فرمت فایل : word(قابل ویرایش)
تعداد صفحات:97
پایان نامه کارشناسی ارشدرشته الهیات «فلسفه وحکمت اسلامی»
فهرست مطالب:
چکیده ------------------------------------------------------------------- ص1
مقدمه ------------------------------------------------------------------- ص3
معرفی قاعده ------------------------------------------------------------ ص6
شرایط قاعده ------------------------------------------------------------ ص15
قاعده امکان اشرف وعرفان نظری --------------------------------------- ص23
تاریخچه قاعده ---------------------------------------------------------- ص24
معانی مختلف امکان"مواد قضایا ----------------------------------------- ص28
مواد ثلاث فلسفی -------------------------------------------------------- ص29
امکان خاص ------------------------------------------------------------ ص31
امکان عام -------------------------------------------------------------- ص31
امکان اخص------------------------------------------------------------- ص32
امکان استقبالی1--------------------------------------------------------- ص33
امکان استعدادی --------------------------------------------------------- ص34
اقسام واحد -------------------------------------------------------------- ص39
نتیجه گیری درباره واحد قاعده ------------------------------------------- ص42
براهین قاعده ------------------------------------------------------------ ص43
حکمت متعالیه و قاعده امکان اشرف -------------------------------------- ص52
معرفی و اثبات قاعده الواحد ---------------------------------------------- ص57
قلمرو قاعده از نگاه خواجه نصیروپاسخ به شهرستانی---------------------- ص70
اشکالات بر قاعده الواحد"فخر رازی ------------------------------------ ص73
غزالی و قاعده الواحد---------------------------------------------------- ص78
وحدت هم مانند وجود امری تشکیکی است --------------------------------- ص80
پیامدهای قاعده امکان اشرف ---------------------------------------------- ص83
منابع---------------------------------------------------------------------ص97
چکیده :
در این رساله به بررسی قاعده ی امکان شرف و امکان اخس می شود .ابتداقاعده مورد معرفی قرار می گیرد سپس به بررسی متفرعات قاعده پرداخته می شود مانند شرایطی که قاعده در آن و تحت آن شرایط جاری می شود و آن وجود دو شرط است که یکی متحد الماهیه بودن ممکن اشرف و ممکن اخسّ است . و دومی اینکه قاعده فقط در مفارقات و مبدعات جاری است و نه در عالم موادو حرکات و طبیعت و از طرفی ملاصدرا چون مبنا را بر اصالت وجود نهاده است و همه ی موجودات را در اصل حقیقت هستی واحد فرض کرده است وی شرط اول را بر اساس منظر فلسفی اش لازم ندیده اما ، شرط دوم را قابل مراعات دانسته است همینطور ذکر تاریخچه قاعده امری لازم است تا معلوم گردد اولین اندیشمندی که قاعده را بکار گرفته است که بوده است.
روشن است که این قاعده مطابق رای سهروردی قاعده ای اشراقی است. ملاصدرا در این مورد ارسطو را اولین فردی می داند که قاعده رادر آثارش مورد استفاده قرار داده است . اما از حیث منبع آن را به اثولوجیا مربوط می داند پس روشن می شود که افلوطین بایدبه عنوان کسی درنظرگرفته شودکه قاعده رامطرح نموده است. زیرا کتاب اثولوجیا از حیث مولف در طول قرون و اعصار به اشتباه به ارسطو منتسب بوده است پس درک این مطلب که کتاب نامبرده به افلوطین متعلق است گره بحث تاریخی رامی گشاید .
مبانی قاعده عبارتند از قاعده الواحد لا یصدر عنه الّا الواحد و همچنین عدم امکان صدور ممکن اشرف از ناحیه ممکن اخس و نهایتاً عدم امکان وجود چیزی که از حضرت حق اشرف باشد. در مورد قاعده الواحد باید گفت که از شدت وضوح ، دچار پیچیدگی شده است . اینکه از یکی دو تا صادر نمی شودموضوعی است که ازناحیه عقل سلیم امری نامعقول تلقی نمی شود .
بحث بعدی اینکه منظور از واحد چیست ؟ آیا منظور از واحد وحدت حقه حقیقته است یا واحد بما انه واحداست که دربین آراء حکماایجاد تعدّد رای نموده است و این تعدد نه یک تعدد طبیعی در میان افراد مختلف بلکه گاهی یک حکیم در جایی آن را صرفاً در مورد وحدت حقه جاری دانسته و در جای دیگر آن را در مورد غیر وحدت حقه بکار برده است . حال آنکه مراد از واحد در قاعده الواحد واحد بما انه واحد است ، که هم وحدت حقه را شامل است و هم شامل سایر انواع وحدت می گردد و از آنجا که قاعده ی الواحد به ضرورت به قاعده امکان اشرف منتهی می شود باجاری دانستن قاعده امکان اشرف نظام هستی طولی و تشکیکی ملاحظه می گردد . ازطرفی چون تشکیک فقط در بستر وحدت قابل تکوین است ، ماهیت را در آن راهی نیست زیرا ماهیت مناط کثرت است . پس وقوع تشکیک برابر است با اصیل بودن وجود پس از این قاعده یه اصالت وجود می توان راه یافت ، و همینطور قاعده
امکان اشرف در بکارگیری اش از طرف حکما و اثبات وجود عالم مثال از ناحیه سهروردی و یا اثبات وجود حواس از طریقه حسّ بینایی ازنگاه سبزواری قاعده را با مشکل بزرگی روبرو کرده است .
اول باید قاعده امکان اشرف قلمروش مشخص شود که درحیطه ممکنات است یادرحیطه موجودات اگر قلمروش موجودات باشند با خود قاعده نمی توان به اثبات وجود اشیاء پرداخت و اگر ممکنات باشد هر ماهیت ممکنی داخل در چارچوب اشرف و اخس می شود که ضرورتاً باید وجود یابد .
چرا که هر ماهیتی که اشرف تلقی شود به نسبت ماهیت دیگر اخس است زیرا اشرف ها و اخس ها نسبی است از طرفی خداوند گرچه موجود اشرف است ولی چون در فرض دوم بنا براین گردیدکه منظورماهیات است همه ی اشرف ها و اخس ها نسبی تلقی می شوند و اگر هر اخّسی ، اشرفی را معرفی نماید کار به تسلسل خواهد انجامید اما چون در بیان حکما تصریح شد که اگر در سلسله ی موجودات اخسی یافت شود حاکی از وجود ممکن اشرفی خواهدبود که مقدم برآن است ، موضوع قاعده ممکنات موجوده اند پس ، از قاعده نباید انتظار اثبات وجود موجودات را داشت..
