را به آن متصل کند . گنبد های ایرانی دو پوش است و پوشش زیرین همیشه به شکل نصف تخم مرغ و در گنبد پر دهانه به شکل تاپو های بزرگی است که به ان چیله یا چیلو می گویند . گنبد شکلهای مختلف و متنوعی دارد مانند رک ( مخروطی و هرمی ) ، خاگی ( تخم مرغی ) ، نار ( پیازی ) و شبدری ، گنبد زیرین بسته به اندازه دهانه با خیزهای مختلف زده می شود ولی همیشه شکل آن تخم مرغی است . قطر گنبد را دهانه و ارتفاع آن را افراز و نسبت افراز ، به دهانه را “خیز” می گوند .
گنبد های قبل از اسلام بیشتر با خیز دو گره در گز ( هر گز مساوی 066/1 متر و شانزده گره است ) و حتی پیش از آن زده می شد . ولی پس از اسلام معماران ایرانی کوشیده اند تا آنجا که ممکن است افراز گنبد کمتر باشد و اغلب گنبد ها پس از اسلام با خیز یک گره در گز زده شده مگر اینکه از شانزده گز بیشتر دهانه داشته باشد که ناچار بوده اند مانند گنبد های پیش از اسلام خیز آن را دو گره و سه گره در گز بگیرند ( مانند گنبد سلطانیه ) . دو پوش گنبد گاهی پیوسته و گاه گسسته است . گنبد های پیش از اسلام و همچنین گنبد هایی مانند گنبد سلطانیه و شیخ لطف الله و گنبد خاگی جامع اصفهان دو پوش پیوسته است .
چنانکه گاهی دو پوسته بی هیچ واسطه ای به هم متصل می شده و گاهی هم فقط صندوقه یا کندو و شیاره ای میان آنها فاصله بوده است . ولی در گنبد های گسسته گاهی دو پوسته در کلاله از هم فاصله می گیرند ( مانند گنبد جامع یزد و جامع گلپایگان و اغلب گنبد های قرن هفتم به بعد ) و گاه بر روی گریو یا گردنی استوانه مانند پوسته بیرونی با فاصله چشم گیری از گنبد زیرین استوار می شود ( مانند گنبد آستانه مطهر حضرت رضا ( ع) و گنبد های سهل بن علی در آستانه اراک و مسجد امام ( شاه ) و مدرسه مادر شاه ( چهارباغ اصفهان ) . برای ساختمان گنبد های گریو دار از دیوارکهایی استفاده می کردند به نام پره که در درون گریو جای میگرفت و گاه تویزه یا طاقی تیغه ای روی آنها زده می شد تا بتوانند پوسته نازک روئین را نگاه دارند .
در فرود ( قاعده ) گنبد های گسسته گریو دار گاهی آوگون می گذاشتند یعنی منحنی گنبد را متمایل به درون می ساختند تا رانش آن را به درون برانند ( مانند گنبد مسجد امام ( شاه اصفهان ) و گاه چانه یا پیش آمدگی اندکی داشت ( مانند گنبد آستانه مطهر حضرت رضا ( ع) و گنبد الله مقبره شیخ صفی در اردبیل و گاه شلال داشت یعنی منحنی آن در قاعده به خطی مستقیم مبدل میشد ولی در گنبد های بی گریو به جای گریو چنبر تنها یا اربانه (دیسک) می گذاشتند . هشت چنبر منشور هشت گوش یا چند وجهی است که گنبد را بر روی آن می ساختند . گاهی هم به جای پوشش برونی خرپشته می ساختند ( مانند گنبد مشهد میر بزرگ در آمل )
گنبدهای رک نیز به انواع گوناگون ساخته میشده مانند ارچین که قطعات سنگ یا آجر را روی هم میچیدند ( مانند گنبد دانیال نبی در شوش و آرامگاه یعقوب لیث در جندی شاپور ( شاه آباد اهواز ) و گاهی به صورت هرم ساخته می شده است و گاهی مخروطی که آخری را خرستو یا خرستوک مینامند .
