
برای دانلود کل پاورپوینت از لینک زیر استفاده کنید.

مقدمه
خانواده برای همهی ما مفهومی آشناست و بیشتر افراد خود را عضو یک یا چند خانواده میدانند اما مدام با تصویر نوع خاص از خانواده شبیه آن چه روی قوطی یا پاکت محصولات غذائی نقش بسته است بمباران میشویم شوهری در رأس، همراه با فرزندان و همسری خوشرو. این شکل از خانواده به تدریج در ذهن یکایک ما به منزلهی شکل عادی، طبیعی، و اجتنابناپذیر جا افتاده است اما واقعیت این است که در بریتانیا در هر زمان از هر بیست خانوار فقط یکی چنین شکلی دارد یعنی از پدری شاغل، مادری خانهدار و وابسته و دو فرزند تشکیل میشود. بنابراین باید میان «خانواده» به معنای گروهی خویشاوند و «خانوار» که اصطلاحی تخصصی به معنای مجموعهی افراد ساکن در یک خانه اعم از خویشاوند یا غیرخویشاوند است تمایز قائل شد. هنگام بحث از «خانواده» در تبلیغات، خانهسازی، و خدمات اجتماعی غالباً واحدی که مفروض گرفته میشود خانوادهی هستهئی (یا همان خانوادهی معیار) است و در این کتاب نیز منظور ما از خانواده همین معناست. اما این تصویر از سویی آرمانی است، یعنی شکلی آرمانی از خانوادهی خوشبخت که اغلب با واقعیت تطبیق نمیکند، و از سوی دیگر تصویری خنثی نیست بلکه با نوعی ارزشگذاری همراه است.
سیاستمداران برای خانواده اهمیت بسیار قائلاند. هر دو حزب سیاسی عمده حمایت خود را از خانواده ابراز کرده و اظهار داشتهاند که سیاستهای دولت باید در جهت تقویت خانواده باشد .حزب محافظهکار از زمان پیروزی در انتخابات سال 1979 تا به حال همواره به تأکید خود را «حزب خانواده» نامیده و گفته است که باید مردم را از انتخاب دیگر شیوههای زندگی نظر هم خانگی (زندگی مشترک زن و مرد بدون ازدواج) یا هم جنسگرایی بازداشت. هر دو حزب مدافع خانوادهی هستهئی مردسالار و سنتیاند که پدر را مسئول تعیین و به اجرا درآوردن معیارهای رفتاری میداند در این نوع خانواده فرض براین است که کارها براساس جنسیت تقسیم میشوند به صورتی که مرد مسئول اصلی کسب درآمد و زن مسئول مراقبت از «نان آور» و فرزندان است این تصویر به منزلهی تصویر آرمانی خانواده در میان مردم بریتانیا هواداران بسیار دارد از اینرو شکلهای دیگر مانند خانوادهی تک سرپرست، خانوادهی گسترده، یا خانوادهی دوباره شکل گرفته با وجود رواج روز افزون شکل عادی یا دلخواه به حساب نمیآیند. در حقیقت باید گفت که غالباً این نوع خانوادهها که پدر هیچ کنترلی در امور آن ندارد علت بسیاری از مشکلات اجتماعی به ویژه جنایت، بزهکاری نوجوانان، و استنکاف افراد از انجام وظایف اقتصادی و اجتماعی قلمداد میشود.

بی شک اسلام ، اولین مکتبى است که زن را به عنوان مسئله ی مهم زندگى و متمّم حیات انسانى در مسائل اجتماعى و اخلاقى و قانونى خود جا داده است.[i] درست در همان موقعى که دنیا در آتش جهل و ستم مىسوخت، و جوامع مختلف بشرى گرفتار انحرافهاى گوناگون بودهاند، گروهى از افراد زن را معبود خویش و جمعى او را حیوانى مىپنداشتند و هر گونه تعدّى را بر او روا مىداشتند؛ پیامبر گرامى اسلام صلىاللهعلیهوآلهوسلم براى خاتمه بخشیدن به انحرافها، کجىها و کجروىها، پندارهاى غلط و و تجاوزات از جانب خداوند متعال مبعوث شد. بر روى غلط هاى بشرى خط بطلان کشید و راههاى فضیلت و رستگارى را به او نشان داد.[ii]
خداوند ، حضرت محمد صلىاللهعلیهوآلهوسلم را در روزگارى مبعوث نمود که جهان بشریت دستخوش تیرگىها و سقوط بود، و در دریاى حیرت و سرگردانى دست و پا مىزد؛ در چنین زمانى بود که ظهور اسلام بسان باران نیروبخش بهار ، زمین عبوس بشریت را خرم و شاداب ساخت، و یوغها و زنجیرها را از گردنها و دست و پا برداشت و تجاوزات و خرافات را چون دزدان صبح شده رسوا گردانید و عقلها و استعدادها و تفکرات زندانى شده را با شکوهى خاص از زندان آزاد کرد، طومار جاهلیت را درید و این حقیقت را به دنیاى بشرى اعلام داشت که زن و مرد، از نظر دارا بودن روح کامل انسانى و روح باقى براى حشر و نشر در قیامت، مساوى هستند، و هر دو، به کردارهاى زشت و زیباى خود کیفر یا پاداش داده مىشوند و به همان نیّت که مردان جزئى از پیکر جامعه ی انسانى محسوب مىشوند زنان نیز چنین هستند. [iii]
[i] قرآن و مقام زن، سید على کمالى، تهران، اسوه، (وابسته به سازمان حج و اوقاف و امور خیریه)، 1371 ،ص 26.
[iii] همان.