مقدمه:
آنچه این رساله متعهد انجام آن می باشد عبارت است از تحقیق پیرامون قاعده امکان اشرف و امکان اخس و همچنین ذکر مبانی و دلایل آن و رفع شکوک و اشکالات وارد گردیده بر آن از ناحیه شخصیت هایی که با نظری انتقادی به قاعده نگریسته اند و همین طور نتایج مترتبه بر آن و نهایتاً گریزی تاریخی بر قاعده امکان اشرف انجام خواهد شد. اساساً مباحث فلسفی و علوم عقلی به واسطه انتزاعی بودنش به نسبت مباحث علوم تجربی از پیچیدگی های خاص خود برخوردار است و احتمال عدم وصول به حاق مطلب برای پژوهشگران و اهل کاوش واقع شدنی تر است .شاید گزافه نباشد اگر ادعا شود به ندرت بطن معنی و مفاهیم برای اهل آن مکشوف می شود ، دلیل باهر بر این موضوع وجود تنازعات وسیع نظری با حفظ مبانی واحد میان اندیش مندان اهل این رشته می باشد . همانطور که زعماء اهل فن ابراز نموده اند ، مشکل اساسی در درک علوم عقلی ، مشکل تصوری است ، به این معنا که پوینده این مسیر پر فراز و نشیب از ابتدا ممکن است که در مرتبه تصور مطلب ، دچار سوء فهم شود و به تبع آن در مرتبه تصدیق ره به خطا پوید .به واسطه این محذور نقش معلم و استاد در تبیین مطالب و مباحث بسیار بیش از سایر شاخه های علوم احساس شدنی تر است . سعی بر این است تا مفاهیم تصوری و تصدیقی در اطراف موضوع مورد بحث. با وضوح و روشنی ارائه شود تا در ظل این نکته ظریفه هم نگارنده در طی مسیر تحقیق دچار وهم و تاریکی نشود و هم خواننده گرامی از غلطیدن در گرداب ابهام و به هم ریختگی مصون ماند..به همین دلیل است که بزرگان این رشته توصیه می فرمایندکه دانشجویان علوم عقلی شیوه مباحثه راازیادنبرندوصرفابه نقل اقوال این وآن بسنده نکنندکه فلسفه وحکمت روایت اقوال نیست.وهمینطورفلسفه وحکمت پاسخی متعالی وانسانی به حس حقیقت جویی آدمی است.تادرپرتوآن به حقیقت دست یازدوبه استکمال نفس اهتمام ورزدوازفروغلتیدن درورطه اوهام وپرستش خویش خصوصاباابزارالفاظ وملاعبه باکلمات که ضخیم ترین وکثیف ترین قسم حجب است درامان ماند«العلم هوالحجاب الاکبر» نباشدکه سرمایه عمربه تباهی وفنارودوحاصلش مشتی الفاظ وغایتش بندگی نفس لعین باشدکه مع الاسف این گونه خسارت وتباهی خانمان براندازغالبادرمیان ارباب علوم حصولیه واقع می شودکه بیداری ازآن خواب،که خواب جهل مرکب است بسیاردشوارمی باشد.ازمظاهروجلوات معانی فوق مهجوریت لاادری است.نگارنده که تابه حال درمیان تضاربات آرا، این عبارت راازهیچکدام ازطرفین نشنیده است. همواره هرکس رای خودراباوجودمناظرات طولانی حق قلمدادمی نموده زیراهدف،به رخ کشیدن نفس پلیددرقالب مجادلات لفظی بوده ونه کشف حقیقت بلکه بندگی وپرستش خویش اساس ومحوراین مجادلات بوده است خداوندهمه راازاین دام تضمین شده ابلیس نجات دهد.
فصل یکم:تحلیل قاعده امکان اشرف واخس
1-معرفی قاعده امکان اشرف واخس
قاعده امکان اشرف بیانگر این معناست که در سلسه موجودات ، موجود ممکنی که از کمالات بالاتری نسبت به ممکنی که از درجات پایین تری از حیث کمال برخوردار است تقدم وجودی دارد ، به عبارت دیگر، تا ممکن اشرف پا به عرص هستی ننهد ممکن اخس پا به این عرصه نخواهد گذارد .
می توان اینگونه نتیجه گرفت که وجود ممکن اخس دال بر وجود اشرفی قبل از آن می باشد.برای تقریب به ذهن ذکراین مثال بی فایده نیست . اگر سیمی به جریان الکتریسیته متصل شود ، هرنقطه از سیم اگر جریان الکتریسیته را در خود داشته باشد حاکی از این است که در نقاط نزدیک تر به منبع هم ،الکتریسیته جریان دارد و آن هم به این صورت که ابتدا در نقاط بالاتر و نزدیک تر به منبع ، این جریان بر قرار است ودرمرتبه ومرحله بعدبه نقاط دورترهم خواهدرسید
هر نقطه که نزدیک تر به منبع است تقدم جریان در آن بیشتر است و تا نقاط بالا تر ، مسیرعبور الکتریسیته نگردند این جریان به نقاط پایین تر منتقل نمی شود در نتیجه محال است که ممکن اخس پا به عرصه وجود نهد در حالی که ممکن اشرف از وجود بهره مند نباشد . قاعده امکان اخس جدا ازقاعده امکان اشرف نیست بلکه هر دو قاعده به یک معنا باز می گردد
قاعده امکان اشرف در قوس نزول هستی بیانگر این است که اگر اخس موجود شودبیانگراین است که ، اشرف قبلاً موجود شده است و در قوس صعود وجود اشرف دال بر وجود اخس است.باز به عنوان مثال در مورد امکان اخس گفته می شود که اگر سقف ساختمان برقرار باشد حاکی از این است که دیوار ها که سقف بر آن بنا شده هم وجود دارد .
بله هر چند در موجودات متعلق به عالم مواد ممکن است اشرف زماناً بر اخس تأخر داشته باشد اما ذاتاً تقدم دارد . سهروردی می فرماید :یکی ازقواعداشراقی این است که اگرممکن اخس موجودشودلازم است ممکن اشرف قبل ازآن موجودشده باشد.
چنانچه ملاحظه می شود سهروردی اشاره دارد به اینکه وجود ممکن اخس دال بر وجود ممکن اشرف است . اگر در سلسله موجودات نظر افکنده شود عوالم عقولیه در بالاترین درجه و مرتبه وجودیه از عوالم امکانیه است . پس از عوالم عقولیه نوبت به عالم مثال می رسد که اخس از عالم عقل است ولی از عالم مواد و ناسوت اشرف است . پس وجود عالم مثال به عنوان اخس بیانگر وجود عالم عقلی در سلسه موجودات است.
و به همین ترتیب پس از عالم مثال ، نوبت عالم مواد و طبیعت می شود که اخس است از عالم مثال و وجود این عالم به عنوان اخس حاکی از وجود عالم مثال که اشرف از این عالم است.می باشد. عالم مثال گرچه مجرد است ولی از برخی ویژگی های عالم اجسام مبرا نیست و تجردش تام نمی باشد ، اما عوالم عقولیه از همه خصائص عالم اجسام مبرا گشته و در فعل نیز مجرد و بی نیاز به عالم اجسام است .
تا اینکه این مراتب اشرف و اخس در عالم مواد به هیولای اولی می رسد که قوه محض است و هیچ فعلیتی ندارد صدرالمتالهین در معرفی قاعده امکان اشرف می فرمایند :قاعده دیگرامکان اشرف است مفادآن این است که ممکن اشرف واجب است که درمراتب هستی قبل ازممکن اخس باشدواگرممکن اخس موجودباشدقطعاقبل ازآن ممکن اشرف موجودشده است.
همانطوری که ملاحظه می شودسهروردی و صدرالمتالهین در رابطه با معرفی قاعده می فرمایند که ممکن اشرف درمراتب موجودات مقدم بر ممکن اخس است اگر ممکن اخس موجود باشد ، بطور قطع و مقدم بر آن ممکن اشرف موجود است.درتقریرصدرالمتالهین ابتداقاعده ازجنبه ثبوتی وسپس ازجنبه اثباتی موردملاحظه قرارگرفته است ایشان سپس در عظمت و نقش موثر قاعده فوق مطالبی را بازگو می کند که چون در این حیطه صرفاً به معرفی قاعده پرداخته و اکتفا می شود از ورود به محتوای آن فعلاً بیش از این حد دست نگه داشته می شود .