نفوذ روش گنبد سازی ایرانی در باختر زمین ( که شاید اندکی پس از حمله مغول آغاز شده ) تحول چشم گیری در معماری آن مناطق به وجود آورده است .
انتخاب شکل تخم مرغی به جای نیم کره برای گنبد زیرین و استفاده از پوشش زیرین ( مانند ایران ) به معماران مغرب زمین امکان داده است که گنبد نازک و سبک و خوش اندامی پدید اورند ، همچنین استفاده از ترنبه و سکنج که ( پیش از آن در غرب رایج شده بود ) پوشش فضاهای بزرگ چهار گوش را آسان کرده بود و دیگر لازم نبود که زمینه زیر گنبد دایره باشد و بالاخره فن گنبد سازی ایرانی روش پوششهای پوسته ای را در عصر ما به ارمغان آورده چنانکه پیش از آن هم شاهکارهایی چون گنبد « سن پیر » از هنر بارور ایرانی زاده بود .
پوشش گنبد در ایران پییشنه ای دیرینه دارد . کمبود چوبهای استوار و کشیده که در حقیقت عنصر اصـلی پوشش تخت است ، سبب شده است که پوشش سغ sagh و گنبد روایی پیدا کند و بخصوص در دهانه های وسیع ترجای پوشش تحت را بگیرد . قدیمیترین شکل های منحنی در پوشش زیرین چغازنبیل متعلق به هزاره دوم دیده شده است .
پوشش گنبد در ایران پییشنه ای دیرینه دارد . کمبود چوبهای استوار و کشیده که در حقیقت عنصر اصـلی پوشش تخت است ، سبب شده است که پوشش سغ sagh و گنبد روایی پیدا کند و بخصوص در دهانه های وسیع ترجای پوشش تحت را بگیرد . قدیمیترین شکل های منحنی در پوشش زیرین چغازنبیل متعلق به هزاره دوم دیده شده است .
پوشش گنبد در ایران پییشنه ای دیرینه دارد . کمبود چوبهای استوار و کشیده که در حقیقت عنصر اصـلی پوشش تخت است ، سبب شده است که پوشش سغ sagh و گنبد روایی پیدا کند و بخصوص در دهانه های وسیع ترجای پوشش تحت را بگیرد . قدیمیترین شکل های منحنی در پوشش زیرین چغازنبیل متعلق به هزاره دوم دیده شده است .
پوشش گنبد در ایران پییشنه ای دیرینه دارد . کمبود چوبهای استوار و کشیده که در حقیقت عنصر اصـلی پوشش تخت است ، سبب شده است که پوشش سغ sagh و گنبد روایی پیدا کند و بخصوص در دهانه های وسیع ترجای پوشش تحت را بگیرد . قدیمیترین شکل های منحنی در پوشش زیرین چغازنبیل متعلق به هزاره دوم دیده شده است .
با وقفه طولانی در دوران هخامنشی معماری درخشانی با پوشش مرتفع و مسطح در اوج قدرت و کارائی جلوه دارد ولی چه قبل و چه بعد از آن بعلت فراهم نبودن شرایط خاص اقتصادی در این دوران آوردن چوب سدر از جبل عامل و ساج از گنداره همیشه میسر نبوده و در جنگل ها و جلگه های این سرزمین هم چوب مناسب پوشش پرورش نمی یافته است لذا طاقهای منحنی و گنبد جای اصلی خود را به عنوان یک پدیده ساختاری و اقلیمی در معماری ایران به آسانی پیدا می کنند .
در متون موجود ، دیرینه ترین گنبدی که به آن اشاره می شود مربوط به دوران اشکانی و اوایل ساسانی است . این گنبد در شهر فیروز آباد و به قطر ۱۰/۱۶ متر بنا شده است . چنانچه ابن البلخی در توصیف شهر فیروز آباد و گنبدی که در میانه شهر برپا شده می گوید : اردشیر شهر فیروزآباد ، که اکنون هست بنا کرد و شکل آن مدور است چنانک دایره پرگار باشد . در میان شهر آنجا که مثلاً نقطه پرگار باشد دکهٔ انباشته برآورده است و نام آن ایوان کرده و عرب آنرا طربال گویند و بر سر آن دکه سایها ساخته و در میان گاه آن گنبدی عظیم برآورده و آنرا گنبد کیرمان گویند و طول چهار دیوار این گنبد تا زیر قبه آن هفتاد و پنج گز است و این دیوارها از سنگ خارا برآورده است و پس قبه عظیم از آجر بر سر آن نهاده و آب از یک فرسنگ از سر کوه رانده و به فواره بر این سر بالا آورده و دو غدیر است که یکی بوم پیر گویند و دیگر بوم جوان و بر هر غدیری آتشگاهی کرده است .