در این تحقیق می خوانیم :
چکیده: اعتقاد به معاد و زندگى پس از مرگ، از موضوعاتى است که همواره بین پیروان ادیان و مذاهب، مورد بحث بوده است و همواره عده اى مخالف و عده اى موافق چنین آموزه اى بوده اند. در مقاله سعى کرده ایم اعتقاد به معاد را در عصر جاهلیت بررسى، و با آوردن شواهد تاریخى، قرآنى و ادبى (اشعار جاهلى) ثابت کنیم که آموزه «معاد» و زنده شدن پس از مرگ در ذهن بیشتر مردم عصر جاهلیت وجود نداشت، گرچه برخى از آنان به این آموزه معتقد بودند. در پایان نیز با بررسى سه فرقه «دهریه»، «زنادقه» و «البُلْیه»، که در عصر جاهلى وجود داشتند و با آموزه معاد مرتبط بودند، به این نتیجه مى رسیم که نه تنها جریان غالب در عصر جاهلیت عدم اعتقاد به معاد بود، بلکه در موارد متعدد، با پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله) نیز در این باره به مجادله مى پرداختند.
«جاهلیت» از «ج هـ. ل» است و جهل در مقابل علم. بدین روى، بسیارى از محققان اسلامى بر اساس مفاهیم قرآنى، «جاهلیت» را دوره جهل به خداى راستین و دین حق دانسته اند; اما گلدزیهر، ایزوتسو و برخى دیگر، «جهل» را در مقابل «حلم» (عقل) و «جاهلیت» را در مقابل «اسلام» قرار داده و گفته اند: در جاهلیت، «ارباب» داشتند، ولى اسلام بر اساس بینش توحیدى خود، رو
به «رب» آورد و به جاى وثنى مذهب بودن، توحید را مطرح کرد.
اما در اصطلاح تاریخ اسلامى، «جاهلیت» عصر پیش از اسلام ـ از زمان حضرت عیسى(علیه السلام) تا پیامبر خاتم(صلى الله علیه وآله) ـ را گویند و مردمان آن اعرابى بودند که پیش از اسلام در جزیرة العرب زندگى مى کردند و جاهل به «اللّه» بودند. این تعریف شامل قبایلى مانند «عدنانیان» در حجاز، «قحطانیان» در یمن، «عرب بائده» مثل عاد، ثمود و طَسَم و جماعت وثنى مذهب در وسط جزیرة العرب، اعراب یهودى در یمن، وادى القرى، خیبر و یثرب، مسیحیان در شام و حجاز، «صائبان» در حران، و زرتشتیان در بحرین مى شود. این واژه داراى معنایى وسیع است و بر تمام این اعراب، «عرب جاهلى» اطلاق مى شود.
قرآن در چهار مورد، به جاهلیت و آداب آن اشاره مى کند: (ظَنَّ الْجاهِلیّة) (آل عمران: 154); (حُکْم الجاهلیة)(مائده: 50); (تَبَرُّجَ الجاهلیة)(احزاب: 33); (حَمِیَّة الجاهلیّة)(فتح: 26) و گاه برخى از آداب عصر جاهلى را برمى شمرد; مانند: تغییر ماه هاى حرام،2«رَفَث» (جماع) و «فسوق» (دشنام و دروغ) و «جدال» در ایام حج،3 فخر فروشى،4 ازدواج با همسران پدران خود،5 به ارث بردن زنان،6 شرک، نیکى نکردن به پدر و مادر و کشتن فرزندان از بیم فقر،7 زنا،8 واداشتن کنیزان به زنا (بغى)،9 زنده به گور کردن دختران،10 مى گسارى،11 رباخوارى،12 قمار،13 تحقیر زن،14 مقدّس دانستن برخى حیوانات،15 و انکار معاد.16 البته این آداب در اشعار جاهلى و نقل مورّخان تاریخ هم آمده است.
برای دانلود متن کامل تحقیق به لینک زیر مراجعه کنید.