نکته حائز اهمیت این است که براساس تقریرفوق صدرالمتالهین قلمرو این قاعده رامیان سلسله موجودات ونه میان ماهیات ممکنه که لابشرط ازوجود ویابشرط لای ازوجوداست ساری و جاری می داندکه این بحث درجای خودمطرح خواهدشد.نکته دیگراینکه منظور و مراد از « امکان » در این قاعده ، بنحو دقیق « ممکن » است ونه« امکان» زیرا اشرف و اخس وصف به حال « امکان » نیست بلکه این « ممکن » است که به این اوصاف متصف می شود . این معنا را حکیم متاله سبزواری در شرح منظومه خود طرح نموده است :«درحکمه الاشراق وشرح آن واسفاروقبسات میردامادباوجودنهایت شیویی اش،درحدانتظارنیست زیراامکان به « اشرف »و «اخس» متصف نمی گرددمگراین که ازامکان مرادشان همان ممکن باشد.»
همانطورکه ملاحظه میشودسبزواری ره ازوضع این تسمیه گله منداست یعنی اشرف واخس وصف امکان نیست بلکه وصف ممکن است.
آقا میرزا مهدی آشتیانی نیز فرموده اند.« ... و متظاهر از فرموده این حکیم بزرگ {سبزواری} این است که اشرف را در کلمات حکمای عظام ... وصف امکان قرار داده و از این راه به وجه مزبور بر آنها ایرادنمود ... »
موضوع دیگراین است که مرادحکما ازاستعمال مفهوم امکان درقاعده امکان اشرف،یامفهوم ممکن، کدامیک ازمعانی مختلف آن می تواندباشد؟ زیرامفهوم امکان دست کم دریرخی مواردبدون شک مشترک لفظی است.امااین معانی عبارت انداز امکان خاص یاامکان ذاتی، امکان اخص، امکان عام،امکان استقبالی ، امکان استعدادی ،امکان وقوعی، امکان فقری که همان فقروجودی است،ودرحکمت متعالیه صدرالمتالهین براساس اصالت وجودمعنامی یابد.اماامکان عام وامکان خاص بدون شبهه مشترک لفظی است.وهمین طورامکان اخص،زیرا معنایی که ذهن ازامکان خاص درک می کندغیرازآن معنایی است که ازامکان عام درک می نماید.
فرمت فایل : word(قابل ویرایش)
تعداد صفحات:180
پایان نامه برای دریافت درجه کارشناسی ارشد در رشته فلسفه وکلام اسلامی
فهرست مطالب : عنوان صفحه
اول فصل: کلیات........................................................................................................................1
1-1 مقدمه.............................................................................................................2
1-2 سؤالات اصلی تحقیق......................................................................................3 1-3 ضرورت تحقیق..............................................................................................5
1-4 هدف تحقیق...................................................................................................5
1 - 5 روش تحقیق..................................................................................................5.
1-6 زندگی سهروردی...........................................................................................6 1-7 مکتب اشراق...................................................................................................8
1-8 لزوم تمسک به کتاب قرآن و سنت...............................................................10 1-9 تاویل فلسفی آیات.........................................................................................12
1-10 تلفیق آراء و تاویل آیات..............................................................................14
1-11 جمع بندی فصل اول....................................................................................17
فصل دوم: معرفت نفس.........................................................................................................18
2-1 سیر تاریخی بحث معرفت نفس.......................................................................19
2-2 ابن سینا ..........................................................................................................22
2-3 نفس چیست...................................................................................................23
2-4 در معانی واژه نفس........................................................................................25
2-5 برهان سهروردی در تجرد نفس.......................................................................27
2-6 دیدگاه شیخ اشراق درباره حدوث نفس..........................................................29 2-6-1 طریق دیگر................................................................................................33 2-6-2 برهان دیگر................................................................................................33
2-7 بقای نفس........................................................ .........................................34
2-8 مراتب نفس اردیدگاه شیخ اشراق...............................................................39
2-9 احوال نفس...............................................................................................43
2-10 مقایسه خلقت نبات و حیوان و انسان.........................................................46
2-11 هدایت عامه.............................................................................................51
2- 12 نفوس بشری............................................................................................53
2-14 تکامل نفس ناطقه از نظرشیخ اشراق..........................................................55
2- 14 نفس ناطقه جسمانی نیست......................................................................56
2-15 عقل و نفس.............................................................................................59
2-16 قوای نفس...............................................................................................61
2-17 نفس آسمانی و نفس ارضی......................................................................62 2-18 مناسبت بین نفس ناطقه وروح حیوانی.......................................................64
2-19 جمع بندی فصل دوم.................................................................................65
فصل سوم: واجب الوجود.............................................................................67
3-1 افق خداشناسی در حکمت شیخ اشراق.........................................................68
3-2 در اثبات واجب الوجود...............................................................................70
3-2-1 برهانی دیگر............................................................................................71
3-2-2 برهانی دیگر از حکمه الاشراق.................................................................73
3-3 وجود نفس ناطقه دلیلی بر وجود خدا...........................................................74
3-4 فعل واجب الوجود.....................................................................................78
3-5- صفات واجب الوجود..............................................................................84
3-5-1 غنی مطلق..............................................................................................86
3-5-2 جواد حقیقی..........................................................................................90
3-5-3 اراده واجب الوجود................................................................................93
3-5-4 قضا و قدر الهی......................................................................................94
3-5-5 علم باری تعالی......................................................................................98
3-5-6 واجب الوجود خیر محض است...........................................................100
3-6 جمع بندی فصل سوم...............................................................................102
4- فصل چهارم: نور و ظلمت...........................................................................103
4-1 نور و ظلمت دو واژه کلیدی حکمت اشراق..............................................104 4.-2 خدا نورالانوار است.................................................................................108
4-3 هو رخش................................................................................................ 111
4-4 تقسیم عوالم.............................................................................................116
4-5 نسبت بین موجودات عوالم.......................................................................116
4-6 تبیین صدور عالم از نورالانوار...................................................................118
4-7 صادر اول ازواحد حقیقی یا نورالانوار........................................................119
4-8جمع بندی فصل چهارم نور و ظلمت..........................................................121
5-فصل پنجم: عقول مجرد...............................................................................122
5-1 عقول........................................................................................................123
5-2 الواحد لایصدر عنه الا الواحد....................................................................126
5 -3 قاعده امکان اشرف..................................................................................128
5-4 وجه تمایز عقول و جایگاه آن درحکمت اشراق با حکمت مشاء................130
5-5 ویژگی های عالم عقول ازدیدگاه شیخ اشراق............................................131
5-6 مراتب مختلف عقول که واسطه آفرینش هستند از دیدگاه شیخ اشراق........135
5-7 عقل فعال ازنظرشیخ اشراق.........................................................................137
5-8 عقل فعال واسطه در آفرینش نفوس انسانی.................................................139
5-9 برتری انسان بر فرشته................................................................................140
5-10جمع بندی فصل پنجم..................................................................................143
6- فصل ششم نتیجه گیری.................................................................................................145
منابع ومآخذ......................................................................................................................150
فصل اول
کلیات
1-1- مقدمه:
موضوع این رساله « مبانی و مستندات قر آنی و روایی نظام فلسفی شیخ اشراق «سهروردی» است .