در دوران ساسانی گنبدسازی آنچنان رواج می گیرد و تکامل می یابد که از آن پس تا امروز پوشش گنبدی از نظر ساخت و افزیر بصورت الگو و دستور العمل کلی مورد بهره برداری قرار می گیرد .
روش گنبدسازی چه در دوران ساسانی چه در دورهٔ اسلامی آنچنان با استفاده از نظم دقیق ریاضی در شکل بندی و ساختمان و با کاربست شیوه های صحیح صورت می گیرد که در همه انواع ، گنبدها بدون احتیاج به گاه بست و کالبد و قالب در برابر همه نیروهای فشاری و رانشی به خوبی مقاومت می کنند ، گرچه در گوشه سازیها از اوایل دوران اسلامی تاکنون تحولاتی چند صورت گرفته است اما روش گنبدسازی در ایران همواره ویژگی اجرائی و فرهنگی خاص خود را دنبال کرده است . آنچه قابل ذکر است آنکه این ویژگی چه در شکل چه در اجرا ( نداشتن قالب ) آنرا با گنبدهای مشرق زمین همواره متفاوف می کند .
● تعریف هندسی گنبد
در تعریف هندسی ، گنبد مکان هندسی نقاطی است که از دوران چِفدی مشخص حول یک محور قائم به وجود می آید . اما در زبان معماری : گنبد پوششی است که بر روی زمینه ای گرد برپا شود .
گنبد از سه قسمت تشکیل شده است :
۱ـ گنبد خانه یعنی زمینه گنبد
۲ـ بَشن = هیکل یعنی قسمتی که روی زمینه ته رنگ به صورت مکعب بالا می آید و یک یا دو طرف آن باز است ( در گنبدهای قبل از اسلام هر چهار طرف به دهانه های باز منتهی می شد . )
۳ـ چپیره = جمع شده
از آنجائیکه در معماری ایرانی به ندرت به ته رنگ گرد بر می خوریم و معمولاً قسمت انتهائی بشن به شکل ، مربع و گاهی مستطیل است با چپیره کردن آنرا تبدیل به دایره می کنند بعد گنبد روی آن سوار می شود . به همین دلیل مرحله چپیره شدن در گنبدسازی شایان توجه است زیرا امکان داشتن زمینه گرد است که اجرای نهایی پوشش گنبد را میسر می سازد .
معمولاً در نقشه هائی که پوشش به صورت گنبد طراحی می شود زمینه را به شکل مربع در نظر می گیرند تا به سادگی بتوان آنرا تبدیل به ۸ و ۱۶ و ۳۲ و بالاخره دایره کرد .
گنبد سازی در ایران به ندرت روی زمینه مستطیل نزدیک به مربع هم اجرا شده است در این صورت مستطیل تبدیل به ۶ و ۱۲ و سپس بیضی نزدیک به دایره می شود و گنبد روی بیضی قرار می گیرد . به این نوع گنبد که مقطع افقی آن به جای دایره بیضی است کمبیزه گفته اند . از نمونه های این نوع گنبد با ته رنگ بیضی مسجد حاج رجبعلی تهران و امامزاده زید بن علی در ورامین قابل ذکرند .