تا آنجا که بنده سراغ دارم تا کنون در این زمینه کمتر کسی تحقیق جامعی انجام داده و این بعد از ابعاد دو مبانی نظام فلسفی شیخ شهاب الدین سهروردی را به طور تخصصی مورد مطالعه و تحقیق قرار داده است.
لذا حقیر با بضاعت بسیار کم و بدون ادعا در پرتو عنایت حضرت ولی عصر (عج) سعی نمودم از لا به لای کتب و رسائل حکیم اشراقی شیخ شهاب الدین سهروردی و سایر تالیفاتی که درباره این مکتب فلسفی نگاشته شده است رسالت خود را به منصه ظهور برسانم تا چه قبول افتد و چگونه در نظر آید.
همتم بدرقه راه کن ای طائر قدس که دراز است ره مقصد و من نو سفرم
امید آن است که صاحبان خرد و اندیشه و جویندگان معرفت در بر خورد با معایب و نواقص این اثر از در اغماض در آیند و چون خدای ارحم الراحمین بنده پروری کنند و ما را مورد لطف و عنایت خود قرار دهند.
شایان ذکر این که نظر به گستردگی موضوع و تفرق و پراکندگی استنادات سهروردی به متون دینی بر آثار و مکتوباتش، برای پرهیز از نظام گسیختگی و ایجاد نظم هر چه بیشتر مباحث این پایان نامه، ندارنده سعی نمودهاست مطالبی را که شیخ اشراق در آنها به آیات و روایات متعدد استناد جسته است حتی المقدور در چهار موضوع ذیل بسته بندی کند و به بحث و بررسی و نحوه استدلال شیخ اشراق با آنها بپردازد :
1- علم النفس 2- معرفت واج الوجود 3- نور و ظلمت 4- عالم عقول
در ضمن شیخ اشراق در مباحث جسم، جوهر، عرض و تعریف هیچگونه استنادی به آیات قرآنی و روایات نداشته است.
1-2- سؤالات اصلی تحقیق: این تحقیق مبتنی برسه سؤال است:
1- سهروردی در چه بحث هائی از آیات و روایات استفاده کرده است؟
با توجه به مطالعه و پژوهش در آثار و تالیفات سهروردی چنین به نظر می رسد که ایشان در مبحث نفس و عقول ونور و ظلمت بیش از سایر مباحث دیگر به آیات قرآن و روایات استناد کرده است از جمله در رساله الالواح العمادیه سعی بسیار کرده است تا آرای فلسفی را پس از اینکه با براهین مستدل ساخته، با آیات قرآنی توجیه و تائید کند و در مقدمه این کتاب نیز به این موضوع تصریح کرده است.
2- سؤال اصلی دیگر این تحقیق در ارتباط با این مطلب است که سهروردی چگونه برای بیان حکمت فلسفی خود به آیات و روایات استناد جُسته است؟
به نظر می رسد هدف اصلی شیخ اشراق در استناد به آیات قرآن و روایات بیشتر این بوده است که از یک سو برتاثیر سخن خود بیفزاید و خواننده را در پذیرفتن آراء فلسفی تشویق کند و از سوی دیگر در مقابل مخالفان فلسفه آیات و احادیث را وقایه ی افکار فلسفی و عرفانی خود قرار دهد و کلام الهی را موید سخن خویش سازد. همچنین نکته مهم دیگر در ارتباط با این سؤال بیان این مطلب است که استفاده از آیات و روایات در حکمت فلسفی سهروردی عمدتاً در جهت تبیین سازگاری میان عقل و وحی بکار رفته است. بر همین اساس سهروردی در حکمت مشربی پایه ریزی نمود که جامع بحث و استدلال و نیز ذوق و شهود بود و پویندگان این طریقه حکمت را بهترین جویندگان دانش الهی می نامد.
3- شیخ اشراق برای استفاده از آیات و روایات از کدام یک از روش های هرمونتیک (اصالت ظهور، برداشت های باطنی از آیات و روایات و …)استفاده کرده است؟
با توجه به تحقیقات انجام گرفته انعکاس کلام الهی و احادیث نبوی در نوشته های سهروردی بیانگر توجه خاص شیخ اشراق به قرآن و روایات است.
سهروردی از کلام الهی برای تائید آراء فلسفی و عرفانی خود استفاده می کند و در این کار به روال صوفیه به تاویل یعنی تفسیر باطنی آیات قرآنی می پردازد که در این تحقیق به نمونه هایی اشاره شده است.
سهروردی مانند بیشتر حکماء و متفکران اسلامی در پی تلفیق میان دین و فلسفه و تطبیق تعالیم دینی با مبانی فلسفی است. می خواهد معقول و منقول را به هم نزدیک سازد و قرآن و برهان را پشتوانه سخن خود قرار دهد. و به همین جهت گاهی بیان هر مطلب و اقامه هر دلیل با یک یا چند آیه همراه است.
سهروردی سعی نموده است تا آثار فلسفی خود را پس از اینکه با براهینی مستدل ساخته با آیات قرآنی توجیه و تائید کند و بدین ترتیب بین عقل و ذوق و شرع وفق می دهد.
می توان ادعا کرد سهروردی آیات و احادیث تاویل شده را به مثابه ی زمینه های تائیدکننده و مؤثر در جهت گیری اعتقادی خود مخصوصاً در مباحث مربوط به مبدا و معاد و معرفت نفس و فرجام نفوس انسانی و کیفیت سیروسلوک روح آدمی تلقی نموده است.
1-3- ضرورت تحقیق: حکمت اشراق یکی از مکتب های مهم و اساسی در فلسفه اسلامی است. از آن جا که قرآن و سنت در زمره پایه هاو شالوده های شکل گیری این مکتب فلسفی به حساب می آید و انعکاس کلام الهی و احادیث نبوی در آثار و تالیفات سهروردی مطلبی است که نمی توان آن را نادیده گرفت و از طرفی تا آنجا که سراغ دارم در این زمینه کمتر کسی تحقیق جامعی انجام داده وبه این بعد از ابعاد ومبانی شیخ اشراق به طور تخصصی پرداخته یا تحقیق نموده است. بنابراین لازم دانستم موضوع رساله را به این عنوان اختصاص دهم.
1-4- هدف تحقیق: سهروردی جهت تائید دست آوردهای فلسفی و عرفانی خود که عمدتاً بر مبنای تلفیق میان کشف (ذوق) و استدلال (بحث) بنا شده است از منابع متون اسلامی از جمله قرآن و روایات استفاده کرده است و هدف اصلی او از تمسک به آیات و روایات این بوده که نشان دهد عقل و نقل هدف یگانه ای دارند و با یکدیگر سازگارند و آنچه در حکمت و عرفان ازطریق تعقل و سلوک باطنی در می یابیم مورد تائید قرآن و حدیث است. بدیهی است که نتایج این تحقیق می تواند مورد استفاده ی تمام مراکز یا موسسات علمی-پژوهشی که تحقیق و پژوهش درباره یاحوال وآثار سهروردی رادر زمره ی فعالیت های خود به شمار می آورند قرار گیرد.
1- 5 - این تحقیق نظری می باشد و از طریق مطالعه پژوهش در آثار و تالیفات شهاب الدین سهروردی و سایر مؤلفینی که در ارتباط با مکتب اشراق به تحقیق و اظهارنظر پرداخته اند تهیه و تدوین گردیده است. روش تجزیه و تحلیل اطلاعات به صورت کیفی می باشد و سعی برآن است که اطلاعات جمع آوری شده به صورت توصیفی تجزیه و تحلیل گردد.