● چپیره چپیره سازی در گنبد به دو بخش عمده تقسیم می شود :
گوشه سازی = گوشه بندی
شکنج = چین و چروک
گوشه سازی یا گوشه بندی یعنی ساختن و تبدیل کردن شکل چهار گوشه بشن به هشت گوشه و به ترتیب ۱۶ و ۳۲ و ۶۴ گوشه و بالاخره دایره و با تبدیل کردن شکل مستطیل نزدیک به مربع به ۶ و ۱۲ گوشه و بالاخره بیضی است . در حالت اخیر مستطیل بشن باید نسبت اندازه های اضلاعش طوری باشد که به راحتی قابل تبدیل به شش گوشه شود مثلاً نسبت ۴ و ۴/۳ قابل تقسیم است . البته با استفاده از کاربندی انواع زمینه های مرسوم در معماری ایرانی را می توان به نحو مطلوب تبدیل به دایره کرد که در مباحث آینده جداگانه بررسی خواهد شد .
● گوشه سازی خود شامل دو بخش است :
۱- اسکنج یا سِکُنج
۲- ترمبه یعنی جمع شده
اولین گوشه سازیها توسط چوب انجام شده و حتی خود گنبد هم با چوب اجرا گشته است . بهترین موارد مثال را در ابیانه می توان دید .
دراراک هم در کاروانسرای حاج علیقلی نمونه دیگریست . کاروانسرای کاشانی هم ( در اراک ) به هـمین طـریقه سـاخته شده است . طـرز اجـرا چنین بوده که چـوبها را در گوشـه های بـشن سوار می کردند و هـمین طور روی هم می چیدند تا مثل سبد جمع می شد و به صورت گنبد چوبی در می آمد .
در معماری ارمنی از این نوع گنبد زیاد به چشم می خورد . فضای زیر این گنبدها را معمولاً بزرگترین اطاق تشکیل می دهد . در خانه های روستائی نیز پوشش بزرگترین اطاق که معمولاً تنور هم در آن قرار دارد به صورت گنبد چوبی است .
چوبهای موجود در ایران از استحکام کافی برخوردار نیست و معمولاً برای پوشش دهانه های ۵/۲ تا ۳ متر به کار می رود به همین دلیل در معماری پیشین ایران در زمان هخامنشیان برای پوشش تخت جمشید از جبل عامل لبنان درختهای کنار بسیار قطور و مرتفع را آوردند . چون این حمل و نقل چوبها مستلزم هزینه ای سنگین بود در دوران اشکانی این کار متروک شد و به جای پوشش تخت از پوشش سغ استفاده کردند .
متاسفانه از معماری دوران اشکانی که در واقع پوشش سغ آغاز می شود در داخل ایران نمونه ای بجای نمانده است . در خارج از محدوده ایران کنونی به یکی دو نمونه از پوشش سغ بر می خوریم که یکی hattra یا الحضر است و دیگری کاخ آشور و ایندو نیز چهره روشنی از چگونگی پوشش به دست نمی دهند .
در بازه هور خراسان بین خواف و نیشابور گنبدی دیده می شود که گوشه سازیهای آن با چوب ساخته شده و خود گنبد با سنگ لاشه . بنا متعلق به اواخر دوران اشکانی یا اوایل ساسانی است و در مجموع ناچیزتر از آنست که ما را به قضاوتی کلی در این باب رهنمون شود . لذا از گنبدهائی که همه مصالح آن از چوب بوده فقط خاطره هائی باقیست . شاید ابیانه بهترین تجلی گاه آن باشد .
گوشه سازی با چوب نیز به تدریج در بسیاری از نقاط ایران متروک شد و علت عمده و اصلی آن موریانه خیز بودن زمین های ایران داخلی ( ایرانشهر ) بوده و هست .
قدیمیترین نمونه بجای مانده از گوشه سازی با چوب در بازه هور است که قبلاً اشاره شد .
در فهرج یزد هم با اینکه منطقه به شدت موریانه خیز است ( احتمالاً به علت رواج چوب در منطقه شهدای فهرج ) زیارتگاهی به چشم می خورد که گوشه سازی پوشش آن ، از چوب بوده است . چوب گوشه ها توسط موریانه به کلی از بین رفته ولی خشت های پشت آن به نحو معجزه آسایی باقی مانده است و از خود گنبد نشانی دیده نمی شود .