شیخ شهاب الدین سهروردی از بر جسته ترین چهره های حکمت اسلامی و فرهنگ ایران زمین و گو هری تا بناک در میان همه ی فرزانگان عالم است. ایشان در سال 549 هجری قمری در قریه سهرورد از توابع زنجان دیده به جهان گشود.
نام ایشان شهاب الدین یحیی بن حبش بن امیرک سهروردی ملقب به شیخ اشراق است که همچون شهابی زود گذر طی عمری کوتاه آسمان معرفت اسلامی را با نور خود بر افروخت .
سهروردی تحصیلات اولیه خود را در خدمت مجد الدین جیلی در مراغه انجام داد و در آنجا با فخر رازی هم درس بود. سپس برای ادامه تکمیل تحصیلات خود از مراغه عازم اصفهان شد و در آنجا بحث های منطقی را نزد ظهیر الدین فارسی (ظاهر الدین قاری ) فرا گرفت و با افکار و آرای شیخ الرئیس که در آن زمان در کمال شهرت بود آشنائی کامل یافت .
سپس به سیر و سلوک معنوی پرداخت و سیر افاقی و انفسی کرد و مانند بسیاری دیگر از بزرگان، تصوف درونی را با سفر در بلاد گوناگون اسلامی توام ساخت . سر انجام در شهر حلب اقامت گزید و در آنجا با حاکم شهر ملک ظاهر پسر صلاح الدین ایوبی دیدار کرد و ملک مقدمش را گرامی داشت و لذا خواست در حلب بماند .شیخ دعوت ملک را پذیرفت و درس و بحث خود را در مدرسه حلاویه آغاز کرد و در همان جا بود که شاگرد وفادارش شمس الدین محمد شهرزوری مولف کتاب نزهه الارواح و روضه الافراح به وی پیوست .تا اینکه فقهای قشری که تنها به ظواهر شریعت توجه داشتند به علت مخالفت با عقاید وی شوریدند و سخنانش را خلاف اصول دین پنداشتند تا جائی که ملک ظاهر را به قتل او تشویق کردند و سر انجام ملک ظاهر خلاف میل باطنی خود شیخ را در حلب زندانی کرد و در سن 36 یا 38 سالگی به نحو مرموزی بدرود حیات گفت.
1-7- مکتب اشراق:
سهروردی در زمانی می زیست که علم کلام در اوج اقتدار بود و منابع بسیار غنی در علم کلام وجود داشت و نیز فلسفه به شکل یونانی آن کاملا شناخته شده و آثار غنی فارابی و ابن سینا تدوین یافته بود .علوم دینی نیز رواج بسیار فراوانی یافت و انواع تفسیر بر متون مختلف او در دسترس همگان قرار داشت و از همه مهمتر آن ایام دوران اقتدار عرفان و تصوف بود و آنچه سهروردی بر اینان افزود قطب بسیار حساس تفکر ایرانی و بر گرفته از آوای ایرانیان باستان بود لذا ایشان در ملتقای سه جریان فکری عمده قرار داشت:
نخست: افکار یونانیان که تو سط مترجمان اسلامی و فلاسفه اسلامی نقل شده بود .
دوم : معتقدات مذهبی بر آمده از حکمت خسروانی که مروجان آن تعداد انگشت شماری از زرتشتیان یا مختصری از کتب باقی مانده از ایران قدیم و تعداد محدودی از عرفای ایرانی بودند که میل به ابقای این اعتقادات داشتند.
سوم:دریافتهایی عمیق و دقیق عرفای اسلامی که در شعب تفکر اسلامی بسیار پرتلاطم می نمودند.
اجتماع این سه جریان نتیجه اش آثار و تا لیفاتی است از شیخ شهاب الدین سهروردی که افکار حکمت اشراق را ارائه می کند.]11[
به عبارت دیگر حکمت اشراق چنانچه معروف است و بسیاری از شارحان و مو رخان فلسفه در جهان اسلام اشاره کرده اند منابع گوناگون دارد از یک سو ریشه در حکمت خسروانی دارد. و از سوی دیگر از روش فلسفی مشائی به ویژه روش برهانی استفاده می کند و سخت می کوشد بینش و حدس فلسفی افلاطونی را پردازش کند و آن را در قالب فلسفی در آورد.
همچنین با تاویل و تفسیر آیات قر آن بسیاری از نکات ظریف قر آنی را توضیح می دهد. از جمله در رسائلی مانند الواح عمادی و هیاکل النور همواره پس از بیان فلسفی مطلب مورد نظر، از راه تاویل آیات قرآنی نیز مسائلی بسیار عمیق را مطرح می کند.
حکمت اشراقی نوعی بحث از وجود است که تنها به نیروی عقل و قیاس برهانی توجه نمی کند بلکه شیوه استدلالی محض را با سیر و سلوک قلبی همراه می سازد .
فیلسوف اشراقی می کوشد آنچه را در مقام بحث و نظر و بر پایه براهین محکم عقلی استوار می کند به تجربه درونی در یابد و به ذائقه دل نیز برساند.
فرمت فایل : word(قابل ویرایش)
تعداد صفحات:26
فهرست مطالب:
مقدمه، تاریخچه و مبانی تلفن
عناصر اصلی تشکیلدهنده تلفن
برخی مشخصات تلفنها:
خود شنوایی
تعمیر تلفن
دستگاههای مراکز تلفن خودکار داخلی
تاریخچه
تاریخچه تلفن در ایران
سیستم مراکز تلفن خودکار
تعریف
* انواع مراکز تلفن خودکار
* اصول کار مراکز شهری
توجه:
زنگ
کنتور مکالمه
سیستم جستجوکننده
* منابع تغذیه
مراکز تلفن خودکار داخلی
* قمستهای اصلی و اساسی مراکز تلفن خودکار داخلی
توجه:
* شارژ همگام با رگولاتور تنظیم
* شارژ غیرهمگام
* سرویس خدماتی
مقدمه، تاریخچه و مبانی تلفن
تلفن از نظر لغتی مرکب از دو کلمه یونانی، تله به معنی دور و فون به معنی صوت است تلفن بوسیله آقای وینستون ساخته شده و از 1256 استفاده از آن بعمل آمده است. تلفن از جهت تاریخ مقدم بر آنست ایرانیان در 558 سال قبل از میلاد مسیح گروهی از مردانی که دارای صدای قوی بودند در بالای ساختمان میگماردند تا مطلب لازم را دهان به دهان بمقصدهای منظور برسانند.
کشیشی در سال 1197 میلادی برای ارتباط اطاقهای صومعه خویش چارهای اندیشید نقشه خود را به آکادمی علوم فرانسه تسلیم نمود و اظهار داشت که با این وسیله ممکن است از فاصله 50 فرسنگ دو نفر با یکدیگر صحبت نمایند.
در سال 1875 میلادی گروه زیادی از دانشمندان و مهندسین در راه تکمیل تلفن و اختراع مسائل زحمت کشیدند و انواع مختلفی از تلفن ساخته شده مانند شیمیاوی که طرحش بوسیله مون ریختهشد، تلفن بلوری بوسیله نیکولسون، تلفن با کندانسور نیمه هادی بوسیله رالک و جونسون، بالاخره تلفن حرارتی و … ولی هیچکدام از این اختراعات مورد توجه مردم قرار نگرفت تا زمانی که یک جوان آمریکایی قدم به میدان نهاد و این افتخار را نصیب خود کرد این جوان الکساندر گراهامبل بود. که پس از خاتمه تحصیلات در سال 1287 به کانادا رفت و از همان راه به اختراع تلفن موفق گردید. روزی واتسون که یکی از همکاران گراهامبل بود در اطاق جداگانه برابر دستگاهی که بدست گراهامبل ساخته شدهبود قرار گرفت و دستورهای استاد خویش را به کار بست ناگهان از آن دستگاه صدای دوست خود را شنید که میگوید آقای واتسون بیایید با شما کار دارم، وی فوراً از جای برخاست بسوی اطاق بل دوید و فریاد زد صدای شما را شنیدم به این ترتیب نخستین عبارت تلفنی دنیا در روز دهم مارس 1876 میلادی برابر با دهم فروردین ماه 1255 در شهر بوستون بر روی سیمی رویین از اطاقی به اطاق دیگر منتقل شد. تلفن اختراعی بل خیلی ساده بود و گفتگو با آن بایستی به تناوب صورت گیرد بعلت اینکه گوشی و میکروفن آن باید یک نفر سخن بگوید و دیگری گوش کند بعدها تلفن بسرعت زیاد در تمام دنیا رایج گردید و در حدود سال 1304 به ایران وارد شد. البته اولین تلفن در تبریز مورد استفاده راهآهن قرار گرفت که بعدها بصورت شرکت تلفن در آمد که با شرکت زیمنس آلمان قرار داد بست که هماکنون بصورت فعلی بنام وزارت پست و تلگراف و تلفن در آمدهاست.
تلفن به مفهوم لغوی عبارت است از دستگاهی که در دو عمل مشترک مورد استفاده قرار میگیرد.
عناصر اصلی تشکیلدهنده تلفن
عناصر اصلی تشکیلدهنده تلفن عبارتنداز:
برخی مشخصات تلفنها:
1- NSR برای ایجاد فاصله زمانی کافی بین شمارهها در نمرهگیرهای جدید تعداد ایمپولزهای صادره از NSI به تعداد دو ایمپولز بیش از رقم موردنظر میباشد که این دو ایمپولز نبایستی بمدارهای بعدی متصل گردند برای این منظور کنتاکت NSR را بموازات کنتاکت NSI اتصال دادهاند این کنتاکت هنگام کار کنتاکت NSI همواره باز است و فقط در آخر کار دو ایمپولز اضافی NSI را اتصال کوتاه و حذف مینماید در طی این زمان چون چرخ فرمان هنوز بحالت آزاد خود باز نگشته است ما بین سری نمرات حداقل به اندازه دو ایمپولز فاصله زمانی بوجود آید که در صورت نمرهگیری عجولانه اشکالی در صحت ارتباطی پیش نمیآید.
2- نمرهگیری
هنگام نمرهگیری با گرداندن چرخ فرمان ابتدا کنتاکت NSA ما بین دو خط La,L1 را اتصال کوتاه میکند تا حداکثر جریان بتواند بدون مانع بگذرد پس از آنکه چرخ فرمان رها شد متناسب با رقم گرفته شده بوسیله کنتاکت NSI مدار جریان قطع و وصل میگردد و کنتاکت NSR نیز که در این هنگام باز است در آخر کار برای محو کردن دو ایمپولز اضافی بسته میشود پس از اینکه چرخ فرمان بجای خود بازگشت کنتاکت NSA را باز مینماید تا جریان تغذیه میکروفن مجدداً برقرار شود.
فرمت فایل : word(قابل ویرایش)
تعداد صفحات:143
فهرست مطالب:
عنوان صفحه
مقدمه 1
فصل اول
بخش اول تاریخچه روابط عمومی در جهان 4
بخش دوم تاریخ روابط عمومی در ایران 7
تعاریف : روابط عمومی 8
موقعیت ها و وظایف روابط عمومی 27
نتیجه گیری 30
فصل دوم
دانش و تکنولوژی در ارتباطات 31
مراحل تکامل ارتباطات انسانی 32
ارتباطات در روابط عمومی 33
مردمداری در دهکده جهانی 34
الف)ایجاد ، حفظ و تداوم اطلاعرسانی 36
ب)ایجاد ، حفظ و تداوم پاسخگویی 38
ج)ایجاد ، حفظ و تداوم تفاهم 39
ارتباطات میان فردی اثربخش 43
فصل سوم
انواع روابط انسان با محیط 49
آیین گفتگو 51
وجود ارتباط انسان با حیوانات 55
ارتباطات انسان با طبیعت 55
ارتباطات انسان با ماشین 56
فعالیت درون سازمانی برون سازمانی 57
از دیگر وظایف روابط عمومی 58
عنوان صفحه
مهمترین وظایف برون سازمانی 60
روابط عمومی 62
ویژگیهای کارشناس روابط عمومی در ارتباط مردمی 64
تبلیغات 65
ویژگیهای کارشناسی روابط عمومی در رسانه ها 67
مرزهای روابط عمومی و تحقیقات 68
فن آوری نوین در روابط عمومی 73
ویژگیهای برنامه ریزی صحیح در مدیریت زمان 78
آفتهای عدم برنامه ریزی در روابط عمومی 82
فصل چهارم
بخش اول : فنون و تکنیک دیداری 85
بخش دوم : فنون و تکنیک های شنیداری 91
منابع و مأخذ 101
مقدمه:
یکی از مشکلات روابط عمومی ها در کشورها ما فقدان منابع علمی و مکتوب در این حوزه می باشد از دیرباز و از زمانی که روابط عمومی عنوان یک رشته و حرفه در کشور ما متولد شد، به دلیل آن که تولد این حرفه جدید بر اساس نیازها و
زیر ساخت های موجود در کشور ما جوابگوی این نهاد اجتماعی نبود، ساز و کازهای مناسب هم برای توسعه و ارتقاء روابط عمومی ایجاد نشد ولی با گذشت زمان و ایجاد نیازهای جدید در جامعه در حال گذرا ایران نیاز به داشتن روابط عمومی های کارآمد بیش از پیش احساس شد. با سواد شدن درصد بیشتری از مردم، ایجاد تمایلات
تساوی طلبانه، بالا رفتن توقعات مردم از حکومت ها، گسترش وسایل ارتباط جمعی، اهمیت یافتن هرچه بیشتر افکار عمومی، رشد صنایع و شرکت های سهامی و ... از جمله این عوامل به شمار می روند.
عموماً شاهد آن هستیم که واژه روابط عمومی در نوشتار و گفتار سازمانها، مطبوعات و مردم به میان می آید، بدون آنکه اولا بدانند، روابط عمومی چیست؟ آیا علمی است، که مورد بررسی ها و پژوهشهای علمی قرار می گیرد و از علوم دیگر، مانند ریاضیات، فیزیک و... نیز بهره می برد و یا هنری است، که از خلاقیتها، ابداع ها و تکنیکهای جدید و جذاب بهره می برد و در ردیف هنرهای هفتگانه نامیده می شود. و ثانیاً چه تعریفی دارد؟ آیا آینه تمام نما، وکیل مدافع مدعی العموم، مغز اندیشمند، مشاور مدیر، چشم بینا، بازوی توانا، گوش شنوا مبلغ و اطلاع رسان، زبان گویا است. و ثالثاً از چه جایگاه و موقعیتی برخورد است؟ آیا واحد است یا اداره، در متن است یا حاشیه، اصلی است یا فرعی با واسطه است یا بی واسطه، واقعی است یا طفیلی.