در اواخر قرن هشتم و اوایل قرن نهم در منطقه خراسان حدود مشهد و طوس و اطراف آن و در مناطق کوهستانی کرمان که موریانه کمتر است استفاده از پوشش چوبی رواج می یابد .
فرمت:word(قابل ویرایش)
تعداد صفحات:43
چکیده
هدف از طراحی سیستم ارزیابی مناقصه کنندگان عبارت است از
تقسیم موارد امتیاز دهی تا حداقل 3 سطح جهت بررسی موشکافانه موارد فنی ، تولیدکنندگان تجهیزات ، آموزش ، برنامه زمان بندی پیشنهادی و … در مدارک پیشنهاد شده توسط مناقصه کنندگان
گزارش گیری آسان با فرمول دلخواه که بر اساس سیاست تعیین شده توسط کارفرما و مشاور است (در صد وزنی موارد تعیین شده در هر سطح)
داشتن سند معتبر جهت پاسخ به شکایات
جلوگیری از اعمال سلیقه و تقلب در امتیاز دهی توسط کارشناس
یکسان سازی موارد مورد مقایسه در امتیاز دهی
امکان بررسی تک تک مراحل تولید امتیاز نهایی
نگهداری کلیه مشخصات ارائه شده از مناقصه کنندگان
بدین جهت در این مدرک به ترتیب ذیل توضیحاتی آورده شده است:
در فصل اول ارائه تعاریف کلی و فنی جهت جلوگیری از به وجود آمدن هر گونه مشکل در توضیح روند کار آورده شده است.
در فصل دوم به توضیح سیاست کلی و روند برنامه و چگونگی عمل امتیاز دهی شده است
فصل سوم شامل موارد طراحی از جمله ER,DFD0,DFD1 است
فصل چهارم شامل کد ها و توضیحات مربوط به برنامه و گزارشات می باشد.
فهرست مطالب:
چکیده. 3
فهرست.. 4
پیشگفتار. 6
تعاریف… 7
مقدمه. 8
Tender. 8
مناقصه کننده (Bidder). 8
Proposal. 8
Proposal Evaluation. 8
Selection of Main Contractor. 8
Criteria. 8
Vendor. 8
تحلیل برنامه ارزیابی.. 9
مقدمه. 10
تعریف سیستم. 10
اهداف… 10
مخاطبین.. 10
سرویس های اصلی.. 11
امتیاز دهی.. 11
گزارش گیری.. 11
معماری سایت.. 12
واسط کاربر. 12
پایگاه داده. 12
پردازش ها. 12
طراحی.. 13
مقدمه. 14
DFD سطح صفر. 14
DFD سطح یک… 14
پیاده سازی.. 17
دیاگرام. 18
کد ایجاد Stored Procedure. 18
کد ایجاد Trigger. 20
نقشه سایت.. 24
فرم های واسط کاربر. 24
گزارش نهایی.. 41
پیشگفتار
شرکت ملی فولاد ایران در سال 1386 به منظور ساخت کارخانه احیا مستقیم فولاد با ظرفیت 800 هزار تن و واحد انباشت و برداشت با ظرفیت انباشت و برداشت 1.500.000 تن در سال ، در شرکت فولاد آذربایجان در نزدیکی شهر میانه ، استان آذربایجان غربی ایران ، اقدام به برگزاری مناقصه برای انتخاب پیمانکار شایسته این پروژه نموده است. بمنظور بررسی و ارزیابی دقیق پیشنهادات شرکت کنندگان در مناقصه و در نهایت انتخاب بهترین پیشنهاد جهت اجرای طرح شرکت مهندسین مشاور پولاد بعنوان مشاور جهت بررسی انتخاب شده است.
شرکت مذکور جهت استفاده از امکانات جدید مکانیزه کردن سیستم قبلی خود و تسریع بخشیدن به امر ارزیابی و هم چنین دستیابی به قابلیت پاسخگویی سریع پیشنهاد طراحی و برنامه نویسی “سیستم ارزیابی مدارک مناقصه را طرح کرد که مراحل طراحی و ساخت سیستم که به عنوان پروژه شرکت و سپس به عنوان پروژه کارشناسی اینجانب مطرح شده و در این مدرک گردآوری شده است.