از آنجایی که روابط عمومی ها در هر سازمان و یا دستگاه اجرایی، نه تنها هم سطح و هم طراز با بخشها و واحدهای دیگر هستند، بلکه باید از لحاظ موقعیت و جایگاه و عملکرد بر سایر بخشها توفق و اشراف داشته باشند؛ ولی متأسفانه در حال حاضر چنین نیست و این موضوع در ساختار همه دستگاهها بعنوان یک نقص و کاستی محسوب می شود. اساس این کاستی و ضعف به دو عامل اصلی باز می گردد:
اول:ضعف برداشت و عدم معرفت و خویشتن شناسی خود روابط عمومی ها.
می دانیم خویشتن شناسی سودمندترین دانشهاست و بی شک اگر یک روابط عمومی، تعریف جامع و کامل خود را بداند، جایگاه و مقام خود را بشناسد، با مسئولیت و وظابف خود آشنا و در اجرای آن کوشش کند حقیقتا به این کاستی و ضعف گرفتار نخواهد شد.
دوم:ضعف برداشت و عدم شناخت و آگاهی مدیران نسبت به روابط عمومی.
می دانیم وجود یک روابط عمومی علمی و کارآمد در یک ضرورتی اجتناب ناپذیر است، که در این میان خود مدیر باید بداند که بدون داشتن یک روابط عمومی فعال، قوی و توانمند قادر به انجام قسمت اعظم فعالیتها و نیل به اهداف خود نخواهد بود و مرحوم دکتر حمید نطقی- بنیانگذار روابط عمومی علمی در ایران- گفته است که: هر مدیریتی، سزاوار همان روابط عمومی است که دارد.
از آنجایی که موضوع آموزش از مهمترین عوامل مؤثر در توسعه کمی و کیفی فعالیتهای هر مجموعه است و بهره گیری درست و مناسب از آن، دستیابی به اهداف مورد نظر را تسهیل می کند. همچنین در ارتقاء سطح دانش و مهارت کارکنان هر دستگاه، اصلاح نگرش آنان نسبت به وظایف شان و ایجاد وفاق و همسویی در عملکرد آنان نقش بسزایی دارد.
بر آن شدیم با تهیه و تنظیم یک مجموعه آموزشی جامع و کامل و مکتوب، و ارائه آن به شکل کتاب که خود از فنون روابط عمومی محسوب می شود، گامی چند در راه آموزش روابط عمومی ها و شناساندن روابط عمومی به مدیران و کارکنان دستگاههای اجرایی برداریم.
آنچه فراروی شما است و به مطالعه آن خواهید پرداخت، حاصل مطالعا، تجارب و بهره برداری از کتب مختلف رشته روابط عمومی است.
بخش اول:تاریخچه روابط عمومی در جهان
کاربرد اصطلاح روابط عمومی (public relation) به معنای خاص برای اولین بار در سال 1897 در سالناه اداره اتحادیه راه آهن ایالات متحده آمریکا به چشم می خورد. ولی سابقه و تاریخ و تاریخ فعالیتهای مربوط به آن، به زمانهای بسیار دور و آغاز زندگی اجتماعی بشر باز می گردد.
به این صورت که کوشش در برقراری ارتباطات با توسل به وسایل ممکن و موجود را می توان در زمانهای قبل از تولد مسیح جستجو کرد. از آن جمله اقوام مختلف مثل: بابلیها و آشوریها در شرق میانه، یونانیها و رومسها در اروپای جنوبی، از فعالیت های روابط عمومی برخوردار بودند و ادامه این تاریخ تا به امروز ارائه کننده شواهد و علائم بارزی است که هریک نشانگر کوشش در برقراری ارتباطات و روابط عمومی است.
در گذشته های دور دولتها و سازمانهای تحت فرمانشان به صورتهای مختلف با مخاطبین و سرویس گیرندگان، ارتباط برقرار می نموده اند. اطلاع رسانی هم به صورتهای ابتدایی وجود داشته است که این هر دو به نوعی یک کار روابط عمومی محسوب می شود.
تغییر و تحول در روشهای ارتباطی به صورت مدرن و امروزی آن و در نتیجه تأسیس واحدها یا دفاتر روابط عمومی از کشور آمریکا شروع شد که طی شش مرحله
زمان بندی زیر موفقیت آمروزی خود را بدست آورده است.
از سال 1900 تا 1914 با رشد بسیار سریع واحدهای اقتصادی، تولیدی و بازرگانی
خصوصی چون راه آهن ها، بانکها، صنایع مفتی و معادن و آغاز مبارزه افکار عمومی بر علیه مقاصد سودجویانه آنان به طوری که در اثر آغاز این جنبش تعداد از شرکتهای بزرگ تجارتی و تولیدی به ورطه ورشکستگی سوق داده شدند. همین امر صاحبان صنایع و شرکتهای بزرگ تجارتی و تولیدی به ورطه ورشکستگی سوق داده شدند. همین امر صاحب صنایع و شرکتها را به فعالیتهای روابط عمومی جهت جلب افکار عامه متوجه کرد و در سال 1906 اولین شرکت خصوصی خدماتی تحت عنوان روابط عمومی توسط(آی وی لی) (I-V-Lee) که فارغ التحصیل دانشگاه پرینستون و خبرنگار روزنامه نیویورک ورلد(New York world) بود، ایجاد شد که این فرد را پدر روابط عمومی در آمریکا می نامند.
از سال 1914 تا 1918 به تدریج و به اقتباس از مؤسسه لی، سایر مؤسسات اقدام به تأسیس دفاتر روابط عمومی نمودند و نیز با کوشش دولت آمریکا جهت روشن کردن هدفهای شرکت در جنگ جهانی اول و جلب حمایت مردم به سوی مشارکت آمریکا در این جنگ، به این ترتیب کمیته اطلاعات عمومی تأسیس شد و توسط متخصصین روابط عمومی در مورد شرکت در جنگ، توسط سربازان و مردم مطالبی ارائه شد.
از سال 1918 تا 1929 به عنوان پس از جنگ و رشد بسیار وسیع واحدهای روابط عمومی بویژه در زمینه های اقتصادی و نیز تشکیل نخستین دوره آموزشی روابط عمومی در سال 1923 در دانشگاه نیویورک، که توسط(ادوارد. ال. برنیز) تدریس شد.
از سال 1929 تا 1939 که با رشد پیگیر، منظم و علمی روابط عمومی ها و اعمال
کوششهای فراوان جهت ایجاد توازن و هماهنگی بین منافع فردی و مصالح عامه صورت پذیرفت.
از سال 1939 تا 1945 و جنگ جهانی دوم که در این دوره در کنار کمیت اطلاعات عمومی، دولت اقدام به تأسیس ادراه اطلاعات جنگ کرد و هزاران منخصص روابط عمومی در سرتاسر امریکا در فعالیتهای عظیم اقتصادی اجتماعی اشتغال ورزیده و در زمینه های مختلف اقتصادی، سیاسی، مذهبی و آموزشی اقدامات مفیدی را به نفع مردم انجام دادند و برخورداری از روابط عمومی بجز در آمریکا در سایر کشورها چون انگلیس، آلمان، فرانسه، هلند و ... هم احساس گردید.
از سال 1945 تا کنون با گسترش بسیار روزافزون واحدهای روابط عمومی روبرو بوده است و همراه با آن کتابها و مطالب زیاد در زمینه روابط عمومی تألیف شده است. مؤسسات آموزشی روابط عمومی، سازمانهای سنجش افکار عمومی، انجمنها و
اتحادیه های روابط عمومی و بالاخره رشته های تحصیلی دانشگاهی روابط عمومی بوجود آمد و روابط عمومی در تمام جهان به عنوان یک امر ضروری مورد توجه قرار گرفت و همچنین نخستین انجمن روابط عمومی در آمریکا، در سال 1948 تشکیل گردید.
فرمت فایل : word(قابل ویرایش)
تعداد صفحات:45
فهرست مطالب:
مواد آلی
ساختمان سلول های زنده
پروتئین ها
آنزیمها
ئیدراتهای کربن
چربیها
اسیدهای نوکلئیک
اسید دزوکسی ریبونوکلیک
اسید ریبونوکلئیک
ویتامین ها
تنفس بی هوازی
چگونه بدن با بیماریها مبارزه می کند؟
موجودات بیماریزا
فاگوسیتها ولنفوسیتها .
ایمنی سازی ( ناگیرایی )
سیگار دشمن سلامتی
تولید مثل
تولید مثل در جانوران
سلول های زاینده
لقاح
رشد
تولید مثل در انسان
لقاح
حاملگی
بلوغ
رشد وکنترل جمعیت
کروموزوم ها وژن ها
آللها
ژنوتیپ و فنوتیپ
میوز
رشد و چرخه های حیاتی
میتوز
اندازه گیری رشد
اکولوژی
توالی، تغییر اکوسیستم
زنجیره های غذایی
سطوح تغذیه ای
شبکه های غذایی
چرخه های مواد در طبیعت
چرخه نیتروژن
چرخه آب
به هم خوردن چرخه ها
اثر گلخانه ای
اثر کودها
مواد آلی
ساختمان سلول های زنده از چهار گروه اصلی مولکول های آلی تشکیل شده است. پروتئین ها، ئیدراتهای کربن، چربیها واسیدهای نوکلئیک (هسته ای).
پروتئین ها: موادی هستند که سلول ها برای رشد ونگهداری از خود به آنها نیاز دارند این مواد از اتمهای کربن، هیدروژن، اکسیزن، نیتروزن وگوگرد تشکیل شده اند. پروتئینها مولکول های بزرگی هستند که از واحدهای کوچکتری که اسید آمینه نامیده می شوند ساخته شده اند.
گیاهان از محصولات فتوسنتز ومواد معدنی که از خاک می گیرند استفاده می کنند ومولکول های پروتئینی مورد نیاز خود را می سازند. جانوران ، گیاهان را می خورند وپروتئین های بدن آنها را به واحدهای سازنده شان یعنی اسیدهای آمینه می شکنند وسپس از این اسیدهای آمینه پروتئین های حیوانی را می سازند.
آنزیمها : مولکول های پروتئینی هستند که نقش کاتالیزور حیاتی را در بدن موجودات زنده ایفا می کنند آنزیمها سرعت انجام واکنش های شیمیایی را در بدن جانوران افزایش می دهند آنها به مولکول های اولیه می چسبند وباعث ترکیب شدن آنها با یکدیگر ویا تجزیه آنها به مولکول های ساده تری می شوند. در طی انجام واکنش چطور آنزیمها فعالیت می کنند. ساختمان آنزیم دست نخورده باقی می ماند بنابراین می تواند بارها وبارها در واکنش شرکت کنند البته عمل آنزیمها اختصاصی است وتنها در یک نوع واکنش شرکت می کنند آنزیمها به علت ساختمان خاصی که دارند در دما معینی قادر به فعالیت هستند.
ئیدراتهای کربن : مهمترین منبع انرزی هستند. آنها از اتمهای کربن، هیدروزن واکسیژن ساخته شده اند.
یکی از ساده ترین نیدراتهای کربن گلوکز است که در طی آن فرآیند فتوسنتز در گیاهان ساخته می شود. جانوران گلوکز را از گیاهان می گیرند وبوسیله تنفس سلولی از انرژی نهفته در آن استفاده می کنند جانوران وگیاهان گلوکزی را که مورد نیاز فوری آنها نیست در بدن خود ذخیره می کنند. گیاهان مولکولهای کوچک گلوکز را به هم متصل کرده، مولکول های نشاسته را می سازند.
در جانوران مولکول های گلوکز با هم ترکیب شده وگلیکوژن را تشکیل می دهند هم نشاسته وهم گلیکوژن در هنگام نیاز به انرژی می شکنند وبه مولکول های گلوکز تبدیل می شوند.
سلولز نیدرات کربن دیواره سلول های گیاهی است. پستانداران نمی توانند این ماده را در بدن خود هضم کنند، اما وجود آن برای حرکت مواد غذایی در طول لوله گوارش آنها بسیار مهم وضروری است.
چربیها : منابع غنی از انرژی هستند که پس از مصرف شدن نیدراتهای کربن سلول از آنها برای به دست آوردن انرژی استفاده می کند. پستانداران برای گرم نگه داشتن خود مقداری چربی را در زیر پوست خود ذخیره می کنند . هر مولکول چربی از اتصال سه مولکول اسید چرب به یک مولکول گلیسرول به وجو.د می آید. مولکول های اسید چرب رشته های طویلی از اتمهای کربن هستند که به مولکول های هیدروژن اتصال دارند.
اسیدهای نوکلئیک :مولکول هایی هستند که اولین بار در هسته سلول ها یافت شدند آنها شامل دو دسته اند:
اسید دزوکسی ریبونوکلیک :مولکولی است که از دو رشته طویل بهم پیچ خورده تشکیل شده است واطلاعات ژنتیکی موجودات به صورت کدهایی روی آن ذخیره شده است.
اسید ریبونوکلئیک : مولکول تک رشته ای است که از اطلاعات دزوکسی ریبونوکلئیک نسخه برداری شده واز هسته به سیتوپلاسم که محل ساخته شدن پروتئین ها از اسیدهای آمینه هستند آورده می شود.
ویتامین ها :ترکیبات آلی هستند که به مقدار بسیار کم مورد نیاز موجودات زنده هستند. ویتامینها دو دسته اند: محلول در آب ومحلول در چربی.
تنفس بی هوازی :بسیاری از سلول ها وموجودات کوچک بدون وجود اکسیژن هم قادر به تنفس وتولید انرژی هستند. به این موجودات بیهوازی وبه عمل آنها تنفس بی هوازی می گویند. تنفس بی هوازی بازده کمتری از نظر تولید انرژی دارد زیرا در این فرآیند گلوکز به طور کامل شکسته نمی شود.با توجه به اینکه تنفس بی هوازی به روش های متفاوتی انجام می شود. محصولات آن بسیار متنوع است. جانداران بیهوازی بوسیله تنفس انرژی وماده ای به نام اسید لاکتیک تولید می کنند.
در بدن انسان هنگام انجام فعالیتهای سخت بدنی ونیاز شدید ماهیچه ها به انرژی وعدم دسترسی کافی به اکسیژن این فرآیند رخ می دهد. اسید لاکتیک تا حدودی سمی است وباعث گرفتگی عضلات می شود بلافاصله بعد از فعالیت اسید لاکتیک با اکسیزن ترکیب شده ودی اکسید کربن وآب تولید می کند به این عمل باز پرداخت بدهی اکسیژن اطلاق می شود. مخمر آبجو با تنفس بیهوازی دی اکسید کربن والکل تولید می کند به این فرآیند تخمیر الکلی می گویند